What do you think?


حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس
فیلمنامه
در تابستان ۱۳۵۴ نوشته شده
در تابستان ۱۳۵۴ نوشته شده
114 pages, Paperback
First published March 21, 1982
About the author
بهرام بیضائی
70 books84 followersبهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
سبک و مضامین کلیدی
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطورهشناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی معاصر شناخته میشود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بیبدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
بیضایی در خانوادهای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقهی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهشهای گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.
حاصل پژوهشهای ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهمترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته میشود و تسلط عمیق او بر ریشههای فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش میگذارد.
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
فعالیتهای هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستاننویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.
در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامههایی چون "پهلوان اکبر میمیرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز میگذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهرهگیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرمهای نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیکهای مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت میپردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیتپردازی عمیق از ویژگیهای بارز نمایشنامههای اوست.
در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحبسبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.
فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار میرود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایتهای متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونهای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخنگر است. "سگکشی (۱۳۷۹) نیز پس از سالها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.
سبک و مضامین کلیدی
آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردارند:
زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حسابشده که به آثار او عمقی چندبعدی میبخشد.
اسطوره و تاریخ: بهرهگیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیتهایی قدرتمند، کنشگر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایتهای تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینههای تاریخی، اسطورهشناسی و فرهنگی بنا شدهاند.
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طربنامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاههای آموزشی متعددی برگزار کرد.
بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 54 reviews
June 27, 2019
حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس فیلمی که هیچ گاه بر پرده سینماها نرفت. بیضایی در این مورد گفته است، هر کس در هر مقام، در حد توانایی خود کوشید که این فیلم ساخته نشود. و افسوس بر کشوری که سانسور بر همه چیزش اولویت دارد؛ بیضایی در این فیلمنامه فضای سیاه اجتماعی را به نقد می کشد، از قضاوت های بیمارگونه انسان ها پرده برمی دارد و به شدت از آن انتقاد میکند و از آدم هایی می گوید که مرگشان بارها ثبت شده است ولی تولد اشان نه !! لیلا در طول فیلمنامه بارها و بارها در مقابل آینه می ایستد ولی هویتی نمی یابد، او برای بقا و زندگی و آزادی گمشده اش در جامعه ای سنتی و مرد سالار بارها و بارها می جنگند و تلاش میکند، او یک تنه به جنگ مردم اطرافش میرود در دنیایی که مدام کارش تحمیل کردن است. و در نهایت ما شاهد به وجود آمدن آدمی میشویم که نه اعظم است و نه لیلا ما فقط فردی را می بینیم که سراسر وجودش عصیان و نارضایتی است، عصیان از جامعه ای که او را به تاریکی کشانده است ..... و حالا یک سوال از دوستان عزیز دارم، چه نامی بر فیلمنامه زندگی خودتان می گذارید و لطفا دلیل این نامگذاری را هم بگویید ممنون میشم. این سوال یهویی در حین نوشتن ریویو به ذهنم رسید و خیلی دوست داشتم نظرات دیگرانو در مورد نامگذاری بدونم و راستش خودمم زیاد به این موضوع فکر نکرده بودم فکر میکنم شاید برای زندگی من اسم : سایه ای به دنبال آفتاب مناسب باشه، چون از کودکی تا الان زندگیم در سانسور گذشته و نتونستم تو جامعه تو مدرسه حتی بین نزدیکان و دوستان حرف دلمو بازگو کنم و مدام بازیگری کردم و خودمو اونجور نشون دادم که دیگران میخواستن و مدام جامعه به اسم مصلحت زندگیمو سایه وار کرد، سایه ای که همیشه هست ولی در حقیقت نیست. من در حقیقت بودم ولی نبودم به حرف معلمم گوش میدادم ولی توان نپذیرفتنش را نداشتم. تا اینکه حدودا پنج سالی هست که تازه متولد شدم، هنوزم سایه هستم ولی سایه ای که تغییر کرده و عاشق نوره سایه ای که هیچگاه سکوت نمیکنه و گویا است، سایه ای که می دوه نقد میکنه دوچرخه سواری میکنه اواز میخونه و حتی بلند بلند در خیابون می خنده و آب بازی میکنه و احساساتشو ابراز میکنه و بی نهایت عاشق نور و دانستنه .....
May 24, 2022
عالی بود، عالی.
انقدر قوی بود که نمیدونم چی بگم از این همه اثرگذاري که یه متن میتونه داشته باشه. این اولین فیلمنامهی بلندی بود که تا حالا خوندم و از بین فیلمهایی که از بهرام بیضایی دیدم، این کتاب خیلی منو یاد فیلم "سگ کشی" مینداخت، شاید چونکه اونجا هم دغدغه نویسنده نسبت به وضع زن در جامعه دیده میشه.
انقدر قوی بود که نمیدونم چی بگم از این همه اثرگذاري که یه متن میتونه داشته باشه. این اولین فیلمنامهی بلندی بود که تا حالا خوندم و از بین فیلمهایی که از بهرام بیضایی دیدم، این کتاب خیلی منو یاد فیلم "سگ کشی" مینداخت، شاید چونکه اونجا هم دغدغه نویسنده نسبت به وضع زن در جامعه دیده میشه.
