Jump to ratings and reviews
Rate this book

کلیدر #2

که‌لیده‌ر، به‌رگی دووه‌م

Rate this book
کِلیدَر بلندترین اثر محمود دولت‌آبادی است که در سه هزار صفحه و ده جلد به چاپ رسیده و روایت زندگی یک خانواده ی کرد ایرانی است که به سبزوار خراسان کوچانده شده‌اند. داستان کلیدر که متأثر از فضای ملتهب سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم است بین سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روی می‌دهد. کلیدر نام کوه و روستایی در شمال شرقی ایران است.

Unknown Binding

First published January 1, 1978

6 people are currently reading
70 people want to read

About the author

محمود دولت‌آبادی

79 books1,384 followers
Mahmoud Dowlatabadi is an Iranian writer and actor, known for his promotion of social and artistic freedom in contemporary Iran and his realist depictions of rural life, drawn from personal experience.

برنده لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری ۱۳۷۶
دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دوره جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان ۱۳۸۲
برنده جایزه ادبی واو ۱۳۹۰
Award for International Literature at the House of Cultures in Berlin 2009
Nominated Asian Literary Award for the novel Collon Collin 2011
Nominated for Man Booker International prize 2011
برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت ۲۰۱۲
English translation of Colonel's novel, translated by Tom Petrodill, nominee for the best translation book in America 2013
Winner of the Literary Prize Ian Millski Switzerland 2013
Knight of the Art and Literature of France 2014

