Jump to ratings and reviews
Rate this book

بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند

Rate this book
چاپ ۱۳۸۳

384 pages, Paperback

First published April 1, 1984

5 people are currently reading
64 people want to read

About the author

جمال میرصادقی

56 books44 followers
جمال میرصادقی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۱۲ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. فارغ التحصیل دانشکده ادبیات و علوم انسانی از دانشگاه تهران در رشته ادبیات فارسی است. جمال میرصادقی مشاغل گوناگونی داشته‌است. کارگری، معلمی، کتابدار دانشسرای تربیت معلم، کارشناس آزمون سازی در سازمان امور اداری و استخدامی کشور و مسوول اسناد قدیمی در سازمان اسناد ملی ایران. در دوره دراز کار نویسندگی، داستان‌های کوتاه و بلند بسیار و نه رمان نوشته‌است که برخی از آن‌ها به زبان‌های آلمانی ، انگلیسی ، ارمنی ، ایتالیایی ، روسی ، رومانیایی ، عبری ، عربی ، مجاری,، هندو و اردو رجمه شده‌اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (22%)
4 stars
8 (16%)
3 stars
19 (38%)
2 stars
7 (14%)
1 star
5 (10%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for amin akbari.
314 reviews162 followers
December 9, 2019
به نام او

اولین رمانی که از جمال میرصادقی خواندم، بادها خبر از تغییر فصل میدهند، است
پیش از این چند داستان از او خوانده ام که داستانهای دلنشینی بود. این رمان نیز دوستداشتنی بود و دلنشین
این چند اثرسبب شد که میرصادقی را با عنوان نویسنده تهران بشناسم، سوایِ فضاسازیهای دقیق و دلخواه از تهران قدیم زبانِ این چند اثر هم بهره های خیلی خوبی از لهجه تهران قدیم دارد که آن را از دیگر آثار نویسنده های شاخص متمایز میکند.
از این رو میرصادقی را عزیز میدارم چرا که نویسنده شهرِ من است
اما خود داستان
از لحاظ ساختاری ایراداتی میتوان به این اثر گرفت (به مانند بیشتر رمانهای ایرانی) و این مورد زمانی باعث تعجب میشود که میرصادقی خود آثار متعددی در باب داستان نویسی و ساختار داستان تالیف کرده است. واقعا برای من آزاردهنده بود که میرصادقی چرا اینقدر شلخته داستان تعریف میکند چرا خطوط رواییش اینقدر از هم گسیخته و نامنظم است. باری بزرگترین ایرادی که میتوان به این اثر گرفت، همین است.
البته در باب شخصیت پردازیها هم میتوان اشکالاتی را وارد دانست، برخی از شخصیتهای فرعی پرداخت درستی نداشتند ولی خب شخصیتهای اصلی چنان برجسته اند که واقعا حیف است که به این مورد اشاره نکنم. شخصیت رعنا چنان پرداخت درستی دارد که گمان نکنم هیچگاه فراموشش کنم. شخصیت اصلی -حمید- هم چنین است.

