What do you think?


Why Read the Classics?
From the internationally acclaimed author of some of this century's most breathtakingly original novels comes this posthumous collection of thirty-six literary essays that will make any fortunate reader view the old classics in a dazzling new light.
Learn why Lara, not Zhivago, is the center of Pasternak's masterpiece, Dr. Zhivago, and why Cyrano de Bergerac is the forerunner of modern-day science-fiction writers. Learn how many odysseys The Odyssey contains, and why Hemingway's Nick Adams stories are a pinnacle of twentieth-century literature. From Ovid to Pavese, Xenophon to Dickens, Galileo to Gadda, Calvino covers the classics he has loved most with essays that are fresh, accessible and wise. Why Read the Classics? firmly establishes Calvino among the rare likes of Nabokov, Borges, and Lawrence--writers whose criticism is as vibrant and unique as their groundbreaking fiction.
Learn why Lara, not Zhivago, is the center of Pasternak's masterpiece, Dr. Zhivago, and why Cyrano de Bergerac is the forerunner of modern-day science-fiction writers. Learn how many odysseys The Odyssey contains, and why Hemingway's Nick Adams stories are a pinnacle of twentieth-century literature. From Ovid to Pavese, Xenophon to Dickens, Galileo to Gadda, Calvino covers the classics he has loved most with essays that are fresh, accessible and wise. Why Read the Classics? firmly establishes Calvino among the rare likes of Nabokov, Borges, and Lawrence--writers whose criticism is as vibrant and unique as their groundbreaking fiction.
288 pages, Paperback
First published June 1, 1991
About the author
Italo Calvino
573 books9,549 followersItalo Calvino was born in Cuba and grew up in Italy. He was a journalist and writer of short stories and novels. His best known works include the Our Ancestors trilogy (1952-1959), the Cosmicomics collection of short stories (1965), and the novels Invisible Cities (1972) and If On a Winter's Night a Traveler (1979).
His style is not easy to classify; much of his writing has an air reminiscent to that of fantastical fairy tales (Our Ancestors, Cosmicomics), although sometimes his writing is more "realistic" and in the scenic mode of observation (Difficult Loves, for example). Some of his writing has been called postmodern, reflecting on literature and the act of reading, while some has been labeled magical realist, others fables, others simply "modern". He wrote: "My working method has more often than not involved the subtraction of weight. I have tried to remove weight, sometimes from people, sometimes from heavenly bodies, sometimes from cities; above all I have tried to remove weight from the structure of stories and from language."
His style is not easy to classify; much of his writing has an air reminiscent to that of fantastical fairy tales (Our Ancestors, Cosmicomics), although sometimes his writing is more "realistic" and in the scenic mode of observation (Difficult Loves, for example). Some of his writing has been called postmodern, reflecting on literature and the act of reading, while some has been labeled magical realist, others fables, others simply "modern". He wrote: "My working method has more often than not involved the subtraction of weight. I have tried to remove weight, sometimes from people, sometimes from heavenly bodies, sometimes from cities; above all I have tried to remove weight from the structure of stories and from language."
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 17 of 17 reviews
July 11, 2020
با مطالعۀ این کتاب، میتوان به حقیقت سرچشمههای ذهنی ایتالو کالوینو پی برد. منظور من ارتباط این کتاب با کتاب دیگر او «کمدیهای کیهانی» است. کالوینو از سنت قصهگویی و روایت شرقی بهره میگیرد. دلیل این گرایش، علاقۀ وی به سنت قصهگویی هزار و یک شب و توجه و استقبال از هفتپیکر نظامیست. در این کتاب مقاله و گفتاری در چند و چون روایت و چند همسری شخصیت بهرام در هفتپیکر وجود دارد و کالوینو آن را جالبتر و متفاوتتر از الگوهای روایتی غرب میداند. بخش اعظم کنشگری و خلاقیت او در تخیل، از چند چهرۀ برجسته در علوم عقلی و تخیلی نشات گرفته است. نخستین چهره، دانشمند و منجم مشهور، گالیله است که کالوینو بطور محرز، تحت تاثیر نظریههای او بخصوص در کتاب استعاره طبیعت است. او هم به شگفتی نظام الفبا توجه دارد و هم به گستردگی قلمرو علم و تخیل. و شاید تخیل برای او گیراتر و جذابتر از علم است. به همین منظور او به سراغ نویسندهای دیگر میرود. سیرانو دو برژراک، نویسندهای رِند و ولنگار که گاه به سمت و سوی تخیل میرود و گاه تمسخر. کالوینو در کتاب کمدیهای کیهانی بطور مستقیم تحت تاثیر کتاب «داستان مضحک احوالات و امپراتوریهای ماه» سیرانو دوبرژراک است. کسی که به کمک یک متقدم (خنوخ) در ماه قدم زده و زندگی مردم آنجا را روایت میکند. نظام خورشید مرکزی جدیدی ارائه داده و حتی حرکت کره زمین را نیز بازتعریف میکند. کالوینو این کتاب را سرآغاز کتاب سفرهای گالیور میداند و با توجه به بخشهای نقل شده از این کتاب، تحلیل درستی مینماید.
