Jump to ratings and reviews
Rate this book

پرتره‌ی مرد ناتمام

Rate this book
این مجموعه شامل 8 داستان از امیرحسین یزدان‌بد است. اسامی داستانهای این کتاب عبارتند از "یک دقیقه روی سفیدی سرد دوکی شکل"، "فردا بر می‌گردم"، "دادزن"، "برای مارسیای رذل عزیز"، "چیزی شبیه سونیا"، "الترالایت"، "هنوز یوسف" و "جنوار".

115 pages, Paperback

First published August 11, 2009

2 people are currently reading
63 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (2%)
4 stars
16 (15%)
3 stars
47 (44%)
2 stars
28 (26%)
1 star
12 (11%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
August 20, 2015
به‌نظرم، جایزه‌ای که این مجموعه‌داستان گرفته، به‌راستی سزاوارش بوده است. انواع‌واقسام شیوه‌های روایت در داستان‌های مختلف این کتاب به‌کار برده شده است؛ از راوی سوم‌شخص و تک‌گویی و حدیث‌نفس و روایتِ نامه‌ای گرفته تا داستانی که تماماً گفت‌وگوهای دو شخصیت است و هیچ راوی‌ای ندارد. هم‌چنین در داستان پایانی، شیوه‌ای تلفیقی به‌کار رفته است و در آن، دو سبک گونه‌گون روایت باهم پیوند خورده است: هم راوی سوم‌شخصی ماجرا را روایت می‌کند و هم نامه‌ها و یادداشت‌هایی سیر داستان را پیش می‌برد. زبان و لحن هم در غالب جاها به‌خوبی پرورانده شده و متناسب با نوع داستان، تغییر کرده است. در داستان «فردا برمی‌گردم» نویسنده به‌زیبایی به درون شخصیت زنِ داستانش نقب زده و سراسر ماجرا را از درون ذهن او و با احساسات زنانه‌اش بازگو کرده است. لحن کوچه‌بازاری، دانشجومآبانه، دخترانه، رسمی و... هم به‌فراخور فضای داستان‌ها به‌خوبی به‌کار رفته است. در داستان آخر این چرخش زبانی به‌شیوه‌ای ماهرانه صورت گرفته است و ناگهان، لحن و بیان داستان به لحن و بیان سال‌های حکومت پهلوی و زبان اداری و رسمی آن دوران نزدیک می‌شود. موضوعات بعضاً بکر و کم‌نظیری در برخی از داستان‌ها بازپرداخت شده است؛ مانند موضوع داستان اول که درواقع، نوعی هنجارگریزی در موضوع‌گزینی داستان به‌شمار می‌رود. در این داستان، شخصیت اصلی مردی کتاب‌خوان و تحصیل‌کرده است با دغدغه‌های خاص خود. سرتاسر ماجرا درباره‌ی توالت‌فرنگی‌ای است که او می‌خرد و حس‌وحالی که موقع استفاده از آن به او دست می‌دهد. در میان داستان‌های فارسی، یاد ندارم به چنین موضوعی پرداخته شده باشد. نکته‌ی دیگر این‌که کمابیش در همه‌ی داستان‌ها، شخصیت‌هایی ایفای نقش می‌کنند که به‌نوعی با هم در ارتباط‌اند. به‌بیان دیگر، داستان‌های این مجموعه بی‌این‌که پیوسته باشند، ازنظر شخصیت‌پردازی با هم پیوستگی‌هایی دارند. اصلی‌ترین شخصیتی که در تک‌تک داستان‌ها ردونشانی از او یافت می‌شود، «مهرداد ناصری» است. زندگی او بیش از دیگر شخصیت‌ها در لابه‌لای داستان‌ها بازتاب یافته است. دیگر شخصیت‌ها هم هریک به‌گونه‌ای در داستان‌ها تکرار شده‌اند. صرف‌نظر از تمام ویژگی‌های درخشانی که برای این اثر برشمردم، تصور می‌کنم اصلی‌ترین هنر نویسنده فضاسازی‌ها و توصیف‌های ریزنگارانه و پردقتی است که در روایتش گنجانده است. عمده‌ی این تصویرها و توصیف‌ها تجربه‌های روزمره و دم‌دستی بسیاری از ایرانی‌ها و شاید تهرانی‌ها است که چندان توجهی به آن‌ها نمی‌شود و انعکاسشان در متن این روایت‌ها، لذتی زیبایی‌شناسانه و هم‌راه با آگاهی به مخاطبان می‌بخشد. تک‌تک داستان‌ها را دوست داشتم؛ اما این‌ها را موفق‌تر و خواندنی‌تر از بقیه ارزیابی می‌کنم:
فردا برمی‌گردم، دادزن، چیزی شبیه سونیا، هنوز یوسف.
Profile Image for Nezhla Motamedi.
50 reviews7 followers
December 3, 2012
اسم کتاب بسیار هوشمندانه انتخاب شده. هر داستان به جز آخری به نحوی با پرتره مرد نا تمام که از نظر من مهرداد است ارتباط دارد و هر کدام تکه ای از این پرتره را برای خواننده نمایان می کند که صد البته ناتمام...
داستان آخر فضایی جدا از بقیه داشت و من بیشتر دوست اش داشتم.
اشاره های بی قضاوت از نویسنده راجع به اتفاقات سیاسی و اجتماعی این دوران به عقیده من حکیمانه است. داستان آخر که مربوط به 60 سال پیش است دیدگاه آدمهای آن دوران را با دوران معاصر مادر داستنهای اول و شکل نگاه آنها به وقایع را به مقایسه گذاشته واین سیر قهقرایی تفکرات مردم ایران نسبت به وطن پرستی و همنوع را خیلی ظریف به نمایش می گذارد. و شاید شاهد این مدعا انتخاب قومیت مشابه شخصیت های اصلی در داستان دادزن و داستان آخر که قطعا نمی توان این را اتفاقی دانست.
حالا که بیشتر فکر می کنم شاید پرتره مرد ناتمام همان پرتره ای از مرد ایرانی باشد؟!!!
آقای یزدانبد خسته نباشیدو دستمریزاد.
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews335 followers
March 13, 2019
داستان‌های این کتاب چنگی به دل نمی‌زد
یکی دو داستان اول و داستان آخر از باقی بهتر بود ولی در باقی مورد خاصی دیده نشد
البته می‌تواند به عنوان یک مدل خوب برای داستان‌کوتاه نوشتن مد نظر قرار بگیرد ولی خب این برای یک کتاب کافی نیست