September 29, 2019
بازگوکننده داستان زندگی دختری
که نمی خواهد در مناسبات جامعه سنتی محیط اطرافش بپوسد
و دوست دارد از آنچه به زعم جامعه باید باشد
فراتر برود
اما نه تنها حمایتی نمی شود
که مدام مورد هجمه ها و آزار آشتایان و ناآشنایان قرار می گیرد
چرا؟
چون در جامعه ایرانی
زن مستقل یعنی زن هرزه
فرقی هم ندارد واقعا آن زن چه کار می کند
تن فروشی می کند یا کارگری
به زعم مردم این جامعه یک زن چگونه می تواند بدون هرزگی گلیم خود را از آب بکشد
کاری که مردان این جامعه هم از پس آن به سختی برمی آیند
لیلا دختر سرسختی است
اما آنقدر این روند ادامه پیدا می کند
که برای خود او هم شبهه ایجاد می شود
نکند من واقعا اعظم هستم
(زن تن فروشی که لیلا در اتاق او پس از رفتنش سکنا گزیده است)
و نهایتا پایان بندی شگفتش
که شمشیر موروثی اجدادی را بر می کشد
تا مردان فرصت طلب را قلع و قمع کند
خواننده را میخکوب می کند
در طول خواندن کتاب تصویرهای فیلم نامه را
بر اساس آنچه از سینمای بیضایی می شناختم
مدام در ذهن خود می ساختم
و می گفتم کاش بیضایی این فیلم را ساخته بود
که نمی خواهد در مناسبات جامعه سنتی محیط اطرافش بپوسد
و دوست دارد از آنچه به زعم جامعه باید باشد
فراتر برود
اما نه تنها حمایتی نمی شود
که مدام مورد هجمه ها و آزار آشتایان و ناآشنایان قرار می گیرد
چرا؟
چون در جامعه ایرانی
زن مستقل یعنی زن هرزه
فرقی هم ندارد واقعا آن زن چه کار می کند
تن فروشی می کند یا کارگری
به زعم مردم این جامعه یک زن چگونه می تواند بدون هرزگی گلیم خود را از آب بکشد
کاری که مردان این جامعه هم از پس آن به سختی برمی آیند
لیلا دختر سرسختی است
اما آنقدر این روند ادامه پیدا می کند
که برای خود او هم شبهه ایجاد می شود
نکند من واقعا اعظم هستم
(زن تن فروشی که لیلا در اتاق او پس از رفتنش سکنا گزیده است)
و نهایتا پایان بندی شگفتش
که شمشیر موروثی اجدادی را بر می کشد
تا مردان فرصت طلب را قلع و قمع کند
خواننده را میخکوب می کند
در طول خواندن کتاب تصویرهای فیلم نامه را
بر اساس آنچه از سینمای بیضایی می شناختم
مدام در ذهن خود می ساختم
و می گفتم کاش بیضایی این فیلم را ساخته بود
May 3, 2022
مثل همیشه تو این اثر بیضایی هم زن نقش مهمی داره. با توضیحات تک تک صحنه ها می تونستم تقلای لیلا برای خلاص کردن خودش از مخمصه هایی که توشون دست و پا می زد رو تصور کنم. تلاش های لیلا برای خودش رو رها کردن از جامعه ی مرد سالاری که با گذشت چیزی قریب به ۴ دهه از زمان نگارش این فیلمنامه، جنس مونث هنوز هم باهاش دست و پنجه نرم می کنه.
تلاش برای خودش رو ثابت کردن و زنده موندن تو جامعه ای که تنها سند زنده بودن رو به شناسنامه داشتن می دونه، اما لیلا بارها در جواب به این حرف میگه که بدون شناسنامه هم زنده ست.
نیازی به تعریف نیست. اسم بیضایی خودش گویای همه چیز هست و تضمینی برای اینکه این کتاب باید خونده شه.
تلاش برای خودش رو ثابت کردن و زنده موندن تو جامعه ای که تنها سند زنده بودن رو به شناسنامه داشتن می دونه، اما لیلا بارها در جواب به این حرف میگه که بدون شناسنامه هم زنده ست.
نیازی به تعریف نیست. اسم بیضایی خودش گویای همه چیز هست و تضمینی برای اینکه این کتاب باید خونده شه.
December 29, 2016
افسوس کودکم، برای تو جایی نمانده است.
یک روز صبح زود
مادر درد تورا میکشید،
تنها به این امید که میایی
و با دست کوچکت، دنیای خفته را بیدار میکنی.
دنیا را هشدار میدهی،
که از نوازش دستهای تو محروم است.
تو آمدی، ولی میگریستی!
حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس | بیضایی
یک روز صبح زود
مادر درد تورا میکشید،
تنها به این امید که میایی
و با دست کوچکت، دنیای خفته را بیدار میکنی.
دنیا را هشدار میدهی،
که از نوازش دستهای تو محروم است.