مابقی کتاب، مقالههایی در مورد چندین نویسنده و شاعر مختلف است که کالوینو در طی سالهای مطالعاتی خود بدانها توجه است. در خلال نقد و تحلیل چهرههای ادبی جهان، کالوینو نیمنگاهی به سیر ترجمۀ آثار به زبان ایتالیایی و همچنین عملکرد ناشران دارد.
99/04/21
مابقی کتاب، مقالههایی در مورد چندین نویسنده و شاعر مختلف است که کالوینو در طی سالهای مطالعاتی خود بدانها توجه است. در خلال نقد و تحلیل چهرههای ادبی جهان، کالوینو نیمنگاهی به سیر ترجمۀ آثار به زبان ایتالیایی و همچنین عملکرد ناشران دارد.
99/04/21
November 15, 2014
کتاب به شدت خواندنی است. به معنای واقعی کلمه موجب انتقال لذت خواندن آثار کلاسیک به خواننده می شود. اما افسوس و صد افسوس که ترجمه ی بد اثر را در موارد بسیاری نابود کرده است. جمله بندی های نامشخص و جملات تاخوانا به کرات در هر صفحه تکرار می شوند. تعجب انگیز است که ویراستاران اجازه ی چاپ این کتاب با این کل را داده اند... حیرت انگیز اینکه چاپی که من می خوندم چاپ چهارم بود و این کمال بی خیالیه که کسی به فکر بهتر کردن کار هم نیست...
آن بخشی از کتاب که برای من بیش از همه جالب و افسون گر بود، شامل "آسمان، انسان، فیل"، "کتاب بزرگ طبیعت"، "سیرانو"، "رابینسون کروزوئه"، "جیاماریا اورتس"، بخش هایی از "یوجیبنیو مونتاله"، "فرانسیس پونژگ، "ریمون کونو" ( علی رغم ابهام های آزاردهنده ی بخش های مربوط به هگل، طنز و ... ) می شود.
در مرتبه ی بعد، "چرا باید کلاسیک ها را خواند"، " گزنفون"، "تیران سپید"، "ژروم کاردان"، "دنی دیدرو" ( با وجود ابهامات آزاردهنده )، "چارلز دیکنز"، "ناخداهای کنراد"، "پاسترناک و انقلاب"، "آن ماجرای قاراشمیش خیابان مرولانا" و "همینگوی و ما" هم جالب بودند.
اما "مقدمه"، "گی دو موپاسان"، "هنری جیمز"، "یویجینیو مونتاله" و "خورخه لوئیس بورخس" چنان غرق ابهام و گنگی بودند که کاملا بی استفاده می ماندند. به جز مونتاله آن سه تای دیگر چنان به نظر می آمدند که گویی به زبای بیگانه نوشته شده اند. نویسنده و مترجم نوشته را با هم به چنان سطحی از ابهام رسانیده بودند که خواندن و نخواندن دیگر هم ارز بود. به جز این بخش ها تقریبا در هر بخشی بندهای گنگ و نامشخص یافت می شد.
