What do you think?


Principles of Economics
In writing this textbook, Mankiw has tried to put himself in the position of someone seeing economics for the first time. The author's conversational writing style presents the politics and science of economic theories to tomorrow's decision-makers.
848 pages, Hardcover
First published January 1, 1997
About the author
N. Gregory Mankiw
444 books330 followersNicholas Gregory Mankiw is an American macroeconomist who is currently the Robert M. Beren Professor of Economics at Harvard University. Mankiw is best known in academia for his work on New Keynesian economics.
Mankiw has written widely on economics and economic policy. As of February 2020, the RePEc overall ranking based on academic publications, citations, and related metrics put him as the 45th most influential economist in the world, out of nearly 50,000 registered authors. He was the 11th most cited economist and the 9th most productive research economist as measured by the h-index. In addition, Mankiw is the author of several best-selling textbooks, writes a popular blog, and has since 2007 written approximately monthly for the Sunday business section of The New York Times. According to the Open Syllabus Project, Mankiw is the most frequently cited author on college syllabi for economics courses.
Mankiw is a conservative, and has been an economic adviser to several Republican politicians. From 2003 to 2005, Mankiw was Chairman of the Council of Economic Advisers under President George W. Bush. In 2006, he became an economic adviser to Mitt Romney, and worked with Romney during his presidential campaigns in 2008 and 2012. In October 2019, he announced that he was no longer a Republican because of his discontent with President Donald Trump and the Republican Party
Mankiw has written widely on economics and economic policy. As of February 2020, the RePEc overall ranking based on academic publications, citations, and related metrics put him as the 45th most influential economist in the world, out of nearly 50,000 registered authors. He was the 11th most cited economist and the 9th most productive research economist as measured by the h-index. In addition, Mankiw is the author of several best-selling textbooks, writes a popular blog, and has since 2007 written approximately monthly for the Sunday business section of The New York Times. According to the Open Syllabus Project, Mankiw is the most frequently cited author on college syllabi for economics courses.
Mankiw is a conservative, and has been an economic adviser to several Republican politicians. From 2003 to 2005, Mankiw was Chairman of the Council of Economic Advisers under President George W. Bush. In 2006, he became an economic adviser to Mitt Romney, and worked with Romney during his presidential campaigns in 2008 and 2012. In October 2019, he announced that he was no longer a Republican because of his discontent with President Donald Trump and the Republican Party
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
August 29, 2020
به دوستان فارسیزبان چند نکته رو برای مطالعهی این کتاب توضیح میدم، امیدوارم که مفید باشه:
۱- خیلی ها میگن این کتاب بهترین کتابیه که برای مبانی اقتصاد نوشته شده. من خودم نمیتونم اینو تأیید کنم، چون کتابهای رقیب رو نگاه نکردم. اما قطعا معروفترین کتابیه که برای مبانی اقتصاد نوشته شده. منکیو یکی از معروفترین اساتید اقتصاده و در دورهای کوتاه، مشاور اقتصادی اصلی بوش پسر بوده.
۲- اقتصاد در دو سطح خرد و کلان مطالعه میشه و پدیدههای اقتصادی، چه خرد و چه کلان، در بازههای کوتاهمدت و بلندمدت بررسی میشن. این کتاب با اقتصاد خرد شروع میشه و به اقتصاد کلان میرسه. گزارهها و گفتهها در اقتصاد در دو گروه تقسیم بندی میشن.
۳- کتاب رو به فارسی نخونید. کلاً اقتصاد رو به فارسی نخونید. اگه بازم کلی تر بخوام بگم، کلاً هیچ کتابی از علم، ریاضی و فلسفه رو به فارسی نخونید. بیشتر روشنفکرهای فارسیزبان آگاهانه یا ناآگاهانه سوگیری شدیدی به سوسیالیسم دارند. دنیای فکری فارسیزبانها محدوده. الان فارسی فقط به درد خوندن شاهنامه و دیوان حافظ میخوره. text این کتاب رو تهیه کنید. الان که دارم این متن رو مینویسم، ویرایش نهم جدیدترین ویرایشی هست که از این کتاب منتشر شده. واقعا گرونه اما متن روان و راحتی داره. نسخههای دیگهای هم وجود داره که زیرمجموعهی این کتاب حساب میشن و چند فصل کمتر دارن. نگران متن انگلیسی نباشید. به تدریج راه میفتید.
۴- بیشتر شما اینجوری text میخونید: کتاب رو باز میکنید، متن رو تا یه جایی میخونید و بعد کتاب رو میبندید تا دفعه بعد.
