Jump to ratings and reviews
Rate this book

صورتک‌ها،‌ طلب آمرزش

Rate this book
مشخصات نشر: اصفهان، صادق هدایت، ۱۳۸۴

39 pages, Paperback

First published April 1, 2005

Loading...
Loading...

About the author

صادق هدایت

141 books53 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
101 (20%)
4 stars
174 (34%)
3 stars
162 (32%)
2 stars
51 (10%)
1 star
14 (2%)
Displaying 1 - 30 of 46 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,432 reviews1,161 followers
January 15, 2019
‎دوستانِ گرانقدر، این کتاب از دو داستانِ زیبا به قلمِ زنده یاد «صادق هدایت» تشکیل شده است
---------------------------------------------
‎داستانِ اول یعنی "صورتک ها"، در موردِ مردی به نامِ «منوچهر» است که دیوانه وار عاشقِ زنی به نامِ «خجسته» شده است ... خواهرِ منوچهر، عکسی را به او نشان میدهد که در آن عکس خجسته، مست در آغوشِ «ابوالفتح» که گویا پسرخالهٔ او بوده، خوابیده است
‎این موضوع منوچهر را به فکرِ انتقام از عشقش می اندازد
‎عزیزانم، بهتر است خودتان این داستان را بخوانید و از سرنوشتِ اندوهناکِ «منوچهر» و «خجسته»، آگاه شوید
********************************
‎داستانِ دوم در موردِ یکسری بی شرف و عرب پرستِ کثیف است که هزار کثافت کاری کرده اند و حتی یکیشان دو بچهٔ نوزاد را با سنجاقِ سرش کشته است و سنجاقش را در مغزِ نوزادان فرو میکرده است... بقیه نیز به نحوی قتل و دزدی و کشتار کرده اند، ولی به کربلا و به زیارتِ "حسین بن علیِ تازی" رفته اند .. این از حیوان پست ترها بر این باورِ ابلهانه میباشند که با آغازِ نیت برایِ سفر به کربلا، گناهانشان پاک میشود!! و حالا قرار است این امامِ تازی، شفاعتِ آنها را نزدِ بتِ «اللهِ اکبر»، انجام دهد
‎البته عزیزانم از این عرب پرست هایِ کثیف و نادان در سرزمینمان بسیار دیده میشود.. این تازی پرستانِ بی ریشه و بیخرد، سرزمینمان را همچون سرزمینِ "حسینِ تازی" و پدرانِ بیابانی اش، به فاضلاب کشانده اند و هر جنایتی میکنند و سپس همچون سگ به پایِ ضریحِ امامانِ بیابانی و تازی می افتند تا گناهان و اشتباهاتِ ضدِ انسانیِ خویش را پاک کنند و جالب است که خود را سگِ درگاهِ فلان تازی مینامند! و حیف از نامِ سگ، که این حیوان، چه موجودِ دوست داشتی و وفادار است
---------------------------------------------
‎یادِ صادقِ هدایت زنده و گرامی باد
‎امیدوارم از خواندنِ این کتاب لذت ببرید
‎«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for Mostafa.
447 reviews51 followers
July 6, 2022
3.8 stars
در داستان کوتاه طلب آمرزش ، هدایت به نگاه مذهبی و دینی برخاسته از جهل و نادانی مردم جامعه اش اشاره می کند... او می گوید که مردمان متدین خطرناک ترین نوع انسان هستند چون امید دارند هر گونه جنایتی که کردند با توسل به امامان شیعه و انجام مناسک دینی مورد عفو قرار بگیرند... یکی قتل میکند دیگری سرقت و هر دو آنها امید به بخشش دارند
تولستوی می گوید بزرگترین گناه بشر ، جهل و نادانیست
حال انسانی را تصور کنید که با انجام و تمسک به مناسک و مراسم می تواند خودش را در محکمه وجدان تبرئه کند... متاسفانه و علی رعم تاکیدات ادیان ، پیروان آنها به هیچ عنوان از ملکه عقل بهره نمی برند و در این میان سوداگرانی هستند که از جهالت مردم منافع مادی و غیر مادی می برند
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
داستان صورتک ،نقد بخشی کوچکی از جامعه متمول ایران در حوالی دهه ۳۰ شمسی هست... جامعه ایران که گرفتار بین سنت و مدرنیته هست... منوچهر که خانواده سنتی دارد، همه چیز دوست دختر سابقش را در خجسته می بیند و خجسته را دوست دارد چون شبیه ماگ( دوست دختر سابق) است او خجسته را برای اینکه خودش است نمی خواهد او را می خواهد چون یادآور ماگ است برای او... بعد از اینکه منوچهر متوجه خیانت خجسته می شود، چون در خانواده سنتی بزرگ شده نمی تواند این موضوع را برای خودش حل کند از یک طرف دلبسته به اوست ( چون فقط خجسته هست که او را یاد ماگ می اندازد ) و از طرفی اعتقادات و سنت های حاکم بر جامعه او این رفتار و تایید آن را نمی پذیرد....
خجسته دختریست که از سنت عبور کرده و همواره دنبال تجدد و سبک زندگی متفاوتی از دیگران است... عشق ماشین سواریست و به اصطلاح امروزی دوردور کردن در خیابان های بالا شهر.... او دختریست که در لحظه زندگی میکند با سنت ها میانه ای ندارد و حتی وقتی که منوچهر به او میگوید که او را دوست دارد چون یاداور دوست دختر قبلی اش است، می گوید " چرا سر حرف های پوچ وقتمان را تلف کنیم """ر
آنها صادقانه ترین حرف های عمرشان را زمانی می زنند که صورتک بر چهره دارند و گویی در تمام عمر هنگامی که نقاب بر چهره نداشتند نقش بازی می کردند و هیچ یک خودش نبود..... در جایی خجسته می گوید "" ایا ممکن است که دو نفر ولو دو دقیقه هم باشد صاف و پوست کنده همه احساسات و افکار خودشان را بهم بگویند؟""" منوچهر نمی تواند مسئله اش را حل کند او هنوز آنقدر متفکر و دانا نیست که بتواند با این چالش مواجه شود به خاطر همین به دنبال پاک کردن صورت مسئله می رود
Profile Image for Paria:D.
46 reviews26 followers
November 29, 2016
صورتك ها
از پشت صورتك بهتر ميتوان راست گفت. اين است حكايت اين روزهايمان...رفتار هيچ كداممان بازتاب فكر و خيال واقعي مان نيست. ما همگي بازيگران قهاري هستيم كه هنوز كارگرداني كشفمان نكرده است. در فضاي مجازي عاشق بهتري هستيم، در جلوي ديگران متواضع و در پشت سر خنجر زن! صورتك هاي رنگارنگ كه به هم دهن كجي ميكنند. به راستي آيا در اين ميان، ساده دلي بي خبر از قوانين بازي، جان سالم به در خواهد برد يا محكوم است به درّيدن و يا درّيده شدن؟

