What do you think?


Third Wave
The Third Wave makes startling sense of the violent changes now battering our world. Its sweeping synthesis casts fresh light on our new forms of marriage and family, on today's dramatic changes in business and economics. It explains the role of cults, the new definitions of work, play, love, and success. It points toward new forms of twenty-first-century democracy.
544 pages, Hardcover
First published January 1, 1980
About the author
Alvin Toffler
52 books726 followersAlvin Eugene Toffler was an American writer, futurist, and businessman known for his works discussing modern technologies, including the digital revolution and the communication revolution, with emphasis on their effects on cultures worldwide. He is regarded as one of the world's outstanding futurists.
Toffler was an associate editor of Fortune magazine. In his early works he focused on technology and its impact, which he termed "information overload". In 1970, his first major book about the future, Future Shock, became a worldwide best-seller and has sold over 6 million copies.
He and his wife Heidi Toffler (1929–2019), who collaborated with him for most of his writings, moved on to examining the reaction to changes in society with another best-selling book, The Third Wave, in 1980. In it, he foresaw such technological advances as cloning, personal computers, the Internet, cable television and mobile communication. His later focus, via their other best-seller, Powershift, (1990), was on the increasing power of 21st-century military hardware and the proliferation of new technologies.
He founded Toffler Associates, a management consulting company, and was a visiting scholar at the Russell Sage Foundation, visiting professor at Cornell University, faculty member of the New School for Social Research, a White House correspondent, and a business consultant. Toffler's ideas and writings were a significant influence on the thinking of business and government leaders worldwide, including China's Zhao Ziyang, and AOL founder Steve Case.
Toffler was an associate editor of Fortune magazine. In his early works he focused on technology and its impact, which he termed "information overload". In 1970, his first major book about the future, Future Shock, became a worldwide best-seller and has sold over 6 million copies.
He and his wife Heidi Toffler (1929–2019), who collaborated with him for most of his writings, moved on to examining the reaction to changes in society with another best-selling book, The Third Wave, in 1980. In it, he foresaw such technological advances as cloning, personal computers, the Internet, cable television and mobile communication. His later focus, via their other best-seller, Powershift, (1990), was on the increasing power of 21st-century military hardware and the proliferation of new technologies.
He founded Toffler Associates, a management consulting company, and was a visiting scholar at the Russell Sage Foundation, visiting professor at Cornell University, faculty member of the New School for Social Research, a White House correspondent, and a business consultant. Toffler's ideas and writings were a significant influence on the thinking of business and government leaders worldwide, including China's Zhao Ziyang, and AOL founder Steve Case.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 24 of 24 reviews
August 31, 2024
هر چند کتاب قدیمی است (۱۹۸۰) ولی خواندن آن ارزشمند است. از طرفی چون چند دهه از آن گذشته است میتوان پیش بینیهای تافلر را ارزیابی کرد که چقدر به حقیقت پیوسته و چه مقدار نه. نوع نگاه او به مسائل، تجزیه و تحلیلها و تفسیرهای او و ... هنوز کتاب را جذاب و خواندنی نگاه داشته است.
**********************************************************************
لزومی ندارد که انسان مارکسیست باشد تا با مانیفست کمونیست در ادعانامهی مشهورش علیه جامعهی جدید هم عقیده باشد در آنجا که میگوید «دیگر میان انسانها به جز منافع شخصی عریان و پرداخت «نقدی» عاری از هر گونه احساس و عاطفه، رابطهای باقی نماندهاست.» روابط شخصی، پیوندهای خانوادگی، عشق، دوستی، علقههای همسایگی و اجتماعی همگی در هجوم بیرحمانهی منافع شخصی تجاری رنگ باختهاند یا به تباهی کشیده شدهاند. صفحه ۵۷ کتاب
کارگران و مدیران ژاپنی در شرکت ماتسوشیتا الکتریک هر روز دسته جمعی سرود زیر را میخواندند:
… تا آخرین نفس در راه ترقی تولید میکوشیم
کالاهایمان را به مردم دنیا عرضه می داریم
بیوقفه و دائم
همچون آبی که از فواره روان است
رشد کن، صنعت، رشد کن، رشد کن، رشد کن!
هماهنگی و خلوص!