این روش مناسب نیست. این ویدیو رو توی یوتیوب نگاه کنید. روش خوبی رو برای خوندن textbook توضیح میده. به خصوص برای اونایی که یه آشنایی مقدماتی با اقتصاد دارند و مطالب پراکندهای از اقتصاد رو میدونند:
https://youtu.be/nqYmmZKY4sA
۵- هر چیزی برای اینکه به خاطر سپرده بشه باید به صورت منظم تکرار بشه. به قول فرنگیها تکرار مادر یادگیریه. بعد از خوندن هر فصل یه خلاصهی خیلی جمع و جور تهیه کنید. ترجیحاً به انگلیسی و در فضای ابری. میتونید از google keep استفاده کنید. خلاصه رو به روش Spaced repetition تکرار کنید. حالا اینکه Spaced repetition چی هست، از حوصلهی بحث خارجه. خودتون گوگل کنید. فقط اینو بگم که خلاصهی یک فصل، معادل یک عدد فلشکارد میشه.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Space....
۶- توی این کتاب از فرمولهای جبری ساده و گراف استفاده شده. خوندن این کتاب نیاز به ریاضیات پیشرفتهتر نداره. ریاضی دبیرستان کافیه. شاید کمتر از پیشدانشگاهی هم کفاف بده. ولی اگه توی ریاضیات به خصوص حساب (calculus) قویتر باشید، راحتتر موضوع رو میفهمید. دونستن مفاهیم ابتدایی منطق هم میتونه در درک اقتصاد بهتون کمک کنه. با منطق، کمتر دچار برداشت اشتباه میشید. اگه احساس میکنید اینجا هم ریاضی دست از سرتون برنمیداره، تقصیر منکیو یا کتابش نیست. تازه به نظرم منکیو تو این کتاب مراعات کرده.
۷- اقتصاد رو تو دانشگاه نخوندم اما ظاهراً توی دانشگاهها هم از جمله دانشگاههای ایران برای مبانی اقتصاد همین کتاب منکیو رو معرفی میکنند.
۸- اگه برای خوندن اقتصاد برنامهی مفصل ندارید و حوصلهتون نمیکشه با ریاضیات و اصطلاحات تخصصی دست و پنجه نرم کنید، کتاب Basic Economics از Thomas Sowell براتون مناسبتره. اتفاقاً کتاب صوتی هم داره. ساده و خوشخوانه. این کتاب الان توی بعضی شاخهها پروفروشترین کتاب آمازونه:
https://www.amazon.com/Basic-Economic...
۹- اگه کسی همون فصل اول کتاب منکیو رو بخونه، از شارلاتانها و بیسوادها کمتر فریب میخوره. البته وقتی خیلی جلوتر برید، به این نتیجه میرسید که امثال دکتر! راغفر و دکتر! فرشاد مومنی و دکتر! حجتالله عبدالملکی احتمالاً در حد همین فصل اول این کتاب هم اقتصاد بلد نیستند. از این چیزا توی همه جای دنیا هست اما تو ایران خیلی زیاده.
۱۰- اقتصاد یه درس مفهومیه. نیاز به تفکر داره. طوطیوار کتاب رو حفظ نکنید. با حفظ کردن، زود فراموش میکنید و درنهایت نمیتونید به صورت مستقل در مورد شرایط واقعی نظر بدید. طبق گفتهی منکیو، اساسیترین موضوع اقتصاد، نظریهی عرضه و تقاضا است. اگه اقتصاددان بودن به گفتن مکرر عرضه و تقاضا توی صحبت کردن باشه، یه طوطی هم میتونه اقتصاددان به نظر بیاد.
۱۱- بسیاری از گزارههای اجتماعی به خاطر تکرار زیاد توی رسانهها تو ذهن شما جا افتاده. اگه این اولین کتابیه که دربارهی اقتصاد میخونید، شاید به بسیاری از ارزش-داوری های شما در مورد امور اقتصادی، اجتماعی، فلسفی و سیاسی آسیب وارد بشه که اتفاقا خیلی هم خوبه! اگه بعد از خوندن اقتصاد، فهمیدید که حرفهای امثال سروش و ملکیان و به خصوص فردید و شریعتی و آلاحمد در مورد پیشرفت جامعه براتون حال بهم زنه، تعجب نکنید. معنیاش اینه که راه رو درست اومدید و اگه دیدید باز هم حرفهای اینا براتون قابل هضمه، معنیش اینه که چیزایی که تا الان از اقتصاد یاد گرفتید هنوز تاثیر خودش رو نذاشته.