آن بخشی از کتاب که برای من بیش از همه جالب و افسون گر بود، شامل "آسمان، انسان، فیل"، "کتاب بزرگ طبیعت"، "سیرانو"، "رابینسون کروزوئه"، "جیاماریا اورتس"، بخش هایی از "یوجیبنیو مونتاله"، "فرانسیس پونژگ، "ریمون کونو" ( علی رغم ابهام های آزاردهنده ی بخش های مربوط به هگل، طنز و ... ) می شود.
در مرتبه ی بعد، "چرا باید کلاسیک ها را خواند"، " گزنفون"، "تیران سپید"، "ژروم کاردان"، "دنی دیدرو" ( با وجود ابهامات آزاردهنده )، "چارلز دیکنز"، "ناخداهای کنراد"، "پاسترناک و انقلاب"، "آن ماجرای قاراشمیش خیابان مرولانا" و "همینگوی و ما" هم جالب بودند.
اما "مقدمه"، "گی دو موپاسان"، "هنری جیمز"، "یویجینیو مونتاله" و "خورخه لوئیس بورخس" چنان غرق ابهام و گنگی بودند که کاملا بی استفاده می ماندند. به جز مونتاله آن سه تای دیگر چنان به نظر می آمدند که گویی به زبای بیگانه نوشته شده اند. نویسنده و مترجم نوشته را با هم به چنان سطحی از ابهام رسانیده بودند که خواندن و نخواندن دیگر هم ارز بود. به جز این بخش ها تقریبا در هر بخشی بندهای گنگ و نامشخص یافت می شد.
March 26, 2015
کتاب مجموعه ای از مقالات جدا هستش از کالوینو که درباره ی هر کدوم از نویسنده های کلاسیک نوشته. مقالاتشم تو فاصله های زمانی مختلف و جاهای مختلف نوشته و چاپ شده و کتاب درواقع فقط جمع آوری و مرتبشون کرده.
کتابی نیست که آدم یک جا بخونه! من خودم فقط مقالات مربوط به نویسنده های خاصیش رو خوندم و چون از سبک و سیاق کار باقی نوسیده های داخل کتاب اطلاعی ندارم احتمال میدم به مرور زمان و در طول سالها کتابو کامل خواهم خوند.
کتابی نیست که آدم یک جا بخونه! من خودم فقط مقالات مربوط به نویسنده های خاصیش رو خوندم و چون از سبک و سیاق کار باقی نوسیده های داخل کتاب اطلاعی ندارم احتمال میدم به مرور زمان و در طول سالها کتابو کامل خواهم خوند.
June 14, 2022
3 stars
اثری در باب کلاسیک ها، کلاسیک نه از حیث یکی از انواع سبک ادبی بلکه از این جهت که این آثار کلاسیک، آثاری هستند برجسته، همه گیر و فاخر که فراتر از زمان و مکان خود بر تارک قله ادبیات جهان می درخشند و به واسطه مفهومی که منتقل می کنند، جهانی و شمولیت تام و تمام برای بشریت دارد
ایتالو کالوینو در این کتاب به نقد و بررسی تخصصی ۳۱ اثر برجسته تاریخ ادبیات ( از نظر خودش) می پردازد و خواننده را با متدلوژی نقد ادبی و نحوه نگاه ادبی به آثار ادبی آشنا می کند
کتاب دارای نثری سخت از حیث ترجمه است و نیاز با ترجمه مجدد از سوی متخصصین دارد
اثری در باب کلاسیک ها، کلاسیک نه از حیث یکی از انواع سبک ادبی بلکه از این جهت که این آثار کلاسیک، آثاری هستند برجسته، همه گیر و فاخر که فراتر از زمان و مکان خود بر تارک قله ادبیات جهان می درخشند و به واسطه مفهومی که منتقل می کنند، جهانی و شمولیت تام و تمام برای بشریت دارد
ایتالو کالوینو در این کتاب به نقد و بررسی تخصصی ۳۱ اثر برجسته تاریخ ادبیات ( از نظر خودش) می پردازد و خواننده را با متدلوژی نقد ادبی و نحوه نگاه ادبی به آثار ادبی آشنا می کند