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
83 (51%)
4 stars
48 (30%)
3 stars
22 (13%)
2 stars
4 (2%)
1 star
3 (1%)
Displaying 1 - 30 of 32 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews154 followers
June 13, 2021
فکرمیکنم کم‌کم دارم با داستان ارتباط برقرار می‌کنم. به فضای داستان و شخصیت‌ها عادت کردم و تقریبا برام جا افتاده؛ خوشحالم که داره خوب پیش میره. شاید یکی از علت‌ها این بوده که مدت زیادی از داستان های محلی دور بودم و نخوندم.
Profile Image for Ali Salehi.
252 reviews41 followers
December 25, 2024
دوستان قراره راجع به جلد دوم ابرشاهکار ایرانی «کلیدر» اثر استاد قلم «محمود دولت آبادی» خیلی کوتاه صحبت کنیم.
اول از همه بذارین ازتون معذرت بخوام که آپدیت نکرده و به شما دوستان عزیزم سر نزده این چند وقت رو گذروندم.امتحاناتم از چند روز دیگه شروع میشن و من تقریبا دوازده روز فک نکنم حتی برسم چیز دیگه‌ای بخونم.
خب...
بریم سراغ جلد دوم «کِلیدر»
در جلد دوم ما شاهد شخصیت پردازی هستیم.
پرورش دادن شخصیت های مثبت و خاندان «کلمیشی» و ساخت فضای عشایر و کُردی در جلد اول اتفاق می افته. در جلد دوم ما باید شخصیت های منفی و سیاهی رو ببینیم که قراره در ادامه زندگی این خاندان رو به سیاهی بکشن.
شخصیت هایی مثل «بابقلی» , «جهن خان» ، «شیدا» «قدیر»و...
بذارین اعتراف کنم برام سخته که دوازده روز (برای امتحاناتم) از این شخصیت هایی که با همشون اخت شدم و دوستشون دارم فاصله بگیرم.
شخصیت پردازی در سراسر جلد دوم اتفاق افتاد و در پایان جلد دو هم آقای «دولت آبادی» کبیر فکر کنم استارت داستان رو زد و قراره در جلد سوم ما بیشتر بجای شناختن شخصیت ها ، داستان ببینیم و درگیر داستان بشیم.
این جلد هم ، آخرین جلد از کتابای 2024😁
Profile Image for Maedeh.
74 reviews19 followers
July 4, 2024
این جلد چیزی کم ندارد
شخصیت ها کاملا شکل گرفته و صحنه سازی ها به بلوغ رسیده تا جایی که خواننده خود را در دل داستان میبیند
سرمای شبانه بیابان بر جانش نفوذ کرده و استخوان هایش را میسوزاند، غم زیور بر دلش سنگینی میکند، اضطراب گل محمد نظم تپش های قلبش را بر هم میزند و یاس و تنهایی شیرو بغضی میشود و سیبک گلویش را میفشارد.
....
هم چنان معتقدم قلم دولت آبادی با زنان مهربان نیست اما انگار با اندیشه هایشان، نگرانی و دلتنگی هایشان آشناست؛ این آشنایی آن جا که بلقیس را روایت میکند به اوج خود میرسد.
.....
از ماه درویش بیزارم، بی اندازه حقیر است در مقابل، موسی و اندیشه اش ستودنی است.
.....
این مسیر ادامه دارد...
Profile Image for Amin.
418 reviews438 followers
October 20, 2020
جلد دوم همه چیز دارد. از داستانی عاشقانه و غیرمنتظره٬ تا شخصیت پردازی عناصر جدیدی در داستان که با جلد اول تفاوت آشکاری دارند و البته پایانی غیرمنتظره تر. یعنی انگار در اینجا دولت آبادی هنر به تصویر کشیدن وضعیت اجتماعی گروههای مختلف و پیوند زدنش به شرایط اجتماعی را به رخ میکشد. شرایطی که احتمالا در جلدهای بعد پای‌شان به داستان بیشتر باز خواهد شد. اما روی‌هم‌رفته این جلد هم بسیار راضی‌کننده بود. گرچه در ابتدا کمی از فضای پرهیجان پایان جلد اول فاصله گرفته بود اما شاید خاصیت قلم ایشان باشد که به توصیف فضا و شخصیتهای تازه میپردازند و کم کم حوادث و پیوندزدن زندگی‌های گوناگون از راه میرسند
Profile Image for Armaghan.
37 reviews13 followers
July 28, 2023
رفتاری که در این جلد با خانم ها ، به خصوص زیور و شیرو، شد خیلی عصبانیم کرد. متاسفانه به واقعیت خیلی نزدیکه و این بیشتر منو عصبانی می‌کنه. از بلقیس که واقعیت جریان امنیه هارو میدونست و زیور رو مقصر جلوه میداد تا مارال که در مقابل مرد عزت نفسش رو از دست میده. تنها چیزی که از شخصیت های خانم داستان دیده میشه حقارته.
امیدوارم نویسنده تو جلدای بعدی از دلم در بیاره و از همه این حقارت هایی که به نمایش گذاشته هدف خاصی داشته باشه نه اینکه صرفا به عنوان فکت مطرحشون کرده باشه.
Profile Image for Yas.
658 reviews72 followers
February 14, 2024
▪︎کجایید کلمیشی‌ها؟ به اندازه کوهی تنهایم. شیری در قفس.

توی این جلد دو جا از گل محمد بدم اومد😐
موسی با اون سنش عجب حرف‌هایی زد.
شیدا (اصلا هم عاشق اسمش نشدم🙂😂)و قدیر هم کارکترهای جالبی بودن‌. کاش سر به راه شن🥲
آخ شیرو...

اسامی‌ خیلی قشنگن:
شیدا
مدیار
صوقی
گل اندام
گل محمد
بیگ محمد
نادعلی
لالا
دلاور
Profile Image for m.nima Eslamian.
53 reviews23 followers
October 14, 2018
ماه درویش:« گم شدن در گم شدن دین من است
نیستی در هست آیین من است ... »

