Jump to ratings and reviews
Rate this book

پسری روی سكوها

Rate this book

490 pages, Unknown Binding

First published January 1, 2013

7 people are currently reading
150 people want to read

About the author

حمید رضا صدر

10 books137 followers
Hamid Reza Sadr Was Born in 1957 in Mashhad, Iran. But His Family Lives in Mashhad Just for Two Weeks. He Spend His Childhood in Kermanshah & then They Went to Tehran. He Writing for Haft Monthly Magazine in Iran.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
52 (61%)
4 stars
22 (26%)
3 stars
7 (8%)
2 stars
1 (1%)
1 star
2 (2%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Ghazalehsadr.
241 reviews121 followers
September 1, 2022
از اینکه وقتی پدر زنده بود کتابهایش را تمام و کمال نخواندم تا ابد شرمنده خواهم بود. امیدوارم بتواند روزی از آن بالا من را به خاطر این بی مهری‌های نابخشودنی ببخشد.

این دومین کتابی بود که از پدر خواندم. نه برای اینکه به اندازهٔ او شیفتهٔ فوتبال هستم. بیشتر برای اینکه به پدرم و خاطراتش و احساسات و تفکراتش نزدیکتر شوم. کتابش را خواندم چون میدانستم از نثر همیشه زیبایش لذتی خواهم برد وصف‌ناپذیر.

عاشق بخشهایی شدم که از خودش میگفت. از خودش و پدربزرگ و عموهایم. از خاطراتی که نوجوانی‌اش را ترسیم میکرد. عاشق بخشهایی شدم که به درون ذهن فوتبالی‌ها میرفت و از زندگی میگفت. از مردم و آن روزها. و البته عاشق آن سالهایی که من هم به خاطر می‌آورم و لحظات را با او شریک شده‌ام. از جام جهانی ۱۹۹۸ به بعد.

چه فوتبالی دو آتشه باشید چه نه، این کتاب را دوست خواهید داشت چون صفحاتش پر است از بابا، از مردم، از تاریخ، از سیاست، از اطلاعات، از احساسات. سرتاسر این کتاب پر است از عشق و امید به آینده، و به قول بابا زندگی…زندگی…زندگی…
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
July 16, 2021
این کتاب خیلی خوندنی تر و شیرین تر از کتاب "تو در قاهره خواهی مرد" هستش چون خاطرات و احوالات خود دکتر صدر از علاقه ش به فوتبال هست. رفتن به امجدیه و فوتبال دیدن و نظر خانواده ش و فوتبال گوش دادن از رادیو. و البته از نظر مرور تاریخ فوتبال ایران بسیار ارزشمند هست و از نظر جامعه شناسی هم مفیده و مثل کتاب قاهره از لحاظ تاریخی هم ارزشمنده. باز هم کلی جزئیات توی اثر هست که میشه گفت جای عواطف و احساسات اون راوی جذاب رو تنگ کرده
Profile Image for Amir Hosein  PKZ.
59 reviews16 followers
March 8, 2024
جذاب ترین چیز در مورد یک عاشق، نحوه عاشق شدن اوست. دکتر صدر پسری بود که روی سکوها عاشق فوتبال شد و این کتاب روایت یک سیر عشق است با تمام فراز و فرودهایش. از امیدواری های بعد هر بازی تا ناامید شدن‌های متناوب، از موفقیت های چشمگیر تا شکست های خردکننده، از گمنام ها تا ستاره ها، از خاطره های شخصی تا اتفاقاتی که حتی اگر در زمانش نبوده باشیم ( مثل بازی ایران استرالیا یا ایران آمریکا برای من) باز هم برای همه مان خاطره انگیز است و...

نکته طلایی این کتاب زاویه دیدش است. دوم شخص. گویا دکتر صدر دارد خاطراتش را جوری برایمان تعریف می کند انگار خودمان در صحنه حضور داریم و اتفاقات را می بینیم. قلم توانای نویسنده و ویژگی خاص این زاویه دید معجونی شده، بی نظیر. گویا با اینکه خودآگاه می داند مخاطبْ قرار دادن های نویسنده، کسی جز خود او نیست، اما با این حال چون به ظاهر، خواننده خطاب قرار می گیرد، خودش را در زمان و مکان واقعه تجسم می کند و بسیار بهتر می تواند اتفاقات را تصور کند. البته از این هم نباید گذشت که دکتر صدر در استفاده از این زاویه دید، قلم توانایی دارد و این را در ابتدای کتاب روزی روزگاری فوتبال هم نشان داد و غافلگیرم کرد اما در ادامه‌، دیگر از این قابلیت استفاده نشد ولی خوشبختانه کل کتاب پسری روی سکوها به این سبک نوشته شده.

