Jump to ratings and reviews
Rate this book

خط سوّم

Rate this book
درباره‌ی شخصیت، سخنان، و اندیشه‌ی شمس تبریزی
1184?-1247? / 580?-645?

879 pages, Hardcover

First published January 1, 1972

20 people are currently reading
260 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
104 (53%)
4 stars
52 (26%)
3 stars
28 (14%)
2 stars
8 (4%)
1 star
4 (2%)
Displaying 1 - 20 of 20 reviews
Profile Image for Saffa.
16 reviews6 followers
March 23, 2007
آن خطاط سه گونه خط نوشتي
يكي او خود خواندي لاغير
يكي را خود هم او خواندي هم غير
يكي را نه او خواندي و نه غير او
آن خط سوم منم

مثل كتاب منطق الطير عطار 500 بار كه بخوني شايد يه فكر كني كه يه چيزايي داره دستگيرت ميشه!
Profile Image for Minoo.
14 reviews
Want to read
January 8, 2019
اگر از ترکستان تا به شام، کسی را، خاری، در انگشت شود، آن، از آن من است!
همچنین اگر از ترک تا شام، کسی را، قدم در سنگ آید، زیان آن، مراست!
و اگر اندوهی در دلی است، آن دل، از آن من است! 
ابوالحسن خرقانی
اعتقاد و عشق، دلیر کند، و همه ترس ها، ببرد!
شمس
Profile Image for f. .
7 reviews333 followers
August 29, 2007
NICE & NICE
fantastic
Profile Image for mohamad jelvani.
284 reviews66 followers
April 7, 2019
با این که نگارش این کتاب به دهه ها قبل برمی گردد
و منابع آن قدیمی و محدود هستند
چنان که بسیاری از منابع مورد استفاده برای نوشتن کتاب در آن زمان هنوز تصحیح علمی نشده اند
و نیز بسیاری از منابعی که امروز در دست ماست آن روز موجود نبوده اند
و تحقیقات جدید پرده های بسیاری از زندگی رازآلود شمس تبریزی برداشته اند
باز هم با متنی متقن و استوار روبه روییم که هنوز قابل اتکا و اعتماد است
نثر آن شیرین و روان و موضوع آن جذاب است
حیف که به همان شکل سابق چاپ می شود
کاش به نحوی منابع به روز رسانی و یافته های تازه تر به آن وارد می شد

37 reviews
June 25, 2010
زندگینامه و روایت گفتارهایی از شمس تبریزی بعنوان شخصیتی بزرگ اما ناشناخته در عرفان و فلسفه شهودی اسلامی در این کتاب به زیبایی و با استنادهایی در حد شخصیتی که وجهه ای تقریبا افسانه ای یافته است یافت میشود ضمن اینکه من فکر میکنم بیش از آن باز هم بخشی دیگر از اقیانوس بی انتهای مولانا جلال رومی بر خواننده مشهود و گشوده میشود.
گفت نماز کردند؟
گفت آری
گفت آه...
گفت نماز همه عمرم به تو دهم آن آه بمن ده!
Profile Image for عمار آلاشلو.
Author 1 book12 followers
February 8, 2008
کتاب فوق العاده ای بود و نکات بسیاری در آن دیدم. البته وقتی مقدمه استاد آشتیانی بر کتاب شکوه شمس اثر آن ماری شیمل را دیدم متوجه شدم که نکاتی هست که نویسنده غفلت کرده بوده است
Profile Image for Nazila.
163 reviews9 followers
Read
April 6, 2013
آن خطاط سه گونه خط نوشتي
يكي او خود خواندي لاغير
يكي را خود هم او خواندي هم غير
يكي را نه او خواندي و نه غير او
آن خط سوم من
شمس را ما بیش تر از طریق مولوی میشناسیم . او همچو بسیاری از قدیسان حتی میتوان گفت مثل حضرت خضر در زندگی مولوی آمد وناپدید شد. عشق مولوی به شمس از جمله عشقهای مسئله برانگیز و بحث برانگیز است. از خود شمس اثر چندانی بر جا نمانده است. و در این کتاب همان جنبه ی ناشناخته ی شمس یعنی خود او را بر اساس آثارش بررسی کرده است. شاید کامل نباشد ولی کار زیبایی است.
Profile Image for Banafsheh Parsa.
53 reviews1 follower
October 22, 2023
این کتاب هم یکی از کتابهایی هست که سال سوم دبیرستان، معلم ادبیاتم ، خانم خورشیدی عزیز بهم معرفی کرد و من این کتاب رو خوندم و وقتی که فهمید منو به چالش کشید که ببینه کتاب رو فهمیدم یا نه، و وقتی دید همه مفاهیم عزفانی کتاب رو درست فهمیدم، بهم گفت که بهم افتخار میکنه و این مسئله منو خیلی تشویق کرد که بیشتر کتابهای ادبی قوی رو بخونم. کتاب سنگینی هست و در مورددآشنایی شمس و مولاناست و درک عظیمی از عشق و شناخت خدا درش نهفته است
1 review
August 20, 2009
بهترین کتاب های عرفانی را پیروان راه دل نوشته اند. از اویس قرنی تا ... شمس تبریزی و علی نادر شاه عنقا
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
February 15, 2025