باری این رمان را بخوانید تا با میرصادقی در کوچه پسکوچه تهران گشت و گذار کنید و زشت و زیبایش را به چشم خود ببینید
هرچند که فعلا کتاب در بازار موجود نیست ولی پی دی افش در فضای کجازی بارگذاری شده است.
Profile Image for Fateme.
66 reviews48 followers
March 20, 2018
کتاب رو از صندقچه ی پر از کتاب پدرم پیدا کردم که مدتها تو زیرزمین خونه ی مادربزرگم زیر بقیه ی وسایل مدفون بود :))
صندق برای من حکم گنج رو داشت و داره
این کتاب جز معدود رمان هایی بود که توش پیدا میشد .
کتاب از این جهت که فضای تهران قدیم رو نشون میده برام جالب بود ، جدای از این فکر اینکه پدرم و خواهرش وقتی همسن من بودن این کتاب رو خوندن مطالعش رو برام جالبتر هم میکرد.
Profile Image for Amir Sahbaee.
389 reviews21 followers
March 8, 2024
کتابی که براش خریدم اما به دستش نرسید(چیزایی که مربوط به محتوای کتاب نیست رو آخر ریویو می‌نویسم)
--
اولین رمانی بود که از میرصادقی خوندم(قبلش داستان کوتاه خونده بودم)
.
داستان داره در انتهای دهه‌ی ۳۰ اتفاق میفته.شخصیت اصلی داستان یه پسر از طبقه‌ی اقتصادی پایین جامعه‌ست(پدر بازاری اون زمان) که هم برای خودش و بقیه‌ی شخصیت‌های داستان ماجراهای عشقی پیش میاد و هم فضای سیاسی-اجتماعی اون زمان رو به تصویر می‌کشه و نقد می‌کنه(البته رمان سال ۶۲ نوشته شده فک می‌کنم).
--
کلا کتابو دوس داشتم.یعنی فضاسازیش و تصویرسازیش منو می‌برد جایی که خیلی دور ازینجا بود و دور شدن از اینجا و اکنون گاهی بهترین چیزه.کتاب روونه و سخت‌خون نیست.ریتم خوبی داره و خسته کننده نیست و توش اتفاقات زیادی میفته.از داستان‌های عشقی تا اعتصاب و اعتراض و زندان و غیره.
--
با تاکید بر اینکه کتاب ابتدای دهه‌ی ۶۰نوشته شده و این قطعا خیلی تاثیرگذاره،شباهت‌های زیادی هم میشه دید بین توصیف نویسنده با شرایط امروز.از "کله گنده‌ها" تا وضع بد مردم "معمولی" تا سرکوب و غیره
--
اما جدای از روون بودن کتاب،به نظرم از نگاه ساختاری میشه ضعف‌های جدی درش دید.مثلا صفحه‌ی اول داستان با یه ماجرای عشقی شروع میشه و هم‌زمانیش با یه اتفاق بزرگ.وقتی توقع داری این ماجرای عشقی نقش پررنگی بازی کنه،یهو نزدیک ۱۰۰صفحه دیگه خبری ازش نمیبینی.
یا مثلا نویسنده به بیماری یکی از شخصیت‌ها می‌پردازه و جزئیات زیادی ازش می‌گه اما یهو با چند خط سر و تهشو هم میاره.
انگار خودش مطمئن نبوده که کدوم داستان رو باید پیگیری کنه و چجوری وزنی که در شروع بهشون داده رو در طول داستان حفظ کنه.
شخصیت‌های داستان بعضیاشون اضافی‌ان انگار.هیچ کار مهمی نمیکنن.هیچی به داستان اضافه نمیکنن.کم کم روایتاشون تکراری و شبیه هم میشه.کم کم همه‌ی عاشقای پاکباخته مثل هم رفتار می‌کنن و شخصیتای خوب داستان انگار دقیقا مثل هم میشن.توی عشق ورزیدنشون،توی مبارزه کردنشون،توی ازدواج کردنشون.شخصیتای بد هم حتی همینطور.هیچکس بالا و پایینی تجربه نمیکنه یا خوب و بدش عوض نمیشه.
زمان‌بندی‌ها و پرش‌ها هم بیشتر از اینکه حالت سیال ذهن رو نشون بدن،انگار شلختگی نویسنده رو نشون میدن یه جاهایی.
در کل به نظرم از نظر داستان نویسی ضعف داشت و می‌تونست بهتر ازین باشه اما حس و حال کتاب بد نبود و بدون دردسر میشد زود خوندش و یکم تو دنیاش زندگی کرد
--
--
این بخش مربوط به محتوای کتاب نیس:
قرار بود ببینمش.رفته بودم براش کتاب بخرم.دنبال چندتا رمان کمتر شناخته شده می‌گشتم که روایتش مال دهه ۳۰ و ۴۰ باشه،یه چیزی که تجربه‌ش خاص‌تر باشه و احتمالا جالب.
کلی کتاب ورق زدم و کلی مشورت گرفتم و آخر ۱۰-۱۱ تارو گرفتم.مثلا این کتاب قیمت پشت جلدش ۵۵۰ریاله.کاغذاش بوی کاغذ و یکم سیگار میده.بعضی از گزینه‌های دیگه هم همینجوری بود.خیلی ذوق داشتم کتابارو بهش بدم با اینکه بعضیاشونو نخونده بودم.اما در نهایت ترسیدم که دادن ۱۰تا کتاب مسخره باشه و کمتر نشون دهنده‌ی "انتخاب".و ازونور دلمم نمی‌خواست بارشو سنگین کنم.پس ۲-۳تا از کتابا موند دست خودم که یه جوری انگار هدیه گرفتمشون.یعنی انگار کتابا مال من نیستن و یاداور یکی دیگه‌ان.واسه همین خوندنش برام حس خاصی داشت که حتی سعی نمی‌کنم براش دنبال کلمه بگردم.
الان دقیقا ساعت ۳بامداد ۱۹ اسفنده.صدای بارونی که به شیشه می‌خوره تنها صداییه که شنیده میشه.نزدیک عید و بارون و تا ۳ صبح خوندن کتابی که برات مهمه،می‌تونه قشنگ باشه.ولی همزمان غمگینه.دوس دارم بگم گذر عمر هم غمگینه و تو دوری غمگین‌ترم هست.ولی دیگه خیلی از فضای گودریدزی خارج میشه.پس همینجا پایان
73 reviews
September 10, 2025
نمره این کتاب، از نظر من، چیزی بین 3.2 - 3.5 هست.

من چاپ اول این کتاب (1363) را خواندم. چند صفحه ای از بیست صفحه پایانی کتاب، چاپ نشده بود، البته هیچ خللی به فهم داستان وارد نکرد چون همه چیز قابل حدس بود.