از روزي كه منوچهر با خجسته آشنا شده بود، او را به طرز وحشيانه اي دوست داشت؛ به طرز وحشيانه اي...
به طرز وححححشييييانه اي!!!!! اما عشق او نيز ريايي بيش نبود. يك موهوم از موهومي ديگر...
به عشق هاي صورتكي اعتماد نكنيد!


طلب آمرزش
جاي هيج صحبتي باقي نمي ماند. چه بگويم كه زبان قاصر است و در كلمات نميگنجد. تاثيرگذارترين و تاسف برانگيزترين داستان هدايت كه شرح فاجعه اي است كه حالا حالاها خيال ندارد دست از سرمان بردارد. به ياد جمله اي از كتاب جنگ و صلح مي افتم: " اگر دين و مذهب نتوانند به ارضاي تمايلات انساني بپردازند، پس براي چه بوجود آمده اند؟"

لذت گوش دادن به فايل صوتي كتاب:)
Profile Image for Amin.
421 reviews452 followers
July 15, 2026
طلب آمرزش داستان خوبی است. یعنی انگار آقاخان کرمانی و آخوندزاده با هم ترکیب شده‌اند تا کریتکاهایی را به سبک داستانی عرضه کنند. نقد اندیشه‌هایی که به باورهای عوامانه درباره دین و خرافات و آفت‌هایش برای زندگی برمی‌گردد و نقطه آغازین یعنی بیهوده بودن سفر دشوار زیارتی و تصویرسازی آن نمونه روشنی از نقدهای کرمانی است، تا برسیم به عقاید و خرافاتی ضد عدالت اجتماعی و پیرامون دعا و شفاعت و غیره که مضحک‌بودن‌شان را به رخ می‌کشد. البته باز ردپای اندیشه‌های نژادپرستانه و کلیشه‌ای هدایت را هم می‌بینیم این بار هم درباره عربها و هم یهودیان آنجا که در تصویرسازی منفی از زندگی عربها پاپس‌ نمی‌کشد یا می‌گوید یا یهودیان را دنبال کسبی برای منفعت در لابلای شلوغی‌ها نشان می‌دهد.

