What do you think?


The Naked Ape Trilogy #3
Intimate Behaviour: A Zoologist's Classic Study of Human Intimacy
Twenty-five years after it first caused a splash in the scientific and literary worlds, Intimate Behavior is still one of the best chronicles of human intimacy. With a masterful and entertaining eye, Desmond Morris, bestselling author of The Naked Ape and The Human Zoo , analyzes the roots of
human intimacy, from the handshake through the twelve stages that people pass through on their way to the total sexual embrace. Morris contends that the months just before and after birth are when the seeds of intimacy are planted and are critical to development. From the loving attention of the
mother, the child learns and responds with intimate gestures of his or her own. He argues that human adults follow certain patterns of intimate behaviour that are based on these infant experiences for their entire lives. In addition to sexual intimacy, Morris discussed social intimacy, intimacy
substitutes, object intimacy, and self-intimacy. Complete with a new preface by the author, Intimate Behavior is a provocative view of humans need to touch and to be touched, to love and to be loved. At a crucial moment, a gentle embrace can still do more good than a thousand earnest discussions.
Despite all our social and technological advances, the primeval body language of love still remains the most potent force we have for the expression of feelings of comfort and caring. Desmond Morris, from his new Preface
human intimacy, from the handshake through the twelve stages that people pass through on their way to the total sexual embrace. Morris contends that the months just before and after birth are when the seeds of intimacy are planted and are critical to development. From the loving attention of the
mother, the child learns and responds with intimate gestures of his or her own. He argues that human adults follow certain patterns of intimate behaviour that are based on these infant experiences for their entire lives. In addition to sexual intimacy, Morris discussed social intimacy, intimacy
substitutes, object intimacy, and self-intimacy. Complete with a new preface by the author, Intimate Behavior is a provocative view of humans need to touch and to be touched, to love and to be loved. At a crucial moment, a gentle embrace can still do more good than a thousand earnest discussions.
Despite all our social and technological advances, the primeval body language of love still remains the most potent force we have for the expression of feelings of comfort and caring. Desmond Morris, from his new Preface
272 pages, Paperback
First published January 1, 1971
About the author
Desmond Morris
234 books579 followersDesmond John Morris (24 January 1928 - 19 April 2026) was an English zoologist, ethologist and surrealist painter, as well as a popular author in human sociobiology.
He is known for his 1967 book The Naked Ape, and for his television programmes such as Zoo Time.
After the death of his wife in 2018 he lived with his son and family in Ireland. Morris died in Naas, County Kildare, on 19 April 2026, at the age of 98.
abridged from Wikipedia
He is known for his 1967 book The Naked Ape, and for his television programmes such as Zoo Time.
After the death of his wife in 2018 he lived with his son and family in Ireland. Morris died in Naas, County Kildare, on 19 April 2026, at the age of 98.
abridged from Wikipedia
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
October 26, 2016
دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 9 فصل و 167 صفحه تشکیل شده است که موضوعِ اصلیِ آن حولِ محورِ انواع تماس هایِ زن و مرد و تماس های جنسی و رابطه های عاشقانه و غیر عاشقانه و نزدیکی با جنسِ مخالف و حتی با اشیایِ مختلف، میگردد
