Jump to ratings and reviews
Rate this book

لبخند انار

Rate this book
مجموعه داستان

187 pages, Paperback

First published April 1, 1999

13 people are currently reading
215 people want to read

About the author

هوشنگ مرادی کرمانی

28 books444 followers
Houshang Moradi Kermani
هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی-عصبی شده بود و قادر به مراقبت از فرزندش نبود. از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بی‌تاثیر نبود. پس از تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت و تا ۱۵ سالگی در آنجا زندگی کرد و در این دوره بود که شیفته سینما هم شد.
دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستان‌های شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. وی پس از مهاجرت به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت.
از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد، و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتی‌‌اش را گسترش داد.
اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبخت‌ها» در مجله خوشه (به سردبیری ادبی شاملو) منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت. در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیده‌ای هستم» به چاپ رسیدند.
در سال ۱۳۵۳ داستان «قصه‌های مجید» را خلق می‌کند، داستان پسر نوجوانی که با مادربزرگش زندگی می‌کند. همین قصه‌ها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت.
اما اولین جایزه نویسندگی‌‌اش به خاطر «بچه‌های قالیبافخانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد. این داستان سرگذشت کودکانی را بیان می‌کند که به خاطر فقر مجبور بودند در سنین کودکی به قالیبافخانه‌ها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند. در مورد نوشتن این داستان می‌گوید: «برای نوشتن این داستان ماه‌ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم». درک و لمس آنچه که می‌نویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است که در تمام داستان‌های او می‌توان احساس کرد. می‌توان گفت مرادی با تمام وجود می‌نویسد.
آثار او به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است. اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصه‌های مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
89 (20%)
4 stars
146 (33%)
3 stars
151 (34%)
2 stars
42 (9%)
1 star
6 (1%)
Displaying 1 - 25 of 25 reviews
Profile Image for Sajede.
107 reviews8 followers
October 28, 2025
چقدر غم داشت، به امید خندیدن شروعش کرده بودم.
ولی لذت بردمگ
Profile Image for Leili.
12 reviews11 followers
April 12, 2018
سادگی
صفا
صمیمیت
اصالت قلم ایرانی
به دل نشستن
وسط داستان نشستن وباگوش جان شنیدن
انقدرکه قصه به آدم نزدیکه
ازویژگی های کتابهای مرادی کرمانی ست...
Profile Image for Neda.
498 reviews83 followers
February 6, 2015
درونمایه اصلی آثار آقای کرمانی چیزی نیست جز فقر..
در این مجموعه داستان جالبه که فقط 9 تا از 15 داستان به فقر می پردازه. وگرنه تا جایی که من خوندم فقز بیداد میکنه..
لبخند انار نام داستان اول هست که درباره بزرگداشت ناظم سختگیری است به نام آقای دباغ. خاطره ای که همه دانش آموزان سابق ایشان در ذهن دارد مزه ترکه های اناری است که همه چشیده اند.

گوشواره داستانی درباره دختری است به نام مهین که پدرش قاچاقچی بوده و اعدام شده و مادرش هم زندانی است. در سن نوجوانی و فشار گروه همسالان رفتار مهین قابل درک است.. او در جدال شدید است با دیگری شدن خودش..

شش تا موز درباره پیرمردی که در محله فقیر میوه و سبزی می فروشد. روزی مجبور میشود 6 دانه موز بفروشد و در این داستان کوتاه اتفاقهای آن روز خاص را می بینیم.. اینکه مردم فقیر اند و قدرت خرید موز ندارند و بچه ها بهانه میگیرند و .. .

لانه داستان جالب داشت.. پدری همراه با خانواده اش در کویر کبوتری را می بیند و هوس میکند دنبالش برود و لانه اش را پیدا کند.. تا مدتها دنبالش میرود اما میترسد گم شود و برمیگردد..