کتاب دارای نثری سخت از حیث ترجمه است و نیاز با ترجمه مجدد از سوی متخصصین دارد
March 3, 2020
" آههه که چه رنج ومشقتی کشیدم تا تمومش کنم اونم با این ترجمه سخت وبد فهم ،اونم با کلمات وجملات بشدت ناگیرا
اینجوری بگم کلاسیک نوشته شده ولی بد ترجمه شده
بنظرم باید با نویسنده های این کتاب کمی تا حدی آشنایی داشته باشی وگرنه جاهایی هست که بشدت آدمو به دردسر میندازه
من خودم خیلی توی گوگل زدم تا از بیشتر مطالب سر دربیارم
کلا کتاب پر دردسریه شاید بخاطر ترجمه ش شاید بخاطر ذهن ناکارآمد من
اونایی که من ازشون راحت لذت بردم:
"گزنفون_آسمان انسان فیل_هفت پیکر نظامی_رابینسون کروزوئه_چارلز دیکنز_دوقزاق لئون تولستوی_حقارت آدمی نزد آنتوان چخوف_همینگوی وما"
اوناییکه یه کمی ابهامات داشتن با کمی لذت
"کتاب بزرگ طبیعت_سیرانو _دنی دیدرو_سه قصه گوستاو فلوبر_فرانسیس پونژ_خورخه لوریس بورخس_افسانه ریمون کنو_مارک تواین_پیر و ژان_
اونایی که بشدت ابهام دارن:
یوجینیو منتاله _رابرت لوئیس استیونسن_جیاماریا اورتس_و و و و و و خیلی های دیگه
اینجوری بگم کلاسیک نوشته شده ولی بد ترجمه شده
بنظرم باید با نویسنده های این کتاب کمی تا حدی آشنایی داشته باشی وگرنه جاهایی هست که بشدت آدمو به دردسر میندازه
من خودم خیلی توی گوگل زدم تا از بیشتر مطالب سر دربیارم
کلا کتاب پر دردسریه شاید بخاطر ترجمه ش شاید بخاطر ذهن ناکارآمد من
اونایی که من ازشون راحت لذت بردم:
"گزنفون_آسمان انسان فیل_هفت پیکر نظامی_رابینسون کروزوئه_چارلز دیکنز_دوقزاق لئون تولستوی_حقارت آدمی نزد آنتوان چخوف_همینگوی وما"
اوناییکه یه کمی ابهامات داشتن با کمی لذت
"کتاب بزرگ طبیعت_سیرانو _دنی دیدرو_سه قصه گوستاو فلوبر_فرانسیس پونژ_خورخه لوریس بورخس_افسانه ریمون کنو_مارک تواین_پیر و ژان_
اونایی که بشدت ابهام دارن:
یوجینیو منتاله _رابرت لوئیس استیونسن_جیاماریا اورتس_و و و و و و خیلی های دیگه
October 7, 2016
کتاب درخشانیست که خواندنش آدم عاشق ادبیات را مجنون میکند و مثل همصحبتی پیری کتابخوان و دنیادیده مسحورکننده است اما امشب که بعد شش-هفت سال برگشتم و خواندن دیدم چه ترجمهی بدی! حتماً ترجمهی مجدد از ایتالیایی نیاز دارد. بعضی نکتههای جزیی گاهی مغفول مانده یا جملات مهمی با انتخاب اصطلاح نامأنوس غلط بیهوده شده. این را از خواندن فصل مربوط به هفت پیکر نظامی میشود فهمید که لابد باید مترجم خوانده باشد و بفهمد چطور بنویسد. پانویسهای مطول بیخود لاتینی هم مسخره است.
این از قدر کتاب کم میکند اما همین هم توفیر دارد با جوری که در اینجا از کتاب حرف میزنند و میزنیم. ترسیم گذشته است محض در قاب گذاشتن جهانی متکثر تا ترکیببندی ذهنی خودش فراهم بیاید. اینجا آنچه دیپیپم بیشتر تسویه حساب است و دراز کردن یا نهادن وام مریدی و مرادی.
فصل درخشانکم ندارد، من با این کتاب عاشق دیکنز شدم اما عاشق تنبل و البته عاشق استیونسن. فصل چخوف و پلین هم درخشان. مقدمه از همه درخشانتر. «طرز خواندن» مهم است که در مقدمه به دست میدهد.
