غلامحسین یوسفی در بهمن ۱۳۰۶ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به پایان برد و از سال ۱۳۲۵ برای تحصیل در دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی به تهران رفت. با تأسیس دانشکده ادبیات در دانشگاه فردوسی مشهد از سال ۱۳۳۴ تدریس دروس تاریخ ادبیات را در این دانشکده آغاز کرد.
دکتر غلامحسین یوسفی برای پیشبرد آموزش و تحقیق در زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه فردوسی مشهد کوشش فراوان کرد. تصحیح متون یکی از زمینههای مورد علاقه دکتر یوسفی بود که در این مسیر کارهای ماندگاری از او در دست است. ابومسلم سردار خراسان، دیداری با اهل قلم، کاغذ زر، تحقیق درباره سعدی و شیوههای نقد ادبی از جمله آثار تصنیفی و ترجمهای دکتر یوسفی است.
دکتر غلامحسین یوسفی در چهاردهم آذر ۱۳۶۹ در ۶۳ سالگی در تهران درگذشت.
دانش استاد یوسفی در ادبیات و همینطور تاریخ ادبیات از وی چهره ای ماندگار رقم زده است. چشمه ی روشن رفرنس دانشگاهی است برای آنها که ادبیات می خوانند و یا می خواههند به گونه ای آکادمیک ادبیات بخوانند. انتخاب شعرا و اشعراشان و همینطور توضیحات معلم گونه ی استاد اگرچه طبع سرکش منتقدین را راضی نمی کند اما بعنوان مرجعی سریغ همیشه قابل دسترس خواهد بود.
با خوندن این کتاب، به جرات می تونم بگم سطح معلوماتم در حوزه شعر ایران، پیشرفت قابل توجهی پیدا کرد! قلم دکتر یوسفی مرحوم، در عین قدرت بالا، جذابیت زیادی هم داره؛ که نشون دهنده ی دانش بسیار بالای ایشون در زمینه های مربوطه س. روحش شاد...
كتاب معروف (چشمهي روشن) تأليف اديب به رحمت خدا رفته(غلامحسين يوسفي) مجموعهايست از مقالههايي كه به آشنايي با شاعران بزرگ اين مرز و بوم كه با وجود و آثار خود ادب اين كشور را تحت تأثير قرار دادند و وزنهها و يا قلههاي ادب اين كشور به حساب ميروند در اين كتاب با معرفي هر يك از اين بزرگان در صدههاي خاص زندگي خود، نمونهاي از آثار اينان نيز آورده شده و نقد و بررسي تخصصي و درست نيز بر روي آنها انجام شده است و ديگر از اين چه بهتر؟
ضحّاک، معّرب اژی دهاک (اژدها)، در داستانهای ایرانی مظهر خوی شیطانی است و زشتی و بدی. در اوستا اهریمنی است "سه پوزهٔ سه سر شش چشم"، دیوزاد و مایهٔ آسیب آدمیان و فتنه و فساد. به روایت فردوسی وی بارها فریب ابلیس را میخورد: بدین معنی که ابلیس با موافقت او پدرش مرداس را -که مردی پاکدین بود- از پا در میآورد تا ضحّاک به پادشاهی برسد. سپس در لباس خوالیگری چالاک، خورشهایی حیوانی بدو میخوراند و خوی بد را در او میپرورد. بعد نیز در اثر بوسه زدن ابلیس بر دوش ضحّاک، دو مار از دو کتف او میروید و مایهٔ رنج وی میشود. پزشکان فرزانه از عهده علاج بر نمیآیند تا بار دیگر ابلیس خود را بصورت پزشکی در میآورد و به نزد ضحّاک میرود و به او میگوید راه درمان این درد و آرام کردن ماران سیر داشتن آنها با مغز سر آدمیان است. ضحّاک نیز چنین میکند و برای تسکین درد خود به این کار میپردازد. به این ترتیب که هر شب دو مرد را از کهتران و یا مهترزادگان به دیوان او میبرند و جانشان را میگیرند و خورشگر مغز سر آنان را بیرون میآورد و به مارها میخوراند تا درد ضحّاک اندکی آرامش یابد. در اساطیر ایران مار مظهری است از اهریمن و در این جا نیز بر دوش ضحّاک میروید که تجسّمی است از خوهای اهریمنی و بیداد و منش خبیث. سرانجام نیز ضحّاک به خیال خود برای آن که از پیش بینی اخترشناسان برهد و از سقوط و کیفر جان بدر برد، به هندوستان میرود تا چندان خون بریزد که بتواند در آبزنی سر و تن خود را با آن بشوید، مگر بدین وسیله سرنوشت شوم را از خویش دفع کند. در محیطی که پادشاه بیداد پیشهٔ ماردوش بوجود آورده بود، تاریکی و ظلم بر همه جا چیرگی داشت و کسی ایمن نمیتوانست زیست. از پا در آوردن مردم و مغز سر آنان را خوراک ماران کردن که پادشاه ستمگر ساعتی چند بیارامد، نمودار و مظهر بدترین صورت جور پیشگی است.
حیفه که کتابخون باشیم و به ادبیات فارسی علاقه داشته باشیم و لذت خوندن آثار دکتر غلامحسین یوسفی را از دست بدیم. این کتاب علاوه بر اطلاعات نابی که برام داشت و بر دانش ادبیم اضافه میکرد واقعاً خوندنش هم لذتبخش بود. دکتر یوسفی در هر بخش از کتاب یک شعر از یک شاعر را بررسی و تحلیل میکنه. هر چند حجم کلی کتاب زیاده ولی هر قسمت از اون که اختصاص به یک شعر داره کوتاه و در حد چند صفحه است. به همین خاطر به راحتی میشه خوند و سراغ بخش بعدی رفت. حتی اگه خواننده حوصله نداشته باشه میتونه فقط بخشهایی را که بیشتر علاقه داره بخونه و از بقیهی بخشها رد بشه. من که نتونستم این کار را بکنم و همهی کتاب برام جذاب بود. خوندنش توصیه میشه.
قلم و اندیشه ی آقای یوسفی همیشه گیراست اما در این کتاب کم و بیش آثار انقلاب پیداست و همین، تمام کتاب و نظرات نویسنده را تحت الشعاع محافظه کاری قرار داده.
یه زمانی که وقت بیشتری داشته باشم، میشینم و از اول تا آخرش رو میخونم. تاریخ ادبیات عالیه اگر مجبور نباشی ریز به ریز یه عالمه تاریخ و چیزای از این دست رو حفظ کنی.