جنگ شکر در کوبا مجموعه مقالاتی است که ژان پل سارتر از سفرش به کوبا و مشاهداتش از انقلاب آن کشور نوشته است. ژان پل سارتر دو بار به کوبا رفت، در سال ۱۹۴۹ و در سال ۱۹۶۰. سفر دوم مقارن است با پیروز شدن طرفداران فیدل کاسترو و روزهای تشکیل نهادهای انقلابی در آن کشور. سارتر این سفرنامه را برای روزنامه فرانس سوار تحریر و آماده نمود.
این کتاب در ایران در همان ایام در روزنامه کیهان به چاپ رسید و سپس توسط انتشارت امیرکبیر به صورت کتابی با ترجمه جهانگیر افکاری به بازار کتاب عرضه شد.
Jean-Paul Charles Aymard Sartre was a French philosopher, playwright, novelist, screenwriter, political activist, biographer, and literary critic, considered a leading figure in 20th-century French philosophy and Marxism. Sartre was one of the key figures in the philosophy of existentialism (and phenomenology). His work has influenced sociology, critical theory, post-colonial theory, and literary studies. He was awarded the 1964 Nobel Prize in Literature despite attempting to refuse it, saying that he always declined official honors and that "a writer should not allow himself to be turned into an institution." Sartre held an open relationship with prominent feminist and fellow existentialist philosopher Simone de Beauvoir. Together, Sartre and de Beauvoir challenged the cultural and social assumptions and expectations of their upbringings, which they considered bourgeois, in both lifestyles and thought. The conflict between oppressive, spiritually destructive conformity (mauvaise foi, literally, 'bad faith') and an "authentic" way of "being" became the dominant theme of Sartre's early work, a theme embodied in his principal philosophical work Being and Nothingness (L'Être et le Néant, 1943). Sartre's introduction to his philosophy is his work Existentialism Is a Humanism (L'existentialisme est un humanisme, 1946), originally presented as a lecture.
به نظرم جالبترین نکتهی این کتاب اینه که تو اینترنت انگلیسی زبان به ندرت کوچکترین اثری ازش هست. به نظر میآد تازگیها به انگلیسی چاپ نشده و حتی توی ویکیپدیای سارتر هم اسمی ازش نیست. ولی همین کتاب دههی پنجاه و شصت به فارسی ترجمه میشه و انقلابیون میخوننش و یکی مثل بابابزرگ من بعد از این همه سال بهش میگه «کتاب سیاسی مهم». سارتر با نکتهسنجی همیشگیش کوبای انقلابی رو روایت میکنه، خود انقلاب، و قبل و بعدش رو؛ از یاغیان حرف میزنه و دهقانان و کارگران و نقش همهشون توی انقلاب رو با ظرافت توصیف میکنه، از کاسترو و چه حرف میزنه، از آمریکا میگه، و تقلای یه کشور کوچک استعمارزده رو برای سرپا وایسادن به بهترین شکل تصویر میکنه. معلومه که اینترنت انگلیسی زبان هیچ اهمیتی به این کتاب نمیده. اونا رو چه به انقلاب؟!
کتاب یادداشتهایی بوده که در روزنامه به صورت سریالی چاپ میشده و بعد به صورت کتاب دراومده. یکی از بهترین کتابهایی با موضع سیاسی اجتماعی که اخیرا بهش برخوردم و خوندم. پیشنهاد میکنم بخونیدش هم برای بهتر شناختن کوبا هم برای اینکه بفهمیم چقدر جنگ قدرت در همه جای دنیا یکسان عمل میکنه. دنیای سرمایه داری چطور قدم برمیداره و برای جلوگیری از اون باید چه کرد. به علاوه ی اینکه کتابی که من دارم یه کتا دست دومه که از تو مرکز تبادل کتاب پیداش کردم و کتاب دست دوم و قدیمی خوندن لذت کتاب خوندن رو دو چندان میکنه
کتاب سارتر در سال هایی نوشته شد که کوبا هنوز به پیروزی نهایی نرسیده بود. بدون شک جریان " خلیج خوک ها" که چون ننگی بر تاریخ زمامداری امریکا خود نمایی می کند و نیز شکست ننگ آور تر آن چیزی نبود به جز پیروزی انقلاب کوبا. سارتر نوشت: " یا کوبائیان باید پیروز شوند و یا ما همه چیزمان ، حتی امیدمان را از کف فرو می نهیم" و ما در جواب باید بگوئیم که کوبا پیروز شد ، و ما نه تنها امید خویش را از دست ندادیم ، بلکه نسبت به انقلاباتی نظیر کوبا در واپسین تلاش امریکا برای سلطه ننگینش بر کشور های عقب افتاده و نیز محو کامل امپریالیزم ، کلی امید وار شده ایم.