پروانه درباره دختری است به نام مینا که 3 سال بییشتر ندارد. پدرش مدتی است که نابینا شده و ما دلیلش را نمیدانیم.. انگار در جنگ اینطور شده.. به هر حال مینا باور ندارد که پدرش نمی بیند چون چشمهانش سالم اند.. در پارک اتفاقی می افتد که او با این سن کمش این واقعیت تاخ را باور میکند و انگار بزرگ میشود..

بازار درباره زن و مرد روستایی است که گردو آورده اند در بازار بفروشند و کمی خرید کنند و برگردند. در پارچه فروشی زن جوان پارچه ای را می پسندد. اما فروشنده در مغازه نیست و پسرش جای اوست. آنها سر قیمت چانه میزنند اما ما بعدا متوجه میشویم که پسر برای خودشیرینی نزد پدر پارچه را گران فروخته.. پدر اما از شنیدن خبر برآشفته میشود و از پسر میخواهد تا آنها را پیداکند. در آنجا پدر از آ«نها معذرت خواهی میکند و گردوهایشان را هم ازشان میخرد..

نخ درباره زن کولی است که کودک نوزادش را روی کولش گرفته و به او پرتقال میدهد.. بچه با ولع پرتقال میخورد اما ناگهان بند کلاهش از زیر گلو در میاید و به دهان بچه میره.. بچه هر کاری میکنه نمیتواند آن نخ را در بیاورد و مادرش هم که حواسش به او نیست. بچه پشت مادر است. بچه میخواهد پرتقال بخورد و به خاطر بند نزدیک است که بچه خفه شود.. خواننده به مرز مردن نزدیک میشود تا بالاخره به خیر میگذرد..

تک درخت، بچه های ایران، شعر تازه و یادگار سفر چهار داستانی است که درباره پیرمردی شاعر است. او در بازار راه میرودو دیوانش را به مردم هدیه میدهد.. اما انگار انجمن شاعران و در کل مردم او را به عنوان شاعر قبول ندارند.. اما پیرمرد از این طرز برخورد ناراحت میشود و سعی میکند که خود را ثابت کند. مخصوصا میخواهد خود را به فرزندش ایرج که در خارج زندگی کرده و برای دیدن از وطن به ایران آمده .
پیرمرد می میرد و وصیت میکند که در قطعه هنرمندان دفن شود اما مسئولین قبول نمیکنند و ماجراهای تاسف برانگیز خودش را دارد..

زادگاه را دوست داشتم. جالب بودو موضوعش کاملا ناب..
پیرزنی چند تخم مرغ در یخچال گذاشته اما فراموش کرده در یخچال را کامل ببندد و جوجه از تخم بیرون می آید و از میوه ها و سبزیجات داخل یخچال تغذیه میکند و زنده میماند. پیرزن می آید و او را از یخچال بیرون می آورد.. اما روزی جوجه باز هوس زادگاهش را میکند و چون پیرزن باز در یخچال را باز گذاشته جوجه وارد یخچال میشود.. اما پیرزنجوجه را نمی بیند و در را میبندد و جوجه می میرد.. از سرما.. خیلی آخرش ناراحت کننده بود.. حالا نیمشد نمیره؟؟؟
:(

میوه داستان درختی خسیس بود که میوه اش را پنهان نمیکند و به کسی نمیدهد و در زمستان سنگین می شود و می شکند.. گذشت فصلها..

مادر درواقع نامه دختری 16 ساله است به مادرش مه ادعا دارد که مادرش را دوست ندارد.
دختر ناراحت است که چرا وقتی 6 ماه بوده و شبی زلزله شده.. چرا پدررا مجبور کرده که او را تجات دهد و خود پدر زیر آوار مانده..
نامه دختر 16 صفحه است اما پاسخ مادر فقط 2 خط و بسیار جالب: اینکه دخترم وقتی خودت مادر شدی مرا درک میکنی..
:)

هسته آلبالو اما خیلی جالب بود.. درباره پسری شیطان و لوس که هسته ای آلبالو را وارد گوش پدر میکند و پدر را تا مرز کر شدن میکشاند..