این از قدر کتاب کم میکند اما همین هم توفیر دارد با جوری که در اینجا از کتاب حرف میزنند و میزنیم. ترسیم گذشته است محض در قاب گذاشتن جهانی متکثر تا ترکیببندی ذهنی خودش فراهم بیاید. اینجا آنچه دیپیپم بیشتر تسویه حساب است و دراز کردن یا نهادن وام مریدی و مرادی.
فصل درخشانکم ندارد، من با این کتاب عاشق دیکنز شدم اما عاشق تنبل و البته عاشق استیونسن. فصل چخوف و پلین هم درخشان. مقدمه از همه درخشانتر. «طرز خواندن» مهم است که در مقدمه به دست میدهد.
December 9, 2017
دیدرو با وارونگی آن چه از آن روزگار نیت اصلی هر رمان نویسی بوده – یعنی وادار کردن خواننده به فراموشی این مطلب که دارد یک کتاب می خواند، تا خود را طوری به دست داستان روایت شده بسپارد که گویی واقعا در آن نقش دارد – او پیشاپیش صحنه ی نبرد تن به تن را میان نویسنده که داستانش را تعریف می کند و خواننده ای که چیزی نمی خواهد به جز شنیدن آن، قرار می دهد: کنجکاوی ها، انتظارها، نومیدی ها، اعتراضات خواننده و نیز مقاصد، مشاجره ها، سواستفاده های نویسنده که درباره ی روند داستان تصمیم می گیرد، گفت و گویی را می سازند که چارچوب گفت و گوی دو قهرمان اصلی می شود که خود نیز چارچوب گفت و گوهای دیگرند.
دیدرو حرکتی را که هدف برشت در تئاتر بود، دو قرن زودتر به انجام رساند: او رابطه ی خواننده را با کتاب دگرگون می کند و پذیرش منفعل را به مباحثه ای مستمر بدل می کند تا ذهن انتقادی را بیدار نگه دارد. البته با این تفاوت : برشت در چارچوب هدف های مشخص تعلیماتی خود عمل می کند، حال آن که به نظر می رسد دیدرو تنها می خواهد هرگونه جانبداری را از میان بردارد.
باید گفت که دیدرو با خواننده اش تا حدی وارد بازی موش و گربه می شود و در هر مرحله ی داستان چندین امکان گونه گون قرار می دهد. گویی می خواهد او را آزاد بگذارد تا آن ادامه ای را انتخاب کند که ترجیح می دهد و بعد با کنار زدن تمام راه ها به جز یکی، او را نومید می کند و تازه غیرداستانی ترین راه را هم بر می گزیند.
ژاک قدری، اثری که در هیچ ضابطه و هیچ نوع طبقه بندی جا نمی گیرد، سنگ محکی است که می توان با آن بسیاری از تعاریف بی شمار ساخته و پرداخته ی نظریه پردازان ادبی را آزمود. نمی توان منکر تاثیر تریسترام شندی اثر استرن بود که در آن سال ها از نظر ادبی و برخورد با چیزهای جهان، پدیده ای جدید و پر هیاهو و نمونه ای بود از روایتی آزاد که در نقطه ی مقابل سلیقه ی قرن هفدهم فرانسه، از موضوع فاصله می گیرد.
نوشتار آزاد دیدرو همان اندازه در برابر "فلسفه" قرار می گیرد که مقابل "ادبیات" ، اما ادبیاتی که ما امروزه به عنوان نوشتار حقیقی ادبی می شناسیم، همان نوشتار اوست.
تصادفی نیست اگر اخیرا از ژاک قدری و اربابش نمایشی مدرن توسط نویسنده ی باهوشی مثل میلان کوندرا اقتباس شده است. و اگر رمان کوندرا، سبکی تحمل پذیر بودن او را به عنوان دیدرویی ترین نویسندگان معاصر مطرح می کند، به خاطر هنر او در آمیختن رمان احساساتی، رمان وجودی، فلسفی و طنز است.