این است شعار ما در برق ماتسوشیتا!. صفحه ۷۶ کتاب
در سالهای اخیر اتحاد شوروی به گینه (که قوای خود را در آنجا نگه داشته بود) برای هر تن هیدروکسید آلومینیوم فقط شش دلار میپرداخت، در حالیکه آمریکا ۲۳ دلار میداد. هندوستان اعتراض کرده است که روسها برای واردات خود ۳۰ درصد بیشتر مطالبه کردهاند و برای صادرات هند ۳۰ درصد کمتر پرداختهاند. ایران و افغانستان گاز طبیعی خود را به قیمتی «زیر قیمت معمول» در اختیار شوروی قرار دادهاند. بنابراین اتحاد شوروی هم نظیر رقبای سرمایهداریاش به قیمت زیان رساندن به کشورهای واپس مانده، خود سود بسیاری برده است. صفحه ۱۳۲ کتاب
هیچ تمدنی در گذشته ابزاری چنین ویرانگر خلق نکرده بود که نه تنها یک شهر بلکه یک کره را بتواند بدین وسعت به ویرانی کشد و سابقه نداشته که اقیانوسها به خاطر حرص و آز بشر یا از روی سهلانگاری، طوری آلوده شود که همهی موجودات زنده یک شبه از بین بروند. هیچگاه به خاطر معادن، سطح زمین اینطور وحشیانه زخم برنداشته بود. هیچگاه افشانههای گیسو تا بدین حد جو را از گاز اوزون تهی نکرده بود و افزایش حرارت یا به اصطلاح «آلودگیهای حرارتی» آب و هوای کرهی زمین را اینقدر تهدید نکرده بود. صفحات ۱۶۶-۱۶۷ کتاب
واقعیت وحشتناک این است که صنعتگرایی مبتنی بر مدل موج دوم بیش از آنکه موفق باشد شکست خورده است. ایران به تنهایی فاجعه آمیزترین مثال این قضیه است. در اواخر ۱۹۷۵، شاهی اقتدار طلب با تفاخر میگوید که ایران را با اتخاذ خط مشی موج دوم در ردیف پیشرفتهترین کشورهای صنعتی خاورمیانه قرار خواهد داد. نیوزویک گزارش میدهد: «مجریان پروژههای سازندگی شاه سخت کوشیدند تا مجموعهی با عظمتی از کارخانه و سد و راهآهن و شاهراه و دیگر ساز و کارهای لازم برای راه اندازی یک انقلاب صنعتی ایجاد کنند.» تا ژوئن ۱۹۷۸ نیز بانکداران بینالمللی هنوز سعی داشتند که به شرکت کشتی سازی خلیج فارس، شرکت نساجی مازندران، توانیر و شرکت برق منطقهای، و مجتمع ذوب آهن اصفهان و شرکت آلومینیوم ایران و دیگر شرکتها، میلیاردها دلار وام با بهرهای ناچیز بدهند. در همان حال که این سازندگی قرار بود ایران را به یک کشور «مدرن» تبدیل کند، فساد بر تهران حکمفرما بود. مصرف نمایشی، تضاد بین دارا و نادار را تشدید میکرد. نان امریکاییها البته نه منحصراً امریکاییها بلکه عمدتاً امریکاییها - در روغن بود. (به یک مدیر آلمانی در تهران، سه برابر میزانی که در آلمان میگرفت حقوق میدادند، اما کارمندان و کارگران زیر دست وی، یک دهم میزان دستمزد همتایان خود را در آلمان دریافت میکردند.) طبقه متوسط شهری در جزیرهای کوچک و منزوی در میان دریایی از فقر و بدبختی زندگی میکرد. غیر از نفت، به طور کامل دو سوم کل کالاهای تولید شده به بازار تهران عرضه میشد و توسط یک دهم کل جمعیت به مصرف میرسید. در نواحی روستایی که درآمد به سختی به حد یک پنجم درآمد شهری میرسید، تودههای روستایی به زندگی تحت فشار و آمادهی عصیان ادامه میدادند. میلیونرها و ژنرالها و تکنوکراتهای دولتی تعلیم یافتهی غرب که حکومت تهران را اداره میکردند، سرگرم اجرای خطمشی موج دوم بودند. آنان توسعه را صرفاً یک فرایند اقتصادی میدانستند. مذهب و فرهنگ و زندگی خانوادگی و نقش زن و مرد در نظر آنان چندان مهم نبود، آنچه اهمیت داشت این بود که وضع اقتصادی رو به راه باشد. اصالت فرهنگی چندان معنایی نداشت. زیرا، آنان که در جادهی صنعتی شدن پر شتاب در حرکت بودند، جهانی را میدیدند که نه در جهت تنوع یافتن بلکه به سرعت رو به همسان سازی گام بر میدارد. مخالفت با عقاید غربی در کابینهای که ۹۰ درصد اعضای آن از دانشگاههای هاروارد و برکلی یا دانشگاههای اروپایی فارغ التحصیل شده بودند، خیلی راحت یک گرایش «عقبمانده» و «ارتجاعی» به حساب میآمد... سقوط رژیم شاه در ایران مناظرههای گستردهای را در پایتختهای دیگر از مانیل تا مکزیکوسیتی بر انگیخت. یکی از پرسشهایی که به کرات مطرح میشد، در مورد سرعت تحول بود. آیا این سرعت در ایران بیش از حد شتابآلود بود؟ آیا ایرانیان از شوک آینده به ستوه آمده بودند؟ حتی با تکیه بر درآمدهای نفتی، آیا دولتها قادرند به سرعت طبقهی متوسطی آنقدر گسترده به وجود آورند که جلوی جنبش انقلابی را بگیرد؟ اما انقلاب ایران و جایگزین شدن حکومت اسلامی به جای رژیم شاه، ما را وا میدارد که اصول اساسی خطمشی موج دوم را مورد تردید قرار دهیم. آیا صنعتی شدن به طریق مرسوم تنها راه به سوی پیشرفت است؟ و در زمانیکه خود تمدن صنعتی به حال سکرات افتاده، آیا تقلید از این تمدن به جاست؟ صفحات ۴۵۶-۴۵۸ کتاب
