The fifth of 39 volumes presenting the full English translation of al-Tabari's (839-923 AD) history of the world of Islam up to 915. Here he continues his account of the centuries preceding the rise of the Prophet, and though he has yet to adopt a year-by-year format, he shifts from his early tales of monotheism decaying into idolatry and ignorance to what modern readers recognize as real history. The focus is on the Sasanid dynasty and its relations with Romans and Byzantines to the west, Persians to the east, and Bedouins to the south.
محمد ابن جرير بن يزيد الطبري، عالم إيراني، كنيته أبو جعفر، نسبته إلى طبرستان. وُلِدَ في إيران، في مدينة آمل، غير أنّه أقام خلال حياته فترةً في مصر وفترةً أخرى في العراق.
كان الطبري رحمه الله يتمتع بحافظة نادرة، ويجمع عدة علوم، ويحفظ موضوعاتها وأدلتها وشواهدها، وإن كُتُبه التي وصلتنا لأكبر دليل على ذلك، حتى قال عنه أبو الحسن عبد الله بن أحمد بن المفلس: "والله إني لأظن أبا جعفر الطبري قد نسي مما حفظ إلى أن مات ما حفظه فلان طول عمره".
بالطبع، لم يكن عمله خاليًا من العيوب، ولا سيّما في مجال التأريخ، وذلك لأنّ «تاريخ الطبري» يُعَدّ من أوائل المحاولات في كتابة تاريخ الإسلام. وقد اتّهمه كثير من النقّاد بعدم الالتزام بمبدأ الحياد في تدوين التاريخ، وذهبوا إلى أنّه حرّف الروايات التاريخية متأثّرًا بأفكاره الكلامية والمذهبية. ومن أبرز الأمثلة على ذلك روايةُ الطبري لمسألة خلافة النبي، وكذلك قضية إرث فاطمة الزهراء من فدك، إذ نقل في تاريخه أخبارًا غير صحيحة تميل إلى نصرة أبي بكر.
من أشهر شيوخ الطبري: محمد بن عبد الملك بن أبي الشوارب، وإسحاق بن أبي إسرائيل، وأحمد بن منيع البغوي، ومحمد بن حميد الرازي، وأبو همام الوليد بن شجاع، وأبو كريب محمد بن العلاء، ويعقوب بن إبراهيم الدورقي، وأبو سعيد الأشج، وعمرو بن علي، ومحمد بن بشار، ومحمد بن المثنى، وخلق كثير نحوهم من أهل العراق والشام ومصر.
قال عنه الخطيب البغدادي: "كان أحد أئمة العلماء، يُحكم بقوله، ويُرجع إلى رأيه لمعرفته وفضله، وكان قد جمع من العلوم ما لم يشاركه فيه أحد من أهل عصره، وكان حافظًا لكتاب الله، عارفًا بالقراءات كلها، بصيرًا بالمعاني، فقيهًا في أحكام القرآن، عالمًا بالسنن وطرقها: صحيحها وسقيمها، وناسخها ومنسوخها، عارفًا بأقوال الصحابة والتابعين ومن بعدهم...، عارفًا بأيام الناس وأخبارهم". وقال عنه الذهبي أيضًا: "كان ثقة حافظًا صادقًا، رأسًا في التفسير، إمامًا في الفقه والإجماع والاختلاف، عَلاَّمةً في التاريخ وأيام الناس، عارفًا بالقراءات واللغة، وغير ذلك".
ترك لنا الطبري ثروة علمية تدل على غزارة علمه، وسعة ثقافته،، ودقته في اختيار العلوم الشرعية والأحكام المتعلقة بها، وكان له قلم سيَّال، ونَفَس طويل، وصبر في البحث والدرس، فكان يعتكف على التصنيف، وكتابة الموسوعات العلمية في صنوف العلوم، مع ما منَّ الله عليه من ذكاء خارق، وعقل راجح متفتح، وجَلَد على تحمل المشاق؛ ومن هذه المؤلفات:
1- جامع البيان في تأويل القرآن، المعروف بتفسير الطبري.
2- تاريخ الأمم والملوك، المعروف بتاريخ الطبري.
3- كتاب ذيل المذيل.
4- اختلاف علماء الأمصار في أحكام شرائع الإسلام، المعروف باختلاف الفقهاء وهو في علم الخلاف.
