Jump to ratings and reviews
Rate this book

دلاويزترين

Rate this book

377 pages, Paperback

First published January 1, 2002

7 people are currently reading
138 people want to read

About the author

فریدون مشیری

45 books356 followers
Fereydoon Moshiri was one of the prominent contemporary Persian poets who versified in both modern and classic styles of the Persian poem. He is best known as conciliator of classical Persian poetry at one side with the New Poetry initiated by Nima Yushij at the other side. One of the major contributions of Moshiri's poetry, is the broadening of the social and geographical scope of modern Persian literature.
در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در خیابان عین‌الدوله تهران چشم به جهان گشود. پدر و مادر او هر دو از ادبیات و شعر سررشته داشتند و پدربزرگ مادری او میرزا جوادخان مؤتمن‌الممالک از شاعران روزگار ناصری بود.

مشیری دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.

مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.

او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.

مشيری توجه خاصی به موسيقي ايراني داشت و در پي‌ همين دلبستگي طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در كنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه راديو ايران در آن سالها داشت.
آشنايي وی با موسیقی سنتی ایران از سالهاي خيلي دور از طريق خانواده مادري با موسيقي وتئاتر ايران مربوط بوده است. فضل‌الله بايگان دايي ايشان در تئاتر بازي مي‌كرد و منزل او در خيابان لاله‌زار (كوچه‌اي كه تماشاخانه تهران يا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهايي كه از مشهد به تهران مي‌آمدند هر شب موسيقي گوش مي‌كردند . مهرتاش، مؤسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نيز با فضل‌الله بايگان دوست بودند و شبها به نواختن سه‌تار يا ويولون مي‌پرداختند، و مشيري كه در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنيدن اين موسيقي دل مي‌داد.“
فريدون مشيری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای مختلف دنیا به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت.

مشیری سال‌ها از درد چشم رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در بیمارستان تهران کلیلنیک در سن ۷۴ سالگی درگذشت.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
183 (35%)
4 stars
160 (31%)
3 stars
122 (23%)
2 stars
32 (6%)
1 star
13 (2%)
Displaying 1 - 21 of 21 reviews
Profile Image for Nafiseh.
130 reviews9 followers
Read
February 20, 2026
با برگ

حریق خزان بود
همه برگ ها آتش سرخ
همه شاخه ها شعله زرد
درختان، همه دودِ پیچان
به تاراج باد
و برگی که می سوخت
میریخت
می مُرد.
و جامی سزاوار چندین هزار نفرین
که بر سنگ می خورد

من از جنگل شعله ها می گذشتم
غبار غروب
به روی درختان فرو می نشست.
و باد غریب،
عبوس از بر شاخه ها می گذشت،
و سر در پی برگ ها می گذاشت.

فضا را، صدای غم آلود برگی، که فریاد می زد،
و برگی که دشنام می داد،
و برگی که پیغام گنگی به لب داشت
لبریز می کرد.
و در چشم برگی که خاموشِ خاموش می سوخت
نگاهی، که نفرین به پاییز می کرد

حریق خزان بود
من از جنگل شعله ها می گذشتم
همه هستی ام جنگلی شعله ور بود!
که توفان بی رحم اندوه،
به هر سو که می خواست، می تاخت،
می کوفت، می زد،
به تاراج می برد!
و جانی،
که چون برگ،
می سوخت، می ریخت، می مرد
و جامی
سزاوار نفرین
که بر سنگ می خورد

شب از جنگل شعله ها می گذشت
حریق خزان بود و تاراج باد
من آهسته در دودِ شب رو نهفتم
و در گوشِ برگی که خاموش می سوخت گفتم:
مسوز این چنین گرم در خود، مسوز
مپیچ این چنین تلخ بر خود، مپیچ
که گر دستِ بیداد تقدیر کور
تو را می دواند به دنبال باد
مرا می دواند به دنبال هیچ



با شعر و سکوت خودم رو خفه میکنم ،شعر ها شبیه به فال با مضامین و واژگان تکرار شونده با اصرار و سماجت معصومانه ای بر احساسات مچاله و مضمحل شده آوار میشن .شرح واقعه:ابلیس های ضعیف تر به جان یکدیگر می افتند و ابلیس های قوی تر درپوش دوزخ را میگذارند ….چرخه ی بی پایان اهریمن. شرح واقعه:گاهي آبي ِدست ها انقدر خسته و بی تحمل اند كه ديگه نميشه مسير رگ ها رو به روال خدا و خود برگردوند و تا كجاي آسمون رفت .گاهی قلب ها انقدر غمگين و شجاعن كه ديگه تمايلي به عملیات احيا و تلاش دست ها ندارند.شرح واقعه :تا عدد بزرگی که هیچ کس نمیدونه چه قدر ،با قدم های رو به عقب و لرزان به شمارش افتادم . از حرف های سانتی مانتالانه و خواب و خیال بر حذرم . میدونم،اینجا دوزخ و من فقط یک روپوش سفید خالی بودم که دلش میخواست آدما رو با عشق قانع‌ و تیمار کنه.اینجا دوزخ؟ با این تفاوت که سرنوشت اسب بالداری که آرزو داشتم سفید باشد و آرام و روشن ،هنوز نا مشخص است…..
Profile Image for Asal.
41 reviews16 followers
September 3, 2025
دوستی نیز گلیست مثل نیلوفر و ناز ، ساقه طرد و ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است
آنکه روا میدارد
جان این
ساقه نازک را
دانسته بیازارد.
Profile Image for fatemeh kashefi.
35 reviews4 followers
October 24, 2014
دوستت دارم را من دلاويزترين شعر جهان مي‌دانم
اين گل سرخ من است.. دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق
كه بري خانه دشمن
كه فشاني بر دوست
راز خوشبختي هركس به پراكندن اوست
Profile Image for M&A Ed.
409 reviews63 followers
July 13, 2019
تمام شد و چه زود! حس خاصی به اشعار فریدون مشیری ندارم...شاید یکی از دلایل لورