Jump to ratings and reviews
Rate this book

Falling Angels

Rate this book
In her New York Times bestselling follow-up, Tracy Chevalier once again paints a distant age with a rich and provocative palette of characters. Told through a variety of shifting perspectives- wives and husbands, friends and lovers, masters and their servants, and a gravedigger's son-Falling Angels follows the fortunes of two families in the emerging years of the twentieth century.

336 pages, Paperback

First published January 1, 2001

Loading...
Loading...

About the author

Tracy Chevalier

76 books12k followers
Born:
19 October 1962 in Washington, DC. Youngest of 3 children. Father was a photographer for The Washington Post.

Childhood:
Nerdy. Spent a lot of time lying on my bed reading. Favorite authors back then: Laura Ingalls Wilder, Madeleine L’Engle, Zilpha Keatley Snyder, Joan Aiken, Susan Cooper, Lloyd Alexander. Book I would have taken to a desert island: Anne of Green Gables by L.M. Montgomery.

Education:
BA in English, Oberlin College, Ohio, 1984. No one was surprised that I went there; I was made for such a progressive, liberal place.

MA in creative writing, University of East Anglia, Norwich, England, 1994. There’s a lot of debate about whether or not you can be taught to write. Why doesn’t anyone ask that of professional singers, painters, dancers? That year forced me to write all the time and take it seriously.

Geography:
Moved to London after graduating from Oberlin in 1984. I had studied for a semester in London and thought it was a great place, so came over for fun, expecting to go back to the US after 6 months to get serious. I’m still in London, and still not entirely serious. Even have dual citizenship – though I keep the American accent intact.

Family:
1 English husband + 1 English son.

Career:
Before writing, was a reference book editor, working on encyclopedias about writers. (Yup, still nerdy.) Learned how to research and how to make sentences better. Eventually I wanted to fix my own sentences rather than others’, so I quit and did the MA.

Writing:
Talked a lot about becoming a writer as a kid, but actual pen to paper contact was minimal. Started writing short stories in my 20s, then began first novel, The Virgin Blue, during the MA year. With Girl With a Pearl Earring (written in 1998), I became a full-time writer.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5,368 (19%)
4 stars
10,134 (36%)
3 stars
9,218 (33%)
2 stars
2,402 (8%)
1 star
485 (1%)
Displaying 1 - 28 of 28 reviews
Profile Image for SARAH.
245 reviews322 followers
December 2, 2017
به ساعت نگاه کردم درست سه و سی پنج دقیقه بود،و تمام .شاید تمام کردن و خوندن این کتاب کمتر از پنج ساعت وقتم رو گرفت اما... امان از خودم که هر چی میکشم از خودم است!سعی کردم ستاره بدم که نشد:( این کتاب کتابی است سطحی.... هم چیز بر سطحی حرکت میکند، شخصیت پردازی ها و حتی گر ها، گره گشایی ها همه و همه...مثل یک تک چوب بر موج و سطح اقیانوس داستان... ما از علت رفتارهای شخصیت ها سر در نمی اوریم.. اوه زود وارد نقد شدم .داستان حول دو خانواده اشرافی انگلستا ن می چرخد درست اوایل قرن بیستم و اواخر قرن نوزدهم در بزنگاه تجدد خواهی و مبارزه برای حق رای زنان!!!ما با روایت های ذهنی تک تک اعضا بخصوص دو کودک وارد زندگی این دو خانواده میشویم. در واقع پیشبرد داستان و نحوه روایت حوادث از زبان شخصیت هاست چیزی که در میانه کتاب ،ص 200 ازارم داد همین بود!بیشتر روایت ها از ذهن شخصیت های زن داستان بیان میشود ما هیچ از مردان و نگاهشان نسبت به حوادث نداریم ،جز ان که دو مرد خانواده به کریکت علاقه دارند و در این داستان هیچ چیزی از اتفاقات در خانه شان نمی دانند هیچ چیز ، تنها در میابیم یکی از مردها کریکت میکند و مرد دیگری که علاوه بر کریکت به رصد ستار ها هم میپردازد همین!!! میشود گفت داستانی زنانه بوده است اما با این احوال ما نمی توانیم حتی با شخصیت کیتی همذات پنداری کنیم چرا او نسبت به همسرش که چیز زیادی هم از او نمی دانیم بی توجه است ؟
چرانسبت به فرزندش چنین بی محبت است ؟ و هزاران چرای دیگر .شخیصت مود واقعا جای کار داشت و شخصیت لیوی و خانواده اش بجز خواهر بدبختش همه و همه از تیپ سازی فراتر نرفتند. شخصیت جکسون ؛سیمون و باقی ادم ها ؛خدمتکاران هم همین همگی پرداختی سطحی داشتند.راستش داستان ضربانگ تند و غم انگیزی دارد؛ طوری که شمای خواننده ،دست از پرس جو بابت علل رفتار شخصیت ها برمیدارید...... مطمئن هستم عد ه ای عاشق داستان هستند ولی نه من! این یک داستان ساده وسرراست وبه شدت غم انگیز است در لحظاتی حتی خفقان اور:( اما درست مثل زندگی مان بعد از هر لحظه مصیبت بار افتاب می تابد و استخوا نهای یخ زده مان را گرم میکند وچه گرمای مطبوعی !!!!!
Profile Image for Nasim Dehghan.
82 reviews40 followers
August 27, 2018
در "سقوط فرشتگان" "تریسی شوالیه" با کنار هم قرار دادن دو خانواده "واتر هاوس" و "کولمن" به تقابل سنت و مدرنیته پراخته است. یکی شیفته و معتقد به ارزش های سنتی عصر ویکتوریایی و دیگری مجذوب تغییرات سریع جهانی که به سمت نو شدن می رود.
ماجرا توسط راویان متعدد بیان می شود. تقریبا همه ی شخصیت های درگیر ماجرا، با نگاه خود قسمتی از ماجرا را بازگو می کنند.
رمانی که به سادگی و روان پیش می رود و شما بی دغدغه به دنبالش می روید بدون وجود نکته خاصی.. فقط پیش می رود تا تمام شود همین.
من این کتاب را با ترجمه نینا فراهانی که نشر چشمه به چاپ رسانده، خواندم.
Profile Image for صَــــنَــــمْــــ.
160 reviews105 followers
August 21, 2022