در کل دوست داشتم داستانها را..
:)

Profile Image for Mina khamoushi.
190 reviews205 followers
September 22, 2013
این کتاب تقدیم شده به همه ی بابا ها. همه ی داستان هام یه جورایی ربط داره به رابطه بچه ها با پدر و مادراشون
از داستان گوشواره ش سال هشتاد و پنج یه فیلم ساختن که مثل همه فیلم هایی که از رو کتاب ها ساختن هیچ وقت حق مطلبُ ادا نکرد.
Profile Image for sana rashidi.
10 reviews
July 28, 2015
کتاب های هوشنگ مرادی کرمانی واقعا شیرین اند . شیرین یعنی هنوز مزه شما که غریبه نیستید زیر زبانم هست.
یادم باشه این کتابا برای وقتایی که اصلا حوصله کتاب خوندن ندارم خوبن.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
March 30, 2018
شاید چکیدهٔ آنچه بتوان در مورد نویسندهٔ به نام کودک و نوجوان، هوشنگ مرادی کرمانی، در سن ۶۰ و اند سالگی گفت از خلال داستانی از وی نمایان شود که طی آن مقداری پسته را به جایی می‌برند و باز و خندان می‌کنند، اما تنها یک پسته است که هرچه بر آن می‌کوبند خندان نمی‌شود، تا این‌که پسربچه‌ای تلاش می‌کند آن را بشکند و نمی‌تواند و لبش زخمی می‌شود. پسر عصبانی می‌شود و پسته را روی زمین می‌اندازد. پستهٔ اخمالو توی خاک ریشه می‌کند و درختی می‌شود و هزاران پستهٔ خندان روی آن درخت به وجود می‌آیند. آیا این نویسندهٔ تلخی که تا به حال هزاران کودک و بزرگ کودک خصال را خندانده، می‌تواند بار دیگر زمینه‌ساز نقش بستن خنده بر چهرهٔ عبوس سینمای کودک و نوجوان ما باشد؟
Profile Image for Soheila Amirabadi.
53 reviews30 followers
Read
July 13, 2010

نصف یا بهتر بگم بیشتر از نصف کتابو خوندم و رهاش کردم...قضاوتش نمی کنم ولی دیگه داشت حوصله منی که کتابای پیچیده تر رو دوست دارم سر می برد، حقم داره چون اصلا واسه سن و سال من ننوشتتش، ولی در کل یه مجموعه ایست از داستانهای کوتاه که از روی دومین داستانش هم فیلمی ساخته شده به نام گوشواره که من یادمه بچه بودم دیدمش و دوست داشتنی بود مضمونش حتی اون موقع حتی حالا
Profile Image for Niloo N.
266 reviews481 followers
July 23, 2014
خیلی عالــــــی بود! عــالـــــی و دوست داشتنی!!
کلی حس قشنگ داشت داستاناش!
در حقیقت هم 4.5 هستش!
لبخند انار - داستانای تک‌ درخت - هسته آلبالو - مادر - نخ - بازار - شش تا موز فوق العاده بودن :))
Profile Image for Sayyid Ali mar’ashi.
198 reviews4 followers
July 24, 2021
لبخند انار

برخی داستان ها و نویسنده ها را دنبال می کنیم چون دلتنگ حال و هوای جهان داستانی آنهاییم. از آنها لزوما توقع مطالب عالی و نغز نداریم بلکه فقط می خواهیم که ما را به گذشته ببرند و حال مان را خوب کنند. گذشته هایی که گاهی آرزو می کنیم هرچه داریم را از ما بستانند تا فقط چند دقیقه حضور در آن فضا را دوباره تجربه کنیم. رابطه ی من با آثار مرادی کرمانی از این نوع رابطه هاست.

لبخند انار یک مجموعه داستانی است که نویسنده در آن با انتخاب سوژه هایی جذاب، موضوع های متنوع و موقعیت های غیرتکراری اثری درخور برای کودکان و نوجوانان دهه ۶٠ و ٧٠ آفریده تا اندکی به گذشته تلخ و شیرین خود بازگردند و با یاد آن روزگاران خاطره بازی کنند.