داستان صورتک‌ها اما بازگشت دوباره به داستان‌های معمولی با روایت ساده است که این بار حرفهای هدایت درباره عشق کمی شعاری به‌نظر می‌رسد. داستانی که سریع شکل می‌گیرد و شاید صرفا نطفه نگاههای بعدی هدایت به عشق در اینجا شکل می‌گیرد
Profile Image for Keyhan Mosavar.
64 reviews59 followers
June 6, 2024
کتاب صورتک ها اثر صادق هدایت که به صورت اندوهگینی شروع و به پایان میرسه و تصورات وتفکر مردم دوران قدیم و حتا اکنون جامعه سنتی ما رو از روابط رمانتیک ،غیرت ،مذهب و دهن بینی رو نشون میده .
روایت زندگی شخصی به اسم منوچهر که عاشق دختری به نام خجسته میشه. خواهر منوچهر عکسی رو نشون میده که خجسته مست در اغوش پسرخاله اش همبسترشده . حالا منوچهر به دنبال پاک کردن صورت مسئله.....
Profile Image for Sina.
87 reviews2 followers
October 1, 2024
ده مهر 1403
هرکسی با قوه تصور خودش، کس دیگری را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کیف میبرد، نه از زنی که جلوی اوست و گمان میکند که او را دوست دارد. آن زن تصور نهانی خودمان است. یک موهوم است که با حقیقت خیلی فرق دارد.
Profile Image for nazanin.
251 reviews17 followers
January 21, 2025
صورتک‌ها خیلی دم دستیه ولی یه حقیقتیه و روایت معمولی، ساده و قابل پیش‌بینی‌ای داره، مثلا خوبه همینجوری به یه خاله‌ای که اصلا کتاب نمیخونه هدیه بدی اما داستان طلب آمرزش ازون خوب غیرقابل حدس‌هاس (یاد یکی از معصوم‌های گلشیری و ای کوته آستینان سعیدی سیرجانی افتادم) و البته همدل یه جمعی از ایرانیای دلزده از مذهبه.
Profile Image for لاله.
143 reviews
July 14, 2026
هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم می شود، چون هر کسی با قوه تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کیف می برد نه از زنی که جلوی اوست و گمان می کند که او را دوست دارد. آن زن تصور نهانی خودمان است، یک موهوم است که با حقیقت خیلی فرق دارد


داستان «طلب آمرزش» خیلی تکان‌دهنده و تلخ بود.. خیلی خوشم اومد.
Profile Image for Kosar mobini.
27 reviews14 followers
May 20, 2024
می‌دانی هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم می‌شود؛ چون هر کسی با قوه‌ی تصور خودش کس دیگری را دوست دارد و این از قوه‌ی تصور خودش است که کیف می‌برد.

صورتک‌ ها، صادق هدایت
Profile Image for Narges Amooei.
267 reviews180 followers
September 8, 2018
طلب آمرزش
چقدر از تک‌تک شخصیت‌های این داستان بدم اومد. چقدر بد و منفور بودن. و چقدر هم از این نگرش که قبل از حج و رفتن به خونه‌ی خدا میگن" هر چقدر میخوایم گناه کنیم و بریم اونجا پاک و مطهر شیم"، متنفرم. اشتباهه. این داستان هم ناراحتی و تلخی و عجز داشت، هم کوته‌فکری و جهل و شاید بدجنسی.
صورتک‌ها
چیزی که در این داستان خیلی قبول داشتم این بود که وقتی ما عاشق کسی میشویم، در حقیقت عاشق خود اون شخص نیستیم. عاشق آن فردی هستیم که در قوّه‌ی تخیل خودمون ساخته‌ایم و در معشوقه‌مان تصوّرش می‌کنیم. دقیقا همین‌طوره.
Profile Image for Sara Alaee.
210 reviews205 followers
January 23, 2015

"می دانی هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم می شود. چون هر کسی با قوه تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کِیف می برد نه از زنی که جلو اوست و گمان می کند که او را دوست دارد. آن زن تصور نهانی خودمان است، یک موهوم است که با حقیقت خیلی فرق دارد."

