Jump to ratings and reviews
Rate this book

تمام چیزهایی که جای‌شان خالی است

Rate this book
منتقدان، آثار پتر اشتام نویسنده‌ی سوئیسی را که تاکنون به چند زبان از جمله کره‌ای، عبری و فارسی ترجمه شده‌اند، با آثار ریموند کارور و ریچارد فورد آمریکایی مقایسه می‌کنند، اما او خود، همینگوی و چزاره پاوزه را بر تجربه‌ی مطالعاتی‌اش موثر می‌داند.
کمی مالیخولیا و اندکی ایده‌آلیسم، فصل مشترک شخصیت نویسنده و آدم‌های قصه‌ی اوست. شخصیت‌هایی که اگرچه در جمعند، تجربه‌ی عمیقی از تنهایی را بازگو می‌کنند. پتر اشتام می‌گوید:
«توصیف بی‌پایان از اسباب و اثاث خانه را امری ملال‌آور می‌دانم. از رنگ مو هم خوشم نمی‌آید. دوست دارم خواننده، آدم‌های مرا با رفتارشان و از شیوه‌ی حرف‌زدن‌شان بشناسد.»
تمام چیزهایی که جای‌شان خالی است منتخبی از ۱۲ داستان کوتاه از این نویسنده است.

167 pages, Paperback

Published June 20, 2010

3 people are currently reading
92 people want to read

About the author

Peter Stamm

63 books358 followers
Peter Stamm grew up in Weinfelden in the canton of Thurgau the son of an accountant. After completing primary and secondary school he spent three years as an apprentice accountant and then 5 as an accountant. He then chose to go back to school at the University of Zurich taking courses in a variety of fields including English studies, Business informatics, Psychology, and Psychopathology. During this time he also worked as an intern at a psychiatric clinic. After living for a time in New York, Paris, and Scandinavia he settled down in 1990 as a writer and freelance journalist in Zurich. He wrote articles for, among others, the Neue Zürcher Zeitung, the Tages-Anzeiger, Die Weltwoche, and the satirical newspaper Nebelspalter. Since 1997 he has belonged to the editorial staff of the quarterly literary magazine "Entwürfe für Literatur." He lives in Winterthur.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (8%)
4 stars
21 (23%)
3 stars
35 (38%)
2 stars
19 (20%)
1 star
8 (8%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews153 followers
April 8, 2022
خیلی این مجموعه داستان رو دوست داشتم، موضوع داستان‌ها هم که مشخصه‌.
Profile Image for Maryam Hosseini.
164 reviews191 followers
March 16, 2016
مجموعه 12 داستان کوتاه از پتر اشتام که هر کدام بازگوکننده افکار و عواطف مقطع زمانی کوتاهی از انسان‌هایی‌ست که وجه مشترک‌شان تنهایی‌ست؛
.انسان‌هایی که یا تنها هستند یا تنهایـشان گذاشته اند
.آثار اشتام را با کارور مقایسه و متاثر از او می‌دانند
(به ‌شخصه با داستان‌های اشتام بیشتر ارتباط گرفته و برایم ملموس‌تر بود)
.داستان‌های "درحومه های شهر"، "سرزمین پاک"، "تمام چیزهایی که جایشان خالی است"، "یخ‌بندان ناگهانی" و "بوسه" را بیشتر پسندیدم

.وجودش لبریز از خشمی دیوانه‌وار شد، از نفرت به آدم‌هایی که کودک بی‌گناه را کشته بودند و مثله کرده بودند"
.می‌خواست کاری بکند،‌ چیزی را تغییر دهد
".اما کسانی که چیزی سرشان می‌شد چیزی را تغییر نمی‌دادند. و کسانی هم که چیزی را تغییر می‌دادند، هیــچ‌چــیـز سرشان نمی‌شد
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews135 followers
May 5, 2016
برای منی که بصری ام و زاویه دید نمایشی رو دوست دارم این مجموعه داستان یکی از دوست داشتنی ها بود و با همین اولین کتاب شیفته ی نوع روایت اشتام شدم. محوریت داستان هاش نه با موضوعه نه با شخصیت بلکه با موقعیت ، فضاسازی و دغدغه های ذهنیه. به این مسئله توی جلسه ی "سه کشور، یک زبان" شهرکتاب با حضور خود نویسنده هم اشاره شد.
اکثر زاویه دید داستان های این مجموعه سوم شخص(محدود به شخصیت و دانای کل) و چندتایی هم اول شخص بود. اما روایتشون کاملا جنبه ی نمایشی داشت. از توصیف و تشبیه و حرف های اضافه و برون ریزی زیاد خبری نیست بلکه توصیف مکان یا زمان و تاثیر چیزهایی که شخصیت با اونا مواجهه می شه حاکمه. نویسنده انقدر روی تنهایی شخصیت هاش و فصاسازی تاکید می کنه که اون خونه یا اون محل یا اون شهر و فضای بارونی،برفی،آفتابی و ... شخصیت تنها در دل اونا تبدیل می شه به یکی از اجزای داستان که اگه اون رو ازش بگیری کلا از هم می پاشه. در کنار این فضاست که شخصیت با چیزی(خاطره ای، خبری، اتفاقی، احساسی، ملاقاتی و ...) روبرو می شه و درگیری ذهنی اش پیرامون اون موضوع برای ما بازگو می شه. ذهنی ترین داستانش به خاطر سیالیت و رفت و آمد زیادش داستان " بوسه" بود.
نکته ی مهم این داستان ها یکی همین بی ماجرا بودنشونه؛ بی ماجرا بودن به معنای این که محوریت با اتفاق نیست اما کمابیش تعلیق درشون وجود داره و نباید گفت که کسل کننده ان. دیگری هم تاثیر متقابل فضا روی موضوع داستانه. اون سرما یا اون گرما یا اون خلوتی یا شلوغی و ...کاملا مرتبط و مکمل شخصیت و دغدغه ی ذهنیشه و این به شدت من رو به خودش جلب کرده بود که چطور انتخاب های دقیق یک نویسنده برای داستانش می تونه نتایجی این چنین تاثیرگذار به دست بده.
Profile Image for Foroogh.
58 reviews26 followers
November 25, 2018
این کتاب شامل تهدادی داستان کوتاهه که همشون به طرز عجیبی به مرگ ربط دارن و داستان هایی با ریتم نسبتا کندی هستن. نام کتاب هم که از یکی از داستان های کوتاه کتاب اقتباس شده که به نظر من بهترین داستان کتاب نبود. این کتاب به علت حجم کم و البته داستان های کوتاه برای خوندن توی مسیر مترو و اتوبوس بسیار مناسبه و من کلش رو تقریبا در راه و مسیر رفت و آمد خوندم. یک کتاب دیگه هم از همین نویسنده خونده بودم که به نظرم اون جالب تر بود.
Profile Image for Masoum.
38 reviews54 followers
December 17, 2016
چند تا از داستان هاش حوصله سر بر بود (یا شاید من تو موقعیت خوبی نخوندمشون) ولی در کل خیلی خوب بود. برای این که بیشتر با فضای کتاب آشنا بشید توضیح پشت جلدش رو میذارم ^___^ :
"کمی مالیخولیا و اندکی ایده آلیسم، فصل مشترک شخصیت نویسنده و آدم های قصه اوست. شخصیت هایی که اگر چه در جمعند، تجربه عمیقی از تنهایی را بازگو می کنند. پتر اشتام می گوید: توصیف بی پایان از اسباب و اثاث خانه را امری ملال آور می دانم. از رنگ مو هم خوشم نمی آید. دوست دارم خواننده آدم های مرا با رفتارشان و از شیوه حرف زدنشان بشناسد."
Profile Image for Azar Dokht.
48 reviews27 followers
January 17, 2018
اصلا به دلم نچسبید. علاوه بر این که کار ترجمه اش ضعیف بود، قلم نویسنده رو هم دوست نداشتم. برشی از زندگی آدمهای معمولیه و هیچ اتفاق خاصی توی داستانها دنبال نمیشه و در آخر شما میمونی و یه عالمه چیز مبهم و فضای راز آلود. عنوان داستانها هم اغلب ربطی به داستان نداشتن. تنها نکته مثبتی که داشت شاید فضاسازی های زیاد و پی در پی بود که البته همین هم بعضی جاها دل آدمو میزد.
Profile Image for Ava.
168 reviews223 followers
June 1, 2013
دنیای داستان های پیتر اشتام واقعی و درونی اند و اتفاقات در اون ها بیشتر از این که جنبه ی بیرونی داشته باشند به خودآگاه و ناخودآگاه آدم ها بر می گردند. به نظر من طرح داستانهاش در عین سادگی پیچیده اند و قابلیت کافی رو برای همراه کردن خواننده با خودشون دارند، با این حال ریتم اشون کند و گاهی خسته کننده است. به نظر من تشابهاتی داشت با مجموعه داستان آلیس از یودیت هرمان که البته اون هم ترجمه ای بود از زبان آلمانی.

این پاراگراف از داستان " یخبندان ناگهانی" رو دوست دارم که شما هم بخونید:

" گفت ترس مل وقتی است که آدم تعادلش را از دست می دهد. مثل قبل از افتادن که یک لحظه احساس می کند اجزای بدنش از هم جدا می شوند و آدم در همه ی جهات منفجر می شود. بعضی وقت ها مثل گرسنگی است، مثل خفگی واغلب مثل وقت هایی که آدم فشرده می شود. لاریسا تند حرف می زد و من احساس می کردم می خواهد همه ی چیز هایی را که در چند ماه اخیر به آن ها فکر کرده بود، برایم تعریف کند.انگار بخواهد مرا شاهد بگیرد و همه ی زندگیش را برایم تعریف کند تا بنویسمش. "
Profile Image for Misha M.
24 reviews1 follower
June 30, 2021
"تمام چیزهایی که جایشان خالیست" احتمالاً بهترین نامیست که می توان روی این مجموعه گذاشت، در تمام مدت مطالعه ی این کتاب این "جای خالی" را می توان به وضوح حس کرد، جای خالی "احساسات"، "هیجان"، "تغییر"... همه ی داستان ها با لحن یکنواختی روایت می شوند و اگر (مثل من) حافظه ی خوبی در به خاطر سپردن نام ها نداشته باشید، به نظر می رسد همه ی داستان ها درباره ی یک نفر روایت می شوند. شخصی که هیچ واکنشی به دنیای اطرافش ندارد، چیزی احساس نمی کند، حتی معمولا تصمیمی هم نمی گیرد، فردی که با قطار روزمرگی همراه می شود و فقط نظاره می کند.
Profile Image for Mahdieh Saeidi.
8 reviews37 followers
April 11, 2014
پدر همان اشتباه پدر خودش را مرتکب شده بود ...
دختر نمی خواست دعوا کند . می خواست با پدر مثل بچگی هایش باشد...
Profile Image for Mojdeh.
32 reviews
September 5, 2014
مثل یه سراب می مونه...آدم یه تصویر قشنگ می بینه و به طرفش می پره ولی بعد تصویر محو میشه و دیگه هیچ وقت نمیشه دیدش!....آدم وقتی احساس می کنه خوشبخته دیگه دوره خوشبختی سر اومده
Profile Image for Zahra Saedi.
367 reviews21 followers
April 22, 2025
مجموعه داستان‌های کوتاه پتر اشتام که تم غالب «چیزهایی که جایشان خالیست» بود و البته آب و هوا توی داستان‌ها حضور پررنگی داشت و نقش بازی می‌کرد.
داستان‌ها ساده و کوتاه هستند و با این حال قصه و شخصیت‌ها خودشان را خوب نشان می‌دهند و حس ناتمامی القا نمی‌کنند.
من بین داستان‌ها «شور»، «در باغ‌های بیگانه»، «یخ‌بندان ناگهانی��، «تمام شب» و «مهمان» را دوست داشتم.
بین باغ‌های بیگانه، یخ‌بندان ناگهانی و مهمان چیز مشترکی وجود دارد که شاید علاقه‌ی من به این داستان‌هم هم به همان دلیل باشد: زن‌های میانسالی که تنها مانده‌اند. انگار درک درد این زن‌ها برایم راحت‌تر از درک تنهایی شخصیت‌های باقی داستان‌هاست.
Profile Image for Nazanin.
283 reviews23 followers
November 7, 2021
کتاب شامل دوازده دا��تان کوتاهه و من فقط دوتاش رو دوست داشتم📖

«در باغ‌های بیگانه» که درباره‌ی سرگذشت زنی بود که درنهایت کارش به کلینیک اعصاب کشیده بود و داستان «یخ‌بندان ناگهانی» درمورد زنی بود که بیماری سل داشت و پزشک‌ها ازش قطع امید کرده بودن📖

بقیه‌ی داستان‌ها برام این‌جوری بود که انگار از وسط یه رمان شروع به‌خوندن چند صفحه‌ش کرده بودم📖
Profile Image for Zari Alavi.
6 reviews
July 13, 2013
این کتاب مجموعه ای از داستانهای کوتاه پتر اشتام است که از دو مجموعه داستان نویسنده توسط مترجم انتخاب شده است. اغلب داستانها از تنهایی آدمهایی حکایت میکنند که در میان جمع هستند و تلاش میکنند در روابط ساده و روزمره از این تنهایی خود را نجات دهند.
داستان «شور» كه یكی از بهترین داستان‌هاست، در مورد دو زوج است كه برای تعطیلات به ده اجدادی‌شان می‌روند. جایی كه در آن زن داستان به جست‌وجوی ریشه خود می‌پردازد
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.