۱۳- خیلیها معتقدند که از نظر فلسفهی علم، اقتصاد به طور کامل در تعریف یک علم تجربی مثل فیزیک، شیمی یا زیست نمیگنجه. بله اگه منصفانه قضاوت کنیم، ایراداتی رو میشه وارد دونست. تجربهی آزمایشگاهی در اقتصاد معمولاً عملی نیست. اما به نظرم عنوان علم برای اقتصاد خیلی برازنده تره تا برای شاخهای مثل جامعهشناسی. یکی از شباهتهای اقتصاد به علم تجربی اینه که این بیچاره خودش خیلی بیادعاست. اگه تعصبی هم هست بیشتر مربوط به اقصادخوانهاست. اقتصاد مثل بقیهی شاخههای علم محدودیتهایی داره و اگه جایی نتونه مجموعهای از پدیدههای تاریخی رو درست تفسیر یا پیشبینی کنه، دچار اصلاح و تکامل میشه یا سکوت میکنه. قبول دارم که اقتصاد به اندازهی فیزیک دقیق و ایستا نیست، ولی همچنین معتقدم که ارزشمند و کاربردیه.
۱۴- این نکتهی آخری که میخوام بگم به نظرم مهمترین حرفیه که توی این review میزنم: تاریخ اقتصاد مهمه. علوم تجربی مثل فیزیک، فقط یک جریان دارند ولی علوم اجتماعی، از جمله اقتصاد، جریانها و مکاتب متعدد دارند. توی اقتصاد خرد اختلافات و جدلها خیلی کمه اما توی اقتصاد کلان اینطور نیست. چون اقتصاد کلان با حکومت و سرنوشت انسانها گره خورده، انتخاب کردن یک مکتب با ارزشهای فلسفی شما ارتباط مستقیم داره. به طور کلی مکاتب مختلف رو میشه در یک طیف قرار داد. من سه تا گروه اصلی رو معرفی میکنم.
یک سر طیف رو سوسیالیسم میگیم که شامل مارکسیسم، مائوئیسم، لنینیسم، نازیسم و ... میشه. اینها جمعگرا هستند (در مقابل فردگرا) و مالکیت اشتراکی (در مقابل مالکیت خصوصی) رو دنبال میکنند. آزادیهای فردی برای این مکتب ارزشی نداره و عجیب نیست اگه ازشون بشنوید که حاضرند برای خیر جمعی، افرادی رو قربانی کنند (برای نمونه گولاکهای استالین و نسلکشیهای هیتلر رو به یاد بیارید). سوسیالیسم رو معمولاً با اتوکراتها به یاد میاریم ولی دموکراسی هم پتانسیل زیادی برای گرایش به سوسیالیسم داره. مخالفت با بازار آزاد از ویژگیهای بارز این مکتبه. سوسیالیستها باور دارند که تخصیص منابع رو باید دولت با برنامهریزی متمرکز انجام بده. اگه بگیم دولت رو معادل خدا میدونند بیراه نگفتیم.
اگه توی طیف جلوتر بریم به کینزیها میرسیم. اینها در مجموع مالکیت خصوصی و آزادیهایی مثل بازار رو پذیرفتن اما نگاه خوشبینانهای به این موارد ندارند. به همین دلیل مداخلهی دولت در اقتصاد رو تشویق میکنند. تفکرات این مکتب رو جان مینارد کینز در دهههای ۲۰ و ۳۰ قرن بیستیم (به خصوص بعد از دیدن رکود بزرگ آمریکا در دههی بیست) معرفی کرد. تفکرات کینز به دلیل تشویق دولت به مداخله گرایی، طرفدارانی بسیاری در بین دولتها پیدا کرد. آشفتگیهای اقتصادی دههی ۶۰ و ۷۰ به خصوص تو آمریکا، نشون داد که خیلی از حرفهای کینز شوخی بوده و مدلی مناسبی برای توصیف واقعیت نیست. در نتیجهی انتقاداتی که به کینزیها وارد شده، اصلاحاتی در این مکتب اتفاق افتاد و نیوکینزیها متولد شدند. نیوکینزیها فعلاً جریان اصلی اقتصاد هستند. منکیو و کروگمن از این مکتبند. اقتصاد کلانی که توی کتاب مبانی اقتصاد میخونید، اقتصاد نیوکینزی هست.