صورتک ها -

"مگر پای منبر نشنیدی. زوار همانوقت که نیت می کند و راه می افتد اگر گناهش باندازه برگ درخت هم باشد طیب و طاهر می شود."

طلب آمرزش -


مضمون هر دو داستان واگذاری و تسلیم و فرار از حقیقت است. در اولی(صورتک ها) شخصیت داستان مرگ را پایان سرنوشت شوم خود می بیند و دست به خودکشی می زند. در دومی (طلب آمرزش) شخصیت های داستان توبه وخرافات و توسل به امام و امامزاده را راه نجات از گناهانشان می بینند.(صحنه پایانی این داستان فوق العاده است!)

.در مجموع "طلب آمرزش" را بیشتر از "صورتک ها" دوست داشتم
Profile Image for Naghmeh.
21 reviews24 followers
May 6, 2018
باد سوزانی که میوزید خاک و شن داغ را مخلوط میکرد و به صورت مسافران میپاشید.هوا میسوزاند مثل اینکه وارد دالان جهنم شده باشند سی و شش روز بود که کاروان راه می پیمود..

اهنگ یکنواخت زنگهای اهنین و برنجی شنیده میشد که گامهای شتران با آن مرتب شده بود ..

عربهای پاچه ور مالیده.
صورتهای احمق فینه به سر.قیافه های اب زیرکاه عمامه ای با ریشها و ناخن های حنا بسته... ...
33 reviews7 followers
February 24, 2013
تو برای من مظهر کس دیگر بودی, میدانی هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم میشود, چون هر کسی با قوه تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کیف میبرد نه از زنی که جلو اوست و گمان میکند که او را دوست دارد. آن زن تصور نهانی خودمان است, یک موهوم است که با حقیقت خیلی فرق دارد.

مگر پای منبر نشنیدی. زوار همانوقت که نیت میکند و راه میافتد اگر گناهش باندازه برگ درخت هم باشد, طیب و طاهر می شود.
Profile Image for Atefeh Abdi.
19 reviews
February 11, 2023
داستان طلب آمرزش بصورت صریح جهل و نادانی مردمان مذهبی رو آشکار میکنه و توهم اونها از بخشیده شدن با توسل به مقدسات دینی‌شون… . این داستان رو دوست داشتم.

داستان صورتک‌ها هم دو راهی سخت مردی به اسم منوچهر رو در تقابل سنت‌ها و زندگی مدرن (البته در زمینه عشق) نشون میده. دو راهی که اغلب ما زمانیکه تصمیم گرفتیم از اونچه بهمون تحمیل شده خلاص بشیم، به نوعی تجربه‌اش کردیم اما منوچهر میشه گفت انتخاب خاصی نکرد و حذف مسئله رو به حل کردنش ترجیح داد!
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Shazy.
4 reviews
Read
May 9, 2018
صورتکها :
میدانی هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست .
در عشق این مطلب بهتر معلوم میشود ، چون هر کسی با قوه تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کیف میبرد نه از زنی که جلو اوست و گمان میکند که او را دوست دارد .
آن زن تصور نهانی خودمان است ، یک موهوم است که با حقیقت خیلی فرق دارد.
28 reviews1 follower
March 17, 2022
تضاد شخصیتی .
دوگانه بودن شخصیت داستان .انسان به ظاهر متمدن و بروز ولی درتهِ افکارش باورهای سنتی ‌
صورتکها داستان زندگی همه مردمی هستند که با نقاب قشنگ و زیبا ظاهر میشوند و در تنهایی نقاب از چهره بر می دارن و خودِ واقعی میشوند
Profile Image for Zahra.
62 reviews9 followers
July 10, 2021
خودکشی!
پاک کردن صورت مسئله بهترین راه حل مقابله با بحران!!!
Profile Image for Arezu Wishka.
269 reviews255 followers
July 9, 2013
این نوع داستان ها نه نثرشون برای من جالبه نه داستانش برای جذابیت داره.کلا از اون دست داستان هایی هست که به دوم و سومین بار خوندن به نظرم نمی ارزه و همون یه باری هم که میخونم به نظرم زیادیه!خب سلیقه است دیگه!
Profile Image for NEGAR.
33 reviews11 followers
April 25, 2015
می دانی هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم می شود. چون هرکسی با قوه تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کِیف می برد و گمان می کند او را دوست دارد. او تصور نهانی خودمان است، یک «موهوم» است که با حقیقت خیلی فرق دارد
Profile Image for Navidjmc.
14 reviews1 follower
February 20, 2021
طلب آمرزش یکی از برترین داستان هایی بود که خونده بودم ، فوق العاده شاهکار ، یک داستان انتقادی زیبا به برخی کلیشه های مذهبی
Profile Image for Sara.
47 reviews
July 12, 2026
صادق جان، صورتک ها عصبانیم کرد و طلب امرزش غمگین، از مدرنیته به سنت، چش شد که این مرد از همش می‌دونست؟
Profile Image for Narges Shegeft.
297 reviews4 followers
January 4, 2024
«طلب آمرزش»