تو اپدیت قبلیم سپهر گفت که لااقل یه دو خط درمورد کتاب بنویس منم الان دارم تلاشمو میکنم.

داستان در مورد دو تا خونواده‌ست که دختراشون تو قبرستون باهم دوست میشن و دوستی و همسایگی اونها باهم، باعث ارتباط بین بزرگتر‌ها میشه.

نویسنده سعی داره اختلاف طبقاتی و فرهنگی و در نتیجه تفاوت تفکرات و لایف استایل خونواده‌ها رو به تصویر بکشه.

در خلال داستان هم به شروع جنبش‌های فمینیسم پرداخته شده.

فکر میکنم از اون دسته کتاباست که داستانش با اینکه خیلی چیز خاص و بولدی نداره، تو ذهن آدم می‌مونه (اینو چند ماه بعد قطعیشو میتونم بگم).
روند و ریتم داستان به هیچ عنوان کسل کننده نیست و خوندنش رو پیشنهاد می‌کنم. هرچند انتظار پایان پشم ریزون داشتم (همیشه
دارم).
Profile Image for ZaRi.
2,315 reviews888 followers
Read
May 5, 2016
تاحالا جنازه ندیده ام . گفتن این حرف از یک گورکن بعید به نظر می رسد . تمام روز را با جنازه های اطرافم سر میکنم ولی همه شان توی تابوت اند . درشان محکم میخ شده اند و روی شان هم خاک ریخته شده . بعضی وقت ها می ایستم روی یک تابوت ، داخل قبر . بین من و جنازه فقط چند سانتی متر فاصله است . اما نمی بینمش . اگر زمان بیشتری را بیرون از قبرستان صرف می کردم جنازه های بیشتری می دیدم . مسخره است ، مادر و خواهرهایم صدتاشان را دیده اند . همه زن ها و بچه هایی که موقع دنیا آمدن مرده اند و یا همسایه هایی که از گرسنگی یا سر ما تلف شده اند .
Profile Image for Hossein Sharifi.
162 reviews8 followers
March 1, 2020