اگه توی طیف جلوتر بریم به لیبرالهای کلاسیک و لیبرتارینها میرسیم. اتریشیها (هایک، میزس، راتبارد) و شیکاگوئیها (فریدمن و ساول) جز این دسته هستند. اینها شدیداً بر مالکیت خصوصی و آزادیهای فردی تاکید دارند و بازار رو راهحل مشکلات میدونند. اینها برعکس دو طیف قبلی نسبت به دولت بدبین هستند و اون رو منشأ بسیاری از نابرابریها و تبعیضها میدونند. (شوروی سابق و ایران خودمون مثال واضح هستند. به سهمیهها و رانتها دقت کنید). شکست سوسیالیسم و فروپاشی شوروی رو پیشبینی کرده بودند. از نظر اونها تصمیمگیریها باید نامتمرکز باشه. توی این مکتب روی دولت حداقلی و حتی بیدولتی (راتبارد) تاکید شده. با دادن سهمیه براساس دین، نژاد، جنسیت، رنگ پوست، زبان، عقاید، و ... مخالفند. معتقدند آدمها برابر نیستند ولی قانون باید با اونها برابر رفتار کنه. معتقدند با تصمیماتی که آدمها در بازار آزاد میگیرند، نوعی نظم خودجوش ایجاد میشه که هر نوع برنامهریزی متمرکز برای جایگزینی این نظم خودجوش، شکست میخوره. دنیا اینطوریه و کاریش نمیشه کرد.
تکلیف سوسیالیستها که روشنه. اگه کسی اقتصاد بخونه و با ذات انسان و محدودیتهای دنیای واقعی آشنا بشه، قطعاً سوسیالیسم رو کنار میذاره. میمونه اون دوتای دیگه: کینزیها و اتریشیها. پیشنهاد من اینه که اقتصاد رو با کینزیها شروع کنید ولی با اتریشیها ادامه بدید. کینزیها فعلاً جریان اصلی هستند. بیشتر اقتصاددانهای فعلی با زبان کینزی با دولتمردها صحبت میکنند. پس شما هم باید این زبان رو بلد باشید. اما اگه با اتریشیها ادامه بدید، نقائض بسیار کینزیها رو متوجه میشید و آلترناتیو بهتری پیدا میکنید.
تاریخ اقتصاد و آشنایی با اون خیلی مهمه. اگه عقاید و ارزشهای فلسفی شما شبیه یک ساختمان باشه، گرایش به هرکدوم از این مکتبها ممکنه باعث فروریختن این ساختمان بشه. خوبی این اتفاق اینه که میتونید ساختمان بعدی رو با شناخت بهتری از واقعیت بنا کنید. اینکه به کدوم مکتب نزدیک میشید، تاثیر زیادی توی انتخابهای زندگی شما میذاره. روش فکر کردن و مسیر زندگی شما رو تغییر میده.
بهترین کتابهایی که میتونم برای ادامهی اقتصاد کلان بهتون ارائه بدم، این دو جلده:
قانون، قانونگذاری و آزادی از هایک برای تاریخ اقتصاد
کنش انسانی (Human action) از میزس برای انسانشناسی. شخصاً کمونیستهایی رو دیدم که با خوندن این کتاب لیبرتارین شدند. هر گونه شائبهای رو در مورد بازار آزاد (با توجه به ویژگیهای انسان) برطرف میکنه. این کتاب رایگانه. دو مدل کتاب صوتی هم داره. سرچ کنید، پیدا می کنید.
https://mises.org/library/human-action-0
۱۵- فهرست کتاب مبانی اقتصاد منکیو:
1 Ten Principles of Economics
2 Thinking Like an Economist
3 interdependence and the Gains from Trade
4 The Market Forces of Supply and demand
5 Elasticity and its application
6 Supply, demand, and Government Policies
7 Consumers, Producers, and the Efficiency of Markets
8 application: The Costs of Taxation
9 application: international Trade
10 Externalities
11 Public Goods and Common resources
12 The design of the Tax System
13 The Costs of Production
14 Firms in Competitive Markets
15 Monopoly
16 Monopolistic Competition
17 oligopoly
18 The Markets for the Factors of Production
19 Earnings and discrimination
20 income inequality and Poverty
21 The Theory of Consumer Choice
22 Frontiers of Microeconomics
23 Measuring a Nation’s income
24 Measuring the Cost of Living
25 Production and Growth
26 Saving, investment, and the Financial System
27 The basic Tools of Finance
28 Unemployment
29 The Monetary System
30 Money Growth and inflation
31 open-Economy Macroeconomics: basic Concepts
32 a Macroeconomic Theory of the open Economy
33 aggregate demand and aggregate Supply
34 The influence of Monetary and Fiscal Policy on aggregate demand
35 The Short-run Trade-off between inflation and Unemployment
36 Six debates over Macroeconomic Policy
۱- خیلی ها میگن این کتاب بهترین کتابیه که برای مبانی اقتصاد نوشته شده. من خودم نمیتونم اینو تأیید کنم، چون کتابهای رقیب رو نگاه نکردم. اما قطعا معروفترین کتابیه که برای مبانی اقتصاد نوشته شده. منکیو یکی از معروفترین اساتید اقتصاده و در دورهای کوتاه، مشاور اقتصادی اصلی بوش پسر بوده.