تو آمدی، ولی میگریستی!
حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس | بیضایی
February 21, 2020
موقع خواندن، مدام قصه را تصویرسازی میکردم. انگار بهجای خواندن کتاب، داشتم فیلمی میدیدم. البته که تخیل کردن دربارهی فیلمی که بیضایی میتوانست بسازد اصلاً ساده نیست. اما گمانم این است که فیلم «حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس» میتواند فیلم بهتری نسبت به قالب کتاب آن باشد. از این جهت که فیلم ساخته میشود و تمام ظرافتها و جزئیات زمانه را هم با خودش همراه میکند. وقتی پای این فیلم مینشینی -دستکم من اینطورم- حواست به اوضاعواحوال زمانهای هست که فیلم در آن ساخته شده و تصویری که پیشروی توست، تکلیف خیلیچیزها را روشن میکند اما دربارهی کتاب انگار اثر گذر زمان بر روی قصه مشهودتر است و میدانی داستان از روزگاری میآید که با تو فاصلهای طیناشدنی دارد. البته باید تأکید کنم که این نظر من است و قطعاً آمیخته با عشقی که به قلم بیضایی دارم.
June 18, 2019
من رو ياد فروشنده انداخت. فرهادي از بيضايي تاثير نگرفته در نوشتن فيلم نامه فروشنده؟
December 14, 2019
سراج: افسوس، من نتوانستم دنیا را بهتر کنم! من روزگار را نتوانستم، برای تو آمادهتر کنم...
به خون نشسته نفس نفس میزند.
سراج: این حرف من نیست، پدرم گفته بود، در روز تولد من!
به خون نشسته نفس نفس میزند.
سراج: این حرف من نیست، پدرم گفته بود، در روز تولد من!
January 1, 2019
در زمستان 1354، هر کس، در هر مقام، در حد توانایی خود کوشید که این فیلم ساخته نشود.
دیدن این جملات بود که مرا به خواندن این فیلمانه ترغیب کرد
با خودم فکر میکنم که بیش از چهل سال از آن زمستان گذشته و هنوز هم این فیلم ساخته نشده
و سینماگران اصلی جریان فیلم سازان زن ایرانی، افرادی چون تهمینه میلانی و پوران درخشنده هستند
!
(رخشان بنی اعتماد قدری از این قضیه مستثنی ست)
March 17, 2025
فیلمنامهی «حقایق درباره لیلا، دختر ادریس» یکی از آثار کمتر شناختهشدهی بهرام بیضایی است که مثل خیلی از نوشتههایش به نقد جامعهی مردسالار و وضعیت زنان میپردازد. این اثر با ساختاری محکم، دیالوگهای دقیق و استفاده از نماد، تصویری تلخ اما واقعی از سرنوشت زنان در جامعهای بسته ارائه میدهد
و مثل همیشه، شخصیتهای زن را بهعنوان محور اصلی داستان خود قرار میدهد. لیلا، نمادی از زنانی است که در کشاکش بین سنت و مدرنیته گرفتار شدهاند. او در طول داستان از یک شخصیت منفعل به فردی آگاه و جسور تبدیل میشود، اما سرنوشتش به سرنوشت بسیاری از زنان دیگر جامعه تبدیل میشه
در نقد جامعهی سنتی و وضعیت زنان از آثار مهمه، به عمق روانی و اجتماعی شخصیتها میپردازه و خواننده را درگیر پرسشهای بنیادین دربارهی اختیار، جبر و جایگاه زنان در جامعه میکند.
و مثل همیشه، شخصیتهای زن را بهعنوان محور اصلی داستان خود قرار میدهد. لیلا، نمادی از زنانی است که در کشاکش بین سنت و مدرنیته گرفتار شدهاند. او در طول داستان از یک شخصیت منفعل به فردی آگاه و جسور تبدیل میشود، اما سرنوشتش به سرنوشت بسیاری از زنان دیگر جامعه تبدیل میشه
در نقد جامعهی سنتی و وضعیت زنان از آثار مهمه، به عمق روانی و اجتماعی شخصیتها میپردازه و خواننده را درگیر پرسشهای بنیادین دربارهی اختیار، جبر و جایگاه زنان در جامعه میکند.
August 4, 2021
هر کس باید خودشو برای بدترین وضعیت حاضر کنه؛ وگرنه توی بدترین وضعیت زودتر از بین میره
حقایق، به اندازه ی فیلمنامه بیضایی، ترسناک و غم انگیزه.