کم کم از این جلد داستان شروع میکنه به جذاب شدن فقط مشکلی که من با نوشته های اقای دولت ابادی پیدا کردم اینه که وقتایی که خودشون به عنوان راوی صحبت میکنند یکم زشت صحبت میکنند.
وقتی شخصیت های کتاب اینطور صحبت میکنند، مشکلی نیست، ویژگی اون شخصیته اما اینکه خود راوی اینطور صحبت کنه یک چیز دیگست
مثلا تو ی جا راوی میگه که:« چمنداری کون به زمین زد. »
خب نویسنده به عنوان راوی خیلی قشنگتر میتونه حرف بزنه، یکم ناشایسته اینجوری حرف زدن.
Profile Image for Fahimeh Naeini.
65 reviews2 followers
January 6, 2026
جلد دوم هم تمام شد...
و چه جای دلهره‌آوری هم تمام شد...
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
August 20, 2024
داستان این جلد از جلد یک مردانه‌تره!
نه این که جنسیتی باشه اما تقریبا در همه‌ی کتاب مردها نشستند دور هم و صحبت می‌کنند.
توصیفات از جلد یک قوی‌تره و همین‌طور پایان‌بندی کتاب که شما رو مشتاق می‌کنه به بی‌درنگ باز کردن و خواندن جلد بعدی.

راستی: امروز فیدیبو روی نسخه‌ی صوتی کلیدر تخفیف هشتاد درصدی گذاشته. به عنوان کسی که اصلا کتاب صوتی دوست نداره، خوانش آرمان سلطان‌زاده و تدوینش رو دوست داشتم (دو قسمت گوش دادم البته😅). بهتون پیشنهادش می‌کنم.
.
.
.
سخنی درباره‌ی کلیدر خوانی:
بعید است ندانید که کلیدر رمانی چند هزار صفحه‌ای است که سبکش به داستان‌های کلاسیک همچون سمک عیار شباهت بیشتری دارد تا آتش بدون دود. کلیدر سرشار است از توصیف و گفت‌وگو.
همین هم نقطه‌ی قوت کلیدر است و هم نقطه‌ی ضعفش.
اگر حوصله‌ی خواندن داشته باشید، اگر دوست دارید خشکسالی را لمس و بوی نم باران پس از یک سال بی‌مهر را حس کنید، اگر می‌خواهید در چشم و گوش و زبان و یکایک حرکات تن شخصیت‌ها بنشینید و همراه احساسشان شوید، کلیدر بهترین انتخاب است اما اگر به دنبال داستانی می‌گردید که زود و سرراست شما را به مقصد برساند اصلا سرغش نروید.
کلیدر از آن‌هایی نیست که بشود بی‌حوصله و سرسری خواند!
کلیدر را باید در آغوش کشید، بویید و بوسید و درک کرد.
Profile Image for Sara.
59 reviews4 followers
February 13, 2023
ادم باورش نمیشه داستان اینجوری اتفاقات غیرمنتظره رو کنه. و اینقدر جالب ادما رو به هم گره بزنه.
اوایل که یه شخصیت جدیدی رو شروع میکرد به روایت ، نمیدونستم قراره که چه ظریف بیاد بره تو یه قسمت مهم داستان!
پیش به سوی جلد سه..
Profile Image for Shekoofe Hejazi.
43 reviews4 followers
November 6, 2024
دیدین خیلی وقتا آدما میگن، کاش برمیگشتم به اون قدیما؟ قدیما همه چی بهتر بود. واقعا با شنیدن کلیدر به این نتیجه رسیدم که قدیما اصلا هیچی بهتر نبوده. بدبختی زیاد بوده، فقر فرهنگی زیاد بوده، تشنج، خشکسالی، تجاوز، دزدی، کشتار و.. خیلییی زیاد بوده. اما علاوه بر همه اینا، مهربونی و مهمان نوازی و همدلی هم خیلی زیاد بوده. بین مردم اگر تشنج بوده، صمیمیت هم بوده. پیشرفت جوامع اگر تجاوز و دزدی و کشتار و بدبختی رو کم کرده، بین مردم هم فاصله انداخته. قدیما هیچ چیز بهتر نبوده، مردم بهتر بودند.

