کتاب، بیست و نه داستان کوتاه است دارد .آلبرتو موراویا نویسنده ایتالیایی، در این کتاب، تصویری مؤثر از طبقات مختلف اجتماعی ترسیم کرده است. او در داستان «خوابگرد» زندگی زنی را به تصویر میکشد که گرفتار خوابگردی است. شوهرش کار نمیکند، اما معشوقههای گوناگون دارد. زن تصمیم میگیرد که او را بکشد.ب ه همین منظور، وارد اتاق همسرش میشود تا تصمیم خود را عملی کند. اما او در همین هنگام از خواب بیدار میشود و به حقایق زندگی همسر پی میبرد.
Alberto Moravia, born Alberto Pincherle, was one of the leading Italian novelists of the twentieth century whose novels explore matters of modern sexuality, social alienation, and existentialism. He was also a journalist, playwright, essayist and film critic. Moravia was an atheist, his writing was marked by its factual, cold, precise style, often depicting the malaise of the bourgeoisie, underpinned by high social and cultural awareness. Moravia believed that writers must, if they were to represent reality, assume a moral position, a clearly conceived political, social, and philosophical attitude, but also that, ultimately, "A writer survives in spite of his beliefs".
شاید همه داستانهای این مجموعه به یک اندازه خوب و در حد پنج ستاره نبود، اما کل کتاب واقعا به نظرم ارزششو داشت.
فکرشم نمیکردم این کتاب انقدر خوب باشه. یک نویسنده مرد چطور انقدر زیبا و عمیق از زندگی زنان نوشته؟ چطور تجربهی زیستهی زنانی رو در خلال داستانهاش بازگو کرده که حتی خیلی سخته از بیرون متوجهاش بشی؛ چه برسه به اینکه تجزیه و تحلیلش کنی.
تکتک داستانهای این کتاب از زبان و نگاه زنان روایت میشه و شامل دغدغههای نسبتا مدرن زنانه. اما نه هر دغدغهای، دغدغههایی انقدر عمیق که در اکثر مواقع برایم هولناک میشدن. در واقع، داستان های این مجموعه عین فیلم the father با بازی آنتونی هاپکینز، علارغم اینکه درام هستند، برای من کاملا هراسناک بودند. مخصوصا که قلم خوب موراویا و مترجم هم تو ایجاد این حس ترس کمک شایانی میکرد. انتقال یک دنیا از تجربیات جنس دیگر آن هم در قالب داستانهایی اغلب کمتر از 10 صفحه، واقعا برام جذاب بود.
مهمترین ویژگی این داستانها برای من دوتا چیز بود. اول عمق بینش نویسنده و فعل و انفعالاتی که تو سر نویسنده اتفاق افتاده تا اون بنمایه و درونمایهی اصلی داستان رو ببینه تو زندگی و ازش یه روایت بسازه (که در تقریبا تمامی کتابایی که میخونم مهم ترین فاکتوره). دوم عدم جانبداری و نگاه یک طرفه و حذف مردها تو این داستانهای واقعا فمنیستی (گرچه محتوای برخی از داستانها شاید عامدانه یا غیرعامدانه تنه به تنه جانبداری میزد اما قابل اغماض بود). میتونم بگم که تو این کتاب نویسنده به خوبی تونسته بود انگشت اتهام رو از روی انسان برداره؛ چه مرد باشه و چه زن. میتونم بگم اصلا مقصر خاصی برای این درد و رنج بشری پیدا نمیشه تو این کتاب، شاید جز خود وجود انسان و این واقعا جالب بود.