سقوط فرشتگان داستان زندگی دو خانواده است در مجاورت یک قبرستان.
در واقع این قبرستان است که زندگی این دو خانواده را به یکدیگر پیوند می دهد. قبرستانی که مردگانش از مردمان دنیای واقعی زنده تر می نمایند.
در ابتدای داستان متوجه می شویم که ملکه ی انگلستان، ویکتوریا، از دنیا رفته و همگان در حال عزاداری برای ملکه هستند. در واقع مرگ ملکه، پایان دوره ی ویکتوریا را نشان میدهد. با پایان این دوره زمینه ی رهایی از ارزش های سرکوبگر ویکتوریایی فراهم شده و مردم با سبک زندگی لیبرال ادواردیایی کمی آشنا می شوند که این پیشرفت های اجتماعی متعددی را با خود به همراه می آورد. برای مثال، یکی از این جنبش ها، مبارزه برای حق رای زنان بود، که نه تنها شخصیت های این داستان، مثل کیتی و گرترود را از هم دیگر جدا کرده بود، بلکه زنان و مردان جامعه را به دو دسته ی متفاوت تقسیم کرده بود. کیتی، بیشتر به دنبال ارزش های تازه و تغییر است در حالی که گرترود طرفدار سنت و ارزشهای سرکوبگر ویکتوریایی است. این تقابل بین دو دیدگاه، بیانگر تقابل مدرنیته و سنت گرایی است.
از آنجایی که خانواده ی کیتی، کلمن ها، از طبقه ی بالای متوسط جامعه هستن و خانواده ی گرترود، واترهاس ها، از طبقه ی متوسط جامعه، می توان اینگونه نتیجه گرفت که این پیروی از ارزش های ویکتوریایی بیشتر در دهک های رو به پایین اجتماع رواج داشته است. مرگ کیتی و آیوی می، نشان می دهد که این تغییر و رفتن به سوی مدرنیته، بر روی هر دو طبقه ی اجتماعی تبعات جبران ناپذیری را باقی گذاشته است.
سقوط فرشتگان، حکایت دلهره آور دو خانواده است که به یکدیگر پیوسته اند. داستان دوستی های کودکانه، بیداری جنسی و ضعف انسانی، که در چارچوب نظام جامعه ی زمان خویش قرار گرفته اند. این داستان حماسه ی تغییر یک ملت است که حقوق خود و ارزش ها و اعتقادات ثابت جامعه ی خود را زیر سوال می برند.
قبرستان واقعی، نظام و ارزشهای مرده ایست که انسان ها خود واقعیشان را پشت آنها پنهان نموده اند.
داستان را به ترجمه ی نینا فراهانی خواندم. نمی دانم ایراد از ترجمه بود و یا ضعف نگارش خود کتاب و شخصیت پردازی ها. داستان اگرچه از زبان راویان متعددی بیان می شد، ولی خواننده نمی تواند متوجه تغییر لحن شخصیت ها شود وانگار همگی زبان مشترکی دارند. در بین همین شخصیت ها، تمرکز بیشتر روی شخصیت های زن داستان قرار دارد، و خواننده تقریبا اطلاعات چندانی از شخصیت های مرد داستان بدست نمی آورد. البته من این را ایرادی برای این داستان نمی دانم، چرا که با مرگ ملکه ویکتوریا، جامعه از مردسالاری کمی فاصله گرفت و مردمان کم کم متوجه حضور زنان و نقش آنان در جامعه شدند.
Profile Image for Amin.
Author 15 books218 followers
October 14, 2017
هیچ چیز ناراحت‌کننده‌تر از آن نیست که کسی متوجه نباشد داری تنبیهش می‌کنی


انتخاب این کتاب برای خوندن در ابتدا تقریبا هیچ توجیهی نداشت. نه نمره‌ی گودریدزش خوب بود، نه قبلا از نویسنده کتابی خونده بودم، نه کسی از دوستانم خونده بودش که به من پیشنهاد بده. شاید علت اینکه این کتاب رو از قفسه‌ی کتابخونه برداشتم و امانت گرفتم، خیلی مضحک بیاد، اما واقعیت داره: رنگ عطف و پشت جلد کتاب و برگ‌های بالکی‌اش

مطمئنا چنین دلیلی نمی‌تونه برای انتخاب یک کتاب دلیل منطقی‌ای باشه، اما خوشبختانه «سقوط فرشتگان» کتاب خوبی از آب در اومد. هنوز نمیدونم دقیقا از چی این کتاب خوشم اومده، اما مطمئنم که خوشم اومده چون دو شب با وجود خستگی خیلی زیاد منو تا 3 شب بیدار نگه داشت. داستان کتاب داستان عجیب یا خاصی نیست، معمولیِ معمولی است، اما برای من خوندن سطرهایش دلنشین بود. البته همه‌ی این موارد یک طرف، ترجمه‌ی خوب و روان هم یک طرف دیگه. واقعا ترجمه‌ی خوب چقدر می‌تونه روی علاقه‌مند شدن آدم به یک کتاب اثر داشته باشه

