Through poetry, prose, and drama, American writer James Langston Hughes made important contributions to the Harlem renaissance; his best-known works include Weary Blues (1926) and The Ways of White Folks (1934).
People best know this social activist, novelist, playwright, and columnist James Mercer Langston Hughes, one of the earliest innovators of the then-new literary art form jazz poetry, for his famous written work about the period, when "Harlem was in vogue."
دارم یه جاده میسازم تا ماشینا از روش رد شن، دارم یه جاده میسازم میون نخلا تا روشنی و تمدن از روش رد شه.
دارم یه جاده میسازم واسه سفیدپوسّای پیر و خرپول تا با ماشینای گُندهشون از روش رد شن و منو اینجا قال بذارن.
اینو خوب میدونم که یه جاده به نفع همهس: سفیدپوسّا سوار ماشیناشون میشن منم سوار شدن ِ اونارو تموشا میکنم. تا حالا هیچ وخ ندیده بودم یکی به این خوشگلی ماشین برونه. آی رفیقا! منو باشین: دارم یه جاده میسازم!
کتاب خوبی بود ....لنگستون هیوز در تمام اشعارش تقریبا خواسته رنج و نژاد پرستی و بردگی مردم آفریقا رو نشون بده .برای اون رویا دست نیافتنی و نرسیدنیه ...یعنی با این وضعیت وخیم نژاد پرستی عملا داشتن رویا هیچ معنی نداره ......و با گفتن جمله ی " سیاه مثل آفریقای خودم " این وضعیت به همه ی مردم آفریقا و در واقع سیاه پوست ها تعمیم داده..شعر لنگستون هیوز در واقع شعری یه که از آزادی و رنج و رویا و صحبت می کنه .....اما متاسفانه از خیلی شعرها نمیشه لذت برد چرا که شاملو تعداد بسیاری از اشعار رو به زبان محاوره ترجمه کرده و از ارزش شعر کم شده ......
بگذاريد اين وطن دوباره وطن شود. بگذاريد دوباره همان رؤيايى شود كه بود. بگذاريد پيشاهنگ دشت شود و در آنجا كه آزاد است منزلگاهى بجويد.
(اين وطن هرگز براى من وطن نبود.)
بگذاريد اين وطن رويايى باشد كه رؤيا پروران در روياى خويش داشتهاند.- بگذاريد سرزمين بزرگ و پرتوان عشق شود سرزمينى كه در آن، نه شاهان بتوانند بىاعتنايى نشان دهند نه ستمگران اسبابچينى كنند تا هر انسانى را، آن كه برتر از اوست از پا درآورد. (اين وطن هرگز براى من وطن نبود.)
آه، بگذاريد سرزمين من سرزمينى شود كه در آن، آزادى را با تاج ِ گل ِ ساختهگى ِ وطنپرستى نمىآرايند. اما فرصت و امكان واقعى براى همه كس هست، زندهگى آزاد است
و برابرى در هوايى است كه استنشاق مىكنيم.
(در اين «سرزمين ِ آزادهگان» براى من هرگز نه برابرى در كار بوده است نه آزادى.)