بارها در ریویوهای دیگر در موردِ کرامت و هویتِ واقعیِ جنس زن نوشته ام و اینبار نیز از فرصت استفاده کردم، تا در موردِ یکی از مشکلاتِ بسیار آزاردهنده در سرزمینمان، برایِ شما دوستانِ باشعور و فهیم، چند خطی بنویسم
----------------------------------------------
عزیزانم، بسیاری از زنان و دخترانِ مسلمان و بخصوص شیعه مذهب، تصور میکنند که با پوشیدنِ چادر سیاه و روسری و مقنعه و غیره، میتوانند خودشان را به اصطلاح از چشمِ نامحرم دور نگاه دارند، ولی این را نمیدانند که باید از چیزِ دیگری بترسند و این مشکل از جایِ دیگریست و ریشهٔ این درخت از ریشه پوسیده و کرم خورده میباشد... این مذهب و دین و مکتب، ذره ای برایِ جنسِ زن ارزش قائل نمیباشد، این مکتب مردانش را بیشعور بارآورده و بار می آورد. مکتبی که خود در پرورشِ نامحرم سرآمدِ روزگاران است، یک جایش بدونِ تردید لنگ میزند... مکتبی که مردانش را شکارچیِ زنان تعلیم داده است، باید برای توجیه رفتارِ زشت و کثیف و رذیلانهٔ خویش، معانیِ ویژه ای نیز اختراع نماید، تا پذیرندگانِ مکتبِ غیر انسانی و نابخردانهٔ خود را به باور بنشاند
زنان و دخترانِ خردگرایِ سرزمینم، عزیزانِ من، این را بدانید که این پوششِ شما نیست که شما را از گردابِ طعمه شدن توسطِ مردانِ بیشعور و هوسران حفظ میکند، بلکه فهمِ کرامتِ زن بودنِ شماست که باید توسطِ این مردانِ بیخرد فهم شود... آیا ارزشِ شما به یک تکه پوستِ بی ارزش یا همان پردهٔ بکارت است؟!؟
امروزه در زمینهٔ روابطِ جنسی و سکس، اگرچه طرزِ فکرِ رسمی هنوز ممکن است تغییر نکرده باشد، امّا از شدتِ اجرایِ آن کاسته شده است... با پیشرفتِ روش هایِ جلوگیری و پیشگیری از حاملگی، مسئلهٔ بکارت دیگر اهمیتِ خود را برایِ بسیاری از دختران از دست داده است... قواعدِ ضدِ سکس که روزی با اکراه شکسته میشد، اکنون با وسعتِ بسیار زیادی نقض میگردد و بجایِ آنکه بکارت امتیاز محسوب شود، تقریباً کسرِ شأن و شاخصی از ناتوانیِ جنسی محسوب شده است
سکس قبل از ازدواج با آنکه موردِ تأییدِ خانواده ها نیست، امّا الگویِ موردِ قبولِ جوان هایی میباشد که عاشقِ یکدیگرند... اگر سکس پیش از ازدواج صورت گیرد، در آنصورت جوانان و دلدادگانِ عاشق پیشه، دچارِ کلافه شدنِ پس از بوسیدن و یا دست زدن به یکدیگر نمیشوند و از طرفی معتاد به خودارضایی نشده و در معرضِ عادت نمودن به خودارضایی نیز قرار نمیگیرند... بسیاری از زنان و مردانی که پیش از ازدواج به خود ارضایی خو گرفته اند، پس از ازدواج نیز به این کار ادامه داده اند، که این موضوع بسیار بد است
مردی که خودش بارها سکس داشته است و صدها غلط کاری کرده است، انتظار دارد که با زنی ازدواج کند که پردهٔ بکارت داشته باشد... همین ارزش گذاریِ احمقانه برایِ یک تکه پوستِ بی ارزش، سبب شده تا خیلی از دختران، زندگی را با دروغ آغاز کنند و میلیون ها تومان هزینه کنند تا پردهٔ بکارتِ پاره شده را بدوزند... این چه رفتارِ احمقانه ای میباشد!!؟ چرا زن جماعت باید برایِ حفظ و نگهداری از این تکه پوستِ بی ارزش تا این حد سختی را تحمل کند و همیشه مراقبِ حتی نشستن و برخواستنش باشد تا مبادا این پرده پاره شود... دخترِ بیچاره حتی با خیالِ راحت نمیتواند ورزش کند و همیشه باید استرسِ این را داشته باشد که ممکن است در حالِ نرمش و ورزش، پرده اش پاره شود
نورِ چشمانم، بدانید که مردانِ تعلیم یافته در مکتبِ اسلام و عرب پرستی، فهم نمیکنند که ارزشِ دختران و زنانِ این سرزمین به یک تکه پوست و پرده نیست، این را فهم نمیکنند که زن کنیز و برده نیست، بلکه نَرده است، نرده و حفاظی است که مرد را از سقوط از ایوانِ زندگی حفظ میکند
در سرزمینِ پاکِ ما، به زنان و دختران از کودکی اینگونه القا و تفهیم میکنند که تن و بدنشان منبعِ فساد است و باعثِ تحریکِ مردان میشود.. همین حرف هایِ احمقانه سبب میشود تا توسعهٔ شعور در وجودِ این دخترانِ بیچاره متوقف شود و باوری حقارت آمیز از هویّتِ انسانی در ذهن و وجودشان نقش ببندد... خاک بر سرِ آن مردی که همچون حیوان است و اختیاری از خود ندارد.. ننگ بر آن مردِ چندش آوری که با دیدنِ بدنِ زن بدونِ چادر و مانتو و دیدنِ موی سرِ زنان در خیابان تحریک شود... بارها دیده ام که زنان و دختران، دست و تارهایِ مویِ خودشان را پوشانده اند و میگویند گناهِ بی لذت انجام میدهم!! چرا به این بیچاره ها اینگونه القا میکنند که سببِ گناهکار شدنِ مردان و حتی خودشان میشوند؟؟ این چه دین و مذهبِ کثیف و نابخردانه ای میباشد که پیروانش تا این اندازه هوس ران و نادان میباشند؟