دیدرو حرکتی را که هدف برشت در تئاتر بود، دو قرن زودتر به انجام رساند: او رابطه ی خواننده را با کتاب دگرگون می کند و پذیرش منفعل را به مباحثه ای مستمر بدل می کند تا ذهن انتقادی را بیدار نگه دارد. البته با این تفاوت : برشت در چارچوب هدف های مشخص تعلیماتی خود عمل می کند، حال آن که به نظر می رسد دیدرو تنها می خواهد هرگونه جانبداری را از میان بردارد.
باید گفت که دیدرو با خواننده اش تا حدی وارد بازی موش و گربه می شود و در هر مرحله ی داستان چندین امکان گونه گون قرار می دهد. گویی می خواهد او را آزاد بگذارد تا آن ادامه ای را انتخاب کند که ترجیح می دهد و بعد با کنار زدن تمام راه ها به جز یکی، او را نومید می کند و تازه غیرداستانی ترین راه را هم بر می گزیند.
ژاک قدری، اثری که در هیچ ضابطه و هیچ نوع طبقه بندی جا نمی گیرد، سنگ محکی است که می توان با آن بسیاری از تعاریف بی شمار ساخته و پرداخته ی نظریه پردازان ادبی را آزمود. نمی توان منکر تاثیر تریسترام شندی اثر استرن بود که در آن سال ها از نظر ادبی و برخورد با چیزهای جهان، پدیده ای جدید و پر هیاهو و نمونه ای بود از روایتی آزاد که در نقطه ی مقابل سلیقه ی قرن هفدهم فرانسه، از موضوع فاصله می گیرد.
نوشتار آزاد دیدرو همان اندازه در برابر "فلسفه" قرار می گیرد که مقابل "ادبیات" ، اما ادبیاتی که ما امروزه به عنوان نوشتار حقیقی ادبی می شناسیم، همان نوشتار اوست.
تصادفی نیست اگر اخیرا از ژاک قدری و اربابش نمایشی مدرن توسط نویسنده ی باهوشی مثل میلان کوندرا اقتباس شده است. و اگر رمان کوندرا، سبکی تحمل پذیر بودن او را به عنوان دیدرویی ترین نویسندگان معاصر مطرح می کند، به خاطر هنر او در آمیختن رمان احساساتی، رمان وجودی، فلسفی و طنز است.
March 24, 2021
شامل نوشته هایی است با نظر کالوینو درباره ی اینکه چرا باید یه سری از آثار کلاسیک رو خوند و هر فصل یه کتاب/نویسنده رو کاور میکنه. اون بخشیش که درباره ی هفت پیکر نظامیه برام جالب بود. توی اون رمان اگر شبی از شبهای زمستان مسافری هم از هزار و یک شب الگو گرفته.
February 20, 2013
ترجمه این کتاب به فارسی آنقدر در بعضی جاها مغلوط و نامفهوم است که واقعا آدم را تشویق می کند به خواندن و حتا ترجمه دوباره متن از زبان غیرفارسی..نشر قطره و مترجم ظاهرا فقط رفع تکلیف کرده اند و البته یکی از کتابهای جذاب کالوینو را به زباله دانی کتابهای خوب بدترجمه شده فرستاده اند. از قسمتهایی از متن می شود حدس زد کندوکاوهای کالوینو در ادبیات جهان باید خواندنی و جذاب بوده باشد!
January 24, 2013
چرا باید کلاسیکها را خواند|ایتالو کالوینو|ترجمه آزیتا همپارتیان|نشر قطره
اصلن ترجمه خوبی نداشت!!
اصلن ترجمه خوبی نداشت!!