شنیدن داستان صوتی کلیدر با روایت آرمان سلطان زاده و هنرمندی تک تک گویندگان رادیو گوشه و موسیقی متن بی نظیرش، تبدیل به یکی از بزرگترین لذت های هر روزم شده. مثل اینکه پای یک سریال قدیمی پر ابهت نشسته باشم و فقط گوش بدم. شنیدن این داستان صوتی رو حتما بهتون پیشنهاد میکنم.
Profile Image for دانیال بهزادی.
245 reviews130 followers
October 9, 2020
انتظار کلیف‌هنگر رو تو داستان ایرانی نداشتم واقعاً

داستان این جلد روون‌تر از جلد پیش بود. شاید هم من بیش‌تر عادت کردم بهش. ولی چیزی که فهمیدم این بود که ایران، صد سال پیشش هم چیز خاصی نبود و آسمون این مملکت همیشه همین رنگی بوده
Profile Image for Ameneh.
38 reviews14 followers
October 4, 2021
طاغی درختی ست نه افراشته و سر به آسمان برداشته.کوتاه است و ریشه در ژرفا ها دارد.گاه بیش از بیست پا ، تا که ریشه به نم رساند،در دل خاک بی امان فرو می دود.در کشمکش کویر و طاغی ، طاغی فراز آمده است.طاغی توانسته ست تن خویش در خاک خشک بنشاند و بماند..

پ.ن: این جلد هم توصیفاتش،ادم هاش، روابطش، کویر و خشکسالیش، منو جلب کرد..اتصال زندگی هاست
Profile Image for Amir Jabbari.
162 reviews6 followers
April 28, 2024
از جلد یک خیلی هیجان انگیز تر شده
Profile Image for Sina Tahmasbi.
190 reviews9 followers
February 16, 2022
۲۷/۱۱/۱۴۰۰
۲۲:۳۰
کلیدر#۲

