Jump to ratings and reviews
Rate this book

سرخوش از غمی که هرکجا پنهان

Rate this book
این اثر با در برداشتن سه دفتر، شعرهای ناجی را در دوره‌های گوناگون شامل می‌شود: «نام‌های بسیار» (1353) ، «دورنمای زمستانی با یک سگ و صاحبش» (1359) و «راه‌های دزدیده» 1372.

208 pages, Paperback

First published January 1, 2015

12 people want to read

About the author

فیروز ناجی

8 books6 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (10%)
4 stars
5 (26%)
3 stars
8 (42%)
2 stars
4 (21%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Behzad.
658 reviews124 followers
February 7, 2025
درواقع «نامهای بسیار» و «دورنمای زمستانی با یک سگ و صاحبش» قبلاً در قالب دفترهای مجزا منتشر شده ن و من اونها رو خونده م. این دفتر، که شاید بشه گفت کل اشعار فیروز ناجی رو داره، یه دفتر دیگه هم داره به نام «راه های دزدیده» که مال اواخر دهۀ شصت و اوایل هفتاده.
و به نظرم به خوبی دو دفتر قبلی نبود اصلاً.
Profile Image for Narjes Dorzade.
284 reviews297 followers
November 6, 2018
باد می وزید،نیمی از چهره ام می سوخت،نیمی از آسمان می شکست.من همچنان بر باد ها می ایستم و رگ های شب را می برم_همان گونه که راوی ی خویشم.

فیروز ناجی
Profile Image for مهسا.
246 reviews27 followers
February 4, 2022
من همچنان بر بادها می‌ایستم و رگ‌های شب را می‌بُرم —همان‌گونه که راوی‌ی خویشم
Profile Image for Vartan.
67 reviews52 followers
March 3, 2024
سیاه بودم که درد زایش به خواب ستاره‌هام می‌کشاند.

پس آنان که می‌میرند، در آنان که می‌زیند، ستاره‌اند_

و ستاره ترسناک بود.

فیروز ناجی
چاپ اول ۱۳۹۴
انتشارات رشدیه
Profile Image for Faranak.
14 reviews2 followers
Read
June 14, 2021
«صبح می‌شود، تا هرکسی به یادم آرد، آن که شرمگین و تهی بر بوسه‌های زمین راه می‌سپارد، با شیرینی و بخشایش‌ شب‌های مرده چه خواهد کرد؟ چون صدای آب‌ها، در خواب‌های نارستنی، در افسردگی‌ی ترانه‌های دیرپا.
هراسیده و رنجور، کفپوشی از غبار آفریده‌های ناپیدا می‌گسترانیم بر سنگ‌های گوگردی‌ی زمان‌.
نمی‌آرمی، ستاره‌ی ناشکفته‌ی شب‌هایم، نمی‌آرمی ...
و یادست و یاد که لبریزم می‌کند، تنها، برای مرگ.»
Profile Image for حجت دلگرم.
18 reviews11 followers
February 2, 2020
شاید، سرجمع ده شعر خوب هم در این دفتر پیدا نکردم. چیزی‌که بیشتر از همه مرا می‌رنجاند، این است که نشرها شعر چاپ می‌کنند که خریده شود، و نه خوانده. این کتابِ دویست و هشت صفحه‌ای(البته، بی‌هیچ دلیلی، چند صفحه‌ی خالی دارد که شماره‌ ندارد) می‌توانست صفحه‌های کمتری داشته باشد. با کمی سلیقه به خرج دادن می‌شد از تعداد صفحات این کتاب کاست. برای مثال، فونتِ بی‌خودِ بزرگ را کوچکتر کرد یا فهرستِ بیهوده و الکی‌دراز را به‌جای چندین صفحه در یک صفحه جا داد، بلکه، در مصرف کاغذ صرفه‌جویی شود. در آخر چند شعر از اشعار این کتاب را می‌نویسم:

وقتی که مه همه‌چیز را به دست می‌گیرد
و پلک‌هام بر سر شهر کشیده می‌شود
من به درازی‌ی خویش
خیره می‌شوم
و آن‌جا که پرده‌ای می‌افتد
زانوانم را هراسناک بر سینه می‌فشارم

از «نام‌های بسیار»

---

جویای جوانه‌ای در بسترم، سبز می‌مانم و خورشید چرخ
می‌زند شانه به شانه‌ی من. دمی که گریز از پنجره‌ام
فرارسد، دمی که شهر در خیال کودک برپا شود، ـــــ ناچار
میاید ترس و به جوی‌ها می‌گذرد سموم حیوانی...
تو ایستاده‌ای روی سنگ‌ها و
بلورِ شکسته‌ی چشم‌هات
روی بر من گشوده‌اند
در آب
ناشکیبِ سپبده‌ام و
حباب
می‌چرخد تا بی‌انتها
انگار نیستی و
سال‌ها گریسته‌ام
بی‌تو
که بر شنگ‌ها شکسته‌ای.

از «سیرَمان»

---

نشسته‌ام
همه‌روز
در تو بنشینم

آفتاب
پشتِ دری
در ابرها

عطرِ تو
می‌گذشت
سایه‌وار

من
خوابِ بادبادکِ آبی
در آسمان عنّابی

نشسته‌ام
همه‌روز
در تو بنشینم

اگر نزنی
پلک از
پلک.

از «یَتامی»

---

دلم روشن
کران تا کران
هرزگی‌هاست در سرم
خطر می‌کند خزان
سبز می‌شود

می‌آیی
که باغ‌ها جا‌به‌جا کنیم

دلم روشن
کران‌ها هم
می‌خرامند روشنی‌ها روسپی‌وار

می‌رسد خزان
خوف می‌کنم
خطرها هم

از «راه‌های دزدیده»
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.