در آموزش و پرورشی باید به مسائل عادی روزمره که فراموش شدهاند توجه کرد. در مدرسه ساعات زیادی را به تدریس دروسی مثلاً در زمینه شکل حکومت یا ساختمان آمیب صرف میکنند. اما چه مقدار وقت خود را به تدریس مسائلی چون ساختار زندگی روزمره اختصاص میدهیم؟ برای مثال، تنظیم برنامه تفریحی، چگونگی خرج کردن پول، معرفی مؤسسات و جاهایی که بچهها در مواقع گرفتاری باید مراجعه کنند. صفحه ۵۲۱ کتاب
بدون فشار عظیم تودهها نباید از رهبران سیاسی امروز - رؤسای جمهور و سیاستمداران و سناتورها و اعضای کمیته مرکزی احزاب - انتظار داشت که نهادهایی را نفی کنند که هر چند کهنه و منسوخ شدهاند، ولی ای به آنها حیثیت و پول و قدرت کاذب (و نه واقعی) میبخشند. … بنابراین، مسئولیت ایجاد تحول با ماست. باید از خود آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که چشمانمان را به روی واقعیات اعجابانگیز و عمیق و تازه نبندیم. این به معنای مرعوب نشدن در برابر اندیشه کشهایی است که عجولانه هر فکر تازهای را با این خیال که غیر عملی است سرکوب میکنند. و از هر آنچه هست، به دلیل عملی بودن (حال هر قدر بیمعنی و ستمگرانه و بیفایده باشد) دفاع میکنند. و این به معنای مبارزه برای آزادی بیان است یعنی اینکه مردم حق داشته باشند حرف خود را بزنند صرفنظر از اینکه درست یا نادرست باشد. صفحه ۶۱۰ کتاب
۱۴۰۳/۰۶/۱۰
**********************************************************************
لزومی ندارد که انسان مارکسیست باشد تا با مانیفست کمونیست در ادعانامهی مشهورش علیه جامعهی جدید هم عقیده باشد در آنجا که میگوید «دیگر میان انسانها به جز منافع شخصی عریان و پرداخت «نقدی» عاری از هر گونه احساس و عاطفه، رابطهای باقی نماندهاست.» روابط شخصی، پیوندهای خانوادگی، عشق، دوستی، علقههای همسایگی و اجتماعی همگی در هجوم بیرحمانهی منافع شخصی تجاری رنگ باختهاند یا به تباهی کشیده شدهاند. صفحه ۵۷ کتاب
کارگران و مدیران ژاپنی در شرکت ماتسوشیتا الکتریک هر روز دسته جمعی سرود زیر را میخواندند:
… تا آخرین نفس در راه ترقی تولید میکوشیم
کالاهایمان را به مردم دنیا عرضه می داریم
بیوقفه و دائم
همچون آبی که از فواره روان است
رشد کن، صنعت، رشد کن، رشد کن، رشد کن!
هماهنگی و خلوص!
این است شعار ما در برق ماتسوشیتا!. صفحه ۷۶ کتاب
در سالهای اخیر اتحاد شوروی به گینه (که قوای خود را در آنجا نگه داشته بود) برای هر تن هیدروکسید آلومینیوم فقط شش دلار میپرداخت، در حالیکه آمریکا ۲۳ دلار میداد. هندوستان اعتراض کرده است که روسها برای واردات خود ۳۰ درصد بیشتر مطالبه کردهاند و برای صادرات هند ۳۰ درصد کمتر پرداختهاند. ایران و افغانستان گاز طبیعی خود را به قیمتی «زیر قیمت معمول» در اختیار شوروی قرار دادهاند. بنابراین اتحاد شوروی هم نظیر رقبای سرمایهداریاش به قیمت زیان رساندن به کشورهای واپس مانده، خود سود بسیاری برده است. صفحه ۱۳۲ کتاب
هیچ تمدنی در گذشته ابزاری چنین ویرانگر خلق نکرده بود که نه تنها یک شهر بلکه یک کره را بتواند بدین وسعت به ویرانی کشد و سابقه نداشته که اقیانوسها به خاطر حرص و آز بشر یا از روی سهلانگاری، طوری آلوده شود که همهی موجودات زنده یک شبه از بین بروند. هیچگاه به خاطر معادن، سطح زمین اینطور وحشیانه زخم برنداشته بود. هیچگاه افشانههای گیسو تا بدین حد جو را از گاز اوزون تهی نکرده بود و افزایش حرارت یا به اصطلاح «آلودگیهای حرارتی» آب و هوای کرهی زمین را اینقدر تهدید نکرده بود. صفحات ۱۶۶-۱۶۷ کتاب