«مگر پای منبر نشنیده‌ای. زوار همانوقت که نیت می‌کند و راه میفتد اگر گناهش به اندازه برگ درخت هم باشد، طیب و طاهر می‌شود.»

عذاب وجدانی که به تنهایی در انسانیت انسان تاثیر به سزایی داره، چه راحت با معامله‌های مزخرف و کثیف دینی و مذهبی به حاشیه کشیده شده و رفع شد!

امان از این تعفنی که دین و کلیشه‌های مذهبی به همه جا و همه شخص سرایت میده. متاسفانه هنوزم کم نیستن جماعت ریاکار مذهبی‌ای که چنین عقاید زشت و پستی دارن.


—————————————————————

«صورتک‌ها»

عشق و علاقه‌ی الکی و غیر واقعی، احساسات نوجوانانه که با این حال تصمیم به زندگی مشترک هم گرفتند، عدم ارتباط سالم و درست و بالغانه درمورد مسائلی که براشون اهمیت داره، عدم صداقت در رابطه برخلاف نزدیک انگاشته شدن چنین روابطی؛ فضاحت‌بار اینکه هنوزم بعد از این همه سال چنین روابط بچگانه و بی‌سر و تَهی شکل میگیره و به پایان‌های مشابه و احمقانه‌ای منتهی میشه.


—————————


(حالا سوای داستان، یه عده نظراتی میدن در نکوهش اینکه صادق هدایت مشوق خودکشی و پوچ‌گرایی بوده و اَه و اَه و اَه که باید بگم ای وای! اگر اینطوری فکر می‌کنید که احتمالن زندگی‌ رو سراسر صورتی میبینید و هرگز نه فقط به مسائل این چنینی حتا ذره‌ای فکر هم نمیکنید که کلن فکر هم نمیکنید! و از نظرتون هم همه‌ی نویسنده‌ها باید از گل و سنبل و بلبل بنویسند و تمام!

هدایت داره توی تک‌تک داستان‌های این چنینی نقد میکنه و نقطه‌نظر‌های آدم‌های مختلف رو به تصویر میکشه و ذهن و فکرِ شمای خواننده رو به کار میندازه.

اگر کتاب میخونید هم تفکر منتقدانه رو در خودتون پرورش بدید هم فیلتر ذهنی‌تون‌ رو فعال کنید. نویسنده همیشه نباید مستقیم بنویسه «منوچهر احمق بود، بلد نبود با ارتباطی معقول و سالم رابطه‌ش رو یا تمام یا حفظ کنه، از نظرش کل زندگی عشق و عاشقی بود و بخاطر خیانت دیگه زندگی براش ارزشی نداشت و این طرز تفکر احمقانه‌ست، یا صداقت در روابط اهمیت بالایی داره، تویی که داری این داستان رو میخونی، تو تصمیم بگیر صورتک به صورت نزنی و خودِ اصیل و واقعی‌ت باشی!»