August 3, 2014
دنبال یه کتاب میگشتم برای تو راهم . لیلا رو برداشتم برای بار دوم بخونم
لیلا رو دوست دارم . شخصیتهای زن کارای بهرام بیضایی رو دوس دارم
زن ها همیشه عکس العملا براشون مهم بوده . حتی اگه نخوان مهم باشه باز تاثیر میزاره . خیلی تلخه ولی جامعه میخاد مارو ب رنگی ک دوس داره در بیاره . از جنگیدنت بدش میاد . و تا وقتی تو رو بی حرکت نبینه دست برنمیداره
لیلا رو دوست دارم . شخصیتهای زن کارای بهرام بیضایی رو دوس دارم
زن ها همیشه عکس العملا براشون مهم بوده . حتی اگه نخوان مهم باشه باز تاثیر میزاره . خیلی تلخه ولی جامعه میخاد مارو ب رنگی ک دوس داره در بیاره . از جنگیدنت بدش میاد . و تا وقتی تو رو بی حرکت نبینه دست برنمیداره
May 5, 2013
توضیح: این یادداشت داستان فیلم نامه را بازگو می کند و ممکن است پایان داستان برای شما فاش شود.
مثل اغلب آثار بیضایی این جا نیز زن نقش اصلی را به عهده دارد. بیضایی در آثار متعدد خود زن را محور قرارداده ، چه آثار قبل انقلاب و چه بعد از آن. هربار زن قربانی ای است که بر علیه آنچه بر او رفته به مبارزه می پردازد. در سگ کشی ، شاید وقتی دیگر ، باشو غریبه کوچک ،چریکه تارا و ... . در خقایق در باره لیلا... بحث اصلی هویت است. زنی که هویت خود را از دست داده ( شناسنامه اش گم شده و باید برای اثبات زنده بودن خود استشهاد جمع کند) تلاش می کند تا با کندن از محلی که در ان با فلاکت زندگی می کند به جایی برود که شاید بتواند کاری دست و پا کند و امورات خود را بهتر بگذراند اما او برای یافتن کار مناسب شناسنامه می خواهد اما هنوز نتوانسته شناسنامه بگیرد. در پایان ، لیلا وقتی شناسنامه جدیدش را می گیرد ، خودش هم دچار بحران می شود. فرقی بین خود و اعظم نمی بیند. اصلا خود اعظم شده است ، شناسنامه را پاره می کند ، به خانه می رود و وقتی یکی از مشتریان اعظم می آید ، با شمشیری که میراث اجداد اوست به مرد حمله ور می شود.
اینجا زن به دنبال اثبات هویت خود است. از طرف دیگر قربانی است. قربانی مناسبات اجتماعی و فساد همه گیری که حتی وجود نامزد او را هم گرفته. فیلمنامه بسیار قدرتمند و گفتگو ها در عین موجز بودن با صلابت هستند. اگرچه به نظر آن حالت اساطیری در زن ، قهرمان اصلی ، وجود ندارد و او حتی از یافتن کار مناسب هم عاجز است اما در نهایت با حمله ور شدن به مشتری اعظم جلوه ای از آن قهرمانان زن اساطیری فیلمهای بیضایی را بروز می دهد. فضا سازی قوی و در عین حال بسیار تیره و سیاه است و آدمها در نهایت فلاکت. و در میان این همه ادبار و بد بختی ، حتی روزنه امیدی هم دیده نمی شود.
تاثیر مکان بر فرد هم که در جامعه شناسی شهری در مورد آن زیاد بحث می شود ؛ علی الخصوص مکتب شیکاگو ، به خوبی در داستان به نمایش در می آید ، خانه اعظم ، کم کم بر لیلا هم تاثیر می گذارد و در پایان او به نمایندگی از همه اعظم ها ، در برابر همه مردانی که زنها را برای امیال پست خود می خواهند می ایستد.
مثل اغلب آثار بیضایی این جا نیز زن نقش اصلی را به عهده دارد. بیضایی در آثار متعدد خود زن را محور قرارداده ، چه آثار قبل انقلاب و چه بعد از آن. هربار زن قربانی ای است که بر علیه آنچه بر او رفته به مبارزه می پردازد. در سگ کشی ، شاید وقتی دیگر ، باشو غریبه کوچک ،چریکه تارا و ... . در خقایق در باره لیلا... بحث اصلی هویت است. زنی که هویت خود را از دست داده ( شناسنامه اش گم شده و باید برای اثبات زنده بودن خود استشهاد جمع کند) تلاش می کند تا با کندن از محلی که در ان با فلاکت زندگی می کند به جایی برود که شاید بتواند کاری دست و پا کند و امورات خود را بهتر بگذراند اما او برای یافتن کار مناسب شناسنامه می خواهد اما هنوز نتوانسته شناسنامه بگیرد. در پایان ، لیلا وقتی شناسنامه جدیدش را می گیرد ، خودش هم دچار بحران می شود. فرقی بین خود و اعظم نمی بیند. اصلا خود اعظم شده است ، شناسنامه را پاره می کند ، به خانه می رود و وقتی یکی از مشتریان اعظم می آید ، با شمشیری که میراث اجداد اوست به مرد حمله ور می شود.
اینجا زن به دنبال اثبات هویت خود است. از طرف دیگر قربانی است. قربانی مناسبات اجتماعی و فساد همه گیری که حتی وجود نامزد او را هم گرفته. فیلمنامه بسیار قدرتمند و گفتگو ها در عین موجز بودن با صلابت هستند. اگرچه به نظر آن حالت اساطیری در زن ، قهرمان اصلی ، وجود ندارد و او حتی از یافتن کار مناسب هم عاجز است اما در نهایت با حمله ور شدن به مشتری اعظم جلوه ای از آن قهرمانان زن اساطیری فیلمهای بیضایی را بروز می دهد. فضا سازی قوی و در عین حال بسیار تیره و سیاه است و آدمها در نهایت فلاکت. و در میان این همه ادبار و بد بختی ، حتی روزنه امیدی هم دیده نمی شود.