از اولین آثار مرجعی که پیرامون شخصیّت شمس و مولانا نوشته شده است می‌توان به سه کتاب «وَلَدنامه» نوشتۀ بهاءالدین سلطان وَلَد، «رساله‌ای در احوال مولانا جلال‌الدین» به قلم فریدون بن احمد سپهسالار و «مناقب العارفینِ» شمس‌الدین احمد افلاکی  اشاره کرد.  
                                                                                                                  
ناصرالدین صاحب‌الزمانی در کتاب «خط سوم» و عبدالحسین زرین‌کوب در «پله‌پله تا ملاقات خدا» از سه اثری که ذکر شد و همچنین مقالات شمس تبریزی و کتاب‌های مولوی یعنی مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه مافیه، مکتوبات و مجالس سبعه استفاده کرده‌اند به‌شکلی‌که انسان با خواندن این دو کتاب بهره‌ای فراوان از اندیشه‌های مولانا و شمس خواهد بُرد و با آن دو چهرۀ بزرگ ایران‌زمین آشنا خواهد شد.  
                                                                                                                  
دکتر عبدالحسین زرین‌کوب می‌نویسد: عابری ناشناس با هیئت و کسوتی که یادآور احوال تاجران خسارت دیدۀ بازار به نظر می‌رسید ناگهان از میان جمعیت اطراف پیش آمد، گستاخ‌وار عنان فقیه و مدرّس پرمهابت و غرور شهر را گرفت... و سؤالی گستاخانه و ظاهراً مغلطه‌آمیز بر وی طرح کرد: صراف عالَم معنی، محمد برتر بود یا بایزید بسطام؟ 
    
مولانای روم که عالی‌ترین مقام اولیا را از نازل‌ترین مرتبۀ انبیا هم فروتر می‌دانست و در این‌باره تمام اولیا و مشایخ بزرگ گذشته را هم با خود موافق می‌دید، با لحنی آکنده از خشم و پرخاش جواب داد: محمد سرحلقۀ انبیاءست، بایزید بسطام را با او چه نسبت؟ اما درویش تاجرنما که با این جواب خرسند نشده بود، بانگ برداشت: پس چرا آن یک «سُبحانَکَ ماعَرَّفناک» گفت و این یک «سُبحانِیَ مااَعظَمَ شَأنِی» بر زبان راند؟ مولانا از این سؤال مست شد، و شمس هم، چنان‌که خود او بعدها نقل می‌کرد از مستی مولانا ذوق مستی یافت. سؤال و جوابی ساده بین آن‌ها ردّ و بدل شده بود، اما تأثیری شگرف در آن‌ها به وجود آمده بود (زرین‌کوب، ۱۳۹۰: ۱۰۵-۱۰۶). 
                                                                                                               
مولوی پس از برخورد با شمس، همان شمسی که مولانا را از مطالعه منع می‌کرد و آن را حجاب می‌شمرد (همان: ۱۲۱)، موسیقی و سَماع را تا بدان حدّ گسترش می‌دهد که حتی به‌طور هفتگی، مجلس ویژۀ سماع بانوان، همراه با گل‌افشانی و رقص و پای‌کوبی زنان در قونیه برپا می‌دارد. تا جایی که حتی در مواردی نمازش قضا می‌شده است و با وجود تذکار به وی، موسیقی را رها نمی‌کرده است، بلکه نماز را ترک می‌گفته است. و این‌ها همه از مردی مشاهده می‌شود که تا سی‌وهشت سالگی خود، مجتهدی بزرگ و یک مفتی حنبلی به‌شمار می‌رفته است (صاحب‌الزمانی، ۱۳۸۷: ۷۴-۷۵). 
    
عبدالحسین زرین‌کوب نیز که مولوی را بر مذهب ظاهریِ حنفی و مذهب باطنی عشق معرّفی می‌کند (زرین‌کوب، ۱۳۹۰: ۲۲۰)، بر آن اعتقاد است که روزهایی پیش می‌آمد که در سماع اگر کسی به مولانا خاطر نشان می‌کرد که وقت نماز است، مستانه عذر می‌آورد که نی نی، آن نماز دیگر است و این نماز دیگر (همان: ۱۸۲-۱۸۳).          
    