در سرزمینِ ما مردها پیش از ازدواج اگر سکس داشته باشند، ایرادی ندارد.. ولی دختران برایِ حفظِ یک تکه پوست و چند قطره خون، حق ندارند دست از پا خطا کنند.. مگر جنسِ زن شهوت ندارد؟!؟ با نیازش چه بکند؟ خود ارضایی کند؟ در سنِ پایین ازدواج کند و جوانی و شادابیِ خویش را تباه و ویران سازد؟؟! بسیاری از زنان را دیده ام که پس از رسیدن به سی سالگی پشیمان هستند که چرا از جوانیِ خودشان استفاده نکرده اند... و حتی ممکن است به شوهرِ خودشان هم خیانت کنند
تعدادِ دخترانِ ایرانی سه برابر یا چهار برابرِ مردان ایرانی میباشد.. من نمیدانم، در حالِ حاضر با این همه مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعی که مانع از ازدواج شده است، دخترانی که نزدیک به سی سال سن دارند و یا بیشتر، باید با احساسِ زنانگی خودشان چه بکنند!! مگر این موجوداتِ حساس و لطیف، انسان نیستند؟!! من نمیدانم یک تکه پوستِ بی ارزش در دین و مذهب محمدِ بن عبداللهِ تازی و علی بن ابیطالبِ تازی، چقدر برای مردانِ احمق و بیخرد اهمیت دارد که شیخ هایِ عرب نشین و حرام زاده حاضرند میلیون ها میلیون هزینه کنند تا پردهٔ بکارتِ دخترانِ سرزمینم را همچون حیوان بدرند و پاره کنند
در این مکتب و دینِ کثیف و پست، زن حق ندارد حتی به آلتِ زنانگی خودش فکر کند و یا نامِ نازش را بر زبان بیاورد.. عزیزانم مطمئن باشید زنی که از فهم اعضاء زنانگی خود غافل میباشد، شوهری ولگرد تربیت خواهد کرد که سر در هر سوراخی میکند... هولناک ترین عضو زنان در این دین و مذهبِ غیر انسانی، ناز و آلت تناسلیِ آنهاست... این چه منطق و اصول انسانی و اجتماعی است که به وجود آورده اند؟؟؟
امروزه در اجتماع رفت و آمدها چه در خیابان و چه در مترو و اتوبوس بسیار زیاد شده است و خود به خود برخوردهایِ بدن به بدن پیش می آید و مردم از نظرِ فیزیکی بیش از حد به یکدیگر نزدیک هستند... حال با وجودِ این شرایط، زنان و دخترانِ بیچاره مجبور به رعایتِ یک حدِ غیر طبیعی از خویشتن داری میباشند و باید مدام در هراس باشند که مبادا مثلاً دستشان به دستِ مردِ دیگری برخورد کند و یا بازویشان به شخصِ دیگری مالیده شود و در فکرِ خزعبلاتِ احمقانه ای همچون برخورد نکردن با نامحرمان هستند و در کل هرچه در این به اصطلاح خویشتن داریِ بیخردانه موفق باشند، از آن طرف خود را هرچه بیشتر از صمیمیت ها، حتی با آنها که دوستشان دارند و یا دوست و آشنایان نیز محروم میکنند
دوست دارم ساعتها و صفحاتِ زیادی دربارهٔ این موضوع برایتان بنویسم... افسوس که بیش از این، ریویو برای شما خسته کننده میشود
---------------------------------------------
امیدوارم این ریویو و بیانِ این مسائل، برایِ شما خردگرایانِ ایرانی، مفید بوده باشه
<پیروز باشید و ایرانی>
بارها در ریویوهای دیگر در موردِ کرامت و هویتِ واقعیِ جنس زن نوشته ام و اینبار نیز از فرصت استفاده کردم، تا در موردِ یکی از مشکلاتِ بسیار آزاردهنده در سرزمینمان، برایِ شما دوستانِ باشعور و فهیم، چند خطی بنویسم
----------------------------------------------
عزیزانم، بسیاری از زنان و دخترانِ مسلمان و بخصوص شیعه مذهب، تصور میکنند که با پوشیدنِ چادر سیاه و روسری و مقنعه و غیره، میتوانند خودشان را به اصطلاح از چشمِ نامحرم دور نگاه دارند، ولی این را نمیدانند که باید از چیزِ دیگری بترسند و این مشکل از جایِ دیگریست و ریشهٔ این درخت از ریشه پوسیده و کرم خورده میباشد... این مذهب و دین و مکتب، ذره ای برایِ جنسِ زن ارزش قائل نمیباشد، این مکتب مردانش را بیشعور بارآورده و بار می آورد. مکتبی که خود در پرورشِ نامحرم سرآمدِ روزگاران است، یک جایش بدونِ تردید لنگ میزند... مکتبی که مردانش را شکارچیِ زنان تعلیم داده است، باید برای توجیه رفتارِ زشت و کثیف و رذیلانهٔ خویش، معانیِ ویژه ای نیز اختراع نماید، تا پذیرندگانِ مکتبِ غیر انسانی و نابخردانهٔ خود را به باور بنشاند
زنان و دخترانِ خردگرایِ سرزمینم، عزیزانِ من، این را بدانید که این پوششِ شما نیست که شما را از گردابِ طعمه شدن توسطِ مردانِ بیشعور و هوسران حفظ میکند، بلکه فهمِ کرامتِ زن بودنِ شماست که باید توسطِ این مردانِ بیخرد فهم شود... آیا ارزشِ شما به یک تکه پوستِ بی ارزش یا همان پردهٔ بکارت است؟!؟
امروزه در زمینهٔ روابطِ جنسی و سکس، اگرچه طرزِ فکرِ رسمی هنوز ممکن است تغییر نکرده باشد، امّا از شدتِ اجرایِ آن کاسته شده است... با پیشرفتِ روش هایِ جلوگیری و پیشگیری از حاملگی، مسئلهٔ بکارت دیگر اهمیتِ خود را برایِ بسیاری از دختران از دست داده است... قواعدِ ضدِ سکس که روزی با اکراه شکسته میشد، اکنون با وسعتِ بسیار زیادی نقض میگردد و بجایِ آنکه بکارت امتیاز محسوب شود، تقریباً کسرِ شأن و شاخصی از ناتوانیِ جنسی محسوب شده است
سکس قبل از ازدواج با آنکه موردِ تأییدِ خانواده ها نیست، امّا الگویِ موردِ قبولِ جوان هایی میباشد که عاشقِ یکدیگرند... اگر سکس پیش از ازدواج صورت گیرد، در آنصورت جوانان و دلدادگانِ عاشق پیشه، دچارِ کلافه شدنِ پس از بوسیدن و یا دست زدن به یکدیگر نمیشوند و از طرفی معتاد به خودارضایی نشده و در معرضِ عادت نمودن به خودارضایی نیز قرار نمیگیرند... بسیاری از زنان و مردانی که پیش از ازدواج به خود ارضایی خو گرفته اند، پس از ازدواج نیز به این کار ادامه داده اند، که این موضوع بسیار بد است
مردی که خودش بارها سکس داشته است و صدها غلط کاری کرده است، انتظار دارد که با زنی ازدواج کند که پردهٔ بکارت داشته باشد... همین ارزش گذاریِ احمقانه برایِ یک تکه پوستِ بی ارزش، سبب شده تا خیلی از دختران، زندگی را با دروغ آغاز کنند و میلیون ها تومان هزینه کنند تا پردهٔ بکارتِ پاره شده را بدوزند... این چه رفتارِ احمقانه ای میباشد!!؟ چرا زن جماعت باید برایِ حفظ و نگهداری از این تکه پوستِ بی ارزش تا این حد سختی را تحمل کند و همیشه مراقبِ حتی نشستن و برخواستنش باشد تا مبادا این پرده پاره شود... دخترِ بیچاره حتی با خیالِ راحت نمیتواند ورزش کند و همیشه باید استرسِ این را داشته باشد که ممکن است در حالِ نرمش و ورزش، پرده اش پاره شود
نورِ چشمانم، بدانید که مردانِ تعلیم یافته در مکتبِ اسلام و عرب پرستی، فهم نمیکنند که ارزشِ دختران و زنانِ این سرزمین به یک تکه پوست و پرده نیست، این را فهم نمیکنند که زن کنیز و برده نیست، بلکه نَرده است، نرده و حفاظی است که مرد را از سقوط از ایوانِ زندگی حفظ میکند
در سرزمینِ پاکِ ما، به زنان و دختران از کودکی اینگونه القا و تفهیم میکنند که تن و بدنشان منبعِ فساد است و باعثِ تحریکِ مردان میشود.. همین حرف هایِ احمقانه سبب میشود تا توسعهٔ شعور در وجودِ این دخترانِ بیچاره متوقف شود و باوری حقارت آمیز از هویّتِ انسانی در ذهن و وجودشان نقش ببندد... خاک بر سرِ آن مردی که همچون حیوان است و اختیاری از خود ندارد.. ننگ بر آن مردِ چندش آوری که با دیدنِ بدنِ زن بدونِ چادر و مانتو و دیدنِ موی سرِ زنان در خیابان تحریک شود... بارها دیده ام که زنان و دختران، دست و تارهایِ مویِ خودشان را پوشانده اند و میگویند گناهِ بی لذت انجام میدهم!! چرا به این بیچاره ها اینگونه القا میکنند که سببِ گناهکار شدنِ مردان و حتی خودشان میشوند؟؟ این چه دین و مذهبِ کثیف و نابخردانه ای میباشد که پیروانش تا این اندازه هوس ران و نادان میباشند؟
در سرزمینِ ما مردها پیش از ازدواج اگر سکس داشته باشند، ایرادی ندارد.. ولی دختران برایِ حفظِ یک تکه پوست و چند قطره خون، حق ندارند دست از پا خطا کنند.. مگر جنسِ زن شهوت ندارد؟!؟ با نیازش چه بکند؟ خود ارضایی کند؟ در سنِ پایین ازدواج کند و جوانی و شادابیِ خویش را تباه و ویران سازد؟؟! بسیاری از زنان را دیده ام که پس از رسیدن به سی سالگی پشیمان هستند که چرا از جوانیِ خودشان استفاده نکرده اند... و حتی ممکن است به شوهرِ خودشان هم خیانت کنند
تعدادِ دخترانِ ایرانی سه برابر یا چهار برابرِ مردان ایرانی میباشد.. من نمیدانم، در حالِ حاضر با این همه مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعی که مانع از ازدواج شده است، دخترانی که نزدیک به سی سال سن دارند و یا بیشتر، باید با احساسِ زنانگی خودشان چه بکنند!! مگر این موجوداتِ حساس و لطیف، انسان نیستند؟!! من نمیدانم یک تکه پوستِ بی ارزش در دین و مذهب محمدِ بن عبداللهِ تازی و علی بن ابیطالبِ تازی، چقدر برای مردانِ احمق و بیخرد اهمیت دارد که شیخ هایِ عرب نشین و حرام زاده حاضرند میلیون ها میلیون هزینه کنند تا پردهٔ بکارتِ دخترانِ سرزمینم را همچون حیوان بدرند و پاره کنند
در این مکتب و دینِ کثیف و پست، زن حق ندارد حتی به آلتِ زنانگی خودش فکر کند و یا نامِ نازش را بر زبان بیاورد.. عزیزانم مطمئن باشید زنی که از فهم اعضاء زنانگی خود غافل میباشد، شوهری ولگرد تربیت خواهد کرد که سر در هر سوراخی میکند... هولناک ترین عضو زنان در این دین و مذهبِ غیر انسانی، ناز و آلت تناسلیِ آنهاست... این چه منطق و اصول انسانی و اجتماعی است که به وجود آورده اند؟؟؟
امروزه در اجتماع رفت و آمدها چه در خیابان و چه در مترو و اتوبوس بسیار زیاد شده است و خود به خود برخوردهایِ بدن به بدن پیش می آید و مردم از نظرِ فیزیکی بیش از حد به یکدیگر نزدیک هستند... حال با وجودِ این شرایط، زنان و دخترانِ بیچاره مجبور به رعایتِ یک حدِ غیر طبیعی از خویشتن داری میباشند و باید مدام در هراس باشند که مبادا مثلاً دستشان به دستِ مردِ دیگری برخورد کند و یا بازویشان به شخصِ دیگری مالیده شود و در فکرِ خزعبلاتِ احمقانه ای همچون برخورد نکردن با نامحرمان هستند و در کل هرچه در این به اصطلاح خویشتن داریِ بیخردانه موفق باشند، از آن طرف خود را هرچه بیشتر از صمیمیت ها، حتی با آنها که دوستشان دارند و یا دوست و آشنایان نیز محروم میکنند
دوست دارم ساعتها و صفحاتِ زیادی دربارهٔ این موضوع برایتان بنویسم... افسوس که بیش از این، ریویو برای شما خسته کننده میشود
---------------------------------------------
امیدوارم این ریویو و بیانِ این مسائل، برایِ شما خردگرایانِ ایرانی، مفید بوده باشه
<پیروز باشید و ایرانی>
September 11, 2017
لمس میکنم پس هستم
اولین تجربهها همیشه خاصترین و تاثیرگذارترین هستند. اگر به گذشته و آغاز حیاتمان برگردیم، اولینِ اولین تجربهی ما از بودن یا اولین ارتباط ما با دنیا مربوط است به شکلگیری احساس لامسه در رحم مادر. اولین احساسات و خاطرات انسان از دنیا، مرتبط با احساس لامسه است، پس بدون شک این تماسهای نخستین، تاثیر غیرقابل انکاری در شکلگیری تودهی انسانی دیروز، نوزاد امروز و بزرگسال فردا دارد. دزموند موریس، جانورشناس و رفتارشناس معروف و پرحاشیه در این کتاب به سراغ تماسهای فیزیکی حیوانِ انسانی رفته و آنها را از منظر جانورشناسی و رفتارشناختی بررسی کرده است. اگر با نظریات نویسنده و آثار معروفش (باغ وحش انسانی و میمون برهنه آشنایی داشته باشید، شیوه استدلال نویسنده و محتوای این کتاب برایتان قابل پیشبینیست. یکی از دلایل کنجکاوی من در مورد کتاب همین بود. علت دیگری که باعث شد کتاب را بخوانم، آشنایی با سلیقهی مترجم در انتخاب آثار و همینطور معرفی کتاب توسط نشر پاد و آقای آرش حسینیان بود
این تودهی محو انسانی: از تولد تا مرگ آغوش بجوی
نویسنده در این کتاب تمام تماسهای فیزیکی انسان با محیط بیرونی و حتی خودش بررسی کرده و به نتایج و فرضیههای جالبی هم دست پیدا کرده. در فصل نخست سرچشمهی این تماسها مورد بررسی قرار گرفته: دوران جنینی و نوزادی. موریس با بررسی دقیق تماسهای جنین و نوزاد، به الگوی عجیب و مهیجی از زندگی انسان از تولد تا مرگ بر اساس شاخص تماسی دست پیدا میکند، یک سیکل که از تولد و طفولیت آغاز شده، در طول زندگی تکرار میشود و با مرگ در طفولیت سوم به پایان میرسد. بر مبنای این الگو بسیاری از رفتارهای انسان، حتی موادری نظیر سرد شدن روابط عاشقانه/جنسی و طلاق قابل توضیح است
نخ دادن!
سوپر ایگو (وجدان) نقش محدودکنندهای در مقابل نهاد ایفا میکند. از این رو عقدهها خود را به شکل نامحسوسی، طوری که سوپرایگو متوجه آن نشود بروز میدهد. یکی از این نمودهای بیرونی، ارسال ناخوداگاه پیامهای جنسیست. نویسنده در فصل دوم به بررسی اجزای بدن انسان و پیامهایی که انسان بصورت آگاه و ناخوداگاه به دیگران ارسال میکند میپردازد. موریس با تفکیک اجزای بدن انسان، از نواحی تناسلی گرفته تا صورت و زانو، به نقش مستقل اعضا در جذب و ارسال پیامهای جنسی میپردازد. در نهایت هم نقش تمامیت بدن به عنوان یک پیامرسان جنسی مشخص میشود. مثلا اینکه چطور حالت قرار گرفتن پاها میتواند، نشستن، خندیدن و ... میتواند به دیگری پیامهای جنسی ارسال کند
تماس جنسی به مثابهی رجعت نافرجام به رحم مادر
نویسنده در فصل سوم به سنتز یک رابطهی جنسی، از ابتدایی ترین مرحله - نگاه چشم در چشم - تا مرحلهی نهایی - مقاربت جنسی- پرداخته و مراحل 12 گانهای بدست آورده که در مورد هریک و نقش آن در ایجاد پیوند عاطفی و برانگیختگی جنسی کم و بیش توضیحاتی ارائه میکند. مراحلی که بطور مجزا و در انتها بهصورت یک کل، هدفی ندارد جز بازگشت به آرامش گمشدهی دوران جنینی و شیرخوارگی. رجعتی نافرجام. در این بین نقش فرهنگ و عرف بسیار پررنگ است، طوری که این توالی 12 گانه میتواند تحت فشار عرف تغییر کند یا قبض و بسط یابد. این نقش احتمالا برای مخاطب ایرانی کاملا آشنا و عینی خواهد بود
این موجود لجوج اجتماعی لمسناپذیر
اما تمام تماسهای انسان به جنسیت محدود نمیشود. انسان در محیط زندگی خود با خانواده، آشنا و غریبه، تماسهای گوناگونی پیدا میکند. هرچند اغلب این تماسها برای او ناخوشایند است و آگاهانه از آنها حذر میکند (اگر باغ وحش انسانی را خوانده باشید این موضوع و علت آن بسیار روشن است). یک مثال بارز، نگاه خیرهی فرد غریبه در محیطی عمومی است، یا لگد کردن پای دیگری است. این فصل به بررسی این تماسها، منشا آنها و مفهوم واقعیشان میپردازد. بطوری که از یک عمل سادهی دست دادن، چندین صفحه تفسیر و تحلیل و ریشهیابی حاصل شده است. این فصل یکی از جالبترین بخشهای کتاب است
من نوازش نمیشوم/نمیکنم
وقتی این اساسیترین نیاز انسان، این حیوان قبیلهای برآورده نشود، این عقده خود را به شیوههای دیگری بروز میدهد. جایگزین اول: توسل به لمسکنندگان حرفهای (نظیر پزشکان، ماساژورها، آرایشگرها، رقصهای مشترک، فروشندگان جنسی). جایگزین دوم: نگهداری از حیوانات خانگی و ایجاد رابطهی آنتروپومورفیس ( انسانانگاری) با آنها. جایگزین سوم: توسل به اشیا ( پوشاک، کتاب، عروسک، بالشت، پتو، نمادهای مذهبی، یادگاریها). جایگزین چهارم: خودنزدیکی که متداولترین و نامرئیترین نوع تماس انسان است. در این نوع نزدیکی، فرد با تماسهای گوناگون با بدن خود، تماس با مادر در دوران جنینی و شیرخوارگی را بازسازی میکند. اعمالی مثل گره کردن دستها، گذاشتن سر/گونه روی کف دست، زدن کف دست به صورت در مواقع بحرانی (که در فرهنگ کوچه و بازار ایرانی با بیان عبارت خدا مرگم بده همراه است) و قس علی هذا
خب حالا که چی؟
نیاز به تماس یکی از بنیادیترین و طبیعیترین نیازهای آدمیست، که میتواند گاهی به عنوان بیماری بروز کند. در این حالت امکان اخذ تصمیمهای اشتباه و مختل شدن زندگی وجود دارد. با این تفاسیر و روشن شدن اناتومی تماسهای انسان و ریشههای آن، دوران نوزادی و بطور کل 2 سال اول زندگی کودک دورهای طلایی جلوه میکند، دورهای آیندهساز. اگر کودک در این 2 سال نوازشهای لازم و کافی را دریافت کند، در بزرگسالی سرشار از صمیمت، احساس و رابطهست و در غیر این صورت سراسر وجودش را نیاز به رابطه پرمیکند. پس اولین کاربرد این کتاب، آگاهیبخشی در مورد شیوهی رفتار با کودک است. دوم اینکه کتاب روی موضوعی دست گذاشته است که ما در موردش هیچ آموزشی نمیبینیم . ما حتی به تماسهای روزمرهی خود توجهی نمیکنیم و در ارتباط با خود و دیگران از رفتارها و الگوهای روتین استفاده میکنیم. با خواندن این کتاب میتوانیم نسبت به این رفتارها شناخت کافی پیدا کنیم و با شناسایی الگوهای صحیح، مشکلات احتمالی موجود را اصلاح کنیم یا حداقل متوجه اشکالی در کارمان شویم و در آخر اینکه هر کدام از مطالب کتاب در جامعهی امروز ما دهها مصداق دارد. از لبهای پروتز شده و حجمدهندههای گوناگون گرفته، تا استفاده از وسایلی مثل اسپینر، سیگار و آدامس. دانستن مطالب این کتاب شاید باعث شود با دقت و آگاهی بیشتری از وسایل مد روز استفاده کنیم
نقاط ضعف
بزرگترین نقطه ضعف کتاب، قدیمی بودن آن است. کتاب چهل و اندی سال پیش به نگارش درآمده و علم، بخصوص در حوزهی روانشناسی دچار تغییرات و پیشرفتهای عظیمی شده که این کتاب و نظریات موریس الزاما از آنها محروم است. دومین نقطه ضعف کتاب نداشتن رفرنس است، البته من نسخهی اصلی کتاب را بررسی نکردم، ولی با این معضل در کتاب باغ وحش انسانی هم روبرو شدم (منابع و مراجع اندک و ناچیز). این مشکل باعث میشود حداقل در بعضی از قسمتهای کتاب ظن شبهعلمی بودن مطالب قوت پیدا کند
اولین تجربهها همیشه خاصترین و تاثیرگذارترین هستند. اگر به گذشته و آغاز حیاتمان برگردیم، اولینِ اولین تجربهی ما از بودن یا اولین ارتباط ما با دنیا مربوط است به شکلگیری احساس لامسه در رحم مادر. اولین احساسات و خاطرات انسان از دنیا، مرتبط با احساس لامسه است، پس بدون شک این تماسهای نخستین، تاثیر غیرقابل انکاری در شکلگیری تودهی انسانی دیروز، نوزاد امروز و بزرگسال فردا دارد. دزموند موریس، جانورشناس و رفتارشناس معروف و پرحاشیه در این کتاب به سراغ تماسهای فیزیکی حیوانِ انسانی رفته و آنها را از منظر جانورشناسی و رفتارشناختی بررسی کرده است. اگر با نظریات نویسنده و آثار معروفش (باغ وحش انسانی و میمون برهنه آشنایی داشته باشید، شیوه استدلال نویسنده و محتوای این کتاب برایتان قابل پیشبینیست. یکی از دلایل کنجکاوی من در مورد کتاب همین بود. علت دیگری که باعث شد کتاب را بخوانم، آشنایی با سلیقهی مترجم در انتخاب آثار و همینطور معرفی کتاب توسط نشر پاد و آقای آرش حسینیان بود
این تودهی محو انسانی: از تولد تا مرگ آغوش بجوی
نویسنده در این کتاب تمام تماسهای فیزیکی انسان با محیط بیرونی و حتی خودش بررسی کرده و به نتایج و فرضیههای جالبی هم دست پیدا کرده. در فصل نخست سرچشمهی این تماسها مورد بررسی قرار گرفته: دوران جنینی و نوزادی. موریس با بررسی دقیق تماسهای جنین و نوزاد، به الگوی عجیب و مهیجی از زندگی انسان از تولد تا مرگ بر اساس شاخص تماسی دست پیدا میکند، یک سیکل که از تولد و طفولیت آغاز شده، در طول زندگی تکرار میشود و با مرگ در طفولیت سوم به پایان میرسد. بر مبنای این الگو بسیاری از رفتارهای انسان، حتی موادری نظیر سرد شدن روابط عاشقانه/جنسی و طلاق قابل توضیح است
نخ دادن!