اگه کسی از من بپرسه که «سقوط فرشتگان» رو بهش توصیه می‌کنم یا نه، نمی‌دونم چه جوابی بدم. چون واقعا نمی‌دونم چی در این کتاب بود که منو دنبال خودش کشوند. با این حال اگر هرازگاهی اهل گرفتن تصمیم‌های یک هویی و بی‌منطق توی زندگیتون هستید، شاید انتخاب خوندن این کتاب چندان پشیمونتون نکنه

پ.ن: البته بعد از امانت گرفتن کتاب با دیدن نمره‌ی گودریدزش تقریبا قید خوندنش رو زده بودم که نقل قول ابتدای این ریویو رو دیدم و اونقدر برام دلنشین بود که با خودم گفتم حتما باید این کتاب رو بخونم!

پ.ن 2: آخر این کتاب تنها چیزی که تمام فکر و ذکرم رو به خودش مشغول کرده بود این بود: خاک خیلی سرده. خیلی...

اینکه همه‌ی وسایلی که لازم دارید در یک مغازه پیدا شود، تسلی‌بخش است


Profile Image for Essareh.
341 reviews1 follower
October 5, 2023
۲.۴

اولین‌بار که سقوط فرشتگان رو خوندم، کلاس هشتم بودم. خیلی بهم چسبید. این‌بار هم با همون تصور رفتم سراغش و خب... هعی.

شیوهٔ صحبت‌کردن شخصیت‌ها ارتباطی با جایگاهشون نداره. مثلاً یه بچهٔ ۶_۷ساله از واژهٔ «مالیخولیا» استفاده می‌کنه. مدل صحبت کردن یه بچهٔ قبرکن که هیچ‌وقت مدرسه نرفته، فرق زیادی با یه بزرگسال پولدار و باسواد نداره.

مشکل اصلیم با کتاب این بود که همهٔ شخصیت‌ها احمقن. کلمهٔ دیگه‌ای برای توصیفش ندارم. هیچ‌کس تصمیم عاقلانه‌ای نمی‌گیره. هیچ شخصیتی توی این یه‌دهه، ذره‌ای بالغ نمی‌شه. نمی‌گم همهٔ داستانا باید از یه روند پیروی کنن؛ مسئله اینه که زندگی واقعی این شکلی نیست.
فقط آخرش یکی دوتا تغییر ناگهانی که حتی معلوم نبود از کجا شروع شده، رخ داد. :))
بعد هم با چندتا مرگ به شدت بیهوده (دارم سعی می‌کنم اسپویل نکنم.) جنبش حق رأی زنان رو به سخره گرفت. البته نمی‌دونم واقعاً چنین قصدی داشت یا نه؛ ولی اتفاقات جوری بود که این‌طور به‌نظر رسید.