بارزترین تفاوت این دو کتاب دکتر صدر این است که روزی روزگاری فوتبال را هرکس دیگری هم می توانست به همین شکل بنویسد و به قولی امضای نویسنده پاش نخورده ولی پسری روی سکوها کاملا صدرگونه است. اصالت دارد و هیج کس جز خود او نمی توانست فوتبال را به این شکل ببیند و نشان دیگران بدهد. فوتبال به مثابه زندگی. اگر نتایج مسابقات در آن کتاب پشت هم ردیف شده اند و خواندنشان خسته کننده و بی ارزش است اما اینجا یک گل که هیچ، حتی به لرزه افتادن تیرک هم هیجان انگیز است و خواندنی. همان اطلاعات بی روحی که در روزی روزگاری، فقط صفحه پر کرده اند، اینجا ذی روح شده اند و زنده. نفس می کشند و گرمای حضورشان حس می شود.

خلاصه حتی اگر فوتبال هم دوست ندارید این کتاب را بخوانید چون خاص است. مثل نویسنده اش. فوتبال در پسری روی سکوها صرفا بهانه ایست برای گفتن حرف های مهمتر. انسان، زندگی و... مرگ


یادگاری پایین از کتاب را بخوانید. خواندنی است و دردناک...

مرگ در امجدیه. مرگ... مرگ... مرگ... در هوای سرد. کنار ده هزار تماشاگر. وسط بازی. پرسپولیس حرفه ای برابر اسپارتاپراگ. روی زمینی ناهموار. با بازیکنانِ دور مانده از میدان امجدیه که اشتهای بازی کردن پیدا کرده‌اند. تشنه ضربه زدن شده‌اند. اسپارتاپراگ. دو گل طی یک دقیقه. حوالی دقیقه ۲۲. پرسپولیس. گل‌های تساوی بخش همایون بهزادی و صفر ایرانپاک. در همان نیمه اول. نبردهای تن به تن در نیمه دوم. درگیری های همایون بهزادی و مدافع اسپارتا تا مرز زدوخورد پیش می‌رود و تماشاگران را به هتاکی وامی‌دارد. مصاحبه‌های پس از بازی در راه هستند. هم آلن راجرز مربی پرسپولیس راضی است و هم امیر مسعود برومند مدیر پرسپولیس... ولی همه اینها بی اهمیت می شوند. مسخره و کوچک.
پایان بازی برای گرفتن امضا راهی مسیر خروجی بازیکنان می‌شوی. زیر جایگاه بغل راست. جایی که با برانکار بیرون آمده از اتاق بهداری امجدیه روبرو می شوی. با مردی دراز کشیده روی آن. چهل و پنج، پنجاه ساله. بی حرکت. می گویند حین بازی سکته کرده. می گویند پرسپولیسی بوده. می گویند زیر ساعت نشسته بوده. می گویند تلاش های پزشک بهداری ثمری نداشته. می گویند مرده. چهره اش را می بینی. چهره ای آشنا برای نزدیکانش و بیگانه برای تو. مات می شوی و بهت زده براندازش می کنی. به چهره آرام و بی دردش خیره می‌شوی. به صورت اصلاح شده و سبیلش. به بینی درشت، چانه پهن و گونه‌های فرو رفته اش. کت و شلوارش مرتب است ولی پالتو و کاپشن بر تن ندارد. ساعت مچی اش کهنه است و کفش هایش رنگ و رو رفته. دست هایش چروکیده... ولی اینها چه اهمیتی دارد؟ احساس می کنی دزدکی به خانه غریبه ای پا گذاشته ای. احساس چشم چرانی وقیحانه می کنی. احساس شرم. احساس گناه. آن شرم و این گناه یک عمر گریبانت را می‌گیرد. می‌گیرد و رها نمی‌کند.
او شیفته فوتبال بوده. مثل تو. آمده بوده بازی را تماشا کند. مثل تو. ورود بازیکنان را دیده بوده. نام بازیکنان را شنیده بوده. مثل تو. آغاز بازی را هم دیده بوده. دو گل را. مثل تو. ولی حالا از دنیا رفته. او رفته و تو مانده‌ای. او رفته و دو گل آخر بازی را ندیده و تو دیده ای. تفاوت تو با او نه فقط ماندن در این دنیا که دیدن و ندیدن آن دو گل هم هست.
هوا سردتر شده و غیرقابل تحمل. سنگ در این سرما می ترکد و همه چیز یخ می زند. می گویند باید جسد را در سرمای زیر صفر نگاه داشت. در این سرما همه به خود میلرزند جز او که گویی هنوز زنده است و فقط به خواب رفته...
خبر فردا در مجله ها و روزنامه ها چاپ خواهد شد. در چند خط. در مجله ای با عکس ناواضح و تار او روی برانکار و با عکسی پرسنلی در یک روزنامه. فردا می‌فهمی دست فروشی بوده از شهر ری. شیفته فوتبال و عاشق پرسپولیس. میفهمی پس از اینکه دو بار توپ درون دروازه مهدی عسگرخانی جاگرفته، سکته کرده. ناگهان جان داده و رفته. مگر نه اینکه مرگ آدم فقیر بی صداست؟ او هم بی صدا رفته. بی صدا در این فضای لبالب از ازدحام و هیاهو. در دل بوق و فریاد.
می‌گویند تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید؛ که حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود می‌کند؛ که همه ما فرزند مرگ هستیم؛ که مرگ می تواند هر لحظه ما را صدا بزند و به سوی خود بخواند. جدی قلمداد کردن فوتبال چه مسخره به نظر می رسد. ولی( و این ولی خیلی اهمیت دارد) اگر آن مرد آن روز به امجدیه نمی آمد چه؟ اگر در شهر ری می ماند چه؟ کنار نزدیکانش؟ آیا زنده نمی‌ماند و بیشتر زندگی نمی کرد؟ کسی چه می‌داند. شاید اگر عسگرخانی پشت هم آن دو گل را نمی‌خورد، او سکته نمی‌کرد و نمی مرد. شاید اگر مهراب در دفاع چپ جانانه دفاع می‌کرد یا به خشونت روی می‌آورد، او زنده می‌ماند. شاید اگر بهزادی گلش را زودتر، کمی زودتر، زده بود آن مرد زنده می‌ماند. می‌خواهی با عوض کردن سناریو بازی او را زنده کنی. می‌خواهی او را به زندگی برگردانی. ولی نمی‌توانی. نمی‌توانی پس از مرگ سهراب نوشدارو پیدا کنی. نه تو و نه هیچکس.
آن مرد و آن چهره، آن صورت آرام و بی درد، پس از دیدن جسد مادر بزرگ روی دستهای مادر( شش سال پیش) دومین جسدی است که میبینی. آنجا. در امجدیه. قلمرویی که جوانها می‌دوند. می‌خندند. فریاد می‌زنند. هورا می‌کشند. جایی که طراوت زندگی می تراود. بی رنگ مرگ. بی بوی مرگ. بی اعتنا به مرگ. ولی آن مرد به ابدیت پیوسته. روی برانکار. در هوای سرد. بدون حضور نزدیکانش. اقوامش. همسر و بچه هایش.

