Jump to ratings and reviews
Rate this book

شهر باریک

Rate this book
مجموعه‌ی داستان چاپ نشر افرای سوئد

108 pages

First published January 1, 2009

3 people are currently reading
82 people want to read

About the author

Aida Ahadiany

2 books95 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (9%)
4 stars
29 (25%)
3 stars
54 (46%)
2 stars
18 (15%)
1 star
3 (2%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Elham.
86 reviews183 followers
March 10, 2016
There were some good short stories in this book, mainly around immigrants, (in one story) terrorists, women's conditions, relationships, (in the last story) god,... But I felt like she was complaining all the time about the strange situations that an immigrant has in a foreigner country. Well, I think no one is forced to live in another country and if she doesn't like it, she can come back to her own country whenever she like, perhaps simply like that. But I think that the sky's color is everywhere blue; any place has its own difficulties.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
March 29, 2016
ديگر نمی تواند يکی مثل من پيدا کند ،
اين جمله بسيار بی معنی و چرند است . کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است ، دنبال مثل شما نمی گردد . واضح است ، اگر مثل شما را می خواست که خودتان بوديد!

Profile Image for Tasnim.
26 reviews16 followers
January 18, 2020
هجده داستان کوتاه با شخصیت‌های سانسور نشده و روایت‌گری آشنای آیدا احدیانی، نویسنده‌ی وبلاگ پیاده‌رو.
داستان‌های «کره‌ی زمین خیلی بزرگ است، اینقدر به من نچسب» ، «مردی پر از میل‌گرد»، «همیشه دعا کنید همه به بهشت بروند» ، « قبیله‌ای به نام سی د (به کسر) را دیوا» ، «F.F.F.F» و «پانوراما» را بیشتر از بقیه‌ی داستان‌ها دوست داشتم.
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
January 30, 2024
داستان هایی دربارۀ تجربۀ مهاجرت، معمولاً از زبان یه دختر جوان، با زبان و بیانی که قیچی سانسورچی فلج و الکن و محدودش نکرده. به همین دلیل، به نظرم یکی از خواندنی ترین و بهترین مجموعه های داستان امروز فارسی به حساب میاد؛ البته منظور از امروز درواقع حوالی سال 1388 هست. قبل از هر داستان تصویری به قلم توکا نیستانی دیده میشه که خب خیلی میاد به هر داستان و خیلی کمک میکنه به ساختن ایدۀ داستان ها در ذهن؛
داستانها بسیار کوتاه هستن اغلب، و خلاقیت روایی در هرکدوم بالا و قابل تحسینه. میشه گفت ترکیب فرم و محتوا جایی قرار میگه در لبه های تجربۀ انسانی، یعنی همونجایی که ادبیات باید در واقع قرار بگیره؛ یعنی گفتن از چیزهایی که نمیگیم، یا نمیشنویم، یا دست کم اینطوری و تو این شکل و شمایل و فُرم نمیگیم و نمیشنویم.

بهترین و به یادماندنی ترین داستانش برای من «حرف بزنیم» بود، و البته غیر از اون بقیۀ داستانها هم برای من بسیار خواندنی بودن.

فکر میکنم این کتاب یکی از شاهدهایی میتونه باشه بر این مدعا که سانسور ادبیات امروز فارسی رو سلاخی و قلع و قمع و محافظه کار و ترسو و ضعیف و بدبخت کرده.

