مرتضی مؤدبپور (م. مودب پور) از نویسندگان كتابهاي پرفروش ایرانی است. وی نویسندگی حرفهای خود را حدودا از سال ۱۳۷۸ و با رمان پریچهر آغاز کرد. .از این نویسنده تاکنون 9 اثر داستانی منتشر شدهاست
یه چیزی تو مایه های آب دوغ خیار که یکی هم توش کار خرابی کنه مناسب برای مغزهای در حد آمیب ( اونایی که این کتاب رو شاهکار میدونن ببخشن( مناسب برای خنده نویسنده 2 دقیقه وقت گذاشته تا هم چین جوکی رو سرهم کنه فاقد هرگونه ارزش حتی ضد ارزش مناسب برای وقتایی که فقط میخوای یه چیزی بخونی که خونده باشی به زحمت جلوی خودمو تو مدرسه میگرفتم که نخندم وقتی بعضی ها میگفتن که ما با این کتاب گریه کردیم کلا یه چیزی تو مایه های مزخرف هست مناسب برای از بین بردن و به لجن کشیدن مقوله ای به نام ادبیات ننگ بر اون کسی که به این بگه کتاب به اونیم که نوشتتش بگه نویسنده ای ی ی ی ی ی اصلا یادم افتاد فشارم رفت بالا
يه كتابايي هستن كه وقتي ازشون ميگذره و يادت مياد خونديشون، خوشحال كه نميشي هيچي! حتي برات خجالت آوره! اما خوبيش اينه كه ميتونم خودمو اينطوري توجيه كنم كه زمان خوندنش طفلي بيش نبودم و كتاب از بچه هاي فاميل ميگرفتم و ميخوندم!! ولي واسه اين روزا، تو رو خدا ديگه كسي اشتباه ما رو تكرار نكنه!
در تمام کتابهای مودب پور یک شخصییت مثبت داریم که اهل هیچ جیز نیست و پسر دوم که در هر صورت یا همسایه یا همکلاس یا فامیل شخص اول بسیار شیطان شاداب و خوشرو جذاب و با تمامی امکانات!! و در طول داستانهایش پسر مثبت با دختری دردمند از هر نوع آشنا میشود و دومی ناگهان عاشق میشود آنهم عاشق کسی که انتظار نمیرود...در تمام کتابهایش از یک یا دو درد اجتماعی سخن میکوید که من بیشتر کتابهاشو بخاطر همین اصل دوست دارم..در مل رمان هایش جامعه روز را نشان میدهد اما مینوانست غنی تر و قئی تر بنویسد که اگر اینگونه بود در زمره کتابهای ماندگار و شاهار کیرفت نه رمانهای عاشقانه متوسط..البته به نظرم اندکی از متوسط بهتر هست اما خب شاید در رده نوسنده های رمان نویس خوب ما قرار نمیگیرد...سر انجام همه کتابهایش نیز ناکامی این دو پسر است!!!چه حیف!اما طنزهایش آدم را از همه آن غم کتاب در میاورد..
توی دوران نوجوونی این کتاب رو خوندم و به نظرم خوب بود، چون به حال و هوای اون سن و سال میخورد. بعد که یه کتاب دیگه ازش خوندم، فکر میکنم « گندم» بود و دیدم که دقیقا داستانش مثل «پریچهر» هست و فقط بعضی جزئیات عوض شدن، نظرم کلا نسبت به این نویسنده عوض شد.
چند سال بعد، دختر عموم که دو سال از من بزرگتر بود، یه کتاب دیگه ش رو معرفی کرد که بخونم و گفت که خیلی باحاله. با توجه به دو کتاب قبلی که ازش خونده بودم، داستان احتمالی رو براش گفتم و اون هم متعجب، تایید کرد و سوال بود براش که چطوری فهمیدم داستان رو! و من هم براش قضیه رو توضیح دادم.
از اون موقع بود که تصمیم گرفتم دیگه سمت چنین کتابایی نرم
یکی از رمان های همون همیشگی!!! مودب پور که یه قالب داره فقط اسم هارو عوض میکنه و بدبختی این سری و د برو که رفتی کتاب های مودب پور رو تو نوجوونی خوندم و همون موقه هم به نظرم چیز های خوبی نبودن و فقط برای وقت گذرونی میخوندم و ارزو میکنم که کاش چیزهای بهتری پیدا میکردم برای خوندن
رمان پریچهر داستان شخصیتهای متفاوتیه که بهمبرخورد میکنن و داستان زندگیشون رو میگن،فوق العاده غمگینه و تکتک داستانهایی که میخونی فراموش نشدنی هستن... پریچهر زن بافندهایه که نزدیک شاهچراغ میشینیه و همونجا زندگی میکنه و وسایلش رو میفروشه. دوتا پسر به اسم هومن و فرهاد میبیننش و بعد پرسیدن سوالهایی ازش باعث میشن پریچهرخانم داستان غمگین و پر از فراز و نشیبش رو تعریف کنه. همین بین اتفاقایی برای فرهاد و هومن هم میوفته،و مجموعش میشه این کتاب...
