زمانى که آنتونیو گرامشى در ۸ نوامبر ۱۹۲۶ در رم دستگیر شد، همسرش یولیا تازه فرزند دومشان را به دنیا آورده بود. گرامشى در زمان دستگیرى نمایندهى حزب کمونیست ایتالیا بود و دستگیرى او و شمارى از همکاراناش با نقض مصونیت پارلمانى آنها انجام شد که گام تازهاى در تحمیل حکومت فاشیستى در ایتالیا شمرده مىشد ...
چندین ماه بعد او را به میلان منتقل کردند تا در دادگاه ویژهى دفاع از کشور به محکومیتاش رسیدگى شود. محاکمهى گرامشى در این دادگاه بیش از یک سال، تا اواخر مه ۱۹۲۸، به درازا کشید و در ۴ ژوئن همان سال به بیست سال زندان محکوم شد ... در همین دوران انتظار براى محاکمه در میلان بود که گرامشى طرح نخست خود را براى آنچه دفترهاى زندان نام گرفت شکل داد ... با این همه، مدتى طول کشید تا این یا هر طرحى را دربارهى کار فکرى به بوتهى عمل گذارد.
در ۸ فوریهى ۱۹۲۹ کار را بر روى نخستین دفترش آغاز کرد ... آن شکل از تولید فرهنگى که گرامشى در دفترها بیشترین توجه خود را معطوف به آن کرد ادبیات است. با این همه، ادبیات نه در قالب آثار عظیم ابدى، بلکه اغلب در بستر قرائت و جذب آن در فرهنگها و تاریخچههاى ویژه به تصویر کشیده مىشود. اما چشمگیرتر از دستاندازىهاى گاهوبىگاهش به جهان ادبیات تراز اول و تحقیق ادبىاش، درگیرى پىگیرانهاش با ادبیات عامهپسند، تولید و اشاعهى آن بود. رویکرد او تاریخى بود و همیشه مىکوشید تا تولید ادبى را به فرایند تاریخى مربوط کند که آن را تولید کرده و در آن سهیم بوده است. همچنین این رویکرد سیاسى بود، تا حدى که در سراسر تأملاتاش دربارهى ادبیات حضور داشت و فرهنگ رشتهى پنهان مسئلهى سیاسى ناگفتهاى بود ...
در اواخر سال ۱۹۳۲، حکم گرامشى از بیست سال به دوازده سال تخفیف یافت ... سرانجام، در آوریل ۱۹۳۷، محکومیت زندانش پایان یافت؛ اما در ۲۵ آوریل دچار خونریزى مغزى شد و دو روز بعد مرد.
Antonio Francesco Gramsci was an Italian Marxist philosopher, linguist, journalist, writer, and politician. He wrote on philosophy, political theory, sociology, history, and linguistics. He was a founding member and one-time leader of the Italian Communist Party. A vocal critic of Benito Mussolini and fascism, he was imprisoned in 1926, where he remained until his death in 1937.
During his imprisonment, Gramsci wrote more than 30 notebooks and 3,000 pages of history and analysis. His Prison Notebooks are considered a highly original contribution to 20th-century political theory. Gramsci drew insights from varying sources — not only other Marxists but also thinkers such as Niccolò Machiavelli, Vilfredo Pareto, Georges Sorel, and Benedetto Croce. The notebooks cover a wide range of topics, including the history of Italy and Italian nationalism, the French Revolution, fascism, Taylorism and Fordism, civil society, the state, historical materialism, folklore, religion, and high and popular culture. Gramsci is best known for his theory of cultural hegemony, which describes how the state and ruling capitalist class — the bourgeoisie — use cultural institutions to maintain wealth and power in capitalist societies. In Gramsci's view, the bourgeoisie develops a hegemonic culture using ideology rather than violence, economic force, or coercion. He also attempted to break from the economic determinism of orthodox Marxist thought, and so is sometimes described as a neo-Marxist. He held a humanistic understanding of Marxism, seeing it as a philosophy of praxis and an absolute historicism that transcends traditional materialism and traditional idealism.
بخش اعظم کتاب از میان یادداشتهای زندان گرامشی انتخاب شده است. یادداشتهایی که به شکل بخشهای کوتاه با موضوعات مختلف نوشته شدهاند. ترجمه روان، همراه با زبان شیوا و نه چندان پیچیده متن، تجربه مطالعه را به تجربهای دلنشین تبدیل کرده است، البته با ذکر این نکته که خاصبودگی بعضی از یادداشتها که در رابطه با شرایط دوره تاریخی خاصی از ایتالیا نوشته شده، با وجود اسامی شخصیتها و روزنامههای ایتالیایی ممکن است برای یک خواننده عادی بیاطلاع از تاریخ ایتالیا چون من، کسلکننده باشد. اما بیشتر یادداشتها با وجود اینکه در زمینه تاریخی خاصی نوشته شدهاند، حاوی درسهای ارزشمندی برای ما و زمانه ما هستند.
گرامشی اگرچه نقش بسیار مهمی برای روشنفکران، در جهت افزایش آگاهی تودههای مردم قائل است، اما معتقد است که ایفای این نقش نمیتواند شکل «حمایت پدرانه»، یا «آموزش یک بزرگسال به کودکان» را به خود بگیرد. بلکه مستلزم فرآیند پویاتری از رابطه متقابل میان روشنفکران و توده مردم است. طنین این اندیشه گرامشی در بخشهای زیادی از کتاب به گوش میرسد.
نکته جالب توجه دیگر، تأکید گرامشی بر بسترهای فرهنگی است که هنر از دل آن زاده میشود. به عنوان مثال، اگر تولیدات ادبی در یک فرهنگ دچار سترونی شود، و یا تحت هژمونی فرهنگ خارجی قرار گیرد، راهحل از دید گرامشی نقد بیرحمانه سنت و تلاش برای زایش فرهنگی نو است که از دل آن هنر و ادبیات نو زاده میشود. این همان چیزی است که دقیقا عکس آن را بومیگرایان یا مدافعان علوم اسلامی در ایران انجام میدهند!
A fascinating look at how dialectical materialism can be applied to culture, and how this approach can be used towards the goal of creating a new working class hegemony.