" آدمیزاد ، درد و دریغ را پیش از اینکه از راه برسد ، بو میکشد . چه رسد به اینکه درد و دریغ در خانه اش جا خوش کرده باشد . "
Profile Image for Zahra.
62 reviews9 followers
September 28, 2020
نویسنده کارش درست است. 🙂
254 reviews12 followers
Read
March 14, 2024
چه اندازه از شخصیت هایی چون ماه درویش بیزارم. حتی در خواری و زبونی هم کرانه ای نمی پذیرند. داستان تازه آغاز شده است. موسی چه نکته دان مردینه ای است. در ولایت ما شیرو نام مردان می کنند یا ماه را برای زنان پیش و پس نام می گیرند.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
November 14, 2021
اما ... ای گل محمد! به راستی با من بگو چه بر تو گذشته است که این چنین در خود گره خوردی ؟ از چه این اندیشه ،وسوسه -همچو زهری که در خون - به جانت دویده و تو را به خود واداشته است؟ از چه به جان آمدی ؟بی تابی از چه؟ خوی کرده ای بهانه می جویی برانگیختگی ات از چیست ؟ از کدام درد ؟ به کدام خواست ؟ با من راست بگوی ای مرد !
Profile Image for ELNAZIOR ( Realm.Of.Ella).
221 reviews
June 12, 2024
دلم میسوزه از ظلمی که در حق این زن ها میشه،
از ظلمی که هنوز و هنوزه هم ادامه داره ...
Profile Image for Arash Rabani.
43 reviews
June 19, 2024
ای خاک، از خون هنوز سیری نیافته‌ای؟
36 reviews
February 23, 2025
کلیدر را خواندم و لذت بردم و آرزو کردم همینطور ادامه می‌داشت و تمام نمی‌شد و گل‌محمدها نامیرا بودند و داستانشان هم با خودشان ادامه می‌یافت و دولت‌آبادی هم می‌نوشت و ما هم می‌خواندیم و لذت می‌بردیم و مثل همیشه تاریخ، و مثل رعیت‌های داستان، مثل مردم روستای خرسف، مثل مردم قلعه چمن فقط از شجاعت آنها لذت می‌بردیم و وقتی بهمان تشر می‌زدند که آخر مگر سیب‌زمینی هستید که هرچه بالادستی‌ها بر سرتان می‌آورند نفستان در نمی‌آید، سر به زیر می‌انداختیم و مثل ماه‌درویش نفسمان در نمی‌آمد و خیلی زور که می‌زدیم، مثل قدیر فحش بالا و پایین‌ مردان حکومت را می‌دادیم و در نهان دل‌مان آرزو می‌کردیم روزی مانند او به کاری گمارده شویم و نان چربی در سفره‌مان ببینیم. چقدر تلخ است که یک حرف را هزار بار به آدم بگویند و آدم هم بداند که حق است، اما جراتش را نداشته باشد که تایید کند یا اگر تایید کرد، طبق آن عمل کند. اینجور وقت‌هاست که خدا خیلی به درد می‌خورد. واگذارشان می‌کنیم به خدا و خیال خودمان را راحت می‌کنیم به این‌که در آن دنیا و سر پل صراط، پای‌شان بلغزد و بیفتند در چاه ویلی که بعید می‌دانم خیلی با آن‌چه ما با آن دست‌به‌گریبانیم فرق کند. اما چه می‌شود کرد؟! اگر روزنه امیدی هم باشد، همین حرف‌هاست که اگر این‌ها هم نباشد، یعنی رسما مرده‌ایم. اگر توان اعتراض نداریم، لااقل در قصه‌هایمان بگوییم که یک نفر بود که اعتراض کرد و چنین و چنان شد. حالا اگر آن قهرمان، واقعی باشد که چه بهتر! یعنی واقعا یک نفر بوده که اعتراض کرده؟‍! یک نفر بوده که حرف زده؟! نفسش بالا آمده؟! توانسته بپرسد چرا؟! باورش سخت است، اما ظاهرا حقیقت دارد! گل‌محمدی بوده و برادرانی داشته و خان‌عمویی و همه‌شان شیرپاک‌خورده بوده‌اند و جگر داشته‌اند و توانسته‌اند یک‌جایی بلند شوند و سرشان را بالا بگیرند و بگویند این‌طور که نمی‌شود! آخر ما هم آدمیم! ما هم حق داریم! ما هم حالی‌مان می‌شود! شاید اگر بخوانیم برای خودمان و در گوش کودکان‌مان، فردا روزی،‌خدا را چه دیدی، یک نفر از میان خود ما و شاید حتی من یا تو بلند شد و شد گل‌محمد و دیگری هم توانست بشود ستار و به جرات قدم‌های گل‌محمد، ستارها هم به راه افتادند و حداقل اگر هم نتوانستیم حق‌مان را بگیریم، حرفش را زدیم و به خودمان بدهکار نماندیم.