اول کتاب نوشته که ویراستارش هم ساسان قهرمان بوده، و البته ساسان قهرمان یه مقدمه هم برای کتاب نوشته، که البته اگه نمینوشت هم طوری نمیشد.
Profile Image for Roja - روجا.
104 reviews93 followers
September 12, 2012
قصه ها و فضاهای آشنا و از همه مهمتر روایت گری به روش آشنا...
نمی دونم، شاید الان خیلی توی فاز داستان خیلی کوتاه خوندن نیستم و باید دوباره وقت دیگه یی بخونمش... به هر حال من خواننده وبلاگ خانوم نویسنده هستم و باس بگم وبلاگش رو بیشتر از کتابش دوس دارم...
Profile Image for Arghavan.
319 reviews
October 11, 2013
لحنِ خیلی خوب و دوست‌داشتنیِ آیدا احدیانی رو با طراحی‌های توکا نیستانی ترکیب کنید؛ نتیجه می‌شه «شهرِ باریک» که به‌طرزِ محسوسی شبیهِ «پیاده‌رو»ه و اصل‍اً هم شباهتِ آزاردهنده‌ای نیست. خیلی هم خوب ه. :}
Profile Image for Ahmad.
107 reviews29 followers
March 8, 2015
متوسط بود. پیاده‌رو رو بیش‌تر دوست داشتم.
Profile Image for Ehsan Movahed.
Author 1 book159 followers
July 12, 2025
هجده تا داستان کوتاه، اغلب دو سه صفحه‌ای. از آیدا احدیانی، نویسنده ساکن تورنتو. با وجود حجم کم داستان‌ها فکر شده نوشته شده ن.مثل داستان زن تنهای ایرانی-مهاجری که در حیاط خانه‌اش پنگوئنی پیدا می‌کند و به هرکسی زنگ میزند باورش نمی‌کنند جز دوست ایرانی‌اش
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews78 followers
April 10, 2018
کتاب را وقتی شروع کردم هوا ابری بود و باران نمی بارید. پیش خودم گفتم زیاد است اما شروع کردم و داستان های کوتاه و فضاهای خاص و شخصیت های کمتر دیده شده ی داستان ها را خیلی دوست داشتم.
داستان این سکه مال شماست؟
داستان سرخ پوستی که با خوک زندگی می کند.
.
کره ی زمین خیلی بزرگ است اینقدر به من نچسب.
داستان حول محور بمب گذاری و تروریسم و مهاجرت می چرخد.
.
روزی برای یک زن
شرح یک خیال پردازی زنانه و بسیار ساده
.
حرف بزنیم.
داستانی در رابطه با درد. مهاجرت. نیاز که پرستار پسری ست که از نیمه فلج است اما بین شات اتفاقاتی در حال رخ دادن است. بدنی و جنسی...
.
می توانم اینجا سیگار بکشم.
داستان تنهایی یک زن و یک تعمیرکار به خانه می آید. هر دو تنها و هر دو استراگون ولادیمیر هستند برای من.
.
فراتر از باور مردی پر از میل گرد.
از داستان عجیب تر از علم انگار نشات گرفته باشد. مردی که روی میله گردها می افتد و نمی میرد.
.
همیشه دعا کندی که همه به بهشت بروند.
.
شهر باریک
اسم داستان و ماجرای تلخ مهاجرت و تنهایی و کوتاه و موجز بودن داستان را خیلی دوست داشتم. " هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم که مادر من هم ممکن است بمیرد."
.
تمرینی برای نوشتن داستان بلند
پر از طنز و پر از فضاسازی تازه و نسیم که باسن بزرگ و پر از چربی ای داست شخصیت اول داستان است.
.
گم شدن گربه ای به اسم زاینور و مزدی که داشت به دیوار می شاشید و برایش از ایده ی خیلی بزرگ ش که خوردن شاش یک زن حامله است توضیح می دهد.
.
پنگوینی واقعی برای به آعوش کشیدن و آدم های سیاه سفید
این داستان و فضایش را هم خیلی دوست داشتم. داستان هایی در مرز تلخی و شیرینی.
.
از دست های لونز می ترسم
مردی قاتل و مکزیکی که زن هایی که می خوابد با ان ها را با دست هایش در نیمه های شب خفه می کند. در این داستان ماجرای او و روان کاوش را می خوانیم. یکی از بهترین داستان های این مجموعه
.
سهم زنان از جاذبه
داستانی که در یک بیمارستان می گذرد. زنی که از بالای هواپیما افتاده است و بدنش خورد شده و داستان شوهرش و دلتنگی برای... تعریف می کند.
.
پانوراما
یکی از بهترین و فوق العاده ترین داستان های این مجموعه. در سه فضا جریان دارد داستان. یکی سینما و دیگری ادم های واقعی و در سینما فیلم بک می شود. عالی بود این داستان. واقعا دوست داتشم این رو..
.
چرا رومزی خواهرم تمام نمی شود.
یک داستان خیلی کوتاه و خیلی خوب پرداخت شده. زنی که حامله می شود و تصمیم می گیرد فرزندش را نگه دارد و بعد از به دنیا آمدن بچه می گذارد و می رود و خواهرش که شب ها به وقت بافتن رومیزی آن را از اول می شکافد و دوباره می بافد.
.
این کتاب را کاغذی اش را دوباره می خوانم. طرح های کتاب را توکا نیستانی کشیده است و ویراستاری اش را ساسان قهرمان انجام داده.


.
Profile Image for Nazanin Banaei.
254 reviews
January 10, 2015
همه ســرخورده‌ها پيش می‌آيد که در بار،با کســی درباره مشکلشــان حرف بزنند و آن
شــخص برايشان منشــا مشــکل را پيدا کند:
مردها. آمريکا. مسلمانان. دولت. همجنسگراها.
مهاجران. برای هر مشکلی، دليلی هست. (قانون علت و معلول) دليل مشــکل مرد هم مهاجران
هســتند. کمی هم دولت حاکمه. مرد عضو آن
گروه زير زمينی شد که شعارشان اين است:
"کـره زميـن خيلی بزرگ اسـت. چـرا به من
چسبيدی؟"



"ديگر نمی تواند يکی مثل من / تو پيدا کند"
اين جمله بســيار بی معنی و چرند است. کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است، دنبال مثل
شــما نمیگردد.واضح اســت، اگر مثل شما را
می خواســت که خودتان بوديد. مگر نه؟ همسر
يا مدير قبلی شما دنبال يکی می گردد که مثل
شما نباشــد. پس کس ديگری را پيدا میکند
که مثل شــما نيســت. به همين ســادگی. اين
جمله همــان قدر بی معنی اســت که جمله :
"غم آخرتان باشد." جمله «غم آخرتان باشد»،
يعنی: "اميدوارم که شــما نفر بعدی باشيد که
فوت می کنيد" چون در غير اين صورت، شــما
حداقــل غم يک نفر را خواهيد ديد؛ و او، همان
کسی است که قبل از شما مرده است.
Profile Image for Pardis.
707 reviews
August 16, 2010
"شهر باریک" مجموعه ای از داستانهای کوتاه ایرانی
با نقاشی توکا نیستانی
Profile Image for Aida.
45 reviews6 followers
March 11, 2014
داستانهای کوتاه و متفاوت با کارهای عالی توکا نیستانی
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.