به لحاظ روایت از جنوب ایران، بوشهر، دشتستان و شیراز دوران پهلوی گاه نکتههای جالبی دارد. لحن نویسنده و نگارش با لهجه و واژههای جنوبی به شیرینی روایتها کمک میکند و نثر بیتکلفی دارد.
مرحوم (رسول پرویزی) از داستاننویسان قدیمی ادبیات این کشور هستند که متأسفانه حتی بسیاری از کتابخوانهای حرفهای ادبیات نیز نام ایشان را نشنیدهاند؛ در صورتی که ایشان داستانهای خوبی در کارنامه خود دارد. البته یکی از علتهای مهم این گمنامی این است که قریب به بیش از سیسال از چاپ کتابهای ایشان میگذرد به هر حال، کتاب حاضر غنیمتیست برای دوستدارن ادبیات این مرز و بوم تا با داستانهای یکی از نویسندههای خوب و به رحمت خدا رفته آشنا بشوند
سال ۸۷،بود برای اولین بار این کتاب را خوندم با توصیفات عالی ای که کرده بود ندیده عاشق شهر شیراز شدم ،الان سال ۹۸دوباره دارم کتاب را میخونم کیف میکنم از دوباره خوندنش،داستانها به شیرینی لبخند نویسنده است،البته درد و رنج هم داره یک پیشنهاد هم بدم که اگر میخواید کتاب را بخرید با نام شلوارهای وصله دار بخرید،تو چاپ جدید یه سری چیزها تغییر کرده که به نظرم جذابیت داستان را گرفته
احتیاج داشتم به داستان، به وصل شدن به روزهای شادم، این کتاب با اینکه با یک داستان تلخ شروع میشه، برای من همیشه یادآور دو دوران خوب زندگی شخصیم هست. اولی دوران نوجوانی دورانی که حس میکردم دنیا رو میتونم جابجا کنم، دوران بلندپروازی و زندگی در آرزوها، اما دومی دوران مزه مزه کردن عشق جوانی.
بار سوم: داستانهای خط خیلی مشابه دارند و انگار یک استیل و بدنه انتخاب شده باشه و چون نویسنده حس کرده موفقه این مدل پس بهتره بهش دست نزنه و کلا این سبک بنویسه که خب دور از خلاقیت شده برای من. از یک جایی انگار یک الگوی تکراری و درازهگویی حس میشه که ذوق اولیه رو کور میکنه. اما در کل ارزش یکبار خوندن رو داره.