دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 316 صفحه و چهار فصل تشکیل شده است و هدف بررسیِ شعر و ادبیاتِ دورانِ مشروطه از آغاز تا پایان است.. البته ماشاالله آجودانی تکلیفش با خویش مشخص نیست و نمیداند طرفِ که و چه را بگیرد و کار را به جایی میکشاند که از صادق هدایت و احمد کسروی نیز ایراد میگیرد.. نمیدانم اگر کسروی نبود، ما امروزه چگونه از تاریخِ مشروطه آگاه میشدیم!! ای کاش داوری ها کمی منصفانه بود
---------------------------------------------
عزیزانم، حال و روزِ امروزِ سرزمینمان بسیار بد است.. فساد و استبدادِ حکومتِ اسلامی و حاکمانِ عرب پرست و متحجر، امکانِ اندیشیدنِ آزاد و شرایطِ به وجود آمدن و رشدِ بنیانهایِ روشنفکری و خردگرایی را از میان برده اند و مردم و جوانان هیچ دخالتی در امورِ سرزمینشان نداشته و حتی نمیتوانند هیچ شناختی از تاریخِ کشورشان داشته باشند و تنها نامی از مشروطه و مشروطه خواهان شنیده اند و نه میدانند مشروطه چیست و نه تاریخِ درستِ آن را میدانند.. و آن چیزی که در مدارس به آنها آموخته اند، جز تحریف هیچ نمیباشد.. تحریفهایِ کثیفی که در تاریخِ مشروطه نامِ انواع و اقسامِ آخوندهایی وارد شده است که معلوم نیست این بی پدر و مادرها چگونه سر از مشروطه و مشروطه خواهی درآوردند... آن حرامی هایِ اجنبی پرستی همچون شیخ فضل الله نوری که فریاد میزدند: ما دینِ نبی خواهیم، مشروطه نمیخواهیم.. امروزه نامِ منحوس و کثیفشان سر درِ خیابانها و مدارسِ ماست
فرزندانِ ما نمیدانند که مشروطهٔ حقیقی، میتواند چارهٔ این سرزمینِ مبتلا به بیماریِ اسلام و تازی پرستی باشد... آن کسانی هم که خویش را روشنفکر معرفی کردند، آنقدر در فهمِ مشروطه و دموکراسی و قانونِ اساسی کژفهم بودند و آنقدر به اشتباه در بسیاری از مسائل اغراق و بزرگنمایی ها و کوچکنمایی ها نمودند و گرفتارِ ریاکاریِ فرهنگی و سیاسی شدند که نتیجه اش خودسانسوری و دیگر سانسوری بود و بس
یحیی دولت آبادی مینویسد: اگر مشروطهٔ ما به حقیقت مشروطه بود، باید آن آخوندِ حرامی آقا نجفی و آخوندهایِ دیگر را در هر کجایِ این مملکت که باشند، محاکمهٔ عادلانه میکرد.. ولی مشروطهٔ ما ناقص و غیرِ خالص بود و نتوانست به وظایفِ خود قیام کرده و حق را از باطل جدا نماید.. آری.. مشروطه را موجوداتِ پست و مذهبی به کثافت کشاندند.. چراکه مشروطه را مشروعه و اسلامی میخواستند.. اسلام با آن باورهایِ اشتباه و ابلهانه کجا و پیشرفتِ میهن و خردگرایی کجا.. شاید زمانی برسد که به قولِ یحیی دولت آبادی، این مردم رشدِ سیاسی و خردگرایی را فهم کنند و حقِ خویش را خواستار شوند... مشروطه یعنی آنکه مردمِ یک سرزمین در سرنوشتِ کشورِ خویش دخالتِ کامل داشته باشند.. یعنی قانونِ اساسی داشته باشند.. کجایِ مشروطه به این معناست که همه چیز را آخوندی با عنوانِ رهبرِ مذهبی، تعیین و و تکلیف نماید و خود را نمایندهٔ یک موجودِ موهوم و خیالی به نامِ مهدی معرفی کند!!؟ .. کجای مشروطه به این معناست که نمایندگانی که به مجلس میروند، از فیلترِ نهادِ رهبری عبور کنند!! مردمِ بیچاره هم تصور میکنند که با انتخابات نمایندهٔ شهرشان را به مجلس فرستادند. زهی خیالِ باطل.. یکی نیست به این مردم بگوید، سرِ خودتان را کلاه میگذارید یا میگذارید سرتان را کلاه بگذارند!!!.. آنهم کلاهی به گشادیِ سرزمینمان ایران... مثلِ این است که چندتا پرتقالِ گندیده را از پیش انتخاب کنند و جلویِ شما بگذارند و بگویند: انتخاب با شماست، هرکدام یکی را انتخاب کنید.... یک روزی میرسد که این مردم، سرانجام آگاه شده و به خود می آیند
اِی قاتلِ آزادیِ ایران به حذر باش
زان لحظه که قاضی به سرِ محتضر آید
مِلت بُود آن شیر که هنگامِ تزاحم
چون بیشتر آزرده شود، پیشتر آید
