مرحوم صابر در بخش ابتدايي كتاب سراغ آمريكاي دهه 70 ميلادي مي رود. آمريكا در دوران پس از جنگ زيان بار ويتنام، بحران بين المللي در عرصه سياست و نظامي و اقتصاد را تجربه مي كند.
سپس به شرح رابطه مابين ايران و آمريكا مي پردازد. محمدرضا شاه پس از افزايش قيمت نفت مغرور شده است و خود را در قامت يك كشور مهم مي بيند و به همين خاطر رابطه اش با دوستانش همچون آمريكا به گرمي سابق نيست و نويسنده در نيمه دوم كتاب به شرح بحران اقتصادي حكومت شاه در سال هاي پاياني سلطنت مي پردازد
آنچه كتاب را معتبر و قابل اعتبار مي سازد، دقت نويسنده در به كارگيري اسناد و مدارك معتبر و معلوم است و تحليلش را بر پايه همين اسناد جلو مي برد و نه شايعات و يا حواشي بي اهميت و در كنار اين نكته مهم بايد از نگاه منصافانه مرحوم هدي صابر هم به نيكي ياد كرد
فروپاشي با اين جمله به پايان مي رسد
رژيم شاه كه قرار بود در پرتو شرايط جديد ، از انجماد به درآيد، در حرارت سوزان انقلاب ذوب شد