5- لطيف القول في أحكام شرائع الإسلام، وهو كتاب فقه في المذهب الجريري.
6- الخفيف في أحكام شرائع الإسلام، وهو في تاريخ الفقه.
7- بسط القول في أحكام شرائع الإسلام، وهو في تاريخ الفقه الإسلامي ورجاله وأبوابه.
8- تهذيب الآثار وتفصيل الثابت عن رسول الله من الأخبار، وسماه القفطي (شرح الآثار) وهو كتاب في الحديث، بقيت منه بقايا طُبعت في أربع مجلدات.
9- آداب القضاة، وهو في الفقه عن أحكام القضاء وأخبار القضاة.
10- أدب النفوس الجيدة والأخلاق الحميدة.
11- كتاب المسند المجرد، ذكر فيه الطبري حديثه عن الشيوخ، بما قرأه على الناس.
12- الرد على ذي الأسفار، وهو ردٌّ على داود بن علي الأصبهاني مؤسِّس المذهب الظاهري.
13- كتاب القراءات وتنزيل القرآن، ويوجد منه نسخة خطية في الأزهر.
14- صريح السنة، وهي رسالة في عدة أوراق في أصول الدين.
15- البصير في معالم الدين. وهو رسالة في أصول الدين، كتبها لأهل طبرستان فيما وقع بينهم من الخلاف في الاسم والمسمى، وذكر مذاهب أهل البدع، والرد عليهم.
16- فضائل علي بن أبي طالب، وهو كتاب في الحديث والتراجم، ولم يتمه الطبري رحمه الله.
17- فضائل أبي بكر الصديق وعمر، ولم يتمه.
18- فضائل العباس، ولم يتمه.
19- كتاب في عبارة الرؤيا في الحديث، ولم يتمه.
20- مختصر مناسك الحج.
21- مختصر الفرائض.
22- الرد على ابن عبد الحكم على مالك، في علم الخلاف والفقه المقارن.
23- الموجز في الأصول، ابتدأه برسالة الأخلاق، ولم يتمه.
24- الرمي بالنشاب، أو رمي القوس، وهو كتاب صغير، ويُشك في نسبته إلى الطبري.
25- الرسالة في أصول الفقه. ذكرها الطبري في ثنايا كتبه، ولعلها على شاكلة الرسالة للإمام الشافعي في أصول الاجتهاد والاستنباط.
26- العدد والتنزيل.
27- مسند ابن عباس. ولعله الجزء الخاص من كتاب (تهذيب الآثار)، وطبعت البقية الباقية منه في مجلدين.
Al-Tabari delivers a very long-winded Arabian-slant account of Sasanian Persia, painting these pre-Islamic rulers as far more brutal that what Ferdowsi describes in his patriotic Persian epic, The Shanameh. Al-Tabari's accounts of Arabia and Yemen in the centuries before Muhammad are studded with omens and miraculous signs of the coming Prophet that rival anything presented in the Bible, or in the tales of Constantine and St. Patrick.
This was a bit of a slog.. I realised Idc much for the history of some of these Persian kings but tbh, I get Imam Tabari added it for context and I should have expected parts I don't care much about when signing up for a 40 volume book! But it got more interesting after about 200 pages of the main text..
جلد پنجم همانند جلد چهارم به فتح ایران اختصاص داره و نکات بسیار جالبی برای علاقمندان تاریخ اسلام و ایران داره بعضی از نکات: ص 1822: علی ع به عمر گفت: تو خویشتن داری، رعیت نیز خویشتن دار شده. ص 1825 تکه ای از فرش کاخ مدائن به علی ع رسید که به 20 هزار درهم فروخت و از پاره های دیگر بهتر نبود (همانند بقیه بود). ص 1842: تعیین تاریخ عرب: عمر گفت: تاریخ از چه روز نهیم؟ علی گفت: از روزی که پیمبر خدا ص هجرت کردو سرزمین مشرکان را ترک کرد. و عمر چنین کرد. ص 1879: بگفته واقدی در سال هفدهم عمر ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب را که از فاطمه بود به زنی گرفت (40000 درهم مهر او کرد : ص 2034 ناگفته نماند زمان پیغمبر اول مهر را به عروس میدادند و بعدا به خونه بخت میاوردند! مهر بیشتر زنان پیغمبر 400 درهم بود و مقایسه کنید با این مقدار که از تاراج ایران چه ثروت هنگفتی این عربها بدست آورده بودند!!!) و در ذی القعده به خانه خود برد. ص 1960: دستور حمله عمر به سرزمین فارس و کرمان و اصفهان و آذربیجان و ری در سال 21 بود ص 2037: گفتم چگونه میتوان پیش امیر مومنان (عمر) رفت؟ گفت: در و پرده ندارد. نماز میکند و مینشیند و هر که بخواهد با او سخن میکند (در زمان خلافتش)
تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم والملوک، معروف به تاریخ طبری در اصل توسط محمدبن جریر طبری، تاریخ نگار و محقق ایرانی در اواخر سده سوم هجری به زبان عربی نوشته شده. این کتاب که مهم ترین مجموعه ی تاریخ عمومی جهان اسلام است، از داستان خلقت آغاز کرده و به نقل زندگی پیامبران (به روایت اسلامی) و پادشاهان قدیم ایران پرداخته، و پس از وقایع دوران ساسانی، به نقل زندگی پیامبر اسلام، اهل بیت، نقل تاریخ اسلامی تا سال تنظیم کتاب (۲۹۳ هجری ) گریز زده است. کتاب که در اصل ۱۶ جلد بوده، از آن پس منبع بسیاری از وقایع نگاران پس از طبری بوده. تاریخ طبری را ابوعلی بلعمی به فارسی ترجمه و خلاصه کرده و از خود مطالبی به آن افزوده و تغییراتی در آن داده، به گونه ای که ترجمه ی فارسی طبری، تألیفی تازه محسوب می شود و گاه با نام "تاریخ بلعمی" از آن نام می برند. تاریخ طبری را "ابوالقاسم پاینده" در 1352 ترجمه و بی هیچ تغییر، در همان 16 جلد، منتشر کرده است. ترجمه ی دیگری هم توسط صادق نشات صورت گرفته که بنگاه ترجمه و نشر کتاب در 1351منتشر کرده است.
I thought it was particularly interesting how the Sassanids modeled themselves after the Achaemenids (the first ruler went through the same "Abandoned as a child, raised among Shepherds, kicks everyone's ass" plot)...but associated themselves with the mythical Khayanids...
دو ابزار تناسلی مرد یافتند درون جعبه ای که فکر میکردند گنجه و جواهر داره شاعرشون گفته: "مردم معتبر اسیران به غنیمت گرفتند واینک بنی نحد دو ... در جعبه ای به دست آوردند که سیاه بود با گل بسیار که آن را غنیمت پنداشتند و چه خطایی بود" اینقدر خندیدم سر این😄 تاریخ دیگه کسل کننده نیست💚👌
تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم و الملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر طبری تاریخنگار و پژوهشگرِ ایرانی مسلمان در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمدهاست و یکی از بزرگترین و معتبرترین منابع دوره اسلامی است. طبری نویسندهٔ مشهورترین، مهمترین و ارزشمندترین مجموعههای مفصل تاریخ عمومی اسلام و جهان بهشمار میآید. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی میپردازد. در بخش بعدی کتاب طبری به نقل تاریخ پادشاهان ساسانی میپردازد، و از آنجا به نقل زندگی پیامبر اسلام، محمد میپردازد. در این کتاب وقایع پس از شروع تاریخ اسلامی (مقارن با هجرت به مدینه) به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال ۲۹۳ هجری شمسی را در بر میگیرد.
تاریخ طبری شامل دو بخش کلی است:
تاریخ پیش از اسلام: بخش پیش از اسلام مشهورترین، مهمترین قسمت آن است و نویسنده این بخش از کتاب را پس از پایان تفسیر طبری تألیف نمود. پس از اسلام: در تاریخ پس از اسلام این کتاب، نویسنده وقایع را به صورت وقایع نگاری نقل میکند. این بخش (پس از اسلام) خود مشتمل بر سه بخش جداگانه دیگر است. نکته در خور توجه این است که طبری از چه سالی شروع به نوشتن کتابهای خود کردهاست ؟ برخی میگویند که او در سال ۲۱۰ ه.ق شروع به تحریر کتاب خود کردهاست و برخی روایتها حاکی از آن است که طبری بخش تاریخ عباسیان را در کتاب جداگانهای به نام القطعین تألیف کردهاست و این خود نشان دهنده این است که طبری تاریخ خود را فقط تا پایان دوره عباسیان نوشتهاست.