وای، همه تو نقداشون اشاره کردن که دوران جاهلیت خوندن این کتابو، منم لازم دونستم باشون همصدا شم :))) دلم نمیاد حتی یه ستاره هم بش بدم :))) قسمت ناراحت کنندش اینه که فقطم این نبود. تقریبا تمام کتاباشو خوندم :)))
awfull... 1ki az ketabasho ke khoondin yani hamsho khoondin.... 1ki baraye hame hame baraye hichi.... man vaghean nemido0nam hadafesho0n az negareshe in khozaballat chie... ya mardomo chi farz kardan...
مودب پور فقط یه مسئله رو تو تموم کتاباش تکرار میکنه همه شبیه همند.تو همه داستانا دوتا شخصیت هستند یکی شوخ و یکی خجالتی که گرفتار یه عشق نافرجام میشن.برای کسایی که تازه کتاب خوندن رو شروع کردن بد نیست اما در کل کتاباش آبکیِ.بیشتر به درد نوجوونا میخوره.
اصلی ترین ویژگی قلم مودب پور اینه که خواننده رو عمیقا با داستان و شخصیت ها درگیر میکنه. به طوری که تا مدت ها نمی تونیم ذهنمون را از مشغولیت به زندگی آدمای داستان بیرون بیاریم. مودب پور طی رمان هاش ثابت کرده که زیر پوست شهر رو به خوبی میشناسه و از طرفی هم قدرت زیادی در جذاب نوشتن داره. کافیه رمان رو از دریچه ای غیر از کتاب های زرد فارسی نگاه کنیم. اونوقته که اوج نگاه اجتماعی نویسنده رو درک می کنیم.
نظر خاصی در مورد کارهای مودب پور ندارم!چون بیشتر به درد کتابخوانان نوپا می خورد.من بار معنایی و پیامی در کتابهای مودب پور پیدا نمی کنم.چون در تمام کتابهایش شخصیتها تکرار می شوند.اما این کتاب به نسبت از کتابهای بعدی قویتر است.
من این کتاب رو در عنفوان بلوغ خوندم .دختری ۱۵ ساله با سطح بالایی از هورمونها.نمیتونم بگم بخونین و نمیتونم بگم نخونین .کتاب رسما عامه پسنده .منتها خیلی از افراد از جمله خود من از همین عامه پسندها شروع کردند و حرفه ای خون شدند .البته خیلی هانیز هستند که از اول با هستی و زمان هایدگر اغاز کردند.در ۳کیلومتری من هیچ کس از جمله پدر و مادر یا اقوام یا دوست نزدیک ،فرد کتابخونی نبود فلذا راهنمایی در زمینهی اینکه چه بخونم یا چه کتابی خوب هست، نداشتم .سیکل را گرفته و اماده ورود به جهان بزرگان بودم و تابستان ۸۱ را با خوندن کتابهای مودب پور و فهیمه رحیمی گذروندم .اگر نوجوون در اطراف تون دارید که کتاب دوست هست بسیار به او وقعی بنهید و برایش چراغ روشنی باشید در جهت انتخاب کتاب درست.
خب در اینکه این یه «مزخرف» واقعی بوده هیچ شکی نیست!...ولی توی یه سن و سالی خوندن این مزخرفات سرگرم کننده بود و خوش میگذشت!...خب خوبه دیگه همین که موقع خوندنش با فضای نوجوونی بهم خوش گذشته بسه!...وارد جزییات و ارزش های ادبی نشین واسه م.مودب پور و اون اعتمادی و از این قبیل چرندنویسا بهتره!...ولی اگه الان که اینم میخونی سیزده چهارده سالته و حرف امثال من نمیره تو گوشت که نخون!...لا اقل الکترونیکیشو بخون اگرم خواستی بخونی!....
دوران 13_14 سالگی اين رمان رو خوندم.هنوزم دارم افسوس وقت از دسته رفته اون زمان رو ميخورم.انقدر نويسنده سطحی و پوچ.کاش قبل از دست بردن به قلم چند رمان خوب ميخوند.تا درک درستی از ادبيات داستانی دستش بياد.