درسته بدشو گفتم، ولی اون‌قدرا هم اعصابمو خرد نکرد. :)
همون امتیازی که اول گفتم به‌نظرم خوبه.
203 reviews72 followers
December 21, 2016
سقوط فرشتگان از آن کتاب هاییست که نمی توانم تصمیم بگیرم دوستش دارم یا نه.
داستان با مرگ ملکه ویکتوریا در سال 1901 شروع می شود و به مدت نه سال (سال های سلطنت ادوارد هفتم) سرنوشت دو خانواده را دنبال می کند.
نثر کتاب نثر مخصوص و دوست داشتنی تریسی شوالیه است. نثری روان با همان توصیف ها و جزئیات دقیق که در «دختری با گوشواره مروارید» هم استفاده شده و این بار مخاطب را به ابتدای قرن بیستم و آغاز تغییرات در انگلستان ویکتوریایی می برد. تریسی شوالیه در این کتاب از چندین راوی اول شخص استفاده کرده بود و تقریبا به همه شخصیت های داستانش فرصت داده بود تا بخشی از داستان را از زاویه دید خود روایت کنند. اما بخش اصلی کتاب از زبان زنان کتاب روایت می شود و با توجه به سیر اتفاقات می توان گفت «سقوط فرشتگان» کتابی درباره زنان در اغاز قرن بیستم است.
«سقوط فرشتگان» بر خلاف «دختری با گوشواره مروارید» (که از سرشار رنگ های درخشان و حس خوب هنر و نقاشی بود)، بوی مرگ میداد. کتاب با یک مرگ شروع (ملکه ویکتوریا) و با یک مرگ پایان یافت (پادشاه ادوارد هفتم). در طول داستان هم مرگ بر بخش های مختلف داستان سایه انداخته بود. (قبرستان، گورکن ها، فرشته ها و ظرف های خاکستر، تشریفات خاکسپاری و عزاداری و...)
مشکل اصلی در مورد این داستان این بود که من تا صد صفحه اول داستان سردرگم بود که داستان چه مسیری را در پیش گرفته و هدف نویسنده و شخصیت ها چیست و قرار است به کجا برسند. و اضافه شدن این مسئله به جزئی گری نویسنده باعث شد حس کنم در لندن قرن بیستم گم شده ام. مشکل بعدی رفتار غیر قابل درک بعضی از شخصیت ها به خصوص کیتی کولمن بود. که حتی روایت بخشی از داستان از زبان خودش توجیهی بر رفتار های عجیب و غریبش نبود.
انتظاری که از تریسی شوالیه داشتم در این کتاب براورده نشد و با توجه به همه مسائل امتیاز من به این کتاب بین سه و چهار است.
Profile Image for Sheggy.
216 reviews11 followers
November 22, 2016
در دنیای واقعی کارکتری مثل "لیوی" یا بقول خودش "لاوینیا" فقط در دنیای بچگانه ش دوستداشتنیه، تازه اونهم زمانیکه جنبه های منفیشو نادیده بگیریم اما وقتی بزرگ میشه تبدیل میشه به یکی مثل "کیتی کولمن". امیدوارم دو گروه "روشنفکرها" و "روشنفکرنماها" دست از بزرگ کردن بیخودی کارکترهایی مثل کیتی کولمن و خانم بوواری بردارند! آدمای خودخواه و بی مسئولیتی که اطرافیانشونو ذله میکنن. اگر کسی خلاف این فکر میکنه چطوره نظرشو درمورد داشتن یه همچین مادر، خواهر یا همسری بپرسیم؟
کتاب حرف خاصی برای گفتن نداشت! یه ماجرای خیلی معمولی از زندگی یکنواخت و معمولی دوتا خانواده ی کاملا معمولی! نویسنده همه سعیشو بکار گرفت تا یکم هیجان چاشنی کارش کنه اما چیزی که از کاردراومد صرفا یه تراژدی بود و بس
Profile Image for Jila.
117 reviews9 followers
June 29, 2024
به قشنگی دختری با گوشواره‌های مرواریدش نبود
ولی داستان زنانه‌ای جذابی داشت

تغییر فضا بین شخصیت‌ها باعث شده بود حس غرق شدن توی داستان رو ازدست بدی
ولی خب دوستش داشتم
Profile Image for Ali Niazi.
241 reviews33 followers
March 30, 2020
رملن با سبکی جالب و خواندنی، در این دوره قرنطینه خانگی و دوران کرونایی جالب بود ارزش خوندن دارد
Profile Image for Mohi.
57 reviews10 followers
December 29, 2023
3.5⭐
یک سوم ابتدایی داستان خیلی کند پیش میرفت و اتفاق خاصی نیفتاد اما یک سوم پایانی ریتم اتفاقات خیلی تند شد و چند تا اتفاق شوکه کننده افتاد.
Profile Image for Elham Ghafarzadeh.
213 reviews86 followers
July 31, 2018
تریسی شوالیه استاد نوشتن رمان‌های تاریخی است به طوری که در انتهای کتاب خواننده مطمئن نیست که آیا روایتی از یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاریخی را خوانده یا رمانی عاشقانه، درام و تماماً زاییده‌ی خیال نویسنده.
از آنجایی که همیشه دوست دارم کتاب را بی‌هیچ پیش زمینه‌ای بخوانم تا نیمه‌ی «سقوط فرشتگان» اصلا نمی‌دانستم چه چیزی در انتظارم است. خواندن نیمه‌ی اول کتاب که مصادف شده بود با دیدن سریال Downton Abbey توصیف یک زندگی اشرافی بریتانیایی بود که برایشان در زندگی هیچ چیز مهم‌تر ازرعایت رسم و رسوم نیست.
اما از نیمه‌ی کتاب به بعد همه چیز تغییر کرد.. اصل قضییه را فهمیدم و به صورت همزمان در سریال هم همین اتفاق را دیدم.
اتفاق مهمی که بعد از آن تمام اروپا و دنیا را تحت تاثیر قرار داد: جنبش حق رای زنان در بریتانیا که پس از ۵۰ سال تلاش جامعه‌ی زنان بالاخره در ۱۹۱۸ به تصویب رسید.
البته نیوزلند اولین کشوری است که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت و بعد از آن بریتانیا، آمریکا، ایتالیا و... نیز حق رای زنان را به رسمیت شناختند. چیزی که برایم عجیب است همین نابرابر‌ی‌های اجتماعی است. حق رای ، حق طلاق، حق پوشش، حق کار و تحصیل، حق... همین حق‌هایی که از ابتدای پیدایش انسان از نیمی از جامعه گرفته شده است و هنوز هم این ظلم ادامه دارد. در حالی که در قرن ۲۱ هستیم، زندگی‌مان مدرن شده اما تفکرات قرون وسطایی‌مان همچنان به قوت خود باقی هستند.