تاثیر مکان بر فرد هم که در جامعه شناسی شهری در مورد آن زیاد بحث می شود ؛ علی الخصوص مکتب شیکاگو ، به خوبی در داستان به نمایش در می آید ، خانه اعظم ، کم کم بر لیلا هم تاثیر می گذارد و در پایان او به نمایندگی از همه اعظم ها ، در برابر همه مردانی که زنها را برای امیال پست خود می خواهند می ایستد.
March 25, 2018
بیضایی بیش از هرکسی تا به حال در آثارش اینچنین دقیق و کامل از زنان و دغدغههای به حقشان و بازخورد انکارگونهی جامعه نوشته است. لیلا دختری که برای مستقل زیستن خانه را ترک میکند. و راه پر خطر و حرف و حدیثها را به جان میخرد.
June 28, 2018
باز هم مثل همیشه زن برای بیضایی در اولویته. و باز هم مثل همیشه هیچ کس بهتر از بیضایی نمیتونه تبدیل شدن یه دختر پاک و محصور در یه جامعه ی فاسد به یه دختر خسته و بی هویت و خشونت طلب رو به تصویر بکشه...
چی می شد اگه این فیلمنامه فیلم می شد...
چی می شد اگه این فیلمنامه فیلم می شد...
July 30, 2018
وقتی بیضایی شخصیت اولش رو زن انتخاب میکنه، خیلی زیاد میتونم به کنش و واکنشها اعتماد کنم، به حقیقی بودنشون، اغراق شده نبودنشون، و به اینکه قراره شاهد اون رنج و درد عمیقی باشیم که طی سالیان صلیب دوش خیل زنهای این سرزمین بوده، و حالا قراره مسیح دیگهای رو تا پای جلجتا بدرقه کنیم، اسمش لیلا.
داستان ساده و کم پیچشیه، دختری که یه شهر دست به دست هم دادن تا بهش بقبولونن که نمیتونی، حالا شکستت رو قبول کن و برگرد تو همون سوراخی که یه بار ازش بیرون خزیدی تا دنیا رو عوض کنی، لااقل دنیای خودت رو. و البته که اگه موفق بشی، ممکنه دنیای لیلاهای زیاد دیگهای هم باهات عوض بشه. در همین اثنا کنایههای ریز و درشت بیضایی به فشل بودن سیستم مردسالار و بوروکراسی ناکارآمد و زمانگیر بنگاهها و سیستمها مخصوصا دولتیهایش میتواند نظر مخاطب را جلب کند.
نمادگرایی بیضایی گوشه به کلیشه میزد اگه تاریخ انتشار این فیلمنامه رو نمیدیدیم که شاید با این دید، خود این فیلمنامه یکی از آغازگرهای این کلیشه توی ایران بوده باشه. به هر صورت من این فیلمنامه رو نه قبل انقلاب، بلکه الان خوندم و سبک روایت کمی تو ذوق میزد و اگر چند سال دیگه بیضایی یا کس دیگهای خواست این فیلمنامه رو درباره حکومت قبلی کار کنه، حتما باید بعضی فضاها و دیالوگها تغییر کنن.
در مجموع نفسگیر بود و در عین حال یه لذت مازوخیستیای میداد. البته که به خاطر نستوه بودن و مقاومت لیلا. پایان شایسته و مسحورکنندهای داشت و حتما پیشنهاد میکنمش برای خوندن.
داستان ساده و کم پیچشیه، دختری که یه شهر دست به دست هم دادن تا بهش بقبولونن که نمیتونی، حالا شکستت رو قبول کن و برگرد تو همون سوراخی که یه بار ازش بیرون خزیدی تا دنیا رو عوض کنی، لااقل دنیای خودت رو. و البته که اگه موفق بشی، ممکنه دنیای لیلاهای زیاد دیگهای هم باهات عوض بشه. در همین اثنا کنایههای ریز و درشت بیضایی به فشل بودن سیستم مردسالار و بوروکراسی ناکارآمد و زمانگیر بنگاهها و سیستمها مخصوصا دولتیهایش میتواند نظر مخاطب را جلب کند.
نمادگرایی بیضایی گوشه به کلیشه میزد اگه تاریخ انتشار این فیلمنامه رو نمیدیدیم که شاید با این دید، خود این فیلمنامه یکی از آغازگرهای این کلیشه توی ایران بوده باشه. به هر صورت من این فیلمنامه رو نه قبل انقلاب، بلکه الان خوندم و سبک روایت کمی تو ذوق میزد و اگر چند سال دیگه بیضایی یا کس دیگهای خواست این فیلمنامه رو درباره حکومت قبلی کار کنه، حتما باید بعضی فضاها و دیالوگها تغییر کنن.
