Jump to ratings and reviews
Rate this book

روباه شنی

Rate this book
روباه شنی، مجموعه‌ای از نُه داستان کوتاه با نام‌های «روز متفاوت»، «پرنده‌باز»، «گلدان آبی ، میخک‌های سفید»، «آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن»، «زمین‌ بازی»، «هشتِ شب میدان آرژانتین»، «راه‌رفتن روی آب»، «غار را روشن کن» و «روباه شنی» است.
داستان‌های «روباه شنی» رویکردی مشابه دیگر داستان‌های نویسنده در مجموعه‌های پیشین دارند. طنزی تنیده در لایه‌های زیرین با رویکردی اجتماعی اما به دور از رئالیسم مرسوم وقرادهای کهنه‌ی آن. هرچند کمتر به سوی فرا واقعیت حرکت کرده اما به واقعیت موجود ـ اگر واقعیتی آن طور که گفته‌اند وشنیده‌ایم وجود داشته باشدـ هم بی‌اعتنا نبوده؛ نگاه کرده ،تاثیر پذیرفته، اما سعی کرده از زاویه‌ای تازه ببیند و بنویسد. موضوع داستان‌ها نه آن قدر برگرفته از اتفاقات معمول زندگی روزمره است که خواننده را به ملال دچار کند ونه پای‌بند حادثه‌های غریب که در شیوه‌ی داستان‌نویسی امروز جایی ندارد. هیچ کدام از داستان‌های کتاب «روباه شنی» هم‌سو با رئالیسم جادویی نیستند. اما نویسنده سعی کرده با کشف جادوی رئالیسم.جادوی نهفته در اتفاقات زندگی معمول انسان‌ها داستان‌هایی جذاب وخواندنی بنویسد.
در بخشی از داستان «روباه شنی» می‌خوانیم:
«نگاه اویس به لرزش ریز پره‌های بینی روباه بود و به گوش‌هاش که در جست‌و‌جوی صداهای غریب مدام می‌جنباند. از نفس داغ روباه گزشی روی پوست گردنش حس می‌کرد. ترس را توی چشم‌های رنگی و بی‌قرارش می‌دید. آرام آرام دست می‌کشید روی تیره‌ی کمر لرزان روباه، روی موهای نرم و کوتاه و آتشگونی که در بازتاب نورهای شبانه‌ی مغازه‌ها و ماشین‌ها وخیابان، رنگ و وارنگ می‌شدند، هی دست می‌کشید تا ترس را از تن و جان حیوان دور کند.»
این کتاب سومین مجموعه‌داستان کشاورزاست. پیش از این مجموعه‌های «پایکوبی» و«بلبل حلبی» از او منتشر شده.

112 pages, Paperback

First published November 1, 2015

3 people are currently reading
86 people want to read

About the author

محمد کشاورز

8 books10 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
15 (15%)
4 stars
32 (34%)
3 stars
32 (34%)
2 stars
12 (12%)
1 star
3 (3%)
Displaying 1 - 21 of 21 reviews
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,185 followers
September 7, 2016
می‌خواهم همه تقصیرها را بیندازم گردن آن جوانکی که تازگی‌ها فروشنده‌ی آن کتابفروشی معتبر شده که وقتی آدمی را می‌بیند که جلوی قفسه‌ها ایستاده و دارد کتاب‌ها را رصد می‌کند، وارد خلوت او و کتاب‌ها می‌شود و می‌پرسد: می‌تونم کمک‌تون کنم؟ این غیرقابل‌ تحمل‌ترین سوالی است که ممکن است در یک کتابفروشی بشنوم. فروشنده که جواب منفی می شنود، برمی‌گردد و با انگشت‌هایش روی پیشخوان ضرب می‌گیرد! انگار هیچ از قواعد کتابفروشی نمی‌داند. همین بود که وقتی ازش پرسیدم چرا روباه شنی را پیدا نمی‌کنم؟ دیگر نمی‌خواستم معطل شوم و بشنوم که این کتاب چقدر خوب است و چقدر ازش تعریف کرده‌اند. همان حرف‌هایی که داشت به مشتری‌های قبلی می‌زد. کتاب را گرفتم و گذاشتم روی کتاب‌هایی که پیش‌‍‌تر برداشته بودم. حتا نایستادم تا فهرست داستان‌ها را چک کنم و بفهمم که یکی دوتا از داستان‌ها را در داستان همشهری خوانده‌ام. چه افتضاحی!
سه ستاره را برای دو، سه داستانی داده‌ام که پرداخت بهتری دارند. از جمله زمینِ بازی که فضاسازی خوبی داشت و همین‌طور داستان جالبی.
Profile Image for Mahdi .
53 reviews12 followers
December 19, 2023
بعد از مدتها یک مجموعه داستان ایرانی خوب خوندم و لذت بردم. داستان‌های جذاب و دلنشینی داشت. ساده و بدون پیچیدگی‌هایی که این روز‌ها نویسنده‌ها سعی دارن انجامش بدن و معمولا هم ناموفق هستن. پیشنهاد می‌کنم حتما بخونیدش.
Profile Image for بهاره ارشدریاحی.
Author 5 books127 followers
July 6, 2016
محمد کشاورز در نوشتن وسواس دارد. آن قدر بازنویسی می کند که حتی یک کلمه هم اضافه و بدون منطق در داستان نماند.مجموعه ی قبلی اش «بلبل حلبی» خواندنی و جذاب بود. روباه شنی را دوبار خواندم و لذت بردم. او خوب می داند چطور با تسسلطش به تک تک کلمات، عبارات و خرده روایت ها مقهورتان کند. لذت یک مجموعه داستان بی نقص و پرکشش.
Profile Image for Omid Kamyarnejad.
73 reviews34 followers
August 5, 2017
عالی بود. نثر قوی و محکم. توصیفات عالی. واقعن نویسندگان خطه ی شیراز حرف ندارند...
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews80 followers
September 24, 2019
چهار داستان خیلی خوب- گلدان آبی، میخک های سفید- جایی که من شیفته ی نوشته های آقای کشاورز شدم. زمین بازی- روباه شنی- پرنده باز
.
پرنده باز- موقعیت خنده دار کاسکویی که حرف می زند و فحش های زشت می دهد وسط خواستگاری
.
گلدان آبی میخک سفید یکی از بهترین و فوق العاده ترین داستان های ایرانی. شخصیت ها، موقعیت، فضاسازی...
.
"برای اولین بار از شلوغی خیابان ها و ترافیک خوشم می آمد."
.
"نم نمک از پله ها بالا می رفتم. دلخوش به بوهای متنوع غذاها، چشم اندازهای پیش رو از پنچره های پاگرد طبقات، صدا بچه ها و بگومگوها"
.
"مراقبت دیگر شکوه نمی کند. انگار اخت شده بود با گلدان"
.
"زن منم عاشق گل بود. نمی دونم چرا هیچ وقت براش گل نبردم. یعنی وقت نشد. شاید هم قسمت نشد."
.
زمین بازی- وضعیت آخوندی که نمی خواسته اخوند باشد و همیشه عاشق فوتبالیست شدن بوده اما به جهت سنت خانوادگی..
.
"تنگ غروبی بود. چندک زده بودکنج ایوان. دو سه پیاله برنج گذاشته بود."
.
"بیرون آمدنا. برگشتنا"
.
"اما این یکی انگار تنهایی غریبی داشت."- روباه را می گوید.
.
"بعد از زلزله ی بم تا امروز زیر هیچ سقفی نخوابیده ام. از خوابیدن زیر سقف می ترسم."
.
"این روباه خیلی کمیابه. به این راحتی خودش رو نشون نمی ده. مگه دل ببنده به یه ادمی."
Profile Image for Ali_.
72 reviews16 followers
July 31, 2017
و این هم از سومین و آخرین کتاب از مجموعه کتاب های داستانی محمد کشاورز. مدت ها بود که داستانی به این صلابت ندیده بودم. شروع های بی نظیر و میخکوب کننده تمامی داستان های مجموعه، فضاسازی عجیب غریب و همزادپنداری خواننده با شخصیت ها، دخالت داده شدن ناخودآگاه خواننده برای حدس ادامه داستان و غافلگیری مدام او و در نهایت پایانی کاملا دلنشین که تا مدتها خواننده را به فکر کردن وا می دارد. این میان داستان پلنگ صورتی را سوت بزن طنز تلخ و در عین حال لبخند بر لب آوری داشت که به دل من خیلی نشست.
