Jump to ratings and reviews
Rate this book

گزینه اشعار نیما یوشیج

Rate this book
Collection of poems in Persian (Farsi)

Paperback

First published January 1, 1996

8 people are currently reading
176 people want to read

About the author

نیما یوشیج

57 books164 followers
علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.‏
نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.‏
تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.‏

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
94 (31%)
4 stars
99 (33%)
3 stars
81 (27%)
2 stars
18 (6%)
1 star
5 (1%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Essareh.
285 reviews1 follower
August 4, 2022
گفتی که فلان چو دشمنی حیله‌گر است
آری، سخن نیک همینش اثر است
با دوست، هنر نیست اگر زیست کنی
با دشمن خود زیست چو کردی هنر است.
56 reviews1 follower
Read
January 13, 2016
چقدر شمال در روح و تن توست .چقدر آب و جنگل و سبزه تو شعرات مشهوده...چقدر تو شمالی خوبی هستی...
Profile Image for SA®A .
317 reviews384 followers
Read
November 17, 2013
آی آدمها


آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد
يک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
يک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
روی ِ اين دريای ِ تند و تيره و سنگين که می‌دانيد
آن زمان که مست هستيد
از خيال ِ دست يابيدن به دشمن
آن زمان که پيش ِ خود بيهوده پنداريد
که گرفتستيد دست ِ ناتوان را
تا توانائی ِ بهتر را پديد آريد
آن زمان که تنگ می‌بنديد
بر کمرهاتان کمربند ...ا
در چه هنگامی بگويم ؟
يک نفر در آب دارد می‌کند بيهوده جان قربان
آی آدمها که بر ساحل بساط ِ دلگشا داريد
نان به سفره جامه تان بر تن
يک نفر در آب می‌خواند شما را
موج ِ سنگين را به دست ِ خسته می‌کوبد
باز می‌دارد دهان با چشم ِ از وحشت دريده
سايه‌هاتان را ز راه ِ دور ديده ،
آب را بلعيده در گود ِ کبود و هر زمان بيتابی‌اش افزون
می‌کند زين آبها بيرون
گاه سر ، گه پا
آی آدمها
او ز راه ِ مرگ اين کهنه جهان را بازمی‌پايد
می‌زند فرياد و امّيد ِ کمک دارد .
آی آدمها که روی ِ ساحل ِ آرام در کار ِ تماشایيد
موج می‌کوبد به روی ِ ساحل ِ خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده . بس مدهوش
می‌رود ، نعره‌زنان اين بانگ باز از دور می‌آيد
آی آدمها
و صدای ِ باد هر دم دلگزاتر
در صدای ِ باد بانگ ِ او رهاتر
از ميان ِ آبهای ِ دور و نزديک
باز در گوش اين نداها
آی آدمها
Profile Image for Shabnam.
43 reviews39 followers
Read
February 22, 2011
یاد بعضي نفرات
روشنم ميدارد
اعتصام يوسف
حسن رشديه

قوتم ميبخشد
ره مي اندازد
و اجاق کهن سرد سرايم
گرم مي آيد از گرمي عالي دمشان

نام بعضي نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگي
سويشان دارم دست
جرأتم ميبخشد
روشنم ميدارد
Profile Image for hima saki.
100 reviews51 followers
February 14, 2008
ترا من چشم در راهم
ترا من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

ترا من چشم در راهم.

شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

ترا من چشم در راهم
Profile Image for Samansaviour saviour.
1 review
July 31, 2020
مرگ سیب
با یک گاز پدر ما را زمین گیر زمین کرد و زمان را بر سرمان خراب
سیب را خوب ببین در دستانم
که نه حجمی دارد ونه وزنی و خاری
اما این همان زهری بود خوشبو
که مردابی را را انداخت به نام زندگی
ساویور samansaviour
Profile Image for Massy.
12 reviews5 followers
January 27, 2008
ای فسانه فسانه فسانه ای خدنگ تو را دل نشانه ای علاج دل ای داروی درد همره گریه های شبانه با من سوخته در چه کاری؟
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
October 17, 2022
https://delsharm.blog.ir/1401/07/25/gny

این کتاب جزو مجموعهٔ گزینه اشعاری است که نشر مروارید برای شاعران مطرح معاصر سال‌هاست در قطع‌های مختلف از جمله جیبی منتشر می‌کند و برای من جزو خاطره‌انگیزترین و جذاب‌ترین مجموعه گزینه شعر است.



کل این کتاب ۳۴۰ صفحه است که شروعش با مقالات چند نفر از جمله اخوان ثالث و جلال آل احمد است. ترتیب شعرها از آخر به اول است. نیما برخلاف بسیاری از شاعران معاصر هر چه جلوتر رفت بهتر شد: معمولاً شاعران از میان‌سالگی به بعد در دستاوردهای جوانی‌شان درجا می‌زنند و چیز زیادی برای عرضه ندارند. اکثر شعرهای معروف نیما، به غیر از منظومهٔ افسانه، برای ده سال آخر عمر نیما یوشیج است.