البته نباید از حق گذشت و با این حال خوش و لبریز شدن عواطف کودکانه به معمولی بودن چند داستان و دندان گیر نبودن موضوع آنها اشاره نکرد. اما می دانید... اصلا فدای سر آقای مرادی کرمانی! اینقدر که حال ما را خوب کرده‌است این مرد، حالا فدای سرش که چند داستان، خیلی معمولی از آب در آمده! اصلا به خاطر همین معمولی بودن سوژه ها و مردمانش داستان هایش را از خود می دانیم و دغدغه هایش برای ما بیگانه نیستند. مدیون من هستید اگر خیال کنید از سر تعصب سخن می گویم. :)

پ.ن: هنوز درد شیرین نوازش چوب ناظم مدرسه ابتدایی خانم الف (آرزو دارم ایشان را دوباره ببینم) را بر کف دستانم حس می کنم. می دانست من شاگرد اول کلاسم. تردید را از چهره اش می خواندم. التماس از چشمهایم می بارید اما سعی میکردم محکم بایستم. نمی خواست بین من و دیگران فرقی بگذارد. با نگاهی از سر مهر و در هوای سرد زمستان تنها به دلیل ۵ دقیقه تاخیر (پیاده می رفتیم و راه مدرسه طولانی بود) ما را اعمال قانون کرد!

✏️نمی خواهم شما را به زحمت بیاندازم اما اگر خاطره ای از تنبیه شدن خود در دوران مدرسه به یاد دارید، ممنون می شوم آن را تعریف کنید.
9 reviews
September 23, 2020
این کتاب مجموعه‏ای از 15 داستان است که به جز 4 تای آنها، بقیه به هم غیر مرتبط هستند. از تقدیم ‏نامه ‏ی کتاب این طور به نظر می‏ آید که هدف نویسنده نوشتن داستان‏هایی اختصاصی در مورد پدران بوده که البته یکی دو داستان هم کلاً به این موضوع ارتباطی نداشت (مثل داستان زادگاه).
داستان‏ها آن نثر روان هوشنگ مرادی کرمانی را دارند، ولی از جذابیت و کشش بی‏ بهره‏ اند. هنگام خواندن کتاب گاهی حوصله‏ ی خواننده سر می‏ رود و دوست دارد که زودتر آن داستان را به انتها برساند. در کل من یک بار خواندن این کتاب را به کسانی که از داستان‏های هوشنگ مرادی کرمانی لذت می‏ برند توصیه می‏ کنم.
699 reviews29 followers
April 30, 2021
دلارامم نشسته ور لب جو
           گلی از او ( اب ) گرفته میکنه بو

     گلی که او ( اب ) بیاره بو نمیده
          خودم گل می شم و یارم کنه بو

______________

درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگ زن که جراح و مرهم نه است
_______________
صفای چهره تو آشیانه گلهاست
صدای گریه من همصدای بارانهاست
در آن بهار که رفتی گلی سحر پژمرد
بیا که بی تو نگاه من غمین تنهاست
________________