گاهی نویسنده برای گرفتن توجه مخاطب باید اجازه بده خود خواننده به فکر واداشته بشه، به نتیجه‌ برسه و از زنجیره‌ی این فکر و نتیجه‌ به شوق و ذوق بیاد و تأثیری که باید بگیره رو بگیره.)
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
June 16, 2018
صادق هدایت در سال 1281 شمسی در تهران، در خانواده اعتضاد الملک هدایت، به دنیا آمد. دوره دبیرستان را در 1303 به پایان برد و یک سال بعد به قصد ادامه تحصیل به بلژیک رفت اما ذوق ادبی او را از ادامه تحصیل در رشته مهندسی بازداشت.
سال بعد به فرانسه رفت و تا 1308 در آنجا ماند. در همین سالهای جوانی به قصد خودکشی خود را به رود "سن" انداخت اما ماهیگیری نجاتش داد و هدایت بعداً شرح این واقعه را در داستان "زنده به گور" نوشت و آن را "یادداشت های یک دیوانه" نام نهاد.
سال بعد از این رویداد به تهران بازگشت و به تالیف و تصنیف آثارش، که در فرانسه آغاز کرده بود، ادامه داد.
در ضمن نویسندگی، اگر چه علاقه ای به شغل دولتی نداشت، به استخدام دولت در آمد. نخست در بانک ملی و بعد در اداره اقتصاد و مدتی بعد در اداره موسیقی کشور مشغول به کار شد. او در این سالها سفری هم به هند کرد و زبان "فارسی میانه" را آموخت. در 1318 به عضویت هیات تحریریه مجله موسیقی درآمد و سرانجام در سال 1320 با سمت مترجمی در هنرکده هنرهای زیبا مشغول شد و تا سال 1329 که به فرانسه رفت و دیگر باز نگشت، در این شغل باقی ماند.
در فرودین 1330 در پاریس، شیر گاز اتاقش را باز کرد و به حیات خود خاتمه داد: فرجامی تلخ که زمینه ساز بحثهای مخالف و موافق درباره او بود و هست . . .
Profile Image for Behzad Hosseinzadeh.
10 reviews2 followers
March 8, 2015
دقت کردین که صادق هدایت چقدر خوب داستاناشو شروع کینه؟
هوا تيره وخفه بود، باران ريز سمجي مي باريد و روي آب لبخندهاي افسرده ميانداخت كه زنجير وار درهم مـي
پيچيدند و بعد كم كم محو مي شدند. شاخه درختها خـاموش و بـي حركـت زيـر بـاران مانـده بـود .تنهـا صـداي
يكنواخت چكه هاي باران در ته ناودان حلبي شنيده ميشد. از آن هواهاي سنگين و دلچسب بـود كـه روي قلـب را
فشار مي دهد و آدم آرزو مي كند كه دور از آبادي در كنج دنجي باشد و كمي آهسته پيانو بزند. ايـن منظـره بـه
طرز غريبي با افكار منوچهر اخت وجور مي آمد. همه فكر منوچهر بدون اراده دور يك سالك كوچـك پـرواز مـي
كرد. سالك كوچكي كه آنقدر بجا گوشه لب خجسته واقع شده بود و بر خوشگلي او افزوده بود . چشمهاي ميشـي
گيرنده، دندانهاي سفيدي كه هر وقت مي خنديد با رشادت آنها را بي رون ميانداخت، سر كوچك، فكر كوچـك و آن
نگاه بي گناه مثل نگاه بره اي كه بسلاخ خانه مي برند ، براي منوچهر او يك بت يا يك عروسك چيني لطيف بود كه
مي ترسيد به آن دست بزند و كنفت شود. از روزيكه با خجسته آشنا شده بود، او را به طرز وحش يانه اي دوست
داشت. هر حركت او براي منوچهر پر از معني، پر از دلربايي بود وفكر متاركه با او به نظرش غير ممكن مي آمد.
Profile Image for Amir Salar Pourhasan.
93 reviews16 followers
January 10, 2022
روایتی بسیار آشنا از واقعیت ریاکار
حین این کتاب داشتم به این فکر میکردم که درسته که ایده ی جهان آخرت و معاد با هدف تسهیل نظم و مدیریت عوام در این دنیا با ابزار انگیزه ی پاداش و ترس از تنبیه پی ریزی شده و مکانیزم های از سر گیری چون توبه رو هم برای عدم قطع ارتباط با داستان گذاشته، در عین حال به این بعدش فکر نکرده بودم که اتفاقا وجود این مکانیزم توبه می‌تونه دلگرمی باشه برای انجام کار خطا که مثلا میگه "جریمشو میدم دیه اشو میدم کفارشو میدم" و بازدارنده نیست بلکه وجدان آدم متمول رو هم از انجام هرزگیش و خطاهاش می‌شوره و راحت می‌کنه.

