امروز کتابی مشخصا "ضدِشاه اما نَه ضدِپهلوی" را به پایان بردم که در تیراژ عجیبِ 20000 جلد در سال 1370 در چاپخانه یِ وزارت ارشادِ وقت به مدیریتِ محمد خاتمی(تَکرار می کنم سید محمد خاتمی) چاپ و روانه ی بازار نشر شده است
اولا
تحلیلِ شخصیت شاه با توسل به نظریه هایِ روانشناختی از قِبَلِ بررسیِ زندگی شخصی و مراجعه به اسناد،خاطرات،مصاحبه ها و آرای دیگران در موردِ او، بُن مایه یِ کتاب است. کتاب حاضر، شخصیتِ شاه را از ترک منزلِ مادری در طفولیت تا مرگ را واکاوی کرده و آن را بنیاد گرفته برچهار پایه میداند
حمایت الهی
ارتباط عاطفی با مردمانِ ایران
ارتباط همزادی و حمایت خواهانه یِ ناخودآگاه با ایالات متحده
و دستِ آخر ارتباط روحی-مبادله ای با مربعِ پدر،ارنست پرون، اسدااله علم و خواهرش اشرف
دوما
نویسنده مشخصاََ گرایشی ضدِ شاه داشته و بیشتر او را به نقد مینشیند تا نظام پهلوی را، چرا که باورمند بِدانَست که این نظام، 53سالِ تمام، علی رغمِ 1001 مشکل، مورد حمایت و یا دستکم تحملِ مردمان ایران بوده است
سوما
نویسنده صراحتا در برخی فصول، متن را از تحلیلِ روانشناختی به روایتِ تاریخ فروکاسته و جنس پژوهشِ خود را با کتاب های تاریخیِ مشابهِ روایتگر یکی میسازد
چهارما
ترجمه ی چشم نوازِ عباسِ مخبر، روان، بایسته ، انتخاب کلماتَش بدور از پیچیده نویسی وَ صدالبته دلنشین و سریع خوان است