محمدعلی بهمنی، متولد ۱۳۲۱ در شهر دزفول. او بدون شک یکی از مهمترین و جدیترین غزلسرایان جریان موسوم به «غزل مدرن» است. نگاه انسانی و زبان ساده و تغزل بکر او، موجب شده است تا شعری بسراید که عوام آن را با لذت بخوانند و در عین حال خواص هم بپسندند. شعر او دیرتر از زمانی که شایستهاش بود مورد توجه و استقبال قرار گرفت، اما او توانست با حضور پیگیر خود در عرصه غزل، نام خود را به عنوان یک شاعر خلاق به اثبات برساند.
از او تا کنون مجموعههای متعددی به چاپ رسیده است که در این میان میتوان نام برد از «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (۱۳۶۹)»، «شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷)» و «نیستان (۱۳۷۹)». بهمنی درسال ۱۳۷۸ به عنوان غزلسرای برگزیده، جایزه تندیس مهر را از آن خود ساخته است.
فالمان هر چه باشد ـ باشد حالمان را دریاب خیال کن (حافظ) را گشودهای و میخوانی: مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید یا قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود چه فرق؟ فال نخواندهی تو ـ منم
دريا شدهست خواهر و من هم برادرش شاعرتر از هميشه نشستم برابرش خواهر سلام! با غزلي نيمهآمدم تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش ميخواهم اعتراف كنم هر غزل كه ما با هم سرودهايم جهان كرده از برش خواهر زمان ،زمان برادركشيست باز شايد به گوشها نرسد بيت آخرش با خود ببر مرا كه نپوسد در اين سكون شعري كه دوست داشتي از خود رهاترش دريا سكوت كرده و من حرف ميزنم حس ميكنم كه راه نبردم به باورش دريا منم! هماو كه به تعداد موجهات با هر غروب خورده بر اين صخرهها سرش هم او كه دل زدهست به اعماق و كوسهها خون ميخورند از رگ در خون شناورش خواهر! برادر تو كم از ماهيان كه نيست خرچنگها مخواه بريسند پيكرش دريا سكوت كرده و من بغض كردهام بغض برادرانهاي از قهر خواهرش
می دانستم: در شصت و سه ساگی هم عاشقانه هایم بیست ساله ها را حسود می کنم قول داده ام فرزندِ خلفی باشم هابیلم یا قابیل؟ نمی دانم - شاعرم بازجویم پرسید: سیاسی هستی؟ عاشقانه ای برایش خواندم گفت: بنویس و امضایش کن نوشتم و امضایش نکردم گفت: امضایش می کردی آزادت می کردم خندیدم که: نمی دانستم در شصت و سه سالگی عاشقانه هایم سنگ را هم نرم خواهد کرد..