اگر سختگیری می‌کردم سه ستاره نمی دادم!
Profile Image for Somayeh.
230 reviews40 followers
August 31, 2019
دو ستاره را به داستان آخرش"جنوار" می‌دهم و نیز به شیوه جمع کردن داستانهای این مجموعه در کنار هم؛ داستانها بدون آنکه مستقیما به هم متصل باشند همگی با شخصیت مهرداد ناصری در ارتباط بودند. حتی می‌شد به شکل یک رمان کوتاه خواندش.
44 reviews2 followers
January 24, 2026
کاری کرد که با ایده‌ی مجموعه داستان کرد به شدت درست و کارآمده. و چه انتخاب درستی توی نامگذاری اسم داستان. دقیقن می‌دونسته که می‌خواد مجموعه داستان بنویسه. قلم خوبی هم داره، ادبیات رو بلده.

ولی داستان‌ها، بعضی به شدت هذیان‌آور و گنگ گاهی پیش می‌رفت. به شدت اصرار می‌شد روی پرده‌پوشی بعضی داستان‌ها و مطلب‌ها. و شخصیت‌ها.
Profile Image for Marmar Moshfeghi.
35 reviews45 followers
February 9, 2015

بعضی مجموعه داستانها رو باید آروم خوند، مزه مزه کرد، از شخصیت پردازیش لذت برد. وقتی هر داستانی تمام شد یه نفس کشید، آب گلو رو قورت محکم داد و چشمهارو بست و تمام اون شخصیت داستان و مونولوگ و دیالوگ رو مرور کرد. نباید بلافاصله رفت سراغ داستان بعدی، باید گذاشت داستان قشنگ بشینه تو وجودت. اینها خصوصیات " پرتره مرد نیمه تمام" هست. بعد از سالها از یک مجموعه داستان آنطور که دوست داشتم لذت بردم.
Profile Image for Narges.
4 reviews
December 29, 2025
“نمی‌دانم چرا در این دفتر وقایع روزانه هم که می‌نویسم، باز هم خطابم به توست. اصلا انگار با خودم نمی‌توانم حرف بزنم.
شاید از این جهت است که خود واقعی‌ام را نشناخته‌ام و در طول زندگی‌ام از مواجهه با چنین حقایقی طفره رفته‌ام…
وقتی برایت می‌نویسم، می‌پندارم خود را توقیف کرده‌ام و مثل بازپرسی، خود را به اعتراف وادار نموده‌ام و تمامی مکنونات قلبی خویش را بر صفحه‌ی کاغذ جاری میکنم.”

برای مارسیای رذل عزیز و جنوار را بیشتر دوست داشتم.
داستانها نه تنها به هم پیوسته‌است و تاریخ و جغرافیایشان حول محور یک شخصیت میچرخد، بلکه برخی‌شان دو به دو بازتاب و آینه‌ی یکدیگرند.
Profile Image for Roja - روجا.
104 reviews93 followers
August 9, 2012
« ... مهم این است که در هرحال به سبلان نزدیک می شویم و این کوه مرا جادو می کند، کوه پایه هاش و عشایر اطرافش. حسین قلی می گفت در آن قله سپید همیشه برف پوشش، دریاچه دارد. شاید خیالی بیش نباشد. چطور ممکن است آن جا دریا باشد؟ از او پرسیدم آیا به عینه دیده است؟
قسم به مقدساتش خورد که پدربزرگش تا بالای کوه رفته و دریا را دیده و زنانی عظیم الجثه با تن و رویی سپید و سینه هایی آوریزان را که آن جا آب تنی می کنند و برای مردانی که رنج صعود به قله را بر خویش هموار نموده اند، شعر می خوانند و ساز می زنند. ...»

داستان جنوار- صفحه 101
Profile Image for Kourosh Ghaniyoun.
80 reviews2 followers
September 17, 2014
شمارنده معكوس، همه اين "آن" را به مرگ و نيستي تهديد مي كند و اين ثانيه ها چنان سرخوش و بازيگرند، چنان فرار و بي قيدند كه به انتظار مكث نگاه من نمي مانند. دو كه سه شود، ثانيه كه از محدوده انتظاري سرخوشانه و لاقيد بگذرد، استنتاج و عاقبت سنجي سايه مي اندازد بر تماميت اين رفتار صاعقه وار.
3 reviews
May 7, 2022
سلیقه من نبود ولی خب جوری هم نبود که تمومش نکنم یه کششی داشت که باعث شد تمومش کنم،به خصوص داستان آخر
داستان دوم هم در نوع خودش جالب بود.
Profile Image for Hamed Dehsaraei.
61 reviews7 followers
September 4, 2020
«پرتره ی مرد ناتمام» هرچند به بیان وجه ناتمام و نادیده ی مردانی در هشت روایت می پردازد اما این روایت ها و این بیان، قابل تعمیم به زنان، و به دیگر سخن قابل تعمیم به نوع بشر است. گذار از پوسته ای که جامعه از آدمی می سازد؛ تصویری گاه غیرواقعی و دور از خودِ حقیقی فرد؛ متاثر از طبقه ی اجتماعی، محل زندگی، ثروت و...
ترس زمینه ی غالب هشت روایت «پرتره ی مرد ناتمام» است... مردان و زنانی که علیرغم موقعیتهای به ظاهر خوب و خوش و به راه – از دید دیگران – گاه درگیر ترس هایی ابتدایی اند... ترسهایی که شاید درمان نشدنشان خود فرزند «ترس از مواجه شدن با واقعیت» باشد و...
مضمون یکی از گفته های دکارت شاید راهگشا باشد: « آدمی برای رسیدن به حقیقت باید یک بار و برای همیشه تمام آنچه که به عنوان حقیقت پذیرفته است را فرو ریزد و از نو و از ابتدا به ساختن خویش بپردازد»
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Lina Gholami.
353 reviews6 followers
February 16, 2020
این مجموعه با روایت زندگی مهرداد ناصری به عنوان نماینده ای از قشر فرهیخته جامعه و جنبه های مختلف شخصیتی و رفتاری او آهسته آهسته تکه های مختلفی از پازل شخصیت او را در کنار یکدیگر می چیند و در نهایت باعث شکل گیری یک نمای کلی در ذهن مخاطب می شود.
برگرفته از متن کتاب:
"کاش همه ی بلوای سرزمینم، کابوسی بود که به شتک خنک آبی در نیمه شب تابستان، به تمامه می پرید، کسی زیر سرت را بلند می کرد و می گفت برایت آب آورده ام تشنه نیستی؟"
Profile Image for Amin.
126 reviews3 followers
February 17, 2014
برای اولین بار از یک مجموعه داستان کوتاه ایرانی خوشم اومد و باهاش ارتباط برقرار کردم. داستان دوم و آخرش رو خیلی دوست داشتم. مخصوصا آخری (جنوار) که خیلی دقیق و موجز گفته بود. با این حال، با توجه به وبلاگ نویس بودن نویسنده، حال و هوای وبلاگی تو بعضی از داستان ها و مخصوصا داستان سوم به چشم می خورد. کلا خوب بود، اما نه بیشتر از 3 ستاره.
Profile Image for Naazanin.
25 reviews7 followers
August 1, 2015
خط روايت داستان ها خوب بود به جز داستان آخر كه روايتش پنهان بود و مخاطب تنها چيزي كه به عنوان المان داشت يك اسم بود "مرتضي قلي ناصري"!
و به نظر من با اينكه فضاي موهوم داستان دوست داشتني بود و روون پيش رفته بود اما روايت انقدر زير بود و إرجاع نداشت كه مخاطب ناچاراً بايد تأويل به جبر ميكرد تا اين داستان رو بتونه نقطه ي پاياني براي هفت داستان قبلي در نظر بگيره!!
Displaying 1 - 18 of 18 reviews