داستان کتاب به صورت برش‌هایی از یادداشت‌های روزانه‌ی شخصیت‌های اصلی روایت می‌شود و همین هم باعث بیشتر شدن جذابیت داستان است. توصیفات دقیق از آداب و رسوم خانواده‌ی اشرافی و همچنین از روزگار مردم در دهه‌ی ابتدایی قرن بیستم آنقدر دقیق بود که برای تصور آن دوران در ذهنم همه چیز مهیا بود به حدی که دیگر سریال را ادامه ندادم تا کتاب را تمام کنم چون دوست داشتم ببینم در تخیلم چه می‌گذرد. :)
Profile Image for نوشیار خلیلی.
86 reviews57 followers
September 6, 2016
روایت شکسته‌بندی شده درباره‌ی دو خانواده انگلیسی در اوایل قرن بیستم. شخصیت‌ها ناپرورده و موضوعات اضافی زیاد.
46 reviews7 followers
May 27, 2019
سقوط فرشتگان از آن دست رمان هایی است که داستان شما را با خود به درون خود می برد و براحتی امکان تصویر سازی از داستان را برای شما امکان پذیر می کند. داستان که زندگی دو خانواده انگلیسی و روابط آنها و دختران آنها را در اوایل قرن بیستم روایت می کند بیشتر سعی در تصویر کشی وضعیت زنان در یکی از آزادترین کشورهای جهان در ابتدای قرن بیستم را دارد بطوریکه درگیری روابط زناشویی و آزادی زنان را نشان می دهد و بطور واضح در انتهای داستان حضور شخصیت های داستان در راهپیمایی های حق رای برای زنان را نمایش میدهد که مرگی سمبولیک را برای دو شخصیت داستان را به ارمغان میاورد. اما این مبارزه منجر به قبول تصمیم شخصیت اصلی داستان جهت ادامه تحصیل در دانشگاه و قبول آن از طرف پدر نشان از نوعی پیروزی است.
برای خواندن رمانی در چند روز رمان مناسب و گیرایی است و توصیه می کنم آنرا بخوانید.
Profile Image for Elahe Hosseini.
6 reviews
September 7, 2018
داستان جذابی بود ،محتوی و سبک نگارشی جالبی داره ، باعث میشه در اکثر اوقات طرز تفکر افراد متفاوت در صحنه را بفهمی و از افکار پنهانشون آگاه بشی،
در ابتدای داستان خیلی خوب این روش به کار گرفته شده
ولی در ادامه خیلی سبک سرانه و سطحی داستان دنبال میشود و دیگر از این روش خیلی استفاده نشده.داستان اصلا سراغ علت رفتارا نرفته انگاری براش مهم نیس که توی ذهن خواننده هزارتا سوال به وجود آورده .چرا چرا چرا و هزارتا چرا.و دیگه در ادامه به این باور میرسی که هیچ علتی برا رفتارای این آدما نمیتونی پیدا کنی
فقط باید به اون عادت کنی و مثل یه قصه بخونیش بااین حال دوستش داشتم .نحوه نگراش جوریه که در عین سادگی ونداشتن عمق بازم میتونی با یه لذت متفاوت داستان رو دنبال کنی و به پایان برسونیش....🌼🌼🌼🌼
1 review
January 5, 2022
یه جور عجیبی بود که آدم نمیفهمید فمنیستیه یا دقیقا ضد فمنیستیه! ولی قطعا مدل روایت تریسی شوالیه رو دوس دارم و افکار و احساسات سردرگم زن ها خیلی قشنگ توش توصیف میشد آخرش هم خیلی شوکه کننده بود...ولی اونقدری که باید به شوک های توش پرداخت نشد انگار آخرش فقط میخواست قضیه رو جمع کنه و حرفاش رو قبل از این زده بود برای همینم بهش ۳ ستاره دادم
312 reviews1 follower
July 23, 2025
هیچ چیز ناراحت‌کننده‌تر از آن نیست که کسی متوجه نباشد داری تنبیهش می‌کنی


