در طول تاريخ روان شناسي، نظريه هاي فرويد و يونگ همواره به عنوان مورد توجه ترين نظريه ها در زمينه ي دين تلقي شده اند. در اين كتاب شرحي خواندني از اين دو نظريه براي علاقه مندان ارائه مي شود. كتاب در دو بخش مجزا و مستقل تنظيم شده است. در بخش اول، نظريه ي فرويد در باب روان آزرده وار بودن دين و نقش سركوبگري جنسي در آن، بررسي مي شود. نويسنده پس از مروري كوتاه بر زندگي فرويد، به نوشته هاي او درباره ي دين مي پردازد.در اين زمينه كتاب هاي توتم و تابد و آينده يك پندار و نيز چند بررسي موردي نيز همچون " مرد موشي" و "قاضي شرير" را مورد توجه دقيق قرار مي دهد. بخش دوم به يونگ اختصاص دارد كه شامل مخالفت با نظريه فرويد و طرح ديدگاهي نسبت به دين است. يونگ، دين را روان آزردگي نمي داند، بلكه فقدان آن را روان آزردگي به شمار مي آورد و در حمايت از آن، عقايد بحث برانگيز خود، همچون ساختار روان، ناهشياري جمعي، كهن الگوها و فرديت يافتگي را مطرح مي كند. هر دو بخش با ارزيابي انتقادي جالب توجه نويسنده از اين دو نظريه، پايان مي پذيرد.
تموم شد ولی سوالات ذهن من شروع شد ، ابن همه رویاپردازی های یونگ. واقعی هستن ? فروید واقعا تا این حد افراطی بوده? جالبه برام تناقضات رو حل نکرد برام و من سردرگم تر از پیش شدم
عنوان کتاب: "فروید، یونگ و دین" نوشته: مایکل پالمر مترجمان: محمد دهگانپور و دکتر غلامرضا محمودی. انتشارات رشد. همونطور که از عنوان کتاب مشخص هست در این کتاب نظریه های فروید و یونگ که جزو نظریه های اصلی در روانشناسی دین هستن مورد بررسی قرار گرفته. کتاب در دو بخش نوشته شده. بخش اول به صورت کامل نظریات فروید درش بررسی شده و در بخش دوم به صورت کامل نظریات یونگ. در هر دو بخش هم در انتها نقد بر نظریه هر کدوم هست که خود پالمر نوشته. به نظر من نقدهایی که بر هر دو نظریه پالمر نوشته واقعا نقدهای فوق العاده عالی هستن و در هر دو مورد تونسته به دقت و به خوبی نقاط ضعف هر کدوم رو بررسی کنه. فروید و یونگ هر دو ماجراهای جالبی در زندگی شخصی خودشون داشتن. من فقط به صورت خلاصه میگم که یونگ روزگاری شاگرد فروید بوده ولی بعد سر یه سری مسائلی با هم اختلاف شدید پیدا میکنن. نظریات دین شناسانه این دو و کلا نظریات روانشناسی مختلفی که دارن خیلی با هم متفاوت هست و در بیشتر زمینه ها هم متضاد با همدیگه هست. جزئیات نظریات دین شناسانه فروید و یونگ هر دو خیلی خیلی برای من جالب بود... به این خاطر که هر کدوم دین رو از جنبه روانشناسی بررسی کردن و در موردش نظریه های مختلفی دادن... بحث های هر کدوم در این مورد انقدر مفصل هست که من حتی خلاصه اش رو هم نمی تونم بنویسم اگر دوست دارین می تونین توی همین کتاب پیگیری بکنین. در مورد فروید فقط به صورت خیلی خلاصه بگم که اعتقاد داره که دینداری یه روان آزردگی هست و ویژگیهای دینداری رو با سایر روان آزردگی ها از جمله وسواس مقایسه کرده و شباهتهای زیادی پیدا کرده. در ابتدای بخشی که مربوط به فروید هست قسمتی از نامه فروید به یونگ رو نوشته که براتون می نویسم: "من از اعماق وجود خود تنها به یک چیز می توانم اطمینان کنم. عمیقا بر این باورم که تمامی شالوده نیاز انسان به دین، بر درماندگی خردسالانه او قرار دارد. درماندگی که وجود آن در انسان محرزتر از حیوانات است. نوع بشر پس از تولد، دنیای بدون پدر و مادر را نمی تواند تحمل کند و برای خود، خدای عادل و طبیعت دلپذیر، این دو بدترین دروغ انسانی را که می توانست تصور کند، بنا می نهد" کتاب بخشهای فوق العاده جالبی از هر دو نظریه داره که چطوری نیازهای روانی انسان به صورت به وجود آوردن دین و خدا خودش رو نشون میده... که البته فروید و یونگ در این موارد اختلاف نظرهای زیادی دارن. کتاب بخشهای نیمه تخصصی داره که حتما باید آشنایی نسبتا کاملی با نظریه های روانشناسی داشته باشین. همچنین آشنایی با ادیان در مورد هر دو نظریه بخصوص در مورد نظریات یونگ لازم هست. فروید و یونگ در واقع بنیانگذاران دو مکتب مختلف روانشناسی هستن که بعد از اونها توسط ادامه دهنده هاشون تکمیل شد و پیروان زیادی هم داره.
really liked that he tried the best he could to be impartial and show both sides (jung's and freud's opinions, but also the opinion of their critics). the way he phrases things sometimes it's awkward, and in a way gives me the feel he assumes his readers know already what he's talking about, but it's not that big of a problem.