سوپر ایگو (وجدان) نقش محدودکنندهای در مقابل نهاد ایفا میکند. از این رو عقدهها خود را به شکل نامحسوسی، طوری که سوپرایگو متوجه آن نشود بروز میدهد. یکی از این نمودهای بیرونی، ارسال ناخوداگاه پیامهای جنسیست. نویسنده در فصل دوم به بررسی اجزای بدن انسان و پیامهایی که انسان بصورت آگاه و ناخوداگاه به دیگران ارسال میکند میپردازد. موریس با تفکیک اجزای بدن انسان، از نواحی تناسلی گرفته تا صورت و زانو، به نقش مستقل اعضا در جذب و ارسال پیامهای جنسی میپردازد. در نهایت هم نقش تمامیت بدن به عنوان یک پیامرسان جنسی مشخص میشود. مثلا اینکه چطور حالت قرار گرفتن پاها میتواند، نشستن، خندیدن و ... میتواند به دیگری پیامهای جنسی ارسال کند
تماس جنسی به مثابهی رجعت نافرجام به رحم مادر
نویسنده در فصل سوم به سنتز یک رابطهی جنسی، از ابتدایی ترین مرحله - نگاه چشم در چشم - تا مرحلهی نهایی - مقاربت جنسی- پرداخته و مراحل 12 گانهای بدست آورده که در مورد هریک و نقش آن در ایجاد پیوند عاطفی و برانگیختگی جنسی کم و بیش توضیحاتی ارائه میکند. مراحلی که بطور مجزا و در انتها بهصورت یک کل، هدفی ندارد جز بازگشت به آرامش گمشدهی دوران جنینی و شیرخوارگی. رجعتی نافرجام. در این بین نقش فرهنگ و عرف بسیار پررنگ است، طوری که این توالی 12 گانه میتواند تحت فشار عرف تغییر کند یا قبض و بسط یابد. این نقش احتمالا برای مخاطب ایرانی کاملا آشنا و عینی خواهد بود
این موجود لجوج اجتماعی لمسناپذیر
اما تمام تماسهای انسان به جنسیت محدود نمیشود. انسان در محیط زندگی خود با خانواده، آشنا و غریبه، تماسهای گوناگونی پیدا میکند. هرچند اغلب این تماسها برای او ناخوشایند است و آگاهانه از آنها حذر میکند (اگر باغ وحش انسانی را خوانده باشید این موضوع و علت آن بسیار روشن است). یک مثال بارز، نگاه خیرهی فرد غریبه در محیطی عمومی است، یا لگد کردن پای دیگری است. این فصل به بررسی این تماسها، منشا آنها و مفهوم واقعیشان میپردازد. بطوری که از یک عمل سادهی دست دادن، چندین صفحه تفسیر و تحلیل و ریشهیابی حاصل شده است. این فصل یکی از جالبترین بخشهای کتاب است
من نوازش نمیشوم/نمیکنم
وقتی این اساسیترین نیاز انسان، این حیوان قبیلهای برآورده نشود، این عقده خود را به شیوههای دیگری بروز میدهد. جایگزین اول: توسل به لمسکنندگان حرفهای (نظیر پزشکان، ماساژورها، آرایشگرها، رقصهای مشترک، فروشندگان جنسی). جایگزین دوم: نگهداری از حیوانات خانگی و ایجاد رابطهی آنتروپومورفیس ( انسانانگاری) با آنها. جایگزین سوم: توسل به اشیا ( پوشاک، کتاب، عروسک، بالشت، پتو، نمادهای مذهبی، یادگاریها). جایگزین چهارم: خودنزدیکی که متداولترین و نامرئیترین نوع تماس انسان است. در این نوع نزدیکی، فرد با تماسهای گوناگون با بدن خود، تماس با مادر در دوران جنینی و شیرخوارگی را بازسازی میکند. اعمالی مثل گره کردن دستها، گذاشتن سر/گونه روی کف دست، زدن کف دست به صورت در مواقع بحرانی (که در فرهنگ کوچه و بازار ایرانی با بیان عبارت خدا مرگم بده همراه است) و قس علی هذا
خب حالا که چی؟