May 10, 2014
برای فهمیدن نقدهایش لازم است که با بیشتر کتابهای مورد بحث آشنا باشید (که من نبودم). با این حال باعث شد که واقعا دلم بخواهد چند تا از این کتابها را بخوانم:
داستان مضحک احوالات و امپراتوریهای ماه نوشته ساوینین دو سیرانو، «دوست مشترک ما» نوشته چارلز دیکنز، «آن ماجرای قاراشمیش خیابان مرولانا» نوشته ک.ا. گادا، «ماه و آتش» نوشته پاوزه
داستان مضحک احوالات و امپراتوریهای ماه نوشته ساوینین دو سیرانو، «دوست مشترک ما» نوشته چارلز دیکنز، «آن ماجرای قاراشمیش خیابان مرولانا» نوشته ک.ا. گادا، «ماه و آتش» نوشته پاوزه
January 18, 2025
/ریشهها،گورها و گنجهای کشف نشده/
یا
/نگاهی به«چرا باید کلاسیکها را خواند؟» اثر ایتالو کالوینو/
هر وقت دیگری که بگذرد_یا حتی نگذرد_ ما با زمانهای قالبی و یخزدهای مواجههایم که درش اتفاقات مهمی افتاده. جنگها، صلحها، پیروزیها، شکستها...
به جرئت میتوان گفت که کمتر چیزی مانند ادبیات است که نه فقط اتفاقات مهم برههای از زمان را درون خودش ضبط کرده باشد، بلکه خود نیز زمان باشد. یعنی خود دورهایست قابل جستن، گوری برای شکافتن و گنجی برای کشف کردن. این خاصیت ادبیات است که بر زمان سلطه دارد و از آنجا که امری تماما ذهنیست هیچ چیز توان متوقف کردناش را ندارد.
یکی از مهمترین بخشهایی که ادبیات مدام از آن زاده و باز تولید میشود، ادبیات باستانی، ادبیات کلاسیک و یا میراثیست که جوامع گذشته ما برایمان به یادگار گذاشتهاند. ادبیات کلاسیک همان جهان سدههای پیش است که دست دوربینها و میکروفنها ازشان دور مانده اما همچنان درون قلوب، اذهان و افواه ملتها وجود دارند.
شخصیتهای ادبیات کهن جهان روزانه بیش از صدها بار در پیش چشمان میلیونها نفر بارها و بارها خط زندگیشان را دوباره و دوباره میروند و بر میگردند. تاریخ درون آنها نفس میکشد و حقیقتی که دود صنعت و مدرنیته کدرش کرده زیر آفتاب آن جهان میدرخشد. هرچه باشکوهتر!
یک شرقی بزرگ جایی میگوید:«با خواندن آثار گذشتگان، گویی هر روز در کنارشان زندگی میکردم. در غمها و شادیهاشان شریک بودم. و اینگونه زندگی را فهمیدم.»
ایتالو کالوینو در اثر نسبتا معروفی که مجموعه چندین جستار پراکندهاش است به معرفی آثار ادبی معتبر باستانی و کلاسیک جهان میپردازد._ از نظامی تا همینگوی_ و با این کار طی یک باز تعریف از آثار کلاسیک، پیشنهادی جدید به ما میدهد:
«آثار کلاسیک چون طلسمات کهن، معادلی برای این جهان هستند»
محمدحسین مهدیقلی
#آنچه_خواندم
یا
/نگاهی به«چرا باید کلاسیکها را خواند؟» اثر ایتالو کالوینو/
هر وقت دیگری که بگذرد_یا حتی نگذرد_ ما با زمانهای قالبی و یخزدهای مواجههایم که درش اتفاقات مهمی افتاده. جنگها، صلحها، پیروزیها، شکستها...
به جرئت میتوان گفت که کمتر چیزی مانند ادبیات است که نه فقط اتفاقات مهم برههای از زمان را درون خودش ضبط کرده باشد، بلکه خود نیز زمان باشد. یعنی خود دورهایست قابل جستن، گوری برای شکافتن و گنجی برای کشف کردن. این خاصیت ادبیات است که بر زمان سلطه دارد و از آنجا که امری تماما ذهنیست هیچ چیز توان متوقف کردناش را ندارد.
یکی از مهمترین بخشهایی که ادبیات مدام از آن زاده و باز تولید میشود، ادبیات باستانی، ادبیات کلاسیک و یا میراثیست که جوامع گذشته ما برایمان به یادگار گذاشتهاند. ادبیات کلاسیک همان جهان سدههای پیش است که دست دوربینها و میکروفنها ازشان دور مانده اما همچنان درون قلوب، اذهان و افواه ملتها وجود دارند.