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

_______________

کتاب شامل ۱۶ داستان کوتاه است
Profile Image for Fateme.
124 reviews2 followers
May 10, 2021
اگر بخوام کتاب رو در دوکلمه توصیف کنم میتونم بگم ساده و صمیمی!
چند داستان اول رو که خوندم بنظرم اومد که یکم سنم زیاده واسه مخاطب این داستانک ها بودن اما جلوتر که رفتم بیشتر خوشم اومد از توصیفات بی شمار و بی نظیر که باعث میشه هر منظره و هر داستان مثل فیلم از پیش چشم آدم بگذره و توی مغز آدم جا خوش کنه.
ممنونم از قلم فصیح و صادق آقای مرادی کرمانی.
البته که سه ستاره دادن من دلیلی بر ضعیف بودن کتاب نیست اما خب این شکل از داستان ها به سلیقه ی الان من خیلی نزدیک نیست.
254 reviews12 followers
Read
January 21, 2022
بیشتر به طرح داستان می مانند تا داستان کامل. اگر لحن جدی و برای بزرگسالان بود داستان لبخند انار داستانک جالبی می شد.
Profile Image for Aylin.T.
85 reviews1 follower
March 26, 2023
داستانی‌هایی شیرین و دلنشین به قلم آقای مرادی کرمانی. نوشته‌های ایشون به قدری روان و دوست‌داشتنی هستن که آدم از خوندنشون سیر نمیشه :') این کتاب و داستان‌های زیباش رو از دست ندین.
Profile Image for Pari.
79 reviews
January 2, 2026
بیان روان و ساده مرادی کرمانی سادگی کودکی را تداعی میکند. داستان مادر قویترین داستان مجموعه بود. داستان ۶ تا موز را هم دوست داشتم.
Profile Image for Faeze Veysi.
15 reviews
August 11, 2015
این کتاب رو من پارسال برای روز سمپاد هدیه گرفتم. :د
خب اول فکر میکردم از این کتاب های نوجوانیه که قلم بچگونه داره، ولی خب زیبا بود و بعضی چیزاش رو هم من نمیتونستم درک کنم چون ظاهراً این کتاب تقدیم شده به همه ی باباها. :د
البته اولاش خیلی حوصله سربر بود.
ولی به هرحال ارزش یک بار خوندن رو فکر می کنم داشته باشه.
قلم ساده ای داره و قابل درکه.از داستان دومش هم یه فیلم ساختن، پیشنهاد شده که ببینیم.
Profile Image for Mina.
15 reviews4 followers
May 5, 2016
قصه مادر
آروز دارم یک بار دیگر نامه ات بنویس. البته، وقتی خودت بچه داشتی

پیام هوشنگ مرادی کرمانی به بچه های هند:

دلم می خواهد ما بچه های ایران با بچه های هند، اصلا با بچه های آسیا، نه چرا بچه ها را از هم جدا کنیم، اصلا همه بچه های دنیا، دست
همدیگر را بگیریم، توی دنیایی هر چند خیالی و رنگارنگ بچرخیم و واژه‌های مشترک را با هم فریاد بزنیم: «دنیا، زندگی، دوست، محبت»
Profile Image for Zahra Labbafan.
668 reviews28 followers
December 14, 2023
خوانش دوم این کتاب به عنوان اولین کتابی بود که با پدرم هر شب میخواندیم
تجربه شیرینی بود و حتما بقیه کتاب‌های این نویسنده رو خواهیم خواند.

کتاب شامل ۱۶ داستان کوتاه است که این داستان ها رو دوست داشتم

۶تا موز، پروانه، زادگاه، تک درخت ۱ تا ۴

و از این داستان و شخصیت ها حرص خوردم
گوشواره، بازار، هسته آلبالو
Profile Image for Amir K.
33 reviews8 followers
July 6, 2019
داستان های کوتاه این کتاب، چندان حرفی برای گفتن ندارند البته به جز داستان «مادر» که با اغماض می توان گفت فضا و قصه پردازی نسبتاً خوبی دارد. خلاصه «لبخند انار» چنگی به دلم نزد. احتمالاً تقصیر بورخس است که مرا حسابی بدعادت کرده.
Profile Image for soodeh seyedi.
16 reviews8 followers
Read
June 17, 2007
hanuz nemitunam nazare khasi bedam!
vali dastane avalesh hamun labkhande anar kheyli ghashang bud!
Profile Image for Niloufar.
39 reviews35 followers
August 27, 2007
اين كتاب لبخند كودكانه ي آدمي بود
Profile Image for Manizheh.
133 reviews82 followers
October 9, 2007
مرادی کرمانی قلم شیرینی داره
Profile Image for M.
40 reviews36 followers
January 1, 2016
مثل همیشه روان و خوب
Displaying 1 - 25 of 25 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.