Jump to ratings and reviews
Rate this book

سار بی بی خانم

Rate this book
چاپ ۱۳۴۷
3 people are currently reading
50 people want to read

About the author

مهشید امیرشاهی

19 books80 followers
اولین مجموعه داستانش به نام «کوچهٔ بن بست» در سن هفده سالگی به اتمام رسید و در سال ۱۳۴۵ منتشر شد. امیرشاهی مقالاتی نیز در مطبوعات منتشر کرده است. او پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد.
از جمله آثار امیرشاهی به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: «بعد از روز آخر» (۱۳۴۸) شامل داستانهای: «آخر تغزیه»، «آغا سلطان کرمانشاهی»، «اسم گذاری بچه سیمین»، «اینتریو»، «بعد از روز آخر»، «در این مکان و در این زمان» و «مه دره و گرد راه». «منتخب داستان‌ها» (۱۳۵۱)، «کوچه بن بست» شامل: «ده»، «استفراغ»، «اسم نویسی»، «بار»، «دو زن»، «سگ‌ها»، «کانداس»، «کوچه بن بست»، «گرما»، «نقاهت» و «به صیغهٔ اول شخص مفرد» (۱۳۴۹) از وی به چاپ سپرده شد. آثاری که از امیرشاهی در خارج از کشور به چاپ رسیده است عبارتند از: «در حضر» (۱۹۸۷)، «در سفر» (۱۹۹۵) مجموعه داستان‌های «مادران و دختران» شامل: «عروسی عباس‌خان»، «دده قدم خیر» (۱۹۹۹) و «ماه عسل شهربانو» (۲۰۰۰) «داستان‌های کوتاه» (۱۳۷۷) و «سوری و شرکا» (۱۳۷۴). مجموعه داستان «سار بی‌بی خانم» (۱۳۴۷)

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (10%)
4 stars
17 (35%)
3 stars
15 (31%)
2 stars
9 (18%)
1 star
2 (4%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for لیلی.
112 reviews49 followers
April 8, 2025
فراتر از انتظارم خوب بود.
فکر می‌کردم قبلا خونده‌مش، ولی درواقع چیزی که چندین سال پیش خونده بودم، فایل پی‌دی‌افی که به‌عنوان سار بی‌بی‌خانم همه‌جا هست، ترکیبیه از خود داستان سار بی‌بی‌خانم که یکی از داستان‌های این مجموعه ست با چندتا دیگه از داستان‌های امیرشاهی از مجموعه‌داستان‌های دیگه‌ش. درحالی‌که کتاب اصلی، چاپ سال ۴۷ ، مجموعه ده تا داستان کوتاهه از امیرشاهی، که اولی‌شون سار بی‌بی‌خانمه.
داستان‌ها اختلاف کیفی چندادنی باهم نداشتن، حتی چندتاشون، که مشخصا خاطرات کودکی/جوانی خود نویسنده‌ن، شخصیت‌های مشترک داشتن و دنباله‌دار به نظر می‌رسیدن.
اما دو وجه مشترک در اکثر بی‌ربط‌ها هم پررنگ بود، دو چیزی که من امیرشاهی رو پیش از این به اینها نمی‌شناختم و الان شگفت‌زده‌م از توانایی‌ش. یکی طنز بامزه و خوبش، و یکی مایه‌های اروتیک برخی داستان‌ها که انصافا خوب دراومده بود.