نیاز به تماس یکی از بنیادیترین و طبیعیترین نیازهای آدمیست، که میتواند گاهی به عنوان بیماری بروز کند. در این حالت امکان اخذ تصمیمهای اشتباه و مختل شدن زندگی وجود دارد. با این تفاسیر و روشن شدن اناتومی تماسهای انسان و ریشههای آن، دوران نوزادی و بطور کل 2 سال اول زندگی کودک دورهای طلایی جلوه میکند، دورهای آیندهساز. اگر کودک در این 2 سال نوازشهای لازم و کافی را دریافت کند، در بزرگسالی سرشار از صمیمت، احساس و رابطهست و در غیر این صورت سراسر وجودش را نیاز به رابطه پرمیکند. پس اولین کاربرد این کتاب، آگاهیبخشی در مورد شیوهی رفتار با کودک است. دوم اینکه کتاب روی موضوعی دست گذاشته است که ما در موردش هیچ آموزشی نمیبینیم . ما حتی به تماسهای روزمرهی خود توجهی نمیکنیم و در ارتباط با خود و دیگران از رفتارها و الگوهای روتین استفاده میکنیم. با خواندن این کتاب میتوانیم نسبت به این رفتارها شناخت کافی پیدا کنیم و با شناسایی الگوهای صحیح، مشکلات احتمالی موجود را اصلاح کنیم یا حداقل متوجه اشکالی در کارمان شویم و در آخر اینکه هر کدام از مطالب کتاب در جامعهی امروز ما دهها مصداق دارد. از لبهای پروتز شده و حجمدهندههای گوناگون گرفته، تا استفاده از وسایلی مثل اسپینر، سیگار و آدامس. دانستن مطالب این کتاب شاید باعث شود با دقت و آگاهی بیشتری از وسایل مد روز استفاده کنیم
نقاط ضعف
بزرگترین نقطه ضعف کتاب، قدیمی بودن آن است. کتاب چهل و اندی سال پیش به نگارش درآمده و علم، بخصوص در حوزهی روانشناسی دچار تغییرات و پیشرفتهای عظیمی شده که این کتاب و نظریات موریس الزاما از آنها محروم است. دومین نقطه ضعف کتاب نداشتن رفرنس است، البته من نسخهی اصلی کتاب را بررسی نکردم، ولی با این معضل در کتاب باغ وحش انسانی هم روبرو شدم (منابع و مراجع اندک و ناچیز). این مشکل باعث میشود حداقل در بعضی از قسمتهای کتاب ظن شبهعلمی بودن مطالب قوت پیدا کند
December 13, 2017
با اینکه حس میکنم مقداری از نتیجه مشاهدات این دانشمند خوب در حال حاضر کمی دست خوش تغییر شدن و شاید نتیجه گیریش در همه موارد درست نباشه ولی بسیار کتاب خوبی بود.
از قشنگی های کتاب هایی که دید رفتار شناسانه دارن اینه که با مشاهده ی زیاد در محیط اطرافتون نتایج کتاب برای شما هم میتونه ملموس بشه
یکی از بخش های بسیار جالب کتاب که حتما توصیه می کنم بخونیدش (اگر حال نداشتین باقیش رو بخونین) قسمت مربوط به قواعد اجتماعی و ریشه های رفتار "دست دادن" در گونه ی انسان هستش
از اونجایی که خودم کمی در مورد آداب درست دست دادن و اینکه کی به کی مقدمه توی این رفتار شک داشتم خوندن این بخش واقعا کمک کرد بفهمم چرا فهمیدن همچین چیزی گیج کننده س
در کل بسیار کتاب خوبیه و توصیه میشه خوندنش
آقای عبدالحسین وهاب زاده هم لطف کردن ترجمه کردن کتاب رو ولی چون حق نشر نگرفتن کتاب برای دانلود در دسترس عموم قرار داره
کافیه به اسم "رفتارشناسی تماس" کتاب رو سرچ کنید
از قشنگی های کتاب هایی که دید رفتار شناسانه دارن اینه که با مشاهده ی زیاد در محیط اطرافتون نتایج کتاب برای شما هم میتونه ملموس بشه
یکی از بخش های بسیار جالب کتاب که حتما توصیه می کنم بخونیدش (اگر حال نداشتین باقیش رو بخونین) قسمت مربوط به قواعد اجتماعی و ریشه های رفتار "دست دادن" در گونه ی انسان هستش
از اونجایی که خودم کمی در مورد آداب درست دست دادن و اینکه کی به کی مقدمه توی این رفتار شک داشتم خوندن این بخش واقعا کمک کرد بفهمم چرا فهمیدن همچین چیزی گیج کننده س
در کل بسیار کتاب خوبیه و توصیه میشه خوندنش
آقای عبدالحسین وهاب زاده هم لطف کردن ترجمه کردن کتاب رو ولی چون حق نشر نگرفتن کتاب برای دانلود در دسترس عموم قرار داره
کافیه به اسم "رفتارشناسی تماس" کتاب رو سرچ کنید
Read
December 8, 2019برای دانشجویان محیط زیست و زیست شناسی و علاقه مندان رفتارشناسی توصیه شدید می کنم
December 11, 2017
نسخه الکترونیکی که 30 صفحه بود رو خوندم وبعید میدونم کتاب با مقدار صفحه باشه ولی همین مقدار هم جالب بود
Displaying 1 - 5 of 5 reviews