از اونجایی که تو امتیاز دادن اصلا دستودلباز نیستم، تصمیم گرفتم ۳ تا ستاره امتیاز بدم. 😁 چون امتیاز ۴ رو به کتابایی که خیلی خیلی دوسشون دارم میدم. از اینرو چون اول از همه برای من این سبک داستان کوتاه که کاملا مضمون فمنیستی داره تازه بود. یعنی کتاب دیگهای نبود که بخوام با اون مقایسه کنم و بر اساس اون امتیاز بودم. دوم هم اینکه خیلی جاهای داستان با زن قصه احساس همدلی میکردم. احساساتی که من هم خیلی وقتا درگیرشون میشدم و تو ذهنم بودن رو خیلی شیوا و روان بیان کرده بود. پس نمیتونم بگم کتاب رو دوست نداشتم و از وقتی که گذاشتم پشیمونم! از طرفی هم داستانها در عین سادگی، عمیق بودند. برای استراحت وسط قهرمانان و گورها که هیچی ازش سر در نمیارم خوب بود 😁 آهان اینم بگم که این کتاب ۲۸ داستان کوتاه داره که هر کدوم نهایت ۳ یا ۴ صفحه دارن و درونمایه همه داستانها مسائل زنانه. تقریبا همه زن های شخصیتهای اصلی داستان زیبایی فوقالعاده چشمگیر و ظاهر جذابی دارن. ولی مگه میشه یه مرد به این مسائل فکر کنه! من همش فک میکردم نویسنده خانمه! وقتی عکسشو پشت جلد دیدم جا خوردم.
داستانهایی که دوست داشتم: خوابگرد ربوده شده توازن دو سهلانگار هدفهای واهی
کتاب رو اول شروع کردم ولی بعد نصفه رها کردم.بعد از چند ماه تصمیم گرفتم باقیش رو هم بخونم.به نظر من این همه روایت زنانه از نویسنده ی مرد، کاری واقعا عجیب و سخته اما باز هم خیلی جاها نتونسته بود موفق باشه...موراویا هرچقدر هم در تجربه های زنانه سررشته داشته باشه،باز هم نمیتونه پیچیدگی های روح زنانه رو بیان کنه.بعضی داستان ها جالب هستن و بعضی خیلی سطحی و غیر منطقی. داستان آخر منو متحیر کرد. نکته ی دیگه ای که میتونم بگم اینه: چرا مادران این کتاب به دختران خود حسادت میکنن؟ این یکی رو به عنوان زن نمیتونم درک کنم.
" من منزوی، گوشه گیر، بدگمان و ساکتم. اما به طرز احمقانه و عجیبی عصبی هم هستم. با شکیبایی صبر میکنم، جلو خشمم را ماهرانه میگیرم و به تاخیرش می اندازم. و بعد ناگهان در یک موقعیت بی اهمیت منفجر می شوم و پس از آن پشیمان می شوم و به خودم میگویم: " بهتر نبود اینقدر تحمل نمیکردی تا یکدفعه منفجر نشوی؟" اما دیگر خیلی دیر است. "
صفحه ۱۱۴
روی هم رفته کتاب خوبی بود و ارزش خوندن داشت. هنوز نمیدونم نویسنده رو دوست دارم یا نه؛ ولی آدم جالبیه و طرز فکرش واقعا جای تفکر و تامل داره.
این کتاب یه سری از ساختارهای معمول رو توی ذهنم شکست و به عنوان یک مرد با نیش و کنایه یه سری تلنگر به زنها زد که یه حسی شبیه سیلیِ محکم و غافلگیرکننده بود که نمیدونی از کجا خوردی!
L'ho onestamente apprezzato gran poco. Lasciando perdere la capacità di scrivere di Moravia, che resta di ottimo livello, non ho del tutto capito con questa antologia di racconti dove volesse arrivare. La cosa che accomuna i racconti è che sono tutti scritti con narratore femminile e che, seppur in modi e con accezioni diverse, tutti partecipano di una vaga aura di paradosso [leggere per capire]. Tuttavia, oltre a non capire quale filo lega i racconti, e quindi avendoli letti decisamente come singhiozzi di cinque pagine ciascuno, mi hanno anche un pò indispettito, e quindi rovinato la lettura. Li ho trovati infatti tutti come ottimi incipit per dei romanzi molto interessanti, e tutti spunti avvincenti. Poi però finivano lì, alla quarta o quinta pagina. Mi sono sentito un pò come il protagonista di quel romanzo di Calvino che inizia e leggere molti romanzi, senza mai riuscire a proseguirne o finirne nessuno. Dimenticavo l'altra caratteristica che accomuna tutte le narratrici dei romanzi: sono tutte esplicitamente descritte come "molto formose", "procaci", "promiscue" o "con seni enormi". Forse che l'antologia ci dica più sui gusti di Moravia che sulla sua poetica?!
