جلد سوم به نظرم خیلی خوب شروع شد . یه نبرد هیجان انگیز در دوران مادها ، یک دیدار عجیب با پااورو و ضحاک و خلاصه خیلی خوب بود . اما در ادامه همونقدر جذاب پیش نرفت .
حالا که ته این سه گانه رسیدم بیشتر به این نتیجه میرسم که قصد نویسنده داستان سرایی صرف نبوده . حتی میتونم به جرئت بگم داستان گویی در درجه دوم اهمیت براش قرار داشته . بیشتر قصد داشته یک مرور بر تاریخ ایران بکنه . هرچند جسته و گریخته . گواه این حرف هم وجود فصل هایی در داستان هست که در روند داستان هیج تاثیری نداره ولی اورده شده تا یک دوره تاریخی رو روایت کرده باشه .
از اونجا که شالوده داستان از تخیل خود نویسنده سرچشمه نگرفته بود و بالاخره ریشه در اساطیر کهن داشت ، انتظار پایان عجیب و هیجان انگیزی ازش نمیرفت . بالاخره نویسنده میخواسته به اصل داستان ها وفادار بمونه .
خلاصه که با وجود همه نقص ها و مشکلاتی که این مجموعه داشت ، اما تلاش قابل تقدیری بود برای روایت داستان هایی بر پایه افسانه های کهن خودمون .
پ.ن : برام جالب بود اون مشکل تاریخ پای دست نوشته ها رو توی این کتاب با دو سه خط توضیح حل کرده بود :) شاید خود نویسنده متوجه شده بود که یه مقدار غیر منطقیه .