البته این ها همه جدای منافع اقتصادی از راه توریسم که برای مرکز توبه فراهم آورده هست.

پس شاید هرچی توبه کننده فریاد و زجش بیشتر باشه و طلب آمرزشش سنگین تر، خطاشم بزرگتر بوده. اونجایی جالب بود که طرف، یک نفر رو قبلاً تو راه کشته و پولاشو برداشته بعد الان میگه شاید اون پولم حلال نبوده و می‌ره ۲ ساعته کفارشو میده و می‌شوره با خیال تخت اونم به شخص سومی که اصلا هیچ کارس ولی ذی نفع میشه!!

عجب معادله ی متناقضی. دمت گرم هدایت
Profile Image for Farhad.
377 reviews93 followers
May 18, 2010
داستاني كوتاه كه ارزش خوندن دارد.
دسته اي از مردم براي زيارت راهي كربلا شده اند.در ميانه ي راه سر دردلشان باز مي شود و دلايل خودرا براي زيارت مي گويند

Merged review:

دو داستان از دو مجموعه با فضاهای متفاوت که شاید در نگاه اول (و بازشاید آخر) با یکدیگر هماهنگ نباشند در اصل هر یک از آن ها برخاسته از بعدی ویژه از نهاد داستان نویس هدایت هستند صورتک ها بازتاب جبر علی انسان هاست که در برابر تقدیر محتوم ناتوان و ناچیز هستند و دو دیگر حکایت همیشگی هدایت به عنوان نه یک نویسنده ریالیست بل که مبارز با دروغ زشتی و سالوس است نمی دانم این مجموعه کتب جیبی که سالیان پیش منتشر شد و علاقمندان هدایت را سیرا ب کرد هنوز منتشر می شوند یا به کارگاه خمیرسازی پیوسته اند.
Profile Image for Ryan Zandi.
144 reviews7 followers
July 6, 2023
صورتک‌ها:
داستان درباره‌ی مردیست که معشوقه‌اش به او خیانت می‌کند و تصمیم می‌گیرد خودش را با وی مسموم کند و بکشد. در این داستان، دوگانگی زندگی انسان‌هایی نشان داده شده که نه در زندگی سنتی ریشه دارند و نه به زندگی جدید وابسته‌اند میان این دو گیر کرده‌اند و تکلیفشان با خودشان مشخص نیست.
نمره: ۳ از ۵

طلب آمرزش:
"طلب آمرزش" داستانی بسیار قابل تامل است که روایتِ بخشی از زندگی زنیست که با حسادت‌ورزی خود، باعث مرگ اولین و دومین فرزند هَوویش و سرانجام خود او می‌شود. داستان پر از ملامت و ناراحتیِ حاصل از احساسِ حسادت است. در نهایت شخصیت گناهکار داستان که ادعای دیندار بودن دارد، با طلب آمرزش از خدایش، به همین سادگی از عذاب وجدان تمامی گناهانی که مرتکب شده فارغ می‌شود.
نمره: ۵ از ۵
Profile Image for Maryam Samiei.
225 reviews83 followers
August 28, 2017
هدایت تلخ نگاه می کرد و به طبع قلمش نیز گواه همان تلخی است.
داستان صورتک ها از عشقی می گفت که تماما زاده ی تصور است و تنها یادآور خلایی است که برای عاشق آزاردهنده است.
داستان طلب آمرزش نیز دسته ای از عوام را به تصویر می کشد که گمان می کنند صرف زیارت خانه ی امام حسین تمامی گناهانشان پاک می شود. این باور درست شبیه به باوری است که مسیحیان دارند و اعتراف را به منزله ی پاک شدن تمامی گناهان می پندارند.
قلم هدایت جای هیچ گونه حرفی ندارد. توصیفات، عبارات و ضرب المثل ها متن را غنی کرده و مخاطب را به وجد می آورد.
Displaying 1 - 30 of 46 reviews