ظهر دوشنبه 18 مردادماه 1400
Profile Image for Saied Davoodi.
83 reviews35 followers
October 28, 2017
چه قرعه‌ ای طعنه آمیزتر از آن: ایران و امریکا، نه برزیل برابر اسکاتلند. نه فرانسه برابر دانمارک. نه اسپانیا برابر نیجریه. نه حتا هلند برابر بلژیک. نه همسایه‌های آسیایی، فقط ایران و امریکا. بعدها کسی بازی عربستان با فرانسه و دانمارک با افریقای جنوبی را به یاد نخواهد آورد. بازی کره جنوبی با هلند و مکزیک با بلژیک را هم همین‌طور. بازی ژاپن با آرژانتین و کرواسی با جامائیکا را هم به یاد نخواهد آورد. عربستان، کره جنوبی و ژاپن (سایر نمایندگان آسیا) در گروه‌هاشان قعر نشین خواهند شد. ولی نه ایران. نه ایران. نه ایران که در گروه دشوارتری کنار آلمان، یوگسلاوی و ایالات متحده قرار گرفته. نه ایران که با امریکا روبه‌رو خواهد شد. بازی ایران و امریکا در یادها خواهد ماند. تکه‌ای از خاطره‌ی همه ی ما خواهد شد.
سیاست یا فوتبال؟ فوتبال یا سیاست؟ انتخاب کنید. انتخاب .... انتخاب.... و نمی‌توانید انتخاب کنید. فوتبالی هستید و سیاسی هم شده‌اید. زمینه‌های سیاسی گریزناپذیرند. شعله‌های انقلاب. فاصله‌ی ایدئولوژیکی. رانده شدن شاه. دموکراتها. جمهوری خواهان. جیمی کارتر، رانلد ریگان. جرج بوش سنیور. بیل کلینتون. بنیادگرایی اسلامی. خاورمیانه. پاییز 1358. سفارت امریکا. گروگانگیری. ۴۹ امریکایی. طبس. 444 روز. کشورهای مسلمان. احساسات ضد امریکایی. حمله‌ی عراق به خرمشهر، جنگ هشت ساله. حمله به شهرها. حمله به مردم بی‌دفاع. بمب شیمیایی. حلبچه. کمک امریکایی‌ها به صدام حسین. ۱۲ تیر ۱۳۶۷. خلیج فارس. ناو جنگی وینسنز. پرواز ۶۵۵ ایرباس. سفر از بندرعباس به دوبی. ۲۹۰ نفر سرنشین. شلیک بمب‌های جنگی ناو جنگی وینسنز. اعطای مدال افتخار به کاپیتان و خدمه‌ی ناو جنگی وینسنز برای شلیک به پرواز 655 ایرباس...
کشتی‌گیران دو کشور پیش‌تر باهم روبه‌رو شده‌اند، ولى فوتبال، جام جهانی، ابعاد غول‌آساتری دارد. نشریات فرهنگی، ورزشی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تیتر «بنیادگرایان اسلامی برابر شیطان بزرگ» را چاپ کرده‌اند.
... این است سیاسی‌ترین مسابقه‌ی جام جهانی پس از رویارویی آلمان غربی و آلمان شرقی در جام جهانی 1974.

