بی خیالی نویسنده و راوی نسبت به اونچه داره میگه ادمو تو جاش میخکوب میکنه. درباره هر چیزی که میتونه بحران باشه اونقدر عادی حرف میزنه انگار که از بارون تو پاییز... و بعد خواننده به این فکر میکنه که چی بر سر شخصیت داستان اومده که به این نقطه رسیده؟و خوب بله، نویسنده پاسخش رو تو داستان بهمون میده... پیشنهاد میکنم این کتاب رو لیست مطالعهتون قرار بدید.
سه داستان کوبنده و فوق العاده ، دومین کتاب آقای نجفی خیلی خوب بود، قدرت کتاب اول-باغ های شنی-را نداشت اما کوبنده و دلچسب بود، وغمگین. زیرا که غمی از خط اول کتاب زیر متن بود و هر لحظه پیدا تر می شد، سه داستان پست مدرن که چیزهای کوچکی که به عنوان هنجار در ذهنتان ساخته اید را با تلخی به سخره می گیرد و هنجار های خیلی کوچی را که در پس ذهنتان پذیرفته اید در همان جا به بازی می گیرد و بعد از پایان این کتاب خیلی کوتاه غمی عجیب در خودتان احساس می کنید. غمی که از این به بعد در چهره، راه رفتن و زندگی کردن کسانی که در کنارتان هستند و تا کنون ندیده اید خواهید دید. این کتاب خوب و ارزان قیمت را بخوانید ، خیلی ساده ؛ تهیه کنید، بخوانید و لذت ببرید.
داستان اول با اسم «هیچ» آنقدر از نظر محتوایی و فرم استادانه نوشته شده است که ضعف دو داستان بعدی کتاب را کاملا میپوشد. تکنیکهای تعلیق نظیر استفاده از راوی حاشیهای(پلیس) و همچنین چینش پلاتهای روایی داستان به شکل درهم و همچنین جا عوض کردن دو روایتگر پلیس و نامهها در چهار اپیزود داستان یک کلاس آموزنده برای انواع تکنیک تعلیق و همچنین پلیسی نوشتن است. سوای اینها داستان هیچ داستان صداهای بیصداست. داستان کاراکترهای روسپی، پلیس،عقبمانده، زاپاتا و ... داستانها تلخ هستند و این تلخی یک واقعیت است. انسانهای سرکوب شدهای که نمیتوانند ببخشند نمیتوانند دوست داشته باشند دوست داشته شوند، انسانهای همیشه مظنون و بدگمان ، انسانهای فقیر
صدبار نامه نوشته بودم برای همهجا، به غیر از خواجه حافظ شیرازی و به قول این جنازه برنامهی کودکان عزیز رادیو، که بابا این وضع درست نیست و اینجا همه رقم را درهم ریختهایم روی هم؛ از متهم شکایت خانوادگی بگیر تا قالپاقدزد و راهزن مسلح و قاتل بالفطره. آنوقت اینها برداشتهاند زاپاتا را دادهاند وسط آن بازار شام. اعجوبهای اصلاحناپذیر که تنش مثل قالی کرمان پر از نقش و نگار است. حتا کف پایش خال کوبیده : بزن پفیوز
نجفی در دومین مجموعه خود ۳ داستان در پیش چشم مخاطب قرار میدهد که اولی نسبتا بلندتر از ۲تای بعدیست. تعلیق، راوی مردد و سوژههای متفاوت از ویژگیهای این ۳ داستان است ولی این داستانها که شاید بتوان پست مدرن نامیدشان چیزی دارند که مخاطب را میخکوب میکند؛ آن هم روایت ذهنی و ورود به جهان ناخودآگاه راویست که سمپاتی خواننده را برمیانگیزد.