پی‌نوشت:
۱. آقای دولت‌آبادی! دستتان را از دور می‌بوسم.
۲. ترانه فولکلور «ننه گل‌ممد» درد دل مادر گل‌محمد است.
۳. کتاب صوتی کلیدر را از دست ندهید.
Profile Image for Helia.
136 reviews11 followers
February 24, 2024
با جلد دوم بیشتر از جلد یک ارتباط برقرار کردم و خواندنش روون تر بود. چون شخصیت ها برام آشنا هستن الان...بخشی از کتاب رو صوتی گوش دادن و خوانش کتاب عالی بود...توصیفات کتاب رو دوست دارم ولی چشمم بیشتر دنبال وقایع و ماجزاهای کتابه و گاهی از روی توصیفاتش سریع و بی حوصله رد میشه...یه سری صحنه ها واقعا عالی توصیع میشن و توی ذهن ادم جان میگیرن. مثل صحنه غوغای ماه درویش در قهوه خانه. مثل صحنه شکار مارال توسط گل محمد. مثل صحنه زجه های پدر قدیر و یا خار جمع کردن گل محمد...دلم میخواد بیشتر در فضای چادر کلمیشی ها بمانم و داستان انها رو بیشتر بخونم ولی این جلد خیلی از ماجراهاش در خانه بابقلی بندار میگذره...همچنان کتاب خیلی قوی و شاهکار
Profile Image for Mobina Hatamabadi.
40 reviews2 followers
May 16, 2025
دارم فکر میکنم جدا جدا برای هر جلد ریویو نوشتن سخته برام
ولی این جلد چیزی داشت که نمیتونم ازش ننویسم
ماجرایی که ختم شد به ازدواج مارال و گل محمد جوری شوکه کننده بود که مجبور شدیم ویدیوکال کنیم تا بتونیم درست غیبت کنیم
اتفاق های این جلد زیاد دوست نداشتم
از شخصیت پردازی خیلی دارم حض میکنم شخصیت ها تماما خاکسری
اما شخصیت های اضافه شده هیچ کدوم دوست ندارم
البته بجز موسی
ولی اون از گذشته لارا و غدیر
این از شیرو بیچاره که خدا به دادش برسه از دست شیدا
بعد ماه درویش برای ترسوندن شیدا و غدیر چیکار کرد؟ رفت براشون سماع رقصید!!!
گل محمدم که گل سر سبد بود
مخصوصا با شاهکار اخرش که دو نفر رو سوزوند
همچنان مشتاقم بدونم در ادامه چی میشه
اما متسفانه میدونم گل محمد اعدام خواهد شد
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Maytea.
12 reviews
November 28, 2025
اگر اشتباه نکنم حدوداً پنج صحنه تجاوز تا اینجای کتاب. که دوتاش در فاصله دویست صفحه ازهم. اگه قرار باشه عاملی این چنینی باعث بشه کتاب به اصطلاح زمین گذاشته نشه و تنها هیجان همین تجاوز باشه که خب زیادیه. و همچنین پیش‌پا افتاده‌س. دو تا قتل و پنج تجاوز! نظرم فرقی با وقتی که جلد اول رو تموم کردم نداره. یه مورد خیلی آزاردهنده دیگه استفاده از مصدر هست. مثلا وقتی دو نفر میخوان ازهم کام بگیرن آقای دولت آبادی مینویسه: به زیر ران کشیدن ، سوار شدن ، بوسیدن ، ضربان قلب بالا رفتن و... خب اینا همه مترادف یک چیز هستند : سکس. و استفاده از مصدر یعنی خام‌نویسی ، یعنی سرسری گذشتن و تبدیل نکردن اون فعل به توصیفی جاندار یا صحنه‌ای ادبی.
Profile Image for Siavosh Rezakhan.
97 reviews7 followers
October 21, 2021
بیشتر مردم ما دروغ های آشکار یکدیگر را می بینند و در پوششی از لبخند - دروغی دیگر - از نگاه هم پنهان می دارند. کردار حساب شده و اگر بشود گفت خردمندانه شان در داد و ستد ها مایه ای از دروغ دارد که در لابه لای عواطف و احساسات گذرا لاپوشانی می شود . گویی نیازهای معیشتی دروغ های دوسویه را موجّه می نماید: " این دم بگذار بگذرد این کار بگذار راه بیفتد . این نیاز بگذار رفع شود . این گره بگذار گشوده شود . و سرانجام، این دروغ بگذار گفته شود ، کرده شود، روزگار یکروز پایان می گیرد . پس مشکل همین امروز را - راست و دروغ - باید حل کرد . فردا که هنوز نیامده است !"
Profile Image for Ali Karimi.
25 reviews
February 7, 2020
بیان استادانه در شرح حال بیابان نشین های خراسان و چیره دستی در بیان شرح حال درونی شخصیت های داستان با روحیات متفاوت گویی نویسنده در کالبد هر یک یک عمر کامل را زیسته.
Profile Image for Lili bababee.
27 reviews2 followers
March 5, 2025
با جلو رفتن خط داستانی هیجان بیشتر و داستان به هم پیوستگی بیشتری پیدا میکنه... قلم دولت آبادی جادو میکنه...عااااالی به معنای واقعی کلمه
Displaying 1 - 30 of 32 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.