قاسم صُنعوی در ۱۳۴۰، در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه از دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد به کسب لیسانس نایل آمد. سپس در دانشگاه تهران به تحصیل در رشتهٔ حقوق قضایی مبادرت ورزید و دومین لیسانس خود را در این رشته اخذ کرد. او به رغم اشتغال در دادگستری، از رشتهٔ حقوق دل برکند و به کارهای فرهنگی روی آورد؛ از جمله سرپرست کتابخانهٔ وزارت دادگستری، کارشناس روابط فرهنگی، معاون ادارهٔ کل رایزنیها و نمایندگیهای فرهنگی در خارج، مدیرکل همکاریهای فرهنگی و هنری و مدیرکل روابط بینالملل وزارت فرهنگ و هنر. صنعوی چند سالی نیز سردبیر مجلهٔ سخن و مدیر مسئول ماهنامهٔ رودکی (نشریهٔ فرهنگی و هنری وزارت فرهنگ و هنر) بود. در شهریور ۱۳۵۸، پس از بازنشستگی از تهران به مشهد بازگشت و گوشهنشینی اختیار کرد و زندگی خود را وقف ترجمهٔ آثار ادبی مورد علاقه از زبان فرانسه نمود
از جمله جوایز او جایزه ترجمه برگزیده ادبیات نمایشی برای ترجمه «نیکومد» اثر پیر کورنی است
صُنعوی ترجمه بیش از صداثر ادبی و تاریخی را در کارنامهٔ خود دارد. رعایت امانت و سعی در انتقال بیکم و کاستِ کلام نویسنده در روش ترجمهاش کاملاً مشهود است
ادبیات آمریکای لاتین به علت قرابت فضای زیستی اجتماعی آنان با ما در میان ایرانیان طرفداران زیادی دارد. یک حس مشترک و همدلی و همزبانی پنهان ورای تفاوت زبان ها، ادبیات آن سامان را به ما پیوند می زند. از این روی کتاب های فراوانی که مربوط به ادبیات داستانی آمریکای لاتین هستند به فارسی برگردانده شده و با استقبال چشمگیر خوانندگان روبه رو بوده اند.« روبه آسمان شب » را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. مجموعه ای از داستان های کوتاه نویسندگان نامی و گمنام از کشورهای نظیر آرژانتین و برزیل گرفته تا کوبا که سعی دارد با شمولیت قابل قبول برشی از داستان های کوتاه آمریکای جنوبی را برای مخاطب به ارمغان بیاورد. مجموعه داستان های این کتاب توسط مترجم برجسته، قاسم صنعوی گلچین و با نثری روان برگردان و پیش از آغاز هر یک از داستان های بیوگرافی مختصری از نویسنده و سبک نگارشش ارائه شده است.
بخشی از پیشنهاد کتاب چاپ شده در ماهنامه ی گزارش بهمن ماه 1391
برای من ادبیات آمریکای لاتین ، چیزی معادل نمایشنامه های ابزورد در تئاتر هست . همانقدر که تئاتر ابزورد باعث شگفتی و اعجاز هست ، داستانهای کوتاه آمریکای لاتین نیز به همان میزان مرا تحت تأثیر قرار میدهند . قارهای که تار و پودش با افسانه و اسطوره و فرهنگ و جنگ و مذهب و خرافه پرستی عجین شده و همین عوامل سبب پدید آمدن داستانهایی شده است که آدمی را برای ساعتها غرق در بطن حوادث آنها میکند . قطعا همه داستانها در یک سطح نبوده ولی کفه ترازو به سمت آنهایی سنگین بوده که واقعا درجه یک و معرکه بودهاند ، از این رو این پنج ستاره برای آنهاست . ترجمه اثر قابل قبول هست اما قطعا به پای ترجمههای جناب کوثری نمیرسد ...
داستان جاودانان بورخس. آمیخته با فضای دروغین و دکتری که پیشنهاد جایگزین کردن قطعات غیر قابل زنگ زدن را می دهد. زیاد ارتباطی نتونستم برقرار کنم. آثار بورخس به ادبیات آمریکای لاتین و جنبش مقاومت بی ربط است. . . ادوارد دو مایه آ آرژانتین. ادراک بشری. خیلی خوب بود. مردی که به زنش شک می کنه و برای حال بدش دلیل میاره و نقطه ها رو به هم ربط می ده و یه خودش امیدواری مس ده و برای عدم پذیرش ش هم دلیل میاره. آدمی در هزارتوهای خودش . با موشکافی دقیق تحول درونی شخصیت هارو نشون میده . . کورتاثار آرژانتین و فرانسه. اثر آگراندیسمان انتونیونی از روی داستانش
تمام شد و خوووب بود.. خوب بعضی از قصه ها پنج بودند و بعضی ها سه و کمتر از سه مثلا. میانگین بگیرم شاید بشود کم از چهار. اما اگر کم از چهار بدهم روز جزا جواب آن چند پنج درخشان را چه بدهم؟! نه واقعا! :)) به نظرم این هم از سودازدگی و سودازایی!!! این قصه هاست که بعضی شان اصلا نمی مانند و بعضی هایشان تا خیلی دور توی ذهن آدم می مانند.
متن فارسی نه از ترجمهی متن اصلی به زبان اسپانیایی، بلکه با واسطه از برگردان فرانسوی اثر، به دست آمده است. این مساله به طور مشهودی منجر به گمشدههای بیشتری در متن فارسی شده است. ترجمه در موارد متعددی گُنگ است و لذت بردن از کتاب و داستانهای انتخابشده را به کاری دشوار تبدیل کرده است.