+داستان دوم، که با این شروع می‌شد که دختره می‌خواد آب‌پرتقال سفارش بده چون خوشمزه ست ولی همه‌ش فکر می‌کنه الان اگر این کار رو بکنه داداشش مسخره‌ش می‌کنه چون دفعه قبل هم بین بزرگترها شیرینی سفارش داده بوده و داداشش گفته بوده با پستونک براش بیارن، و دست‌آخر هم تصمیم می‌گیره ویسکی سفارش بده و وانمود کنه نوشیدنی موردعلاقه‌ش اونه، خیلی من بود. :)) نه فقط درباره‌ی الکل، که حتی درباره‌ی قهوه خوردن آدم‌بزرگ‌ها و شیرکاکائو/چایی خوردن من.
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,076 followers
Read
September 11, 2008
«بی بی آمد! بدو آمد!»
سار بی بی خانم روی لبهٌ طشت رختشويي نشست و دو تا نوك محكم تو پرهای پف كردهٌ سينه اش زد. بعد با عجله سرش را چرخاند و پشتش را نوك زد. سرش را كج كرد و توی چشم های بی بی خانم نگاه كرد و گفت، «آمد! بی بی آمد!»
بی بی خانم دستش توی آب صابون بود و به پرنده گفت، «از كنار طشت پاشو خانمچه - آب صابون می پره تو چشات - پا شو عزيزم، پا شو.»
سار، روی كنگره های لبهٌ طشت جفتك جفتك زد و كنار ساق دست بی بی خانم ايستاد - با كلهٌ كج و با اصرار توی چشم های بی بی خانم خيره شد و تكرار كرد، «آمد! بی بی آمد! بدو آمد

از طريق گروه "كتابهاي ناياب" مي‌توانيد دانلود بفرماييد
Profile Image for Alirezam.
44 reviews4 followers
September 25, 2022
داستان های سوری جذابیت چند برابری داشت
Profile Image for Ali.
Author 17 books679 followers
May 19, 2008
در مورد "بانوان نویسنده" در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به "ریویو"ی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
46 reviews2 followers
January 5, 2021
قصه کوتاه سار بی بی خانم یک قصه ساده و صمیمیه درباره پیرزنی که حامله نمیشه و با یه سار اخت پیدا کرده که حرف میزنه! برای بی بی خانم و شوهرش حرف زدن سار عجیب نیست این براشون عجیبه که چرا نمیتونه سین رو تلفظ کنه! اما همسایه ها براشون عجیبه و غریب به نظر میاد و البته کلیشه های سنتی نیز در این باورپذیری به چشم میخوره جایی که همسایه میگه تمام زنایی که اوجاقشون کوره حیوون باز میشن! خب اینجا نویسنده به خوبی فرهنگ اون زمان رو به تصویر کشیده که به باور مردمان اون زمان زنی که حامله نمیشدذه از زنانگی کم داشته و امکان داشته حیوون باز بشه که در اینجا حیوون باز بودن به جای حیوون دوست بودن به کار رفته و نشانه تحقیره!
مسئله ارباب و رعیتی رو نشون داده و اینه مردمان اون زمان تحت یک دیکتاتوری اختیاراموال خودش رو نداشته و باید اون رو به به ارباب میده که در
نهایت شوهرش دور از چشم بی بی سار رو میبره نزد ارباب رو به خاطر چیدن بال سار توسط ارباب و رها کردنش در باغ سار خورام یه پرندع بزرگ مثل عقاب میشه و از بالای سر بی بی پرنده پرواز میکنه و داد میزنه بی بی برد!
پایان بندی قصه خیلی غم انگیزه اما به خوبی نشون میده وقتی به زور مال دوست داشتنی کسی به خاطر دوست داشتنی بودن اون مال غصب میشه چه بلایی سر ما و صاحب مال و او فر غصب کننده میاد و هر چیزی به نزد آن کسی که هست قشنگه و فکر تصاحب مال دیگری به خاطر زیبایی و منحصر به فرد بودنش میتواند نتایج مخرب داشته باشد و ما را آزرده خاطر کند پس به داشته ها قانع باشیم وچشم هامان خیره به داشته های دیگران نباشد تا لذت ببریم.
Profile Image for Pari.
80 reviews
August 19, 2025
ما را به تحمل خویش این گمان نبود...
داستان چنان با روح فضای حاکم بر روابط اجتماعی آن بازه گره واقع‌گرایانه‌ایی خورده که انگار هر قدم از این داستان به غیر از پایانش را می‌توانستم پیش‌بینی کنم.
Profile Image for Hosna.
494 reviews18 followers
January 8, 2022
داستانها یک دست نبودند اما بیشترشان روان و خوشخوان با نثری شسته رفته بودند. برای خواندن در بعداز ظهری کسل کننده پیشنهاد می شود.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.