۲- اقتصاد در دو سطح خرد و کلان مطالعه میشه و پدیدههای اقتصادی، چه خرد و چه کلان، در بازههای کوتاهمدت و بلندمدت بررسی میشن. این کتاب با اقتصاد خرد شروع میشه و به اقتصاد کلان میرسه. گزارهها و گفتهها در اقتصاد در دو گروه تقسیم بندی میشن.
۳- کتاب رو به فارسی نخونید. کلاً اقتصاد رو به فارسی نخونید. اگه بازم کلی تر بخوام بگم، کلاً هیچ کتابی از علم، ریاضی و فلسفه رو به فارسی نخونید. بیشتر روشنفکرهای فارسیزبان آگاهانه یا ناآگاهانه سوگیری شدیدی به سوسیالیسم دارند. دنیای فکری فارسیزبانها محدوده. الان فارسی فقط به درد خوندن شاهنامه و دیوان حافظ میخوره. text این کتاب رو تهیه کنید. الان که دارم این متن رو مینویسم، ویرایش نهم جدیدترین ویرایشی هست که از این کتاب منتشر شده. واقعا گرونه اما متن روان و راحتی داره. نسخههای دیگهای هم وجود داره که زیرمجموعهی این کتاب حساب میشن و چند فصل کمتر دارن. نگران متن انگلیسی نباشید. به تدریج راه میفتید.
۴- بیشتر شما اینجوری text میخونید: کتاب رو باز میکنید، متن رو تا یه جایی میخونید و بعد کتاب رو میبندید تا دفعه بعد.
این روش مناسب نیست. این ویدیو رو توی یوتیوب نگاه کنید. روش خوبی رو برای خوندن textbook توضیح میده. به خصوص برای اونایی که یه آشنایی مقدماتی با اقتصاد دارند و مطالب پراکندهای از اقتصاد رو میدونند:
https://youtu.be/nqYmmZKY4sA
۵- هر چیزی برای اینکه به خاطر سپرده بشه باید به صورت منظم تکرار بشه. به قول فرنگیها تکرار مادر یادگیریه. بعد از خوندن هر فصل یه خلاصهی خیلی جمع و جور تهیه کنید. ترجیحاً به انگلیسی و در فضای ابری. میتونید از google keep استفاده کنید. خلاصه رو به روش Spaced repetition تکرار کنید. حالا اینکه Spaced repetition چی هست، از حوصلهی بحث خارجه. خودتون گوگل کنید. فقط اینو بگم که خلاصهی یک فصل، معادل یک عدد فلشکارد میشه.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Space....
۶- توی این کتاب از فرمولهای جبری ساده و گراف استفاده شده. خوندن این کتاب نیاز به ریاضیات پیشرفتهتر نداره. ریاضی دبیرستان کافیه. شاید کمتر از پیشدانشگاهی هم کفاف بده. ولی اگه توی ریاضیات به خصوص حساب (calculus) قویتر باشید، راحتتر موضوع رو میفهمید. دونستن مفاهیم ابتدایی منطق هم میتونه در درک اقتصاد بهتون کمک کنه. با منطق، کمتر دچار برداشت اشتباه میشید. اگه احساس میکنید اینجا هم ریاضی دست از سرتون برنمیداره، تقصیر منکیو یا کتابش نیست. تازه به نظرم منکیو تو این کتاب مراعات کرده.
۷- اقتصاد رو تو دانشگاه نخوندم اما ظاهراً توی دانشگاهها هم از جمله دانشگاههای ایران برای مبانی اقتصاد همین کتاب منکیو رو معرفی میکنند.
۸- اگه برای خوندن اقتصاد برنامهی مفصل ندارید و حوصلهتون نمیکشه با ریاضیات و اصطلاحات تخصصی دست و پنجه نرم کنید، کتاب Basic Economics از Thomas Sowell براتون مناسبتره. اتفاقاً کتاب صوتی هم داره. ساده و خوشخوانه. این کتاب الان توی بعضی شاخهها پروفروشترین کتاب آمازونه:
https://www.amazon.com/Basic-Economic...
۹- اگه کسی همون فصل اول کتاب منکیو رو بخونه، از شارلاتانها و بیسوادها کمتر فریب میخوره. البته وقتی خیلی جلوتر برید، به این نتیجه میرسید که امثال دکتر! راغفر و دکتر! فرشاد مومنی و دکتر! حجتالله عبدالملکی احتمالاً در حد همین فصل اول این کتاب هم اقتصاد بلد نیستند. از این چیزا توی همه جای دنیا هست اما تو ایران خیلی زیاده.