در مجموع نفسگیر بود و در عین حال یه لذت مازوخیستیای میداد. البته که به خاطر نستوه بودن و مقاومت لیلا. پایان شایسته و مسحورکنندهای داشت و حتما پیشنهاد میکنمش برای خوندن.
August 29, 2013
اینجه میبینم که این کتاب دردههی ۵۰ نوشته شده.
با درنظر گرفتن تاریخ نگارش موضوع زن و نقش و هویت او در این کتاب قاعدتااز زمانهی خودش جلوتر بوده. البته تعدادی از تصاویر امروزه برای ما کلیشه شده مثل تصاویر اتاقها و جلسات مصاحبه ولی قاعدتا این نوشته قبل از آن کلیشهها نوشته شده. موضوع میراث و در اینجا شمشیر موروثی هم یکی از موتیفهای مورد علاقهی بیضایی است. اما به عنوان یک فیلمنامه:
کل روایت فیلمنامه به صورت تصاویر کوتاه و فشرده روایت میشود.(به عنوان مثال دیگر به بخشهای اول -بخش عروسی- در روز واقعه نگاه کنید) در دیباچهی نوین شاهنامه هم این نوع روایت را خوانده بودم. اما همانطور که دربارهی آن کتاب نوشتم اینجا هم چندان به کیفیت فیلم نهایی امیدوار نیستم.
با درنظر گرفتن تاریخ نگارش موضوع زن و نقش و هویت او در این کتاب قاعدتااز زمانهی خودش جلوتر بوده. البته تعدادی از تصاویر امروزه برای ما کلیشه شده مثل تصاویر اتاقها و جلسات مصاحبه ولی قاعدتا این نوشته قبل از آن کلیشهها نوشته شده. موضوع میراث و در اینجا شمشیر موروثی هم یکی از موتیفهای مورد علاقهی بیضایی است. اما به عنوان یک فیلمنامه:
کل روایت فیلمنامه به صورت تصاویر کوتاه و فشرده روایت میشود.(به عنوان مثال دیگر به بخشهای اول -بخش عروسی- در روز واقعه نگاه کنید) در دیباچهی نوین شاهنامه هم این نوع روایت را خوانده بودم. اما همانطور که دربارهی آن کتاب نوشتم اینجا هم چندان به کیفیت فیلم نهایی امیدوار نیستم.
May 17, 2010
سراج: نه،نه... این بدتره. شما نابودم میکنید.اگر شما رو نبینم دیوانه میشم.
لیلا: از دستتون داره خون میاد!
سراج:جوهرقرمز برگشت روی میز! خیال میکنید تقصیر منه؟ ما نباید اشتباه پدرهامونو تکرار کنیم. اون هم تو این دنیایی که هرلحظه ممکنه منفجر بشه. خوشحالید که منو دیوونهی خودتون کردید؟
لیلا: من همچین منظوری نداشتم.
سراج: هیچکس منظوری نداره.ولی نتیجهش بچهها هستند. تنها و نگران.بدون اینکه حتی دنیا رو به این شکل انتخاب کرده باشند...
لیلا: از دستتون داره خون میاد!
سراج:جوهرقرمز برگشت روی میز! خیال میکنید تقصیر منه؟ ما نباید اشتباه پدرهامونو تکرار کنیم. اون هم تو این دنیایی که هرلحظه ممکنه منفجر بشه. خوشحالید که منو دیوونهی خودتون کردید؟
لیلا: من همچین منظوری نداشتم.
سراج: هیچکس منظوری نداره.ولی نتیجهش بچهها هستند. تنها و نگران.بدون اینکه حتی دنیا رو به این شکل انتخاب کرده باشند...
September 20, 2020
کمتر نویسندهای چون بیضایی توانسته آنچه که بر سر زن ایرانی میرود را در آثارش بازتاب دهد. این اثر هم در راستای دیدگاه دقیق بیضایی است، او مانند بسیاری از آثارش روندی تدریجی را نشان میدهد که چگونه افرادی که در برابر خواست جامعه میایستند تغییر میکنند و جامعه آنها را وادار به دگردیسی میکند.
April 3, 2021
“در خیلی از کارهای بیضایی غریبه ای است که بی استقبال به جایی وارد میشود و معمولا هم در انتها بی بدرقه آنجا را ترک می کند در حالیکه بهای سنگینی برای پرسشگری و جستجوی حقیقت پرداخته است.”
February 5, 2020
هرچقدر شروع ماجرا بیرمق است، اوج گرفتن و رسیدنش به قله و انتهای ماجرا نفسگیر است. در این سفر پرالتهاب خواننده با لیلا همراه است و همحس.
"...و اینها همه آرام. ..."
"...و اینها همه آرام. ..."
August 21, 2018
این فیلمنامه در سال ۱۳۵۴ نوشته شده و متاسفانه هرگز به فیلم تبدیل نشد؛ اما بارها و بارها توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان تجدید چاپ شد و یکی از نام آشناترین و شناختهشدهترین فیلمنامههای بهرام بیضایی بهشمار میآید.