کتابی که در نوع خودش بهترین است. در این کتاب، ما با شخصیت فعال و برونریزِ سارتر طرفیم. سارتری که برای آزادی و مبارزه با جهل یا ظلم و ستم و استعمار میکوشد. این اثر که ترکیبی از سفرنامه، مقاله، افکار و اندکی داستان است، برای کوبای بینوایی که بهنوعی کوری و کری خاص دچار شده، دنبال راه چاره میگردد.
کمی سخت است که درباره کتابی که 3۰ سال پیش خواندی نظر بدهی، بخصوص که نظرم در بار کوبا هم خیلی تغییر کرده.ولی فکر هم نمیکنم این کتاب نقطه ضعفی در کارنامه سارتر باشد.
60 years on from the revolution, Miguel Diaz-Canel has replaced Raul Castro as Cuba's next president. He was elected by a nearly unanimous vote in the Cuban "parliament." I spent some time in Havana last year, waiting in line at grocery stores that lacked clean water. I had to buy an internet card for $5 from a black-market dealer, which allowed me to connect to the web for 1 hour in a public park where others were catching the signal from the government router. I am not knocking every single outcome and policy in today's Cuba...but I feel that I've read and experienced enough to roll my eyes at Sartre's portrait of the Cuban Revolution.
I thought Sartre did a good job of capturing the spirit and energy of Castro, Guevara, and the other young revolutionaries on the island in the late 50s...however I found it very hard to press through some of the passages in this book. Perhaps Sartre's diction is above my literary acumen but I thought many of his descriptions and narratives in the book said in 2 paragraphs what could have been better depicted in a few sentences. Also a few of his predictions were way off and perhaps a bit too sanguine...for example he does not admit that the revolution will be easily co-opted by the Russians for their own geopolitical gain in the cold-war, deepening the standoff against the US. He also glossed over the part where the revolutionaries refused to hold an election...though perhaps at that juncture he thought it best to just leave the quotes of the revolutionaries as they were on the matter (i.e. we are moving to quickly and the work is too important to hold elections, but maybe in the future). Many Cubans are still waiting for that moment even 60 years on. The book would have served a better purpose were it like the final few chapters...a play-by-play of the events on the ground as he saw them...rather than grand postulations about what the future of the movement might entail and praises of the Castro brothers. But who am I to criticize the great Sartre?!
سرگذشت جالبی بود با خوندن این کتاب بیشتر به قدرت رسانه ها پی بردم. حتا منی که اهمیت خیلی کمی به رسانه های بصری میدم، تحت تاثیر اونها همیشه یک تصور گنگ و نا مفهوم از انقلاب کوبا داشتم. خیلی دوست داشتم که سارتر الان هم زنده بود و نظرش رو در مورد انقلاب پنجاه یاله کوبا می دونستم. انقلابی که بالاخره با امریکا روابطش رو از سر گرفت در ضمن کنجکاو شدم که آیا سرگذشت انقلابی های کوبا هم بعد از نیم قرن مشابه سرگذشت انقلابیون ایرانی بوده. آیا اونا هم از بیرق آزادی و حریت دکانی و کاسبی ای راه انداختن تا در راه استثمار قدم بردارن؟
نام این جزوه ی بلند، به "جنگ شکر در کوبا" مشهور شده که در دوران خود جنجالی بپا کرد، راست گرایان سارتر را متهم به استالینیسم کردند، و چپ گرایان او را ریویزیونیست خواندند. سارتر پس از انقلاب کوبا (1959) و پیش از نوشتن این جزوه، سفری هم به کوبای کاسترو داشته است. جنگ شکر در کوبا، به نوعی جانبداری از انقلاب کوبا و کاسترو، ارنستو چه گوارا و رژی دبره است. رژیس دبره همان روشنفکر چپ گرای فرانسوی ست که در انقلاب کوبا همراه کاسترو و چه گوارا بود. او که واسطه ی انقلابیون کوبا با سارتر و دیگر روشنفکران فرانسوی و اروپایی طرفدار کوبا بود، بعدن متهم شد که محل اختفای چه گوارا در بولیوی را لو داده و سبب کشته شدن او شده است.