۱۰- اقتصاد یه درس مفهومیه. نیاز به تفکر داره. طوطیوار کتاب رو حفظ نکنید. با حفظ کردن، زود فراموش میکنید و درنهایت نمیتونید به صورت مستقل در مورد شرایط واقعی نظر بدید. طبق گفتهی منکیو، اساسیترین موضوع اقتصاد، نظریهی عرضه و تقاضا است. اگه اقتصاددان بودن به گفتن مکرر عرضه و تقاضا توی صحبت کردن باشه، یه طوطی هم میتونه اقتصاددان به نظر بیاد.
۱۱- بسیاری از گزارههای اجتماعی به خاطر تکرار زیاد توی رسانهها تو ذهن شما جا افتاده. اگه این اولین کتابیه که دربارهی اقتصاد میخونید، شاید به بسیاری از ارزش-داوری های شما در مورد امور اقتصادی، اجتماعی، فلسفی و سیاسی آسیب وارد بشه که اتفاقا خیلی هم خوبه! اگه بعد از خوندن اقتصاد، فهمیدید که حرفهای امثال سروش و ملکیان و به خصوص فردید و شریعتی و آلاحمد در مورد پیشرفت جامعه براتون حال بهم زنه، تعجب نکنید. معنیاش اینه که راه رو درست اومدید و اگه دیدید باز هم حرفهای اینا براتون قابل هضمه، معنیش اینه که چیزایی که تا الان از اقتصاد یاد گرفتید هنوز تاثیر خودش رو نذاشته.
۱۳- خیلیها معتقدند که از نظر فلسفهی علم، اقتصاد به طور کامل در تعریف یک علم تجربی مثل فیزیک، شیمی یا زیست نمیگنجه. بله اگه منصفانه قضاوت کنیم، ایراداتی رو میشه وارد دونست. تجربهی آزمایشگاهی در اقتصاد معمولاً عملی نیست. اما به نظرم عنوان علم برای اقتصاد خیلی برازنده تره تا برای شاخهای مثل جامعهشناسی. یکی از شباهتهای اقتصاد به علم تجربی اینه که این بیچاره خودش خیلی بیادعاست. اگه تعصبی هم هست بیشتر مربوط به اقصادخوانهاست. اقتصاد مثل بقیهی شاخههای علم محدودیتهایی داره و اگه جایی نتونه مجموعهای از پدیدههای تاریخی رو درست تفسیر یا پیشبینی کنه، دچار اصلاح و تکامل میشه یا سکوت میکنه. قبول دارم که اقتصاد به اندازهی فیزیک دقیق و ایستا نیست، ولی همچنین معتقدم که ارزشمند و کاربردیه.
۱۴- این نکتهی آخری که میخوام بگم به نظرم مهمترین حرفیه که توی این review میزنم: تاریخ اقتصاد مهمه. علوم تجربی مثل فیزیک، فقط یک جریان دارند ولی علوم اجتماعی، از جمله اقتصاد، جریانها و مکاتب متعدد دارند. توی اقتصاد خرد اختلافات و جدلها خیلی کمه اما توی اقتصاد کلان اینطور نیست. چون اقتصاد کلان با حکومت و سرنوشت انسانها گره خورده، انتخاب کردن یک مکتب با ارزشهای فلسفی شما ارتباط مستقیم داره. به طور کلی مکاتب مختلف رو میشه در یک طیف قرار داد. من سه تا گروه اصلی رو معرفی میکنم.
یک سر طیف رو سوسیالیسم میگیم که شامل مارکسیسم، مائوئیسم، لنینیسم، نازیسم و ... میشه. اینها جمعگرا هستند (در مقابل فردگرا) و مالکیت اشتراکی (در مقابل مالکیت خصوصی) رو دنبال میکنند. آزادیهای فردی برای این مکتب ارزشی نداره و عجیب نیست اگه ازشون بشنوید که حاضرند برای خیر جمعی، افرادی رو قربانی کنند (برای نمونه گولاکهای استالین و نسلکشیهای هیتلر رو به یاد بیارید). سوسیالیسم رو معمولاً با اتوکراتها به یاد میاریم ولی دموکراسی هم پتانسیل زیادی برای گرایش به سوسیالیسم داره. مخالفت با بازار آزاد از ویژگیهای بارز این مکتبه. سوسیالیستها باور دارند که تخصیص منابع رو باید دولت با برنامهریزی متمرکز انجام بده. اگه بگیم دولت رو معادل خدا میدونند بیراه نگفتیم.