ماجرای دختری به نام لیلا که در پی زندگی مستقل است و باید با این سوال و طرز تفکر، قضاوت ها و حرف های همیشگی مردم زندگی کنه:
"یه دختر تنها تو یه خونه ی تنها چکار می کنه؟!!"
لیلایی که تلاش میکند از ورطهی کاغذهایی که میگویند او مرده، خودش را نجات دهد و به همه با فریاد بگوید که زنده هست و میخواهد به روش خودش زندگی کند.
داستان فیلم «فروشنده» اثر اصغر فرهادی، «حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس» اثر بهرام بیضایی را به یاد میآورد که اگر در زمان خود، اجازهی به تصویر کشیدن داشت شاهد کسب موفقیت بیشتری برای سینمای پیش از انقلاب ایران بودیم. اثری جسورانه که هنگام نگارش، دهها سال پیشگامتر از زمان خود بود و شاید یکی از دلایل ممنوعیتهایش نیز، همین جلوتر از زمان خویش بودن، بوده است که کج فهمی و نفهمی، مانع ساختش شد.
اولین بار بود فیلمنامه می خوندم بسیار لذت بردم به راستی که شکسپیر ایران لقب شایسته ای ست برای استاد بهرام بیضایی.
ماجرای دختری به نام لیلا که در پی زندگی مستقل است و باید با این سوال و طرز تفکر، قضاوت ها و حرف های همیشگی مردم زندگی کنه:
"یه دختر تنها تو یه خونه ی تنها چکار می کنه؟!!"
لیلایی که تلاش میکند از ورطهی کاغذهایی که میگویند او مرده، خودش را نجات دهد و به همه با فریاد بگوید که زنده هست و میخواهد به روش خودش زندگی کند.
داستان فیلم «فروشنده» اثر اصغر فرهادی، «حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس» اثر بهرام بیضایی را به یاد میآورد که اگر در زمان خود، اجازهی به تصویر کشیدن داشت شاهد کسب موفقیت بیشتری برای سینمای پیش از انقلاب ایران بودیم. اثری جسورانه که هنگام نگارش، دهها سال پیشگامتر از زمان خود بود و شاید یکی از دلایل ممنوعیتهایش نیز، همین جلوتر از زمان خویش بودن، بوده است که کج فهمی و نفهمی، مانع ساختش شد.
اولین بار بود فیلمنامه می خوندم بسیار لذت بردم به راستی که شکسپیر ایران لقب شایسته ای ست برای استاد بهرام بیضایی.
June 10, 2021
از آدم هایی که مرگشان بارها ثبت شده ولی تولدشان نه :)
لیلا در طول فیلمنامه بارها و بار ها در مقابل آینه می ایستد و هویتی نمی یابد
نه اعظم و نه لیلا
بلکه عصیانی از جامعه مردسالار
عصیان از جامعه ای که هویت ناشناخته را به تاریکی کشانده
لیلا در حقیقت بود اما نبود
نمیگذاشتند باشد .
« افسوس کودکم،برای تو جایی نمانده است .
یک روز صبح زود مادر درد تو را میکشید، تنها به این امید که می آیی
و با دست کوچکت، دنیای خفته را بیدار می کنی.
دنیا را هشیار می دهی،که از نوازش دست های تو محروم است.
تو آمدی ولی میگریستی.»
بهرام بیضایی:هرکس، در هر مقام، در حد توانایی خود کوشید که این فیلم ساخته نشود.
پایان میخکوب کننده
داستان گیرا
درد آور
و
همراه اشک از روی خشم (یحتمل)
و زیبا
شروعی برای شناخت جناب بیضایی
لیلا در طول فیلمنامه بارها و بار ها در مقابل آینه می ایستد و هویتی نمی یابد
نه اعظم و نه لیلا
بلکه عصیانی از جامعه مردسالار
عصیان از جامعه ای که هویت ناشناخته را به تاریکی کشانده
لیلا در حقیقت بود اما نبود
نمیگذاشتند باشد .
« افسوس کودکم،برای تو جایی نمانده است .
یک روز صبح زود مادر درد تو را میکشید، تنها به این امید که می آیی
و با دست کوچکت، دنیای خفته را بیدار می کنی.
دنیا را هشیار می دهی،که از نوازش دست های تو محروم است.
تو آمدی ولی میگریستی.»
بهرام بیضایی:هرکس، در هر مقام، در حد توانایی خود کوشید که این فیلم ساخته نشود.
پایان میخکوب کننده
داستان گیرا
درد آور
و
همراه اشک از روی خشم (یحتمل)
و زیبا
شروعی برای شناخت جناب بیضایی
This entire review has been hidden because of spoilers.
May 27, 2018
دوستش داشتم
چون درد به جامعه تزریق نکرد
بلکه درد جامعه رو نشون داد و در آخر مبارزهی موفق لیلا [ البته نه از آنگونه که پیش از رسیدن به پایان از فیلمنامه انتظار داریم ] رو نشون داد.
فریاد خاموش زنان ستمدیده در طول تاریخ. و به دور از کلیشه.