واقعیت وحشتناک این است که صنعتگرایی مبتنی بر مدل موج دوم بیش از آنکه موفق باشد شکست خورده است. ایران به تنهایی فاجعه آمیزترین مثال این قضیه است. در اواخر ۱۹۷۵، شاهی اقتدار طلب با تفاخر میگوید که ایران را با اتخاذ خط مشی موج دوم در ردیف پیشرفتهترین کشورهای صنعتی خاورمیانه قرار خواهد داد. نیوزویک گزارش میدهد: «مجریان پروژههای سازندگی شاه سخت کوشیدند تا مجموعهی با عظمتی از کارخانه و سد و راهآهن و شاهراه و دیگر ساز و کارهای لازم برای راه اندازی یک انقلاب صنعتی ایجاد کنند.» تا ژوئن ۱۹۷۸ نیز بانکداران بینالمللی هنوز سعی داشتند که به شرکت کشتی سازی خلیج فارس، شرکت نساجی مازندران، توانیر و شرکت برق منطقهای، و مجتمع ذوب آهن اصفهان و شرکت آلومینیوم ایران و دیگر شرکتها، میلیاردها دلار وام با بهرهای ناچیز بدهند. در همان حال که این سازندگی قرار بود ایران را به یک کشور «مدرن» تبدیل کند، فساد بر تهران حکمفرما بود. مصرف نمایشی، تضاد بین دارا و نادار را تشدید میکرد. نان امریکاییها البته نه منحصراً امریکاییها بلکه عمدتاً امریکاییها - در روغن بود. (به یک مدیر آلمانی در تهران، سه برابر میزانی که در آلمان میگرفت حقوق میدادند، اما کارمندان و کارگران زیر دست وی، یک دهم میزان دستمزد همتایان خود را در آلمان دریافت میکردند.) طبقه متوسط شهری در جزیرهای کوچک و منزوی در میان دریایی از فقر و بدبختی زندگی میکرد. غیر از نفت، به طور کامل دو سوم کل کالاهای تولید شده به بازار تهران عرضه میشد و توسط یک دهم کل جمعیت به مصرف میرسید. در نواحی روستایی که درآمد به سختی به حد یک پنجم درآمد شهری میرسید، تودههای روستایی به زندگی تحت فشار و آمادهی عصیان ادامه میدادند. میلیونرها و ژنرالها و تکنوکراتهای دولتی تعلیم یافتهی غرب که حکومت تهران را اداره میکردند، سرگرم اجرای خطمشی موج دوم بودند. آنان توسعه را صرفاً یک فرایند اقتصادی میدانستند. مذهب و فرهنگ و زندگی خانوادگی و نقش زن و مرد در نظر آنان چندان مهم نبود، آنچه اهمیت داشت این بود که وضع اقتصادی رو به راه باشد. اصالت فرهنگی چندان معنایی نداشت. زیرا، آنان که در جادهی صنعتی شدن پر شتاب در حرکت بودند، جهانی را میدیدند که نه در جهت تنوع یافتن بلکه به سرعت رو به همسان سازی گام بر میدارد. مخالفت با عقاید غربی در کابینهای که ۹۰ درصد اعضای آن از دانشگاههای هاروارد و برکلی یا دانشگاههای اروپایی فارغ التحصیل شده بودند، خیلی راحت یک گرایش «عقبمانده» و «ارتجاعی» به حساب میآمد... سقوط رژیم شاه در ایران مناظرههای گستردهای را در پایتختهای دیگر از مانیل تا مکزیکوسیتی بر انگیخت. یکی از پرسشهایی که به کرات مطرح میشد، در مورد سرعت تحول بود. آیا این سرعت در ایران بیش از حد شتابآلود بود؟ آیا ایرانیان از شوک آینده به ستوه آمده بودند؟ حتی با تکیه بر درآمدهای نفتی، آیا دولتها قادرند به سرعت طبقهی متوسطی آنقدر گسترده به وجود آورند که جلوی جنبش انقلابی را بگیرد؟ اما انقلاب ایران و جایگزین شدن حکومت اسلامی به جای رژیم شاه، ما را وا میدارد که اصول اساسی خطمشی موج دوم را مورد تردید قرار دهیم. آیا صنعتی شدن به طریق مرسوم تنها راه به سوی پیشرفت است؟ و در زمانیکه خود تمدن صنعتی به حال سکرات افتاده، آیا تقلید از این تمدن به جاست؟ صفحات ۴۵۶-۴۵۸ کتاب
در آموزش و پرورشی باید به مسائل عادی روزمره که فراموش شدهاند توجه کرد. در مدرسه ساعات زیادی را به تدریس دروسی مثلاً در زمینه شکل حکومت یا ساختمان آمیب صرف میکنند. اما چه مقدار وقت خود را به تدریس مسائلی چون ساختار زندگی روزمره اختصاص میدهیم؟ برای مثال، تنظیم برنامه تفریحی، چگونگی خرج کردن پول، معرفی مؤسسات و جاهایی که بچهها در مواقع گرفتاری باید مراجعه کنند. صفحه ۵۲۱ کتاب
بدون فشار عظیم تودهها نباید از رهبران سیاسی امروز - رؤسای جمهور و سیاستمداران و سناتورها و اعضای کمیته مرکزی احزاب - انتظار داشت که نهادهایی را نفی کنند که هر چند کهنه و منسوخ شدهاند، ولی ای به آنها حیثیت و پول و قدرت کاذب (و نه واقعی) میبخشند. … بنابراین، مسئولیت ایجاد تحول با ماست. باید از خود آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که چشمانمان را به روی واقعیات اعجابانگیز و عمیق و تازه نبندیم. این به معنای مرعوب نشدن در برابر اندیشه کشهایی است که عجولانه هر فکر تازهای را با این خیال که غیر عملی است سرکوب میکنند. و از هر آنچه هست، به دلیل عملی بودن (حال هر قدر بیمعنی و ستمگرانه و بیفایده باشد) دفاع میکنند. و این به معنای مبارزه برای آزادی بیان است یعنی اینکه مردم حق داشته باشند حرف خود را بزنند صرفنظر از اینکه درست یا نادرست باشد. صفحه ۶۱۰ کتاب
۱۴۰۳/۰۶/۱۰
Read
February 9, 2021بسم الله...