بند آغازین داستان هشت شب، میدان آرژانتین:
پناه می برم به وب گردی های شبانه. شبی که از غروب دلم لرزیده برای صدای لرزان دخترم که آن سوی خط گریه می کند. با کسی دعوا دارد. کسی که داد و بیداد می کند. صدا را می شناسیم. صدای شوهرش است. سارا را صدا می زنم. اما او دارد جواب شوهرش را می دهد. من صدا می زنم. داد می زنم. اما انگار نمی شنود. انگار کسی گوشی را از دستش می گیرد و پرت می کند گوشه ای، اما آنقدر نزدیک که صدای دعوا را می رساند. صدای شکستن را. گویی گلدانی، آینه ای، یا جام پنجره ای فرو می ریزد. از ضربه پرتاب چیزی. صدای جیغ. صدایی که از کارد حرف می زند و از کشتن. بی در کجا و دست و پا گم کرده می چسبم به گوشی تلفن.
Profile Image for sohrab mohajer.
116 reviews14 followers
November 28, 2016
به جز داستان آخر آن یعنی روباه شنی ، مجموعه داستان محمد کشاورز اثری کاملن نا امید کننده برای من بود و واقعن این سئوال پیش می آید که چگونه هیئت انتخاب نشریه تجربه آن را به عنوان اثر برگزیده ی سال انتخاب میکنند و برخی مطبوعات به ستایش این کتاب می پردازند ؟
داستان هایی کاملن اداری ، بی روح و با پایان هایی گاهن وحشتناک ضعیف و بی منطق! خواننده در جای جای داستان از نویسنده جلوتر است و منتظر که این همه توصیف در نهایت بعدش چه می شود ، به تعبیری خواننده سر در آینده ماجرا دارد و نوشته های کُندِ عقب تر از خواننده و به نوعی نه در زمان حال که در گذشته ای خاک خورده و خاکستری و کسل وا مانده اند !
Profile Image for Ahmad hosseini.
331 reviews73 followers
July 23, 2016
کتاب خوبی بود. صحنه ها خیلی خوب توصیف شده بودند. داستان آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن خیلی جالب بود.
بخش انتهایی داستان گلدان آبی، میخک های سفید
باز گفت:» نمی دونم چی شد که هیچ وقت براش گل نبردم. یعنی انگار فرصت نشد، یا قسمت نبود که بشه.»
سرش پایین بود. اشک مژه ههای بلند سیاهش را برق انداخته بود و انگار نگاهش به گلبرگ های سفید و کوچک میخک بود که جا به جا چسبیده بودند به سیاهی پیراهنش.
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews80 followers
August 16, 2016
در جایگاه داستان کوتاه از نویسنده ی ایرانی خوب بود... عالی نبود ولی قابل قبول بود...
ایده ها نو بودن و شیوه روایت هم خوب بود...
شنیدم جوایزی هم برده...
دست آقای کشاورز درد نکنه خلاصه
Profile Image for Amin Sedaghatpour.
86 reviews11 followers
May 8, 2019
مجموعه داستان آقای کشاورز شامل 9 داستان هستش که من 3 داستان را دوست داشتم و 4 داستانش را دوست نداشتم. در مورد 2 داستان دیگر هم به نظر من با کمی تغییرات میتوانست در دسته اول قرار بگیرد.
شاید همه داستانها در ابتدا یک ایده یک خطی بوده (مثل اکثر داستانها و رمانهای دیگر) اما انگار درست بسط پیدا نمیکنند. در داستان «یک روز متفاوت» فضایی برایمان تصویر میشود که شاید ابدا واقعیت نداشته باشد، درصورتیکه همه اجزای داستان واقعی هستند. اما ایده یک خطی داستان بعد از چندین صفحه توضیح در مورد سگها و ترس اعضای خانواده یکهو تمام میشود. چون باید تمام شود. چون دیگر به جز چشم و دندان سگها و ترس و دلهره خانواده چیزی باقی نمانده که در موردشان حرف زد و داستان با یکی دو جمله تمام میشود.
یا در داستان «پلنگ صورتی» آنقدر فضا مضحک میشود و از واقعیت دور میشود که تو ذوق میزند. به نظر من بهترین داستانهای از این مجموعه، «گلدان آبی میخک های سفید» و «غار را روشن کن» بود.
Profile Image for א.
26 reviews10 followers
June 5, 2019
در ادبیات داستانی امروز اندک‌اند نویسنده‌هایی که به راستی داستان گویی را بلد باشند، بدون تلاش برای واژه بازی یا در پیچ و خم فرم ماندن. خواندن روباه شنی، هرچند همه داستان‌هایش را دوست نداشتم خستگی خواندن داستان‌های ناخوب این مدت را شست و برد، هرچند چند داستان‌ را در همشهری داستان خوانده بودم اما بازخوانی‌شان حظ مضاعف بود.
نمی‌شود روباه شنی را خواند و به یاد شازده کوچولو نیفتاد، در نظر من روباه شنی بهترین داستان ملهم از روباه و شازده کوچولوست که تا امروز خوانده‌ام.
امتیازم به داستان‌های این مجموعه:
روز متفاوت ۴
پرنده باز ۳.۵
گلدان آبی میخک‌های سفید ۴
آهنگ پلنگ صورتی را با سوت بزن ۲
زمین بازی ۲.۵
هشت شب، میدان آرژانتین ۳
راه رفتن روی آب ۲.۵
غار را روشن کن ۳.۵
روباه شنی ۴
23 reviews
June 6, 2024
روباه شنی داستان های کوتاه گیرایی با طعم واقعیت های گم شده ی روزمره آدمی است.
258 reviews12 followers
January 28, 2022
واژه های داستان رام و روان و در راستای پیرنگ هستند. کمتر داستان های کوتاهی خوانده بودم که این چنین در کمال ایجاز و سفتگی و پختگی به موضوع های همیشگی می پردازند؛ از آنها جدا می شوند و در مرز واقعیت و فراتر از آن می ایستند؛ درست لب چشمه. هر داستان سخن های فراوان را چپانده است میان چند صفحه. هر یک حرفی دارد. هنوز از یادآوری داستان ها ذهنم به شور می نشیند. این مردم نازنین شیراز.
Profile Image for Farnaz.
360 reviews128 followers
August 13, 2017
آدم ها در هر سن وسالی که باشند وقتی پدر و مادرشان می میرد حال بچه هایی را دارند که در خیابان گم شده اند. دلشان می خواهد یکی دست شان را بگیرد و دلداری شان بدهد
_____________________________________________________________
این روزها تلفن ها پر از خبرهای ناگهانی اند. شده اند رسولان حوادث هولناک
_____________________________________________________________
د.باره می روم سراغ سایت ها و وبلاگ ها.. میخواهم خودم را جایی آن پس و پشت ها، لابه لای آن همه اتفاق در گوشه گوشه ی ایران و جهان گم و گور کنم
_____________________________________________________________
Profile Image for Nahid Shamsi.
29 reviews9 followers
October 30, 2017
زیبا و پرکشش!من داستان زمین بازی رو از بقیه بیشتر دوست داشتم.
Profile Image for شاهین غمگسار.
91 reviews7 followers
February 7, 2023
فقط داستان آخر (روباه شنی) را پسندیدم.
باقی بیشتر شبیه طرح‌هایی بود ناتمام. نه اینکه لزوما دنبال چیزی محیرالعقول باشم، اما از همین دست داستان‌ها، یا به گمان خودم ناداستان‌ها، خودم هم نوشته‌ام. به شکلی عجیب کاملا شبیه نوشته‌های کشاورز. نثر مقطع، روایت برش‌خورده و عجین با دنیای امروز. البته وقتی چیزی عجین با دنیای امروز باشد، به کار بردن صرف نام تلفن و آیفون و کارمندی نمی‌تواند امروزی‌اش کند. که اینها تنها نشانه‌اند.
در هر حال، سال‌هاست چیزهایی به ظن داستان می‌نویسم، اما به خودم می‌گویم استعدادش را نداری، ولش کن!
البته من همیشه به دنبال داستان‌هایی معنادارتر هستم (نه لزوما پرتاویل‌تر یا به بیرون از خود ارجاع‌دهنده‌تر)، که عمیق‌تر و اثرگذارتر. زمانی که به انتهای هر کدام از داستان‌های این مجموعه می‌رسیدم، به این یقین هم می‌رسیدم که فراموش‌شدنی‌اند، و هرگز آنها را به یاد نخواهم آورد. برای مثال وقتی با داستان‌های مجموعه «مردی که گورش گم شد» از حافظ خیاوی مقایسه‌اش می‌کنم، می‌بینم عقب‌تر ایستاده‌اند. البته به جز روباه شنی.
با این حال، فی نفسه با داستان‌هایی شبیه به یک برش، مخالف هم نیستم. از همه اینها گذشته، هرگز گمان نمی‌کردم نوشته‌های خودم ظرفیتی چنین برای چاپ داشته باشند.
باید که در آنها تجدید نظر کنم.
Profile Image for Shiva nikseresht.
119 reviews1 follower
June 9, 2021
مختصر نویسی و پرهیز از زیاده‌گویی نوشته‌ را جذاب‌تر می‌کند اما این که ندانی به چه علت شخصیت در گیر یک‌سری مسائل می‌شود داستان را در ذهنت مخاطب گنگ بی‌معنا می‌کند و در یکیدو داستان این کتاب این مشکل به وضوح دیده می‌شد. از نظر من داستان «هشت شب ، میدان آرژانتین» و «روباه شنی» بهترین داستان‌های این مجموعه بودند.
Profile Image for محمّدحسین.
130 reviews8 followers
August 4, 2017
بعضی از داستان های را خیلی دوست داشتم، بعضی هایش را ... مزخرف بودند انگار
آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن، از آن داستان های خوب بود
زمینِ بازی، از آن داستان‌های خوب بود
هشت شب. میدان آرژانتین، از آن داستان هایی که یاد آدم می ماند

راه رفتن روی آب، یک داستان بد، پایان دم دستی، هر چه اول داستان جذاب و خوب بود، در انتها یکباره فرو ریخت
روباه شنی، یک فیلم فارسی تمام عیار

اما به آن سه تا داستان خوب می ارزید
Profile Image for Fateme Elyasi.
19 reviews
November 16, 2022
مهمترین خصوصیت داستانهای این کتاب تماما ایرانی بودنش بود. منظورم اینه که از جنس رفتارهایی بود که تو اطرافم دیده بودم.
Displaying 1 - 21 of 21 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.