"از متن کتاب"
Profile Image for VAHARAV.
55 reviews5 followers
October 24, 2021
باور میکنید یا نمیکنید، نمیخواستم این کتاب را الان بخوانم و در وقتی دیگر قصد خوانشش را داشتم ولی صفحه اولش را که باز کردم و داستان آشنایی اولیه حمیدرضا صدر با فوتبال از طریق رادیو بود، مرا آنچنان در خود مجذوب کرد که مجبور شدم تا انتهایش را بخوانم.

اولین کتابی که از آقای حمیدرضا صدر نارنین، این عزیز تازه از میان ما رفته خواندم.
کتابی سراسر نشان از شور و شوق آقای صدر به فوتبال، اخبار و حواشی آن.
کتابی سراسر نشان از دغدغه، احساسات، عصبانبت ها، قهرها، آشتی ها، دشمنی ها، دوستی ها در باب فوتبال.
این بار کتاب را از دید یک فوتبالیست نمیخوانی، از دید یک فوتبال بین مینگری. کسی که عاشق فوتبال بود و با حالتی خاص، فوتبال را از دیدی جامعه شناسانه بیان می کرد آن‌چنان که اگر برنامه ای را می دیدی که حمیدرضا صدر در حال بیان فوتبال است، عوض کردن کانال محال بود؛ گوی و میدان را به صدر دوست داشتنی می دادی و پرواز می کردی بسوی خیال های فوتبالی.
این کتاب شرحی ست از بازی های ملی و باشگاهی که آقای حمیدرضا صدر شاهد دیدن آنها از نزدیک بوده و یا برخی از بازی های مهم که در تلویزیون نظاره گر آن بود.
برای من فوتبالی که اطلاعاتم از تاریخ فوتبال ایران بخصوص دهه 70،60،50 و حتی قبل تر در حد صفر بود، بسیار ارزشمند بود و بر اطلاعات عمومی ام افزود.

فوتبال دوستان، حتما بخوانیدش.