جمال میرصادقی برای من، استاد عناصر داستان و رمان مدرن است. دو سه کتابی که در این زمینه از وی خواندم، دیدگاه خیلی خوبی از درک ادبیات جهان به من داد. پر نگفته ام اگر بگویم لذت کشف عناصر داستان، با خواندن کتاب های جمال، برایم دو چندان شد. خوش اقبال هم بودم چرا که کمابیش، در ابتدای راه کتابخوانی، با کتاب های جمال آشنا شدم.

این رمان اما خیلی معمولی است. همه چیز به صورت روایی، از زبان اول شخص داستان، و برای شنونده ای که به ما معرفی نمی شود، تعریف شده است. همین ویژگی موجب بی روح شدن فضای داستانی گردیده است. تصویر سازی و نگاه بی طرف در روایت های کتاب جایی ندارند.

خط روایی هم خوب از کار در نیامده است. کتاب، مثل یک پازل به هم ریخته نیست. بیشتر شبیه یک آلبوم عکس است که قرار بوده عکس هایش به ترتیب زمان مرتب شوند، اما از سر بی حوصلگی و حتی شلختگی، ترتیب عکس ها گاهی پس و پیش شده است. این را من بی حوصلگی می خوانم و نه جریان سیال روایت.

نکته دیگر، قصه هایی است که پهلو به پهلوی هم پیش می روند، و آینه وار، هم دیگر را تکرار می کنند. مرگ یا از کار افتادگی پدر، ترک تحصیل، عشق به یک زن که معمولا مادر هم هست، و غیره.

پررنگ ترین نکته مثبت کتاب شاید بازتاب زبان مردم آن زمان و اصطلاحات ناب آن دوره باشد.
Profile Image for Hamid Elikahi.
42 reviews15 followers
Read
October 31, 2023
صد صفحه خوندم. یک جوری مزخرفه که آدم احساس می‌کنه رودل کرده.
Profile Image for Sajjad A. Mohammadi.
106 reviews10 followers
March 4, 2015
نمیشه توضیح و تفسیر زیادی در مورد این کتاب بکنم یا اینکه بلد نیستم چطوری تفسیر بکنم. داستان دوران دبیرستان حمید (راوی) و چند نفر از دوستانش که در تهران قدیم زندگی می کنند و از قضا همه شون هم از خانواده های کاسب کار هستند. اینکه مردم چطور در مورد مسایل پیش اومده اجتماعی مخصوصا تو اون دوره شاه برخورد می کنند و چطور بعضی ها مقاومت می کنند، چطور سیاست همون موجود بی پدر و مادر همیشگی است و چطور ایران از قدیم همین مشکلات فرهنگی و اجتماعی رو داشته. البته چند اتفاق عشقی و غیر عشقی دیگه هم تو داستان هست که رنگی به روند اتفاقات می ده.
در کل داستان به طور طبیعی پیش می ره و مسایلی که پیش میاد روند معمولی خودش رو داره که البته مربوط به اون دوره و اون جامعه بوده که شاید برای الان جالب باشه. یاد فیلم درباره الی افتادم که با اینکه داستان خاصی نداشت، طبیعی و قشنگ بود. البته نوشتار کتاب هم یک طورهایی به زبان جاهلی کوچه بازاری ��ست که باز مربوط به فرهنگ اون زمانه.
Profile Image for pardis aghaei.
139 reviews22 followers
February 28, 2018
بعد از تجربه نافرجام خواندن كتاب آتش از آتش از آقاى ميرصادقى،فكر نميكردم اين اثر كه كاربران گودريدز نمره پايين بهش دادن اينهمه توجهم رو جلب كنه!اين كتاب در يك كلام فوق العاده بود و خوندنش بسيار بسيار لذتبخش!يك بستر داستانى داشت كه در طى اون اتفاقات از هم گسسته اى هم رخ ميداد و روزگار آن زمان و شخصيتهاى مختلف كتاب رو برات توصيف ميكرد،ميافريد و -در مواردى- در فصل هاى بعد جانشان را ميستاند!
درسته كه ماجراهاى تيره و نوميدانه اى توى اين كتاب روايت شده،اما جالبه كه هركدوم به نحوى پايان خوش و اميدواركننده اى دارن و اين براى انسانى كه با اميد زنده ست بسيار خواستنيه
ممنونم از شما آقاى ميرصادقى و به اميد ديدار در كتابهاى بعديتون:))
Profile Image for Farimahjoub.
47 reviews4 followers
July 11, 2014
مضمون خاصی برای من نداشت. تنها نوشتار آن متفاوت از سایر کتاب ها است.
Profile Image for Ebrahim Amirkhani.
16 reviews
Read
March 30, 2018
کتابی با متنی کوچه بازاری دهه 50، عاشقانه هایی منحصر به فرد از یک نوجوان تا زنی جوان با نیم نگاه هایی به اوضاع اجتماعی و سیاسی اون دهه.
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.