نوآوری نیما فقط در ظاهر نبود؛ او همراه با مشروطه و تجدد، این تفکر را در شعر خودش ساری و جاری کرد؛ کما این که در بخشی از منظومهٔ‌ بلند فسانه می‌گوید (حرف درگوشی: تصنیف فسانه از ایرج بسطامی را گوش کنید. این تصنیف بخشی از همین منظومهٔ افسانه است.)



حافظا! این چه کید و دروغی‌ست
کز زبان می و جام و ساقی‌ست؟
نالی ار تا ابد، باورم نیست
که بر آن عشق‌بازی که باقی‌ست
من بر آن عاشقم که رونده است


او همچنین اصطلاحات مازندرانی را به شعر وارد کرد. به قول خودش، ما شمالی‌ها به جای برداشتن می‌گوییم گرفتن. چه ایرادی دارد من به زبان مادری همین طور بگویم؟ (چقدر سال اول دانشگاه سر همین «گرفتن» گفتن مورد تمسخر قرار گرفتم تا کم‌کم یاد بگیرم تهرانی‌طور حرف بزنم!)



در راه چالوس نزدیکی‌های مرزن‌آباد، راه فرعی‌ای است به سمت یوش. بارها و بارها این تابلو را دیدم ولی هیچ وقت فرصت نکردم به یوش بروم. اصلاً پسوند «یج» در سمت ما خیلی مرسوم است مثل انگورج که ظاهراً برای مردم اهل روستانی انگوران است یا الآملج برای روستای الآمل. لذا به قول معروف اگر تصاویر بدیع نیما برای خیلی‌ها احساس است؛ برای ما خاطره است. بچه که بودیم فکر می‌کردیم قورباغه بکشیم، باران می‌گیرد. خدا ما را ببخشد؛ یکی دو بار مرتکب این خبط شدیم و باران آمد. البته احتمالات را وسط بیاریم، اتفاق عجیبی نبود. نیما هم می‌گوید: «قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟»



در مقایسه با اخوان ثالث و شاملو، زبان نیما خیلی سست است؛ در مقایسه با سهراب سپهری، کم‌تخیل و در مقایسه با فروغ فرخزاد کم‌اندیشه اما همهٔ‌ این‌ها مهم نیست. مهم آن است که نیما خط‌‌شکن بود. ای کاش شعر نیمایی بیشتر پی گرفته می‌شد. نمی‌دانم چرا شاعران معاصر، پنداری نیمایی را در شأن خود نمی‌بینند غیر از استثناهایی مثل شفیعی کدکنی و قیصر امین‌پور.



ایران که رفته بودم شماره‌ای از مجلهٔ‌ «اندیشهٔ پویا» خریدم که در چند صفحه اسناد جالبی از نشریات آن زمان در مورد طرفداران و مخالفان نیما یوشیج آورده است. فرصت کردید بخوانید:
https://www.jaaar.com/kiosk/issues/in...






برگرفته شده از delsharm.blog.ir
Profile Image for Mahsa.
46 reviews28 followers
June 4, 2019
فروغ نیما را استاد اول و اخر خود می دانست و به نوعی تمام شاعران هم نسلش خود را وام دار و تاثیر پذیر از نیما می دانستند. فروغ به خوبی می دانست باید برای اولین ها احترام ویژه ای قائل بود. خود نیما هم در جایی گفته بود که به مانند رودخانه ای است و هر کس می تواند از آن آب بردارد. او نگاه شاعران را نو کرد و به درستی به او لقب پدر شاعران معاصر را داده اند. او همیشه از نفهمیده شدن یا بد فهمیده شدن بیزار بود و مدام می گفت کاری که من میکنم ریختن آب در خوابگاه مورچگان است. هنوز هم با گذشت این همه سال از درگذشت نیما کسانی که عاشق سبک کلاسیک هستند او را به باد نقد می گیرند. دید نگاهش در اشعارش گسترده است و فقط معطوف به ایران نمیشد و در شعرهایش به دنبال یک نگاه جهانی است و روی صحبتش با تمام مردم دنیاست. او به خوبی دریافت که شعر کلاسیک در حال مرگ است و در یک بن بست همیشگی گرفتار شده است پس شعر را متحول ساخت و روح جدیدی به آن دمید و باعث بالندگی و رشد روز افزونش گشت. او شعر را آیینه زندگی می دانست و کاملا به این موضوع آگاه بود که فهم کارش در زمان حیاتش غیر ممکن خواهد بود ......
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
January 19, 2014
روز شيرينم که با من آشتی بودش
نقش ناهمرنگ گرديده
سرد گشته، سنگ گرديده
با دم پاييز عمر من؛ کنايت از بهار روی زردی
هم‌چنان که مانده از شب‌های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگ‌چينی از اجاق خرد
اندر او خاکستر سردی
Profile Image for Farhad.
Author 0 books64 followers
October 6, 2007
گزيده‌ها را دوست دارم. مثل آلبوم مي‌مانند.و...؟
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.