اگه توی طیف جلوتر بریم به کینزیها میرسیم. اینها در مجموع مالکیت خصوصی و آزادیهایی مثل بازار رو پذیرفتن اما نگاه خوشبینانهای به این موارد ندارند. به همین دلیل مداخلهی دولت در اقتصاد رو تشویق میکنند. تفکرات این مکتب رو جان مینارد کینز در دهههای ۲۰ و ۳۰ قرن بیستیم (به خصوص بعد از دیدن رکود بزرگ آمریکا در دههی بیست) معرفی کرد. تفکرات کینز به دلیل تشویق دولت به مداخله گرایی، طرفدارانی بسیاری در بین دولتها پیدا کرد. آشفتگیهای اقتصادی دههی ۶۰ و ۷۰ به خصوص تو آمریکا، نشون داد که خیلی از حرفهای کینز شوخی بوده و مدلی مناسبی برای توصیف واقعیت نیست. در نتیجهی انتقاداتی که به کینزیها وارد شده، اصلاحاتی در این مکتب اتفاق افتاد و نیوکینزیها متولد شدند. نیوکینزیها فعلاً جریان اصلی اقتصاد هستند. منکیو و کروگمن از این مکتبند. اقتصاد کلانی که توی کتاب مبانی اقتصاد میخونید، اقتصاد نیوکینزی هست.
اگه توی طیف جلوتر بریم به لیبرالهای کلاسیک و لیبرتارینها میرسیم. اتریشیها (هایک، میزس، راتبارد) و شیکاگوئیها (فریدمن و ساول) جز این دسته هستند. اینها شدیداً بر مالکیت خصوصی و آزادیهای فردی تاکید دارند و بازار رو راهحل مشکلات میدونند. اینها برعکس دو طیف قبلی نسبت به دولت بدبین هستند و اون رو منشأ بسیاری از نابرابریها و تبعیضها میدونند. (شوروی سابق و ایران خودمون مثال واضح هستند. به سهمیهها و رانتها دقت کنید). شکست سوسیالیسم و فروپاشی شوروی رو پیشبینی کرده بودند. از نظر اونها تصمیمگیریها باید نامتمرکز باشه. توی این مکتب روی دولت حداقلی و حتی بیدولتی (راتبارد) تاکید شده. با دادن سهمیه براساس دین، نژاد، جنسیت، رنگ پوست، زبان، عقاید، و ... مخالفند. معتقدند آدمها برابر نیستند ولی قانون باید با اونها برابر رفتار کنه. معتقدند با تصمیماتی که آدمها در بازار آزاد میگیرند، نوعی نظم خودجوش ایجاد میشه که هر نوع برنامهریزی متمرکز برای جایگزینی این نظم خودجوش، شکست میخوره. دنیا اینطوریه و کاریش نمیشه کرد.
تکلیف سوسیالیستها که روشنه. اگه کسی اقتصاد بخونه و با ذات انسان و محدودیتهای دنیای واقعی آشنا بشه، قطعاً سوسیالیسم رو کنار میذاره. میمونه اون دوتای دیگه: کینزیها و اتریشیها. پیشنهاد من اینه که اقتصاد رو با کینزیها شروع کنید ولی با اتریشیها ادامه بدید. کینزیها فعلاً جریان اصلی هستند. بیشتر اقتصاددانهای فعلی با زبان کینزی با دولتمردها صحبت میکنند. پس شما هم باید این زبان رو بلد باشید. اما اگه با اتریشیها ادامه بدید، نقائض بسیار کینزیها رو متوجه میشید و آلترناتیو بهتری پیدا میکنید.
تاریخ اقتصاد و آشنایی با اون خیلی مهمه. اگه عقاید و ارزشهای فلسفی شما شبیه یک ساختمان باشه، گرایش به هرکدوم از این مکتبها ممکنه باعث فروریختن این ساختمان بشه. خوبی این اتفاق اینه که میتونید ساختمان بعدی رو با شناخت بهتری از واقعیت بنا کنید. اینکه به کدوم مکتب نزدیک میشید، تاثیر زیادی توی انتخابهای زندگی شما میذاره. روش فکر کردن و مسیر زندگی شما رو تغییر میده.
بهترین کتابهایی که میتونم برای ادامهی اقتصاد کلان بهتون ارائه بدم، این دو جلده:
قانون، قانونگذاری و آزادی از هایک برای تاریخ اقتصاد
کنش انسانی (Human action) از میزس برای انسانشناسی. شخصاً کمونیستهایی رو دیدم که با خوندن این کتاب لیبرتارین شدند. هر گونه شائبهای رو در مورد بازار آزاد (با توجه به ویژگیهای انسان) برطرف میکنه. این کتاب رایگانه. دو مدل کتاب صوتی هم داره. سرچ کنید، پیدا می کنید.