انتخاب این کتاب برای خوندن در ابتدا تقریبا هیچ توجیهی نداشت. نه نمره‌ی گودریدزش خوب بود، نه قبلا از نویسنده کتابی خونده بودم، نه کسی از دوستانم خونده بودش که به من پیشنهاد بده. شاید علت اینکه این کتاب رو از قفسه‌ی کتابخونه برداشتم و امانت گرفتم، خیلی مضحک بیاد، اما واقعیت داره: رنگ عطف و پشت جلد کتاب و برگ‌های بالکی‌اش

مطمئنا چنین دلیلی نمی‌تونه برای انتخاب یک کتاب دلیل منطقی‌ای باشه، اما خوشبختانه «سقوط فرشتگان» کتاب خوبی از آب در اومد. هنوز نمیدونم دقیقا از چی این کتاب خوشم اومده، اما مطمئنم که خوشم اومده چون دو شب با وجود خستگی خیلی زیاد منو تا 3 شب بیدار نگه داشت. داستان کتاب داستان عجیب یا خاصی نیست، معمولیِ معمولی است، اما برای من خوندن سطرهایش دلنشین بود. البته همه‌ی این موارد یک طرف، ترجمه‌ی خوب و روان هم یک طرف دیگه. واقعا ترجمه‌ی خوب چقدر می‌تونه روی علاقه‌مند شدن آدم به یک کتاب اثر داشته باشه

اگه کسی از من بپرسه که «سقوط فرشتگان» رو بهش توصیه می‌کنم یا نه، نمی‌دونم چه جوابی بدم. چون واقعا نمی‌دونم چی در این کتاب بود که منو دنبال خودش کشوند. با این حال اگر هرازگاهی اهل گرفتن تصمیم‌های یک هویی و بی‌منطق توی زندگیتون هستید، شاید انتخاب خوندن این کتاب چندان پشیمونتون نکنه

پ.ن: البته بعد از امانت گرفتن کتاب با دیدن نمره‌ی گودریدزش تقریبا قید خوندنش رو زده بودم که نقل قول ابتدای این ریویو رو دیدم و اونقدر برام دلنشین بود که با خودم گفتم حتما باید این کتاب رو بخونم!

پ.ن 2: آخر این کتاب تنها چیزی که تمام فکر و ذکرم رو به خودش مشغول کرده بود این بود: خاک خیلی سرده. خیلی...

اینکه همه‌ی وسایلی که لازم دارید در یک مغازه پیدا شود، تسلی‌بخش است


Profile Image for Hossein tavana rezaei.
6 reviews1 follower
May 27, 2019
اولش که شروع کردم به خوندن به نظرم یه داستان کلاسیک بود مثل رمانهای جین آستن، اما خیلی ضعیفتر و با ادبیات ضعیفتر، اما روایت شدن داستان از زبان شخصیت‌های مختلف برام جالب بود. هرچند که اولش گیج شدم. دوتا خانواده انگلیسی که با هم در رفت و آمد بودن و دختراشون دوست بودن. اما با جلوتر رفتن کتاب داستان کم کم تقریبا حول 3تا شخصیت چرخید، لیوی، مود و متدر مود. مادر مود با ندونستن اینکه چی میخواد از دنیایی که هست تقریبا زندگی تک تک شخصیت ها از گورکن تا خدمتکار تا خودشون تا همسایشون رو بهم ریخت و به نظرم نشون داد که چقدر قهرمانا ساختگین. ولی ضعف اصلی داستان این بود که روایت شخصیتهای مرد خیلی کم بود از زندگیشون و داستانشون، آخر داستان هم دیگه اونقدر درام نموند، بعد مرگ شخصیت اصلی داستان، روند افت کرد و کند شد. در مجموع جذابیتش برای من از این جا میومد که میتونسم فکر شخصیت های زن داستان رو بدونم و در کنارش بقیه شخصیتها هم داستان خودشون رو روایت میکردن.
Profile Image for Melika Khoshnezhad.
507 reviews102 followers
April 13, 2020