دکتر صاحب‌الزمانی که ظاهراً نام کتاب خود را از این جملۀ شمس: «آن خطاط، سه‌گونه خط نوشتی، یکی او خواندی، لاغیر! یکی را، هم او خواندی، هم غیر! یکی، نه او خواندی، نه غیر! آن [خط سوّم] منم!» گرفته است (صاحب‌الزمانی، ۱۳۸۷: ۵)، متذکّر می‌شود که مولانا درست و راست از ۳۸ سالگی شاعری را آغاز کرد و بدین معنا می‌توان گفت که مولانا نابغه است. یعنی ناگهان کسی که مقدمات شاعری نداشته شعر سروده است... 
مقدار شعری که از مولانا باقی مانده است، به نسبت از همه بیشتر است. حداکثر شاهنامۀ فردوسی در حدود ۵۲ هزار بیت است. لیکن مولانا مجموع اشعارش بالغ بر ۷۰ هزار بیت است. تنها غزلیات مولانا در حرفِ «ی» ۸۰۰ غزل است. یعنی تقریباً معادل غزلیات سعدی و دو برابر غزلیات حافظ (همان: ۶۲).  
                                                                                                                
مولانا پس از وفات اولین زوجۀ خود، گوهر خاتون، با بیوه‌یی از اهل روم که کراخاتون خوانده می‌شد، وصلت کرد. این زن هنگا�� ازدواج با مولانا از شوهر سابق خود پسری به نام شمس‌الدین یحیی و دختری به نام کیمیاخاتون داشت (زرین‌کوب، ۱۳۹۰: ۳۱۴). در اثنای این احوال، مرد شصت سالۀ تبریزی به کیمیاخاتون علاقه پیدا کرد و معلوم شد اولیای حق، حتی شمس، که همه عمر از هر دامی گریخته بود هم از اسارت در دام عشق در امان نمی‌مانند (همان: ۱۳۷).

به‌ دنبال این عشق پیرانه‌سر، شمس ناخودآگاه اندک اندک دگرگونی یافت. رفت و آمد کیمیا به خارج از خانه را محدود ساخت و از تأخیر او به شدت دغدغۀ خاطر می‌یافت و در حق زن خشونت می‌کرد (همان: ۱۳۸).

در این میان روزی به سبب تأخیر کیمیا که با زنان به باغ رفته بود، مشاجره‌ای طوفانی بین او و همسرش روی داد و سبب آن شد که مرگ، کیمیا را بعد از یک بیماری سه روزه از او بگیرد و شمس برای همیشه مولانا را ترک گوید (همان: ۱۳۹-۱۴۰). هرچند برخی بر این باورند که پسر دوم مولانا، علاءالدین محمد، عاشق کیمیا بود و با مخالفان شمس بر علیه وی توطئه کردند به‌طوری‌که او را حتی سبب قتل شمس تبریزی می‌دانند (صاحب‌الزمانی، ۱۳۸۷: ۸۹).
    
در پایان، ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بدانیم یکی دیگر از کتاب‌هایی که دربارۀ مولانا و شمس نوشته شده است، رمان «ملّت عشق» یا همان دین عشق، اثر بانویی تُرک به نام اِلیف شافاک است. داستانی که بسیاری به تمجید از آن پرداخته و ترجمۀ فارسی آن به قلم ارسلان فصیحی را بسیار زیبا و دلنشین شمرده‌اند. هرچند متذکّر این نکته نیز شده‌اند که این کتاب در مقایسه با آثاری مانند پله‌پله تا ملاقات خدا و خط سوم، نوشته‌ای عاشقانه و تا حدودی به‌دور از واقعیات تاریخی به‌شمار می‌رود.

منابع:

_ زرین‌کوب، عبدالحسین، ۱۳۹۰، پله‌پله تا ملاقات خدا، تهران، علمی.

_ صاحب‌الزمانی، ناصرالدین، ۱۳۸۷، خط سوم، تهران، عطایی.
Profile Image for Mohammad Naghdi.
14 reviews2 followers
April 22, 2019
به نظرم جای کتاب‌های سطحی باید چند بار خط سوم رو بخونیم، هنوزم بهترینه
10 reviews
April 13, 2017
يك كتاب عالي، به تمام دوستداران حضرت شمس و حضرت مولانا توصيه مي كنم كه حتما بخونن
Profile Image for ArEzO.... Es.
290 reviews
August 28, 2008
شمس تبريزي
ني و را
اصل و
ني نسب
پيداست
مي ندانيم هم كه او
زكجاست؟
..
خط سوم كتابي ست راجع به شمس تبريزي كه مي گويد:
آن خطاط
سه گونه خط نوشتي:
يكي او خواندي لاغير
يكي را هم او خواندي هم غير
يكي نه او خواندي نه غير او
آن خط سوم منم ....
Profile Image for aysa.
2 reviews6 followers
Read
August 25, 2007
wonderfoll..............
1 review1 follower
April 26, 2011
the best book i have ever read
Displaying 1 - 20 of 20 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.