شخصیتهای ادبیات کهن جهان روزانه بیش از صدها بار در پیش چشمان میلیونها نفر بارها و بارها خط زندگیشان را دوباره و دوباره میروند و بر میگردند. تاریخ درون آنها نفس میکشد و حقیقتی که دود صنعت و مدرنیته کدرش کرده زیر آفتاب آن جهان میدرخشد. هرچه باشکوهتر!
یک شرقی بزرگ جایی میگوید:«با خواندن آثار گذشتگان، گویی هر روز در کنارشان زندگی میکردم. در غمها و شادیهاشان شریک بودم. و اینگونه زندگی را فهمیدم.»
ایتالو کالوینو در اثر نسبتا معروفی که مجموعه چندین جستار پراکندهاش است به معرفی آثار ادبی معتبر باستانی و کلاسیک جهان میپردازد._ از نظامی تا همینگوی_ و با این کار طی یک باز تعریف از آثار کلاسیک، پیشنهادی جدید به ما میدهد:
«آثار کلاسیک چون طلسمات کهن، معادلی برای این جهان هستند»
محمدحسین مهدیقلی
#آنچه_خواندم
March 10, 2020
کالوینو آثار کلاسیک را شامل کتابهایی میداند که پیوسته در موردشان میشنویم: «دارم دوباره میخوانمش»؛ آثاری که برای خوانندگان و دوستدارانش، ثروتی می سازند ارزشمند. این دسته آثار، کتابهایی هستند که تأثیر خاصی بر جای میگذارند و همچنان که به عنوان امر فراموشنشدنی بر جای میمانند، در هزار توی یاد، در ناخودآگاه جمعی یا فردی پنهان میشوند. کالوینو هر بازخوانی اثر کلاسیک را کشفی نو میداند همانند خواندن نخستینبارهی آن. اثر کلاسیک از این منظر کتابی است که «هرگز همهی آنچه را که برای گفتن دارد، نمیگوید.» کتابهایی که در پی خود ردی از فرهنگ یا فرهنگهایی که از آنها عبور کردهاند را به جای میگذارند و همواره ابری از گفتمانهای نقادانه ایجاد می کنند.
April 24, 2025
کتاب در برگیرنده ی رساله ها و مقاله های ایتالو کالوینو درباره ی نویسندگان شاعران و دانشمندانی است که آثار آنها در مقاطع گوناگون زندگی به عنوان آثار کلاسیک دغدغه ی ذهن و فکرش بوده اند. خواندن بعضی مقاله ها برای من کمی دشوار بود. اما در مجموع کتاب خواندنی و جالبی بود. اگر اهل خواندن مقاله ادبی هستید این کتاب پیشنهاد من به شماست.
یکی از مقاله هایی که واقعا دوست داشتم مقالهی هفت پیکر نظامی و مقاله ای دربارهی پاسترناک و رمان دکتر ژیواگو بود.
یکی از مقاله هایی که واقعا دوست داشتم مقالهی هفت پیکر نظامی و مقاله ای دربارهی پاسترناک و رمان دکتر ژیواگو بود.
November 1, 2024
تو این کتاب کالوینو سعی میکنه با ارائهی دلایلی منطقی خوانندگان و دوستداران کتابها را به خواندن آثار کلاسیک تشویق کند... مثالها و معرفیهایی که از انواع کتابهای ادبی کلاسیک دارد، خیلی جالب و جذاب بود ولی خود کتاب یکمی برای من حوصله سربر بود با اینکه خودم کلاسیکهارو دوست دارم و سعی میکنم تا اونجا که بتونم مطالعشون کنم...
July 29, 2019
ترجمه بد بود
خیلی بد
خیلی زیاد بد
امتیازم به ترجمه 1 از 5
به کتاب 3 از 5
خیلی بد
خیلی زیاد بد
امتیازم به ترجمه 1 از 5
به کتاب 3 از 5
December 9, 2025
چرا باید کلاسیکها را خواند|ایتالو کالوینو|ترجمه آزیتا همپارتیان|نشر قطره
اصلن ترجمه خوبی نداشت!!
اصلن ترجمه خوبی نداشت!!
Displaying 1 - 17 of 17 reviews

