کتاب شامل بیستوهشت داستان کوتاهه؛ موضوع مشترک همهی داستانها زنان هستن📖
تعداد داستانهای کتاب که دوستشون نداشتم خیلی بیشتر از داستانهایی بود که دوستشون داشتم. بیشتر پایانبندیهای داستانها بد بود و از یه جایی به بعد دیگه نویسنده روی دور تکرار افتاده بود و انگار فقط یه داستان رو به مدلهای مختلف نوشته بود
به نظرم برانگیختن احساسات خواننده تو داستان کوتاه خیلی سختتر از داستانهای بلنده و موراویا واقعا تو این کار ماهر بوده . یکی از اساسی ترین مشکلات زن مدرن رو خیلی خوب تونست به تصویر بکشه ؛ اما من حس میکنم تمام مشکلات زنان رو پوشش نداده و تمرکزش رو محدود کرده بود ، که البته نتیجهاش بد هم نشده ولی با این اوصاف فکر نمیکنم بتونیم برای آشنایی موقعیت زن ها تو جامعه اون زمان ایتالیا بهش اکتفا کنیم ( من کتابهای دیگه تو این زمینه نخوندم و این حدسمه ! ) . خیلی از داستانها رو دوست داشتم ولی بعضیهاشون برای من فقط یک داستان بودن و نمیتونستم به مشکل شخصیت اصلی به عنوان یه مشکل اجتماعی نگاه کنم . این کتاب برای من _ تو همین لحظهای که تمومش کردم_ بیشتر از سه امتیاز نیست اما قلمش اونقدر خوب بود که مشتاق بشم باقی آثارشم بخونم.
بااینکه داستان کوتاه چندان مورد علاقهم نیست اما خوندن این کتاب و داستانهاش برام خیلی لذت بخش بود. داستانهای ۶ ۷ صفحهای که شروع خوب و پایان خوب داشتن. اینکه تو صفحات کم بتونی اینقدر خوب توصیف کنی واقعا کار دشواریه. به خاطر همین هم اکثر داستان کوتاهها برام جذابیت چندانی ندارن چون نمیتونم تو اون صفحات کم باهاش همراه شم. اما کاراکترهای این داستان اینقدر آشنا بودن که من با خوندن یک پاراگراف احساس میکردم این شخصیت رو خیلی وقته میشناسم. شاید اکثر داستانهاش اتفاقا "یک زندگی دیگر" بودن برای من. زندگیای که در ذهنم جریان داره و یک لحظه درنگ در روتین زندگی من رو به اون بخش از ذهنم که اینها توش جریان داره وصل میکنه. همهی داستانها کاراکتر اصلیشون یه زنیه که تو زندگیش یک لحظه توقف میکنه تا گذشته و حال و آیندهش رو بازبینی کنه. یک درنگ برای تامل دربارهی خودش. شاید به خاطر زن بودن هم این همراهی و هم نوایی با کاراکترها صورت گرفته باشه. نمیدونم اما خیل�� دوستش داشتم. برام در اصل ۴ ستاره ست ولی واقعا نمیدونم. الان به لحاظ حس شخصی برام ۵/۵ هستش.
Primo libro dell'anno letto. Titolo per un buon auspicio, si spera. Letto in 2 giorni. Scorrevolissimo, leggero, poco incisivo (essendo dei racconti), ma quasi tutte le storie con un finale a sorpresa (tipico di Moravia).