تریسی شوالیه رو به خاطر «دختری با گوشواره‌ی مروارید» می‌شناسم، و وقتی این کتاب را انتخاب کردم فقط همین را ازش می‌دانستم اینکه تریسی شوالیه آن را نوشته است. بدون هیچ پیش‌فرضی شروع به خواندن کردم. داستان بسیار روانی داشت که با وجود آنکه هر بخشش از زبان یک نفر بود گیج نشدم. شخصیت موردِ علاقه‌ام مود بود، مود خیلی صبور و آروم بود و از همون اولم مشخص بود که هر بلایی هم سرش بیاد بالاخره راه خودش را پیدا می‌کنه. شخصیتی که آزارم می‌داد و نمی‌تونستم قضاوتش کنم کیتی بود. کیتی خیلی سردرگم بود و هدفش رو در زندگی از دست داده بود، روحیه‌ی سرکشی داشت و مهم نبود دلیلش برای جنگیدن چیه، مهم این بود که همیشه دلیلی برای جنگیدن داشته باشه. و می‌دونستم که چقدر آخرین دلیلی که داشت براش می‌جنگید یعنی اکتساب حق رأی برای زنان ارزشمند بود، اما نمی‌تونستم واسه اینکه اینطور مود را رها کرده بود ببخشمش. خلاصه که خیلی اذیت شدم. هنوزم اذیتم و نمی‌دونم کیتی رو دوست داشته باشم یا نه.
Profile Image for Syna.
88 reviews8 followers
March 6, 2019
به نظرم داستان شروع جالبی داشت، ادامه ش هم با اون تیکه های مثبت هیجده آدمو غافلگیر میکرد( خیلی بدبختم که با تیکه ی +18 غافلگیر میشم؟ خب آره واقعیت اینه هستم) سوالات مختلفی رو در ذهن آدم به وجود میاورد که آخرسر به هیچکدومشون جواب نداده بود. سعی کرده بود با تغییر دادن زاویه دید شخصیت سازی کنه ولی حتی لحن روایت شخصیت ها هم خیلی با هم فرق نداشت.( نمیدونم به خاطرترجمه بود یا نه) و این تغییر دادن زاویه دید هر دو صفحه یه بار بیشتر از اینکه به روایت داستان و اینکه ما بفهمیم چی به چیه کمک کنه باعث میشد شخصیتا رو (که تازه شخصیت نبودن و تیپ بودن ) با هم قاتی کنیم.
با این حال تاریخی بود، و مطالب جالبی رو بیان میکرد . و شخصیت ها هم شاید شخصیت کامل نبودن ولی باز خوب بودن. و روی هم به دلم نشست کتاب. خوب بود بامزه بود د چی باید باشه واقعا:/
Profile Image for Niloofar karimi.
47 reviews9 followers
July 10, 2019
داستان جالبی بود و جنبه های مختلف یک اتفاق رو در طول زمان بررسی کرده بود، شخصیت مود و کیتی خیلی خوب بودند
137 reviews1 follower
November 8, 2022
تریسی شوالیه به افسونگر واقعیه
Profile Image for Rose Mahmoodi.
18 reviews
October 8, 2024
هیچ چیز ناراحت کننده تر از آن نیست که کسی متوجه نباشد داری تنبیهش میکنی .
Profile Image for Mahdi Fattahi.
41 reviews3 followers
December 15, 2024
داستان اتفاقات روزمره ۲ خانواده...

شروع داستان ژانویه ۱۹۰۱
پایان داستان مه ۱۹۱۰

💢حسش شبیه خوندن ناطور دشت بود.همونقدر انتظار داشتم یه چیزی از تو داستان برام در بیاد و همونقدر ناامید شدم.
Profile Image for Nika.
56 reviews
July 28, 2022
تقریبا میشه گفت که نمیدونستم این کتاب راجب چیه و هیچ فکر نمیکردم خط داستانی به کجا کشیده میشه. اخرای کتاب شوکه م کرد و میتونم بگم پایان خوبی داشت.
Profile Image for Violetla.
7 reviews
Read
July 3, 2017
داستان در انگلستان(1901-1910)از جانب 10 نقر روایت میشه! نثر خیلی روانی داره، ولی چیزی به نام محتوا پیدا نکردم در داستان!!
Displaying 1 - 28 of 28 reviews

Join the discussion