کمی هم یاد کارای اصغر فرهادی میانداخت من و. با این تفاوت که پایان پیروزمندانهی بهدورازکلیشهاش، غلبهی رجا بر خوف بود.
دوستش داشتم.
#
یه روز یه نفر اومد محلهی ما، همهی شناسنامهها رو خرید و برد...
چون درد به جامعه تزریق نکرد
بلکه درد جامعه رو نشون داد و در آخر مبارزهی موفق لیلا [ البته نه از آنگونه که پیش از رسیدن به پایان از فیلمنامه انتظار داریم ] رو نشون داد.
فریاد خاموش زنان ستمدیده در طول تاریخ. و به دور از کلیشه.
کمی هم یاد کارای اصغر فرهادی میانداخت من و. با این تفاوت که پایان پیروزمندانهی بهدورازکلیشهاش، غلبهی رجا بر خوف بود.
دوستش داشتم.
#
یه روز یه نفر اومد محلهی ما، همهی شناسنامهها رو خرید و برد...
May 12, 2019
این فیلمنامه و فضاسازی های بهرام بیضایی کلی به دلم نشست ... و موضوع داستان که فشار جامعه بر دختر تنها و چگونگی تغییر هویت بود هم برام جالب بود ..
اما نکته جالب دیگه اینه که رمان مستاجر رولان توپر و فیلمی که پولاسکی از این رمان ساخته در کلیت موضوع به نظرم خیلی شباهت با این فیلمنامه داره ..رمان مستاجر ۱۰ سال قبلا از این فیلمنامه نوشته شده و شاید ایده و الهامی برای نوشتن این فیلمنامه بوده ...
اما نکته جالب دیگه اینه که رمان مستاجر رولان توپر و فیلمی که پولاسکی از این رمان ساخته در کلیت موضوع به نظرم خیلی شباهت با این فیلمنامه داره ..رمان مستاجر ۱۰ سال قبلا از این فیلمنامه نوشته شده و شاید ایده و الهامی برای نوشتن این فیلمنامه بوده ...
September 22, 2019
اگه فیلمش ساخته میشد به نظذم جالب میبود!
August 21, 2021
ارسلان: نمیتونم به کسی بفهمونم. اونا دربارهی تو حرفهای خوبی نمیزنن.
لیلا: اونا از دم یه مشت بیکارهن که رسوا میشن اگه یه کسی رو پاش وایسه.
لیلا: اونا از دم یه مشت بیکارهن که رسوا میشن اگه یه کسی رو پاش وایسه.
August 21, 2019
. .
کاراکترهای عجیب زنان در آثار بهرام بیضایی. .
شخصیت زن در اندیشه ی بیضایی کنش گر، قهرمان، متکی به خود و اندیشه مند است. زنان در آثار بیضایی واکنشی به دیدگاه مرد سالارانه جامعه ای هستند که هنوز به زن چون گذشته های دور می نگرند. .
او زن را قهرمان می کند و تصور جامعه را نسبت به جنسیتِ زن و دیدگاه مرد سالارانه ی آن تغییر می دهد. .
حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس ساخته نشد اما فیلمنامه ی آن تمام مخاطبان آن را مبهوت می کند با پایانِ عجیبش👍
.
اصغر فرهادی اقتباسی آزاد از این فیلمنامه را در فروشنده دارد.
#استاد_بهرام_بیضایی❤
#حقایق_درباره_لیلا_دختر_ادریس📖🎬1354
#زن💚
#به_وقت_اردیبهشت1396
#بخوانیم📚
کاراکترهای عجیب زنان در آثار بهرام بیضایی. .
شخصیت زن در اندیشه ی بیضایی کنش گر، قهرمان، متکی به خود و اندیشه مند است. زنان در آثار بیضایی واکنشی به دیدگاه مرد سالارانه جامعه ای هستند که هنوز به زن چون گذشته های دور می نگرند. .
او زن را قهرمان می کند و تصور جامعه را نسبت به جنسیتِ زن و دیدگاه مرد سالارانه ی آن تغییر می دهد. .
حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس ساخته نشد اما فیلمنامه ی آن تمام مخاطبان آن را مبهوت می کند با پایانِ عجیبش👍
.
اصغر فرهادی اقتباسی آزاد از این فیلمنامه را در فروشنده دارد.
#استاد_بهرام_بیضایی❤
#حقایق_درباره_لیلا_دختر_ادریس📖🎬1354
#زن💚
#به_وقت_اردیبهشت1396
#بخوانیم📚
August 22, 2007
این کتاب شرحی است بر دختری که می خواهد روی پای خود بایستد اما جامعه این را نمی خواهد بپذیرد و در نهایت دختر داستان تسلیم خواست جامعه می شود و خود هم این را باور می کند که او یک روسپی است و نه لیلا دختر ادری. به نظر م هوشمندی بیضایی در انتخاب نام این نمایشنامه می تواند هر انسانی روئ به خواندن این کتاب تشویق کنه .
Displaying 1 - 30 of 54 reviews



























