Jump to ratings and reviews
Rate this book

دیر آمدی ری را ! باد آمد و همه رویاها را با خود برد

Rate this book
پرسش نخست و پرسش آخر، آه پاسخ پريشان


بگذاريد حرفم را بزنم!

First published January 1, 2001

6 people are currently reading
313 people want to read

About the author

Seyed Ali Salehi

19 books44 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
122 (35%)
4 stars
113 (32%)
3 stars
76 (22%)
2 stars
27 (7%)
1 star
7 (2%)
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
Profile Image for Reyhaneh.
85 reviews149 followers
March 19, 2007
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود كه خواب ِ سرچشمه را در خيال پياله مي ديديم
دست هامان خالي
دل هامان پر
گفتگوهامان مثلا يعني ما !
كاش مي دانستيم
هيچ پروانه اي پريروز پيلگي خويش را به ياد نمي آورد

حالا مهم نيست كه تشنه به روياي آب مي ميريم !
از خانه كه مي آيي
يك دستمال سفيد ،‌پاكتي سيگار ، گزينهّ شعر فروغ ‌
و تحملي طولاني بياور
احتمال ِ‌گريستن بسيار است
Profile Image for Mohammad Hanifeh.
336 reviews88 followers
June 7, 2017
پرنده، هی پرندهٔ بی‌پروا!
در پی آن فوج گمشده بر مه آشیانه مساز!
من ساختم، باد آمد و همهٔ رؤیاها را با خود برد.
Profile Image for Amir ali.
330 reviews1 follower
July 30, 2013
نه هميشه
گاهی اوقات، همينطوری به سَرَم می‌زند
که پی سايه‌ئی موزون باشم
اما آنقدر نمی‌دانستم که راه نجات آفتاب
رفتن به سايه نيست.
در بعضی از فصول، بايد قيودِ بودن را به دريا داد،
از مضامين مظنون گريخت، از ديو گريخت،
از بعضی واژگان فخيم، از غيبت آب در ذهن کور کوير،
بايد بی‌گمان، ساده و آسان از آسمانِ بعضی آدميان گريخت.
بايد بعضی فصول، حروفِ ربطِ بوسه و اشاره را
بر مقنعه‌ی ماه سنجاق کرد
و خيره به رويائی از شش سوی خويش
خواب کودکی را ديد که از حروفِ الفباء
به ترکيبِ واژگان قليل تو می‌رسد،
مثل مجموعه شعر باران و بايزيد
مثل عاشق شدن در دی ماه، مردن به وقتِ شهريور
چه می‌دانم، مثل بازی لام در ليالیِ من.

هی ریرا، دير آمدی
دير آمدی ری‌را
باد آمد و همه‌ی روياها را با خود برد.

Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
August 28, 2008
بيا برای رسيدن به آرمش
نزديکترين نامهای کسان خويش را به ياد آوريم
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews878 followers
Read
December 2, 2013
بايد بروی، راه
يابی راه، راهی که راه‌ست.

دانستن نه ايستادن است و نه رفتن است.
تو آن سوی آب و من اين سوی آب!

مگر چه می‌شود!؟
بگذار برود!
فوقش حرفی هم نازکتر از سوره‌ی مريم، تو بشنوی!

بايد بروی،
گريه نکن اولاد آب!
بايد برويم، برويم جايی دور،
دورتر ... فصلی که نيامده است.
آنجا که من و شما مهمانيم
اما ستاره هست، آب هست،
روز و معنای روشنائی هم هست.

حالا حسوديم، باشد!
چشم ديدن آينه که دشوار نيست.
بايد فکری به حال رابطه، سلام، ستاره و تبسم کرد.
به خدا فهميدنِ آبی هم سبز است
آ مثل آب، اما آدمی ... دمی‌ست دل من!

