عنوان: حکایت شیخ صنعان از منطق الطیر عطار نیشابوری با تحقیقی درباره داستان و شرح ابیات آن؛ تالیف رضا اشرفزاده؛ [تهران]: اساطیر، 1373؛ در127 ص؛ چاپ دوم 1380؛ چاپ دیگر 1396؛ در 128ص؛ شابک 9789643310653؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی سده 13 م
Farid ud-Din Attar فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیهاش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کردهاست. ـ
حافظ : گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
حکایت شیخ صنعان از کتاب منطق الطیر عطار در خلال ماجرای سفر هدهد و سایر مرغان به کوه قاف و پیدا کردن سیمرغ روایت میشود. داستان درباره مردی زاهد و پارسا به نام شیخ صنعان است که پنجاه سال به راز و نیاز با خدا پرداخته بود و صد ها مرید و شاگرد داشت ولی شبی خواب میبیند که در کشور روم بر بتی سجده کرده است و به خاطر خوابی که دیده است همراه با مریدانش به سمت روم میرود و در آنجا با دختری ترسا(مسیحی) روبه رو میشود و دلباخته او میشود ولی دختر مسیحی برای شیخ صنعان ۴ شرط میگذارد : ۱. سجده کردن بر بت ۲. سوزاندن قرآن ۳. نوشیدن شراب ۴. دست برداشتن از اسلام و همینطور شیخ به عنوان مهریه دختر باید یک سال به کار خوکبانی مشغول شود.
از زیبایی و روان بودن این حکایت هرچی بگم کافی نیست با اینکه نزدیک به ۴۰۰ بیت بود ولی اصلا خسته کننده نبود، لغات سخت به ندرت پیدا میشد و تشبیهات و استعارات اصلا پیچیده نبودند. همچنین پیشنهاد میشود برای شناخت پیشینه شیخ صنعان مقدمه دکتر شفیعی کدکنی در کتاب منطق الطیر خوانده شود.
این یقین از جان و دل باید شنید نه به نفس آب و گِل باید شنید
در یک کلام عالی بود.اما در چندکلام،می شود توضیح بیشتری داد. 1-زبانش بی اندازه ساده است و برخلاف تصورم حتی نیاز به یک لغتنامه هم پیدانکردم.شاید یکی دو تا لغت را نمی شناختم،ولی آنها هم در مسیر داستان هضم شدند و نیاز به دیدن معنی شان نبود. 2-داستان از نظر مایی که در قرن بیست و یک زندگی می کنیم جالب نیست و بیش از حد تکراری است.اما اگر به این فکر کنیم که عطار نیشابوری قرنها پیش این داستان را به "نظم" نوشته و آن زمان این داستان تکراری نبوده،از بهترین کتابهاست. 3-به داستان های منظوم امیدوارم کرد.به شدت می ترسیدم از این داستانها و باوجودی که شوق بی حدی برای خواندنشان داشتم ولی تجربه ی اندکی مثنوی خوانی آنقدر ترسانده بودم که ناخودآگاه خودم را ازشان دور نگه می داشتم.ولی با اعتمادبه نفسی که این کتاب بهم داد شاید حتی سراغ کارهای نظامی هم بروم. 4-خیلی خوب بود.اگر حوصله ی خواندن کتاب سخت ندارید و دلتان داستان می خواهد و نمی خواهید رمان زرد بخوانید و از چلنجتان هم عقب هستید،از بهترین انتخاب هاست قطعا.
شیخ صنعان داستان شیخی پرآوازه است که مریدانِ بسیار دارد و مقامی بلندمرتبه. این شیخ اما دچار عشق خانمانسوز دختری مسیحی میشود و دست از اسلام و ایمان خود میشورد تا بتواند دختر را بدست آورد. بیان حالات عاشق و معشوق در این داستان بسیار دقیق و زیباست و مطمئنا از آن لذت خواهید برد. نگران سختی متن هم نباشید چرا که شعر بسیار روان و خوشخوان است. هرکه او همرنگ یار خویش نیست عشقِ او جز رنگ و بویی بیش نیست
من تصحيح و توضيح دكتر شفيعي رو نديده م، ولي بسيار با تصحيح و توضيح دكتر پورنامداريان و دكتر عابدي كيف كردم. منطق الطير اين دو، ارزونتر هم هست. داستان رو يه بار عادي خوندم و يه بار با آرا جوزف كمپل به صورت تطبيقي و بايد بگم ريشه هايي زيادي از ديدگاه هاي كمپل در قهرمان هزارچهره، كه سه مرحله رو در انطباق خوداگاهي با ناخودآگاهي بيان ميكنه در داستان شيخ صنعان ديده ميشه. بالتبع آرا يونگ هم قابل مشاهده هست. از نظرگاه عرفاني هم داستان به شدت جاي بحث داره و من مقاله دكترپورنامداريان در كتاب ديدار با سيمرغ به نام گذر از عقبه خوشنامي رو براي فهم بيشتر اين داستان توصيه ميكنم.
یکی دیگه از شاهکارهای ادبیات فارسی که الحق برازندهی بودن در این مجموعه هم بود. داستان شیخ صنعان یا سمعان که تقریبا همهی ما میدونیم چی شد اما اون هدفی که عطار از پیش کشیدن این داستان داره چیز دیگریست. عشق در عرفان جایگاه رفیعی داره و اینکه سالک برای معشوق حاضره تا کجا پیش بره نشانهی میزان جدی بودن نیازشه. اینکه از ننگ و نام نترسه و در معشوق فانی بشه: گفت من بس فارغم از نام و ننگ شیشهٔ سالوس بشکستم به سنگ
بحث بعدی که خیلی اهمیت داره در بین عرفا اینه که مراد هرچی گفت باید بدون چون و چرا انجام بدی، قصههای زیادی تو این زمینه نقل شده و شیخ صنعان هم در مقابل این آزمون قرار میگیره: گفت دختر گر تو هستی مرد کار چار کارت کرد باید اختیار سجده کن پیش بت و قرآن بسوز خمر نوش و دیده را ایمان بدوز
جذابیت داستان بیشک مسیر نبود بدون پاورقیهای راهگشا و به شدت دقیق جناب آقای دکتر سیدصادق گوهرین، به نحوی که خواندن خود پاورقیها لطف دیگری داشت. امید که روزی دست در دهد و نسخهی کامل منطق الطیر رو با تصحیح ایشون بخونم.
البته امتیازی که من دادم دقیقا به ابن کتاب نبود به کتاب منطق الطیر دقیقا با همین جلد اما با تفسیر سید محمدجواد وزیری فرد بود، نسبتا خوب بود اما انتظارات من رو برآورده نکرد.