مشروطه یعنی دیگر سیاست و مملکت داری را به دین و مذهب و مسائلِ موهومِ الهی و اینگونه خزعبلات کاری نباشد.... مشروطه یعنی آنچیزی که هوگو در مجلسِ فرانسه فریاد زد.. یعنی جداییِ دین از سیاست
دهخدا میگوید: در مملکتی که جهل و خرافاتِ مذهبی، جایِ علم و دانش... و زور جایِ حق .. و اوهام جایِ حقایق را گرفته است، حکومت و سلطنت، موهبتی الهی به شمار می آید ... میبینید که امروزه مردمِ ناآگاه از ترسِ خدایِ این تازی پرستان و موهوماتِ مذهبی، سرشان را در گریبانِ خویش فرو کرده اند و میگذارند هرچه دار و ندارشان است ببرند و صدایشان هم در نمی آید..... تجدد، و تجدد ستیزی، مفهومِ گسترده ای دارد، ولی مهمترینِ آن، همین آخوندهایِ عرب پرست است و دین باوری و باورهایِ خرافه و مذهبی که بر ایران حکومت میکند و یک نوع استبدادِ سیاسی و دینی را در کشورمان به وجود آورده است و تجددستیزی به معنایِ کامل است... به راستی که امروزه، موجوداتی که سرزمینمان را به کثافت و تباهی کشانده اند، تفاله هایِ قاجار و صفویه هستند... عارفِ قزوینی به درستی میگوید
تا که آخوند و قجر، زنده در ایرانند، این
ننگ را کشورِ "دارا" به کجا خواهد برد
ایران به روزگارِ تجدد، چه داشت گر
مفتی و شیخ و مفتخور و روضه خوان نبود
حال امروزه عده ای تصور میکنند که انقلاب کردند و دیگر مجلس دارند و قانونِ اساسی.. ولی دور از جانِ شما، آنها که زنده اند، مثلِ سگ پشیمان هستند، مگر آنکه در این سیستمِ فاسد، پُست و مقامی داشته و به نون و نوایی رسیده اند.. وگرنه این انقلاب، همه چیزِ این سرزمین و مردمش را بر باد داد و خودتان شاهد هستید که به چه روزگارِ فلاکت باری افتاده ایم .. به راستی که این مردم، خوشی زیرِ دلشان را زده بود و شاید حقشان است که عده ای اجنبی و عرب پرست بر آنها حکومت کرده و خونشان را در شیشه کنند
چه گویمت از این انقلابِ بد بنیاد
که شد وسیله ای از بهرِ عده ای شیاد
چه مردمانِ خرابی از آن شدند آباد
گر انقلاب بُد این، زنده باد استبداد
*************
محمدتقی بهار، بر این باور بود که پیشرفت و آزادی نیاز به حکومتی مرکزی و قدرتمند همچون دولتِ آتاتورک و هیتلرِ بزرگ دارد .. آنچه امروز میبینیم، پیشرفتِ ترکیه و آلمان است.. کاری به جنگ و خونریزی نداریم.. آنچه مدِ نظرِ ما میباشد، برپایی حکومتی بود که آلمان و ترکیه را اینگونه به پیشرفت در دانش و مملکت داری رساند و دستِ مذهبیانِ بیخرد را از سرنوشتِ حکومت کوتاه نمود... برایِ همین است که بیشترین پیشرفت در سرزمینمان را در آن دورانِ کوتاهِ حکومتِ رضاخانِ بزرگ شاهد هستیم که دستِ مذهبیان را از حکومت قطع نمود و اِی کاش همچون آتاتورک سرشان را نیز قطع میکرد
اگر امروز نتوانیم فلسفه و دانشِ راستین را که بر فرهنگِ غرب حاکم است را دریابیم و به دور از هرگونه رودربایستی و تحریف و سانسور، نتوانیم این مواردِ اساسی را با مردمِ سرزمینمان در میان گذاریم و آنها را آگاه کنیم .. و نتوانیم فلسفه و اندیشهٔ خردمندانه را به فرهنگمان انتقال دهیم، تا نگرشِ کلیِ ملتِ ما نسبت به جهان دگرگون شود و دیگر تمامِ دنیا را دشمنِ خویش قلمداد نکنند.. باور کنید به همان مشکلی دچار خواهیم شد که آن به اصطلاح روشنفکرانِ مشروطه خواه با آن دست به گریبان بودند و به هیچ نتیجه ای نرسیدند.... به امیدِ پیشرفت و بیداریِ مردمانِ سرزمینمان ایران و به امیدِ بازگشت به دورانِ با شکوهِ این مرز و بوم
خون در سرِ من جوش زند از شرف و فخر
چون یاد کنم رزمِ کراسوس و سورِن را
آن روز که شاپور به پیشِ سُمِ شبرنگ
افکند به زانویِ ادب، والرین را
---------------------------------------------
امیدوارم این ریویو برایِ شما میهن دوستانِ خردگرا، مفید بوده باشه
<پیروز باشید و ایرانی>