بيا برويم جائی دور
دورتر فصلی که می‌آيد و نه منم، نه توئی، و نه ما،
Profile Image for Azy Saeedi.
70 reviews43 followers
August 22, 2009
پرنده
!هی پرنده ی بی پروا
!!در پی آن فوج گمشده بر مه آشیان مساز

من ساختم
!باد آمد و همه ی رویا ها را با خود برد
Profile Image for Zohreh Hanifeh.
390 reviews105 followers
January 16, 2019
گریه نکن اولاد آب!
باید برویم، برویم جایی دور،
دورتر... فصلی که نیامده است.
2 reviews
September 21, 2007
سلام زيباست
فقط جان تو جان پرندگاني كه دي ماه به ايوان خانه مي ايند
درودتان بسيا ر
Profile Image for Ali Ajoudanian.
13 reviews5 followers
January 23, 2013
دلم می‌خواست كسی در حوالی احوال من نبود،
دلم برای خواندن همان آواز قدیمی تنگ است.

من از پلک گشوده این پنجره ها می‌ترسم
باید بروم جایی دور
باید جایی دور بروم
دیگر نه مولوی را دوست می‌دارم و نه حوصله حافظ را …
تنها به كوچه می‌نگرم
عده‌ای مغموم از كوچه مشرف به پسین می‌گذرند
رخت هاشان تاریک
چشمهاشان خیس
اما من دلشان را از این پیشتر، جایی دور دیده بودم.
Profile Image for Maryam gh.
24 reviews20 followers
January 30, 2015
خاستگاه یک شاعر ، همواره می تواند نقشی تعیین کننده را درمسیر پیشِ روی او داشته باشد.این خاستگاه از چند جنبه قابل بررسی است و تمامی جنبه ها حائزِ اهمیت.خاستگاه تاریخی، اجتماعی، اقلیمی،فکری و ادبیِ هر یک از اهالیِ ادبیات، به یقین نقشی سرنوشت ساز در سرشت و سرنوشت وی خواهد داشت در این حیطه...
Profile Image for طیبه تیموری.
146 reviews
July 11, 2015
پائيزان پلور، بارانهای شمال، سطور مستمر، نقطه، نا!
باد، بالا دست، ذهن ظريف علف، بابونه، برودت، با!
پسين آمل و طعم کبود پنج‌شنبه‌های فراق،
دقيقه‌ای دور، کنار شعله‌های شبِ اهوازی ...


(پرنده، هی پرنده‌ی بی‌پروا!
در پی آن فوج گمشده بر مه آشيانه مساز!
من ساختم، باد آمد و همه‌ی روياها را با خود برد.)


بی‌جفت و فوج، از موجی به ديگر موج،
حالا هی برو!
دريا در سينه‌ات گهواره گزيده است.


نرفته من حالا، حالا به هر دامنه که می‌رسم
پسين سايه‌ها را از چشم تو خواهم گريست
و دردی عجيب
که از آن دهان بی‌بوسه خواهم چيد!


آه دوری‌ات فرود سنگ و فراق آن ستاره‌ی سبز!
چرا تا همين دقيقه پيش
غافل از آن قرونِ پسينه
مضمون کهنه‌سالِ تسليت را نمی‌دانستم!؟
Profile Image for shahram.
91 reviews148 followers
Read
July 16, 2007
it is a very romantic and emotional nice poetry book . the language of the poems is very similar to discuorsive language . the poems have new atmosphere and new expressions and combinations .
Profile Image for Arezoo Kazemi.
20 reviews19 followers
Read
July 8, 2017
به هر که گفت
تعبير زندگی شکل صبور همين شقايق است
شک خواهم کرد
Profile Image for Elham.
1 review
October 27, 2008
hala digar az nadanestane shomalo jonobe jahan boghzam nemigirad
hala digar
4 reviews
Read
October 4, 2009
زیبا و غیر قابل توصیف...
شعر های سید علی صالحی خیلی سخت اند ولی وقتی معنی آن ها رو از رابطه اشون با شعر های دیگه اش کشف می کنی بسیار لذت بخش است...
Profile Image for الهه سیدشماری.
51 reviews1 follower
May 20, 2019
ببخشید!
من فقط می خواستم از بخت حیرتم
مثلا کنار شما باشم و....
Profile Image for Ida.
10 reviews19 followers
October 4, 2008
!دير آمدي ري را
Displaying 1 - 19 of 19 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.