پایان خوانش کتاب : 1400/08/01
Profile Image for Mhdjavadjavadzadeh.
101 reviews5 followers
September 21, 2021
با چشمانی اشک‌بار برای حمیدرضا صدر عزیز پدر فوتبالی‌ای که خیلیامون آرزمون بود داشته باشیم ولی نداشتیم.
آقا صدر کتابهات رو از اولین نمایشگاه مجازی کتاب خریدم. اونموقع نه میدونستم در حال مبارزه با دیو افسارگسیخته سرطانی نه فکرشو میکردم که به یکسال نرسیده دیگه تو این دنیا نیستی. بعد از هر بازی چمپیونزلیگ میامدم تو پیجت تحلیلات رو بخونم ولی چمپیونزلیگ امسال رو باید بدون تو شروع کنم.
اما در مورد کتاب:
پسری روی سکوها روایت‌هایی از چهاردهه زندگی فوتبالی به قول خودش یک خوره فوتباله. روایت‌هایی از اولین بازی‌ها در امجدیه بازی‌های نیمه‌کاره. حسرت‌های المپیکی و ملی. که با ما ایرانی‌ها خونه‌یکی شده. اطلاعاتی دقیق در مورد تاسیس و انحلال تیم‌ها.
کتاب به روش دوم شخص روایت میشه و این باعث میشه خودت رو در لحظه لحظه کتاب ببینی. روبه‌روی جایگاه. بغل چپ جایگاه و...
تا الان هیچ‌وقت اینقدر عمیق شور و هیجان مردم برای نبرد استرالیا رو حس نکرده بودم. روایتی دقیق و با جزئیات.
کتاب با اینکه درمورد فوتباله اما میتونی در جزئیاتش خیلی چیزها از نحوه حکومت و ایدئولوژی دو حکومت رو بفهمی.
و در آخر فوتبال همه‌چیز است.
فکر نمیکردم با پایان کتاب دوباره اشکم در بیاد.به زودی بقیه نوشته‌هاتون رو هم با عشق خواهم خواند.
با احترام تا ابد دوست دارم دکتر صدر عزیزم.
ریویو چهارمین ریویو نوشته شده برای این کتاب ارزشمنده. و ۴۸امین باری که بهش امتیاز داده میشه. با افتخار امتیاز کامل.
Profile Image for Azam Amir.
58 reviews69 followers
September 22, 2021
فوتبال هرگز جایی توی علاقه‌مندی‌‌های من نداشته، دنبال کردن دنیایی سرشار از فساد، ظلم و تبعیض نسبت به زنان - دستکم در فوتبال تیم‌های داخلی- هرگز چیزی نبوده که بخوام دنبال کنم. ولی باید اعتراف کنم که با پسری روی سکوها از این به بعد می‌خوام یه جور دیگه بهش نگاه کنم، میخوام بیش‌تر در موردش بخونم و راز این شیدایی و جاودانگی رو بهتر بفهمم. سیر تاریخی فوتبال ایران رو توی این کتاب در حالی دنبال می‌کنید که امکان نداره، لحن و صدای حمیدرضا صدر توی گوشتون نباشه. یه جایی از کتاب هست که در سالهای پایانی جنگ روایت میشه، اونجا و حجم غمی که داشت تحملش رو برای من خیلی سخت می‌کرد و به نظرم هیچ کس مثل صدر نمی‌تونست از این زاویه به این ماجراها نگاه کنه. این اولین کتابی بود که از صدر میخوندم و دیگه الان مطمئنم که آخرین کتاب نخواهد بود.
Profile Image for Houmer Afsari.
30 reviews
April 22, 2022
نمیدونم کتاب های دیگه ایشان را خوانده اید یا نه، اما قلم حمیدرضا صدر برای من به شدت دوست داشتنی و خواندنیه، مثل کتاب تو در قاهره ... ؛ البته اینجا عشق به فوتبال و خبرنگاری ورزشی هم چاشنی این قلم شده و اثر رو برای من دوست داشتنی تر کرده
Profile Image for Amir .
592 reviews38 followers
March 10, 2024
هر چقدر که کتاب روزی روزگاری فوتبال حمیدرضا صدر به شکل ناامیدکننده‌ای بده، کتاب پسری روی سکوها به شکل تعجب‌آوری کتاب خوبه. نویسنده نقبی زده به خاطرات کودکی و نوجوانی و بهار جوانیش و حضورش در ورزشگاه‌ها به عنوان تماشاگر فوتبال تا از این دریچه هم خاطره‌بازی کنه، هم روایت مختصری از تاریخ ورزشی ارایه بده، هم به هر بهانه سر از مکنونات قلبی طرفدارهای فوتبال روی سکوها دربیاره.
بعد خوندن این کتاب بعید می‌دونت لانگ‌شات‌هایی که گاهی وسط پخش مسابقه فوتبال نشون می‌دن صرفاً شکل یک توده داشته باشه. با خوندن این کتاب می‌تونی قصه تک تک تماشاگرها رو از چشم‌هاشوم بخونی و درکشون کنی
.
Profile Image for Milad Rezaie.
50 reviews6 followers
March 18, 2024
مرحوم صدر رو من واقعا دوست داشتم ولی نمیشه این حقیقت رو پنهان کرد که کتاب های خیلی بهتر از نوع موضوعی که کتاب پسری روی سکو دنبال می‌کنه هست.
بنظرم بهترین بخش کتاب مربوط به فصل ایران هستش، جایی که نویسنده از خودش میگه، پدرش و برادرهاش و شروع علاقه اش به فوتبال شاید اگه بخش فوتبال ایران تو کتاب بیشتر بود نتیجه بهتری داشت.
بخش های دیگه کتاب ولی چندان برام جالب نبود
Profile Image for Aryana.
109 reviews1 follower
June 5, 2024
دوازدهمین کتاب ۱۴۰۳
بهترین کتاب فوتبالی ای که خوندم
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.