What do you think?


Tom Clancy's Splinter Cell #1
Splinter Cell
In response to the growing use of sophisticated digital encryption to conceal potential threats to the United States, the National Security Agency has ushered forth the new dawn of intelligence-gathering techniques. The top-secret initiative is dubbed Third Echelon.
Its existence denied by the U.S. government, Third Echelon deploys a lone field operative. He is sharp, nearly invisible, and deadly. And he has the right to spy, steal, destroy, and assassinate to protect American freedoms.
His name is Sam Fisher. He is a Splinter Cell®.
Its existence denied by the U.S. government, Third Echelon deploys a lone field operative. He is sharp, nearly invisible, and deadly. And he has the right to spy, steal, destroy, and assassinate to protect American freedoms.
His name is Sam Fisher. He is a Splinter Cell®.
355 pages, Paperback
First published December 6, 2004
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
May 13, 2018
کتابهایی که از روی بازی نوشته میشوند هیچ وقت تجربه خوبی ندارند. مخصوصا اگر خواننده اون بازی رو هم تجربه کرده باشه.
ولی این کتاب رو دوست داشتم. شاید چون عاشق سام فیشر هستم.
ولی این کتاب رو دوست داشتم. شاید چون عاشق سام فیشر هستم.
Read
November 16, 2025الان دیگر کتابهایی که از یا الهامبخش فیلم یا بازی باشند برایم جایگاه ویژهای دارند و حتماً سراغشان میروم. کتاب را متاسفانه در بساط جلوی خود کتاب تندیس در ولیعصر در کارتن کتابهای ارزان پیدا کردم و باورم نمیشود که جزو کتابهای نخوانده حساب بشود و دلم گرفت. در کنارش کتابهای تالیفی هم به همین وضعیت دچار بودند که چندتایی گرفتم و اتفاقاً فرضم بر این است که کتابهای خوبی هستند. من فقط یک بار تجربۀ اسپلینترسل داشتم که فکر کنم روی ایکسباکس بود و عاشق آن دوربین سهچشمی و رنگ سبزش بودم. داستان خیلی هیجانانگیز و وسط ماجرا شروع شد و از زبان خود اسپلینترسل بود. نمیدانم دیگر چه داستانهای جاسوسی را شبیه این خواندم ولی اینکه خودش داشت تعریف میکرد را واقعاً دوست داشتم.
اول موردی که باهایش درگیر بودم را بگویم و بعدش بروم سراغ خوبیهایش. اینکه در صحنههای زدوخورد خیلی آبدوغخیاری میشد ناراحتم میکرد. یعنی خیلی همه چیز سرکاری بود و به راحتی از مهلکه بیرون میآمد. اما جدا از آن واقعاً از خواندنش لذت بردم. اول از همه شکل داستانپردازی که هر فصل را به یک بخشی از ماجرا و شخصیتها اختصاص داده بود و تو کمکم تمام شخصیتها را میشناختی. این برایم مهم بود چون یکهو یک شخصیت از هوا ظاهر نمیشد یا اینکه شخصیت منفی را اصلاً نشناسی. تکتک شخصیتها حتی هکر کامپیوتری یا مربی باشگاه هم تلاش شده بود شناخته بشوند و اینکه بدون عجله داشت قصه را تعریف میکرد خوشم آمد. خود قصه هم با اینکه کلیشهای و داغون کردن جهان بود را دوست داشتم. یک پیچیدگی بین سازمانهای مختلف داشت و فقط یک آدم کلهخراب نبود که بخواهد همهچیز را خراب کند. حتی آخر داستان هم به شکلی بود که در خود سیستم هم احتمالاً نفوذی باشد و شاید در جلد دوم بهش رسیدگی بشود. تعدد شخصیتها را هم دوست داشتم که کم نگذاشته بود و حتی یک سلسلهمراتبی برای شخصیتها داشت و اینکه فقط یکی همه جا باشد نبود.
چیزی که خیلی برای جالب بود تعدد ابزار بود. یعنی ابزاری که واقعاً کمک میکردند تا ماموریت را به خوبی انجام بدهی و فقط برای قشنگی نبودند و انگار واقعاً برای ماموریتهای فیشر یک بسته تدارک دیده بودند که بتواند باهایشان کند و مهمتر از آن این بود که خود فیشر هم کاملاً مسلط بود؛ و البته ابزار هم خدا را شکر یکهو خراب نمیشدند یا لویش بدهند.
حتی دوتا پایان داشت و بعد از پایان اول ما هنوز داشتیم برای پایان شخصیتر فیشر هم همراه میشدیم. نهایتاً به عنوان اولین داستان جاسوسی که خواندم خیلی به دلم نشست و واقعاً خوش گذشت.
اول موردی که باهایش درگیر بودم را بگویم و بعدش بروم سراغ خوبیهایش. اینکه در صحنههای زدوخورد خیلی آبدوغخیاری میشد ناراحتم میکرد. یعنی خیلی همه چیز سرکاری بود و به راحتی از مهلکه بیرون میآمد. اما جدا از آن واقعاً از خواندنش لذت بردم. اول از همه شکل داستانپردازی که هر فصل را به یک بخشی از ماجرا و شخصیتها اختصاص داده بود و تو کمکم تمام شخصیتها را میشناختی. این برایم مهم بود چون یکهو یک شخصیت از هوا ظاهر نمیشد یا اینکه شخصیت منفی را اصلاً نشناسی. تکتک شخصیتها حتی هکر کامپیوتری یا مربی باشگاه هم تلاش شده بود شناخته بشوند و اینکه بدون عجله داشت قصه را تعریف میکرد خوشم آمد. خود قصه هم با اینکه کلیشهای و داغون کردن جهان بود را دوست داشتم. یک پیچیدگی بین سازمانهای مختلف داشت و فقط یک آدم کلهخراب نبود که بخواهد همهچیز را خراب کند. حتی آخر داستان هم به شکلی بود که در خود سیستم هم احتمالاً نفوذی باشد و شاید در جلد دوم بهش رسیدگی بشود. تعدد شخصیتها را هم دوست داشتم که کم نگذاشته بود و حتی یک سلسلهمراتبی برای شخصیتها داشت و اینکه فقط یکی همه جا باشد نبود.
چیزی که خیلی برای جالب بود تعدد ابزار بود. یعنی ابزاری که واقعاً کمک میکردند تا ماموریت را به خوبی انجام بدهی و فقط برای قشنگی نبودند و انگار واقعاً برای ماموریتهای فیشر یک بسته تدارک دیده بودند که بتواند باهایشان کند و مهمتر از آن این بود که خود فیشر هم کاملاً مسلط بود؛ و البته ابزار هم خدا را شکر یکهو خراب نمیشدند یا لویش بدهند.
حتی دوتا پایان داشت و بعد از پایان اول ما هنوز داشتیم برای پایان شخصیتر فیشر هم همراه میشدیم. نهایتاً به عنوان اولین داستان جاسوسی که خواندم خیلی به دلم نشست و واقعاً خوش گذشت.
August 13, 2022
سری کتاب هاش مثل بازیش جذابه هر لحظه که کتابو میخوندم حس میکردم دسته ی بازی دستمه وکنترل سم فیشر
جلداش ترجمه بشه خیلی عالی میشه
جلداش ترجمه بشه خیلی عالی میشه
Displaying 1 - 3 of 3 reviews