https://mises.org/library/human-action-0
۱۵- فهرست کتاب مبانی اقتصاد منکیو:
1 Ten Principles of Economics
2 Thinking Like an Economist
3 interdependence and the Gains from Trade
4 The Market Forces of Supply and demand
5 Elasticity and its application
6 Supply, demand, and Government Policies
7 Consumers, Producers, and the Efficiency of Markets
8 application: The Costs of Taxation
9 application: international Trade
10 Externalities
11 Public Goods and Common resources
12 The design of the Tax System
13 The Costs of Production
14 Firms in Competitive Markets
15 Monopoly
16 Monopolistic Competition
17 oligopoly
18 The Markets for the Factors of Production
19 Earnings and discrimination
20 income inequality and Poverty
21 The Theory of Consumer Choice
22 Frontiers of Microeconomics
23 Measuring a Nation’s income
24 Measuring the Cost of Living
25 Production and Growth
26 Saving, investment, and the Financial System
27 The basic Tools of Finance
28 Unemployment
29 The Monetary System
30 Money Growth and inflation
31 open-Economy Macroeconomics: basic Concepts
32 a Macroeconomic Theory of the open Economy
33 aggregate demand and aggregate Supply
34 The influence of Monetary and Fiscal Policy on aggregate demand
35 The Short-run Trade-off between inflation and Unemployment
36 Six debates over Macroeconomic Policy
July 19, 2021
مخاطب
این کتاب یکی از مراجع اصلی برای دانشجویان رشته اقتصاد است و هر دو مبحث اقتصاد خرد و کلان را پوشش میدهد. با این حال، متن کتاب روان است و برای افراد عام هم قابل فهم است. رشته اصلی بنده مهندسی کامپیوتر/نرمافزار است اما از کتاب اصول اقتصاد (ویرایش نهم) بهره فراوانی بردهام.
محتوا
کتاب با تعریف اقتصاد آغاز میکند و ۱۰ اصل بنیادی را بیان میکند. یکی از این اصول ناظر بر این مفهوم است که همه انتخابها، همه تصمیمها، همه خرید و فروشها به نوعی مبادله است. به طور مثال اگر تصمیم بگیرید که امشب به سینما بروید به این معنا است که پول خرید سینما به علاوه چند ساعت زمانتان را هزینه کردید و در عوض لذت دیدن فیلم را دریافت کردید. حال سوال این است که بهتر نبود این زمان را صرف خواندن کتاب بکنید؟ یا آنکه به مهمانی بروید؟ به طور کلی چگونه باید تصمیم گرفت؟
پاسخ به سوالهای مذکور از طریق هزینه و فایده فرصت بیان میشود.
افراد منطقی به هزینه و فایده به صورت مارجینال (حاشیهای) فکر میکنند.
اگر اقتصاد را مانند یک کیک در نظر بگیریم. هر تصمیم اقتصادی یا بر بهرهوری تأثیر میگذارد یا بر برابر بودن. مثلا اگر مالیات افراد ثروتمند افزایش کند، اگرچه در کاهش اختلاف طبقاتی کمک میکند، اما سبب کاهش بهرهوری و در نتیجه کوچکشدن کیک اقتصادیمان میشود. به طور برعکس اگر مالیات گرفته نشود، کیک اقتصادی بزرگ میشود و هر فرد سهم بیشتری از کیک میتواند ببرد اما اختلاف بین سهمی که افراد از این کیک میبرند میتواند بسیار زیاد شود.
از این به بعد یادتان باشد تصمیمات سیاستمداران روی یکی از این دو مورد تأثیر میگذارد و بهبود یکی از این دو به معنای قربانی کردن دیگری است.
جمعبندی
در فصلهای دیگر کتاب نگارنده اصول ذکر شده در فصل اول را باز میکند و با بیان ریاضی (اما قابل فهم و ساده) آن را توضیح میدهد. این کتاب را به تمامی افرادی که میخواهند پاسخ سوالات زیر را بدانند توصیه میکنم.
- آیا افزایش حداقل دستمزد به نفع نیروی کار است یا به ضرر آن؟
- آیا گرفتن مالیات از کالاهای تجملی (مانند قایق تفریحی) به افراد ثروتمند بیشتر آسیب میزند یا افراد فقیر؟
- آیا تعیین سقف دریافت اجاره به نفع اجاره نشینهاست؟
بعد از خواندن کتاب دیدتان نه تنها به اقتصاد روزمره بلکه به تصمیمهایی که هر روز میگیرید عوض میشود.
October 7, 2016
کتابی با زبان ساده، محتوای خوب و خوشخوان درباره اقتصاد
باید کتاب درسی همه شود
باید کتاب درسی همه شود
July 2, 2018
بهترین کتاب مبانیِ هر چیزی که تا الان خوندم منکیو بود. حتی کسی که برای اولین بار با اصطلاحات اقتصادی داره آشنا میشه میتونه به راحتی با متن زبان اصلی سازگار بشه و یاد بگیره.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews




