پیش از این مجموعهی شعر«کوله پشتیات کجاست؟» سرودهی عرفان نظرآهاری، جوایز بسیاری از جمله جایزهی کتاب سال وزارت ارشاد (۱۳۸۲) را از آن خود کرده است. «چای با طعم خدا»مجموعهی هفده شعر از آخرین سرودههای اوست. فیروزه گلمحمدی، تصویرگر اثر نیز تا کنون موفق به دریافت ۱۵ مدال داخلی و بینالملی شده است.
عرفان نظرآهاری نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شد. او کارشناس ادبیات انگلیسی است. مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرده و هم اکنون دانشجوی دوره دکترای تاریخ فلسفه است. نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
زیر گنبد کبود بازی خدا نیمه کاره مانده بود واژه ای نبود و هیچکس شعری از خدا نخوانده بود تا که او مرا برای بازی خودش انتخاب کرد توی گوش من یواش گفت: "تو دعای کوچک منی" بعد هم مرا مستجاب کرد
گفت: حتما می آيم، منتظر باش. منتظر پای ديوار جيب هايم پر از آه و ای کاش باز هم بی خداحافظی رفت مثل هر بار کوچه و خلوت و باد کاسه ی اشکم از دستم افتاد ِ يک دل پر ِ زير باران شُرشُر يک نفر رد شد و گفت: بادها بی خداحافظی می روند ابرها هم همین طور!
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹😍
آفتاب را نمی شود توی کیسه جمع کرد و برد ابر را نمیشود مثل کهنه ای توی مشت خود فشرد آفتاب توی آسمان آفتاب می شود
ابر هم بدون آسمان فقط چند قطره آب می شود پس توابرباش و آفتاب قول می دهم که آسمان شوم يک کمی ستاره روی صورتم بپاش سعی می کنم شبيه کهکشان شوم
شکل نوری و شبيه باد توی هيچ چيز جا نمی شوی تو کنار من، کنار او، ولی تو تويی و هيچ وقت ما نمی شوی
من عروسکم عروسک خدا دوست عزيز و کوچک خدا يک عروسک نخی که شب به شب توی دامن خدا به خواب می رود روی بال نازک فرشته ها سوار می شود تا دمِ حياط آفتاب می رود
رازِ راه رفتن است راز رودخانه پل رازِ آسمان ستاره است رازِ خاک گُل رازِ اشک ها چکیدن است رازِ جوی آب رازِ بال ها پریدن است رازِ صبح آفتاب رازهای واقعی رازهای بر ملاست مثل روز،روشن است راز این جهان خداست
دستهایت سینی نقره ی نور اشک هایم استکان های بلور کاش استکانهایم را توی سینی خودت می چیدی کاشکی اشک مرا می دیدی خنده هایت قند است چای هم آماده ست چای با طعم خدا بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا
پر از احساس و آرامش مثل بقیه ی کتاب های خانم نظرآهاری.موضوع در مورد خداست و چقدر زیبا نوشته شده است میوه نیستی، ستاره ای از درخت آسمان جدا نمی شوی توصیه می کنم بقیه کتابهای خانم نظرآهاری رو هم بخونید😊
من عروسکم عروسک کسی که پشت پردهاست دستهای او مرا درست کردهاست من عروسکم عروسک خدا دوست عزیز و کوچک خدا یک عروسک نخی که شببهشب توی دامن خدا به خواب میرود روی بال نازک فرشتهها سوار میشود تا دم حیاط آفتاب میرود صبحها خدا به من نان داغ و آفتاب میدهد شب که میشود مرا توی ننوی سپید ماه تاب میدهد راستی خدا خودش برای من یک لباس تازه دوخته جای دگمههای آن ولی چندتا ستاره کاشته یک کمی هم از خودش توی جیب من گذاشته قلب یک عروسک نخی نمیزند ولی خدا قلب شد توی سینهام تپید تیلههای چشم من اشک را بلد نبود یک شب او قطرهقطره از کنار چشم من چکید این عروسک نخی کاردستی خداست خندههای او چقدر مثل خندهی فرشتههاست هیس! فکر میکنم عروسک خدا باز هم به خواب رفته است یا سوار بال نازک فرشتهها تا دم حیاط آفتاب رفتهاست شببهخیر عروسک خدا دوست عزیز و کوچک خدا 🌕 مثل نامهای ولی توی هیچ پاکتی جا نمیشوی جعبهی جواهری قفل نیستی وای وا نمیشوی مثل میوه خواستم بچینمت میوه نیستی، ستارهای از درخت آسمان جدا نمیشوی من تلاش میکنم بگیرمت طعمه میشوم ولی تو نهنگ میشوی مثل کرم کوچکی مرا تندوتیز میخوری تور میشوم ماهی زرنگ حوض میشوی لیز میخوری آفتاب را نمیشود توی کیسهای جمع کرد و برد ابر را نمیشود مثل کهنهای توی مشت خود فشرد آفتاب توی آسمان آفتاب میشود ابر هم بدون آسمان فقط چند قطره آب میشود پس تو ابر باش و آفتاب قول میدهم که آسمان شوم یک کمی ستاره روی صورتم بپاش سعی میکنم شبیه کهکشان شوم شکل نوری و شبیه باد توی هیچچیز جا نمیشوی تو کنار من، کنار او، ولی تو تویی و هیچوقت ما نمیشوی...
این کتابها به جهت ادیت دیتا آپدیت شده و دوباره در گودریدز بالا امدهاند. فکر کنم متولدین دهه هفتاد اگر تمام نه، اما اکثر کتابهای عرفان نظرآهاری رو خوندند. در زمان ابتدایی راهنمایی ما این کتابهای کوچک با جلدهای متفاوت و سریع خوان، دست تمام همسن و سالهامون تو مدرسه دیده میشد و هرکس یه گوشه میخوندشون.
نثر خاص عرفان نظرآهاری، عرفان و مفاهیم مرتبط با آن را برای مخاطب نوجوان خوشخوان و دلپذیر میسازد، این کتاب در ردیف «لیلی نام تمام دختران زمین است»، «نهنگی در سینهات میتپد»، «پیامبری از ک��ار خانه ما رد شد» و... آثاری دلپذیر و دریچه ای به سوی همحسیِ مخاطب نوجوان و جوانِ دور از مباحث عرفانی به نظر میرسد و هدیهی مناسبی برای این گروه مخاطبان به شمار میرود.