حرفهای بزرگتر از دهانم!
فکر کنید یک دختر مدرسه ای 16 ساله باشید و اسم کتاب را در پاورقی کتاب جامعه شناسی تان خوانده باشید و روزهای کنکور، وسط خواندن کتاب های درسی، "موج سوم" تافلر را از کتابخانه امانت بگیرید و بخوانید!ا
اعتراف می کنم هیچ نمی فهمیدم و دنبال حرف های گنده تر از دهانم بودم! اما جسارت آن دختر 16 ساله را دوست داشتم :)ا
باید دوباره بخوانمش.
21/11/99
حرفهای بزرگتر از دهانم!
فکر کنید یک دختر مدرسه ای 16 ساله باشید و اسم کتاب را در پاورقی کتاب جامعه شناسی تان خوانده باشید و روزهای کنکور، وسط خواندن کتاب های درسی، "موج سوم" تافلر را از کتابخانه امانت بگیرید و بخوانید!ا
اعتراف می کنم هیچ نمی فهمیدم و دنبال حرف های گنده تر از دهانم بودم! اما جسارت آن دختر 16 ساله را دوست داشتم :)ا
باید دوباره بخوانمش.
21/11/99
August 14, 2017
برخی افراد به قانون اساسی با احترامی تقدس آمیز نگاه می کنند و آن را حاوی ده فرمان می پندارند که آنقدر مقدس است که نباید بدان دست زد. آنان به
مردان اعصار گذشته عقلی بالاتر از عقل بشری نسبت می دهند و تصور می کنند که آنچه آنان انجام داده اند احتیاج به هیچگونه تغییر یا اصلاحی ندارد... من مطمئنا طرفدار ایجاد تغییرات مکرر و آزمایش نشده در قوانین حقوقی و قانون اساسی نیستم... اما می دانم که قوانین و نهادها باید دست در دست یکدیگر با پیشرفت ذهن بشری همگام شوند... همانطور که اکتشافات جدید انجام می شود و حقایق تازه آشکار می گردد و حالات و افکار و عقاید نیز همگام با شرایط تغییر می یابند، نهادها نیز باید پیشرفت کنند
مردان اعصار گذشته عقلی بالاتر از عقل بشری نسبت می دهند و تصور می کنند که آنچه آنان انجام داده اند احتیاج به هیچگونه تغییر یا اصلاحی ندارد... من مطمئنا طرفدار ایجاد تغییرات مکرر و آزمایش نشده در قوانین حقوقی و قانون اساسی نیستم... اما می دانم که قوانین و نهادها باید دست در دست یکدیگر با پیشرفت ذهن بشری همگام شوند... همانطور که اکتشافات جدید انجام می شود و حقایق تازه آشکار می گردد و حالات و افکار و عقاید نیز همگام با شرایط تغییر می یابند، نهادها نیز باید پیشرفت کنند
Want to Read
September 30, 2017خیلی عجیبه!اونم دوتا چیز خیلی عجیبه!اول اینکه چطور ممکنه کتاب شوک اینده ی اروین تافلر توی بوکریدز نباشه؟
دوم اینکه چطور یه خبر نگار انقدر نابغست!ما همیشه فک میکنیم خبرنگارا کسایی ان که فقط حرف دیگه رو تکرار میکنن ولی واقعا اینجور نیست!اینکه تافلر انقدر خوب همه چیو پیشبینی کرده و اتفاق افتاده اینکه قبل از فروریختن شوروی یه کتاب داد و دلایل فرو ریختن شوروی رو توضیح داد در نوع خودش فوق العادست!
این کتابو یه دکتر اقتصاد بهم داد و بهم گفت قبل از پزشکی باید اینارو بدونی و بفهمی دورت چه خبره!
نمیشد شروعو بذارم بعد تموم کردن این کتابا
دوم اینکه چطور یه خبر نگار انقدر نابغست!ما همیشه فک میکنیم خبرنگارا کسایی ان که فقط حرف دیگه رو تکرار میکنن ولی واقعا اینجور نیست!اینکه تافلر انقدر خوب همه چیو پیشبینی کرده و اتفاق افتاده اینکه قبل از فروریختن شوروی یه کتاب داد و دلایل فرو ریختن شوروی رو توضیح داد در نوع خودش فوق العادست!
این کتابو یه دکتر اقتصاد بهم داد و بهم گفت قبل از پزشکی باید اینارو بدونی و بفهمی دورت چه خبره!
نمیشد شروعو بذارم بعد تموم کردن این کتابا
September 6, 2020
کتاب برای ۱۹۸۰ هستش پس باید درست خوندش، این کتاب یه سری پیش بینی ها میکنه در مورد آینده ی دنیا، یعنی امروز ما، بعضی محقق شده و بعضی به بیراهه رفته، ولی میشه شرایط اجتماعی و سیاسی رو که منجر به محقق شدن و نشدن اینها شده رو درک کرد
همچنین راهکارهایی برای مسائلی میده که تا حالا یا حل شدن یا گره کورتری خوردن، همین میتونه با توجه به گذشت زمان و تجربه ی ما چیزهای زیادی رو نشونمون میده
فکر کنید، دنیا رو دارید زمانی تجربه میکنید که بلوک شرق و غربی وجود داره و رقابتهایی تو دنیا هست که از جنس امروز نیست، آمریکا تازه جنبش های اجتماعی رو پشت سر گذاشته، اعراب تازه تحریم نفتی رو اجرا کردم و و و، این کتاب تو این فضا نوشته شده، و فارغ از محتواش خیلی میتونه مدل فکر کردن جدیدی رو یاد بده
همچنین راهکارهایی برای مسائلی میده که تا حالا یا حل شدن یا گره کورتری خوردن، همین میتونه با توجه به گذشت زمان و تجربه ی ما چیزهای زیادی رو نشونمون میده
فکر کنید، دنیا رو دارید زمانی تجربه میکنید که بلوک شرق و غربی وجود داره و رقابتهایی تو دنیا هست که از جنس امروز نیست، آمریکا تازه جنبش های اجتماعی رو پشت سر گذاشته، اعراب تازه تحریم نفتی رو اجرا کردم و و و، این کتاب تو این فضا نوشته شده، و فارغ از محتواش خیلی میتونه مدل فکر کردن جدیدی رو یاد بده
February 8, 2021
کتاب خیلی خوبیه. با خوندنش فکر میکنم قسمت های هیجان انگیز زندگی هنوز مونده. با این سرعت تغییرات ببینیم چی قراره سر کشورها و کلا دنیا میاد. حجم کتاب بالاست اما فوق العاده مطالب سیاسی فرهنگی اجتماعی و مثالهایی از تاریخ داره که حتما ارزش خوندن داره
August 4, 2019
کتاب موج سوم یکی از بهترین کتاب هایی است در این زمینه مطالعه کردم، الوین تافلر واقعا مباحث اجتماعی، اقتصادی و ... در این کتاب خیلی جذاب بحث کرده است
January 20, 2012
از نگاه تافلر سه موج به ساحل زندگی بشر برخورد کرده. هر موج بر سر موج قبلی کوبیده میشه و همه پارادایم ها و اصول قبلی رو به هم میریزه
کتاب ارزشمندیه و خوندنش یه باید
کتاب ارزشمندیه و خوندنش یه باید
November 1, 2018
بیشتر کتابی اکادمیک هست ولی برای عموم مردم هم جالبه و حتما بخونید
March 9, 2019
کتابی استراتژیک و بسیار جالب برای افراد علاقه مند به نگاه عمیق. دید خیلی خوبی برای نگاه به مسائل جامعه به آدم میده. هرچند کتاب قدیمیه ولی مطالبش آنقدر جان دار هست که تازه به نظر میاد.
البته دید غلطی نسبت به مذهب دارد. ولی سعی می کند کاملا منصفانه وقایع را توصیف کند.
در کل جامع نگر و بسیار قابل استفاده است.
البته دید غلطی نسبت به مذهب دارد. ولی سعی می کند کاملا منصفانه وقایع را توصیف کند.
در کل جامع نگر و بسیار قابل استفاده است.
October 26, 2019
فکر می کنم هر ایرانی (بویژه جوانان) باید این کتاب را بخواند ویژگی مهم این کتاب این است که با وجود آکادمیک بودن اما زبان بسیار ساده و روانی دارد به نحویکه مطالعه آن را بسیار ساده و دلنشین می کند
January 23, 2019
تافلر در موج سوم نه آینده را پیشبینی میکند، نه گذشته را نوستالژیک میکاود؛ او در میانهای ایستاده که اغلب انسانها از آن عبور میکنند بیآنکه بدانند چه بر سرشان آمده. سه موج تمدنی، سه شکل زیستن، سه نظم ذهنی: موج اول، انقلاب کشاورزی؛ دوم، انقلاب صنعتی؛ و سوم، عصر اطلاعات. اما آنچه این تحلیل را مهم میکند، صرفاً ترتیب تاریخی نیست، بلکه لرزشهاییست که هر موج، در بنیان هستی انسان انداخته.
او نشان میدهد که گذار از یک موج به موج دیگر، نه تنها ابزار زندگی ما را تغییر میدهد، که معنای زمان، مکان، هویت، و حتی عشق و خانواده را دگرگون میکند. تافلر هوشمندانه آشکار میکند که بسیاری از بحرانهای امروز، حاصل همزیستی خشن و درهمبرهم این سه موج است. انگار بخواهی در جهانی دیجیتال، با قواعد کشاورزی زندگی کنی یا با منطق کارخانه، روابط انسانی را بفهمی.
از منظر اجتماعی، کتاب تافلر نه توهم توطئه دارد و نه دچار شیفتگی تکنولوژیک است. او با وضوح نشان میدهد که موج سوم، ساختار قدرت را متحول میکند؛ اطلاعات، جای پول را میگیرد، و «مرکز»ها فرو میپاشند. اما او این را نوید نمیداند، بلکه آن را بحرانزا میبیند؛ چرا که هر موج، مقاومتهایی دارد، و انسان، همیشه با گذشتهی خود زندگی میکند، نه با اکنون.
درونمایه فلسفی اثر، بهطور ضمنی، همان پرسش نیچهوار است: آیا انسان میتواند با اینهمه سرعت، اینهمه تغییر، باز هم معنای زندگی را بیابد؟ یا در ازدحام دادهها، خُرد خواهد شد؟ تافلر این را نمیپرسد، اما در لحن و اضطرابش پیداست. او یک جامعهشناسِ شاعر نیست، اما ذهنی دارد که تاریخ را همانقدر ملموس میبیند که یک خیابان، و آینده را همانقدر مهآلود که خواب.
موج سوم کتابی برای دانستن نیست، کتابیست برای بیدار شدن. نه بهمثابه زنگ خطر، بلکه چون پژواکِ یک زمینلرزه خاموش. و شاید تلخترین واقعیت این باشد: ما هنوز در موج دوم دستوپا میزنیم، درحالیکه موج سوم از روی ما گذشته است.
او نشان میدهد که گذار از یک موج به موج دیگر، نه تنها ابزار زندگی ما را تغییر میدهد، که معنای زمان، مکان، هویت، و حتی عشق و خانواده را دگرگون میکند. تافلر هوشمندانه آشکار میکند که بسیاری از بحرانهای امروز، حاصل همزیستی خشن و درهمبرهم این سه موج است. انگار بخواهی در جهانی دیجیتال، با قواعد کشاورزی زندگی کنی یا با منطق کارخانه، روابط انسانی را بفهمی.
از منظر اجتماعی، کتاب تافلر نه توهم توطئه دارد و نه دچار شیفتگی تکنولوژیک است. او با وضوح نشان میدهد که موج سوم، ساختار قدرت را متحول میکند؛ اطلاعات، جای پول را میگیرد، و «مرکز»ها فرو میپاشند. اما او این را نوید نمیداند، بلکه آن را بحرانزا میبیند؛ چرا که هر موج، مقاومتهایی دارد، و انسان، همیشه با گذشتهی خود زندگی میکند، نه با اکنون.
درونمایه فلسفی اثر، بهطور ضمنی، همان پرسش نیچهوار است: آیا انسان میتواند با اینهمه سرعت، اینهمه تغییر، باز هم معنای زندگی را بیابد؟ یا در ازدحام دادهها، خُرد خواهد شد؟ تافلر این را نمیپرسد، اما در لحن و اضطرابش پیداست. او یک جامعهشناسِ شاعر نیست، اما ذهنی دارد که تاریخ را همانقدر ملموس میبیند که یک خیابان، و آینده را همانقدر مهآلود که خواب.
موج سوم کتابی برای دانستن نیست، کتابیست برای بیدار شدن. نه بهمثابه زنگ خطر، بلکه چون پژواکِ یک زمینلرزه خاموش. و شاید تلخترین واقعیت این باشد: ما هنوز در موج دوم دستوپا میزنیم، درحالیکه موج سوم از روی ما گذشته است.
June 18, 2017
مسئولیت ایجاد تحول با ماست. باید از خود آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که چشمانمان را به روی واقعیات اعجاب انگیز و عمیق و تازه نبندیم. این به معنای مرعوب نشدن در برابر اندیشه کش هاست که عجولانه هر فکر تازه ای را با این خیال که غیر عملی است سرکوب می کنند. و از آنچه هست بدلیل عملی بودن ( حال هر قدر بی معنی و ستمگرانه و بی فایده باشد ) دفاع می کنند. و این به معنای مبارزه برای آزادی بیان است یعنی اینکه مردم حق داشته باشند حرف خود را بزنند صرف نظر از اینکه درست یا نادرست باشد.
December 5, 2019
کتابی بود که تفاوت جهان امروز با آینده را بیان میکند. کتاب مال سال 1980 است و خب، هنوز اینترنت آنچنان رشد نکرده است و موبایلها نیز انگار وجود ندارند. در نتیجه، همه اتفاقات هنوز در تلویزیون اتفاق می افتد. کتاب خوبی بود، هرچند بعضی جاها خیلی حرف زده بود اما اینطور کتابی قرار نبود که فقط ایده را مطرح کند. بخش سیاست آن، انگار مساله های امروز ماست.
July 10, 2023
یکی از بزرگترین حسرت های زندگی ام خواهد بود که چرا این کتاب را در بیست سالگی مطالعه نکرده ام و این تاخیر سیزده ساله واقعا برایم ناامید کننده است.
اما در مورد کتاب؛ تجزیه و تحلیلی که این کتاب از شرایط جهان، سیر تحولات، چالش های موجود و پیش رو، مخاطرات آتی و ... می دهد بعد از ۴۳ سال از نشر کتاب بسیار دقیق و تکان دهنده است و نشان از توانمندی ذهنی بالای الوین تافلر فقید می دهد و جامعه انسانی باید به وجود همچین نخبگانی تا ابد افتخار کند!
کتاب، جملات زیبا، عمیق، فکورانه و دقیق بسیاری دارد و من این یکی را با توجه به تجربه ۴۵ سال اخیر ملت ایران بسیار پسندیدم:
((...و به یاد داریم که چطور از میان آرزوها و آمال خیرخواهانه انسانها و از درون اوضاع به هم ریخته جوامع، چگونه حکومت های توتالیتر سر برآوردند)).
اما در مورد کتاب؛ تجزیه و تحلیلی که این کتاب از شرایط جهان، سیر تحولات، چالش های موجود و پیش رو، مخاطرات آتی و ... می دهد بعد از ۴۳ سال از نشر کتاب بسیار دقیق و تکان دهنده است و نشان از توانمندی ذهنی بالای الوین تافلر فقید می دهد و جامعه انسانی باید به وجود همچین نخبگانی تا ابد افتخار کند!
کتاب، جملات زیبا، عمیق، فکورانه و دقیق بسیاری دارد و من این یکی را با توجه به تجربه ۴۵ سال اخیر ملت ایران بسیار پسندیدم:
((...و به یاد داریم که چطور از میان آرزوها و آمال خیرخواهانه انسانها و از درون اوضاع به هم ریخته جوامع، چگونه حکومت های توتالیتر سر برآوردند)).
June 29, 2018
موج سوم کتابی مشهور از الوین تافلر است . این کتاب بعد از کتاب شوک آینده وی نوشته شده و در سال ۱۹۷۰ منتشر شدهاست. کتاب تافلر مراحل گذر کردن کشورهای توسعهیافته از انقلاب صنعتی به عصر اطلاعات را توصیف میکنند. او در کتابهایش از انقلاب صنعتی به عنوان موج دوم و از عصر اطلاعات به عنوان موج سوم یاد کردهاست.
January 21, 2025
کتاب بسیار عالی زمانی که من خواندم کامپیوتر های شخصی و خیلی از وسایل دیجیتال امروز وجود نداشت واژه های مانند دهکده جهانی و عصر دیجیتال را من نخستین بار شنیدم کتاب را زمانی که دانشگاه شیراز بودم خواندم برای من جالب بود اتفاقا الان که بسیاری از پیش بینی های تافلر به وقوع پیوسته خواندن این کتاب قابل هضم تر است
May 23, 2017
از ترجمه عالی و محتوای بسیار وزین این کتاب هر چه بگویم، کم گفته ام. به همگان توصیه خواندن این کتاب فوق العاده را دارم.
February 11, 2018
کتابی به شدت تاثیر گذاری برای کسانی که میخواهند برداشت تمدنی نسبت به دنیا و سیر تحول آن داشته باشند.
April 29, 2022
البته که چون خیلی قدیمی هست، دیگه نمی شه گفت پیش بینی بوده. ولی دید خوبی به جهان پیش رو می ده. هرچند خیلی از زمان تالیفش گذشته.
February 17, 2024
کتابی برای آینده
August 21, 2020
قشنگ ترین و جامعترین بخش کتاب همین بخش های پایانی یعنی حدود 150صفحه اخر بود... نویسنده این کتاب منو کمی یاد جلال
و یامین پور میندازه استفاده از رفرنس های زیاد و دادن نظرهای جسورانه درحالی که مطمئنا بعد چاپ با نقدای منفی زیادی مواجه میشه ولی با این حال از ویژگی هر سه نویسنده اینه که جسوران و انصاف دارن... در سراسر کتاب نویسنده با رعایت انصاف در حد خودش, تورو به خوندن بیشتروبیشتر ترغیب میکنه... در کل کتاب فوق العاده جالبی بود و به تمام کسانی که تا الان نخوندن سخت خوندنشو توصیه میکنم... 👌👌
و یامین پور میندازه استفاده از رفرنس های زیاد و دادن نظرهای جسورانه درحالی که مطمئنا بعد چاپ با نقدای منفی زیادی مواجه میشه ولی با این حال از ویژگی هر سه نویسنده اینه که جسوران و انصاف دارن... در سراسر کتاب نویسنده با رعایت انصاف در حد خودش, تورو به خوندن بیشتروبیشتر ترغیب میکنه... در کل کتاب فوق العاده جالبی بود و به تمام کسانی که تا الان نخوندن سخت خوندنشو توصیه میکنم... 👌👌
August 15, 2010
کتابی درباره زمانه ای که انگیزه رفتار سود است و رابطه اجتماعی (انسانی) نوعی معامله.
آیا این نگرش واقعبتی است که نسل های آینده را نیز گاه گاه به مرز جنون می کشاند؟
آیا این نگرش واقعبتی است که نسل های آینده را نیز گاه گاه به مرز جنون می کشاند؟
June 12, 2017
کتاب فوق العاده ای بود، توصیه میکنم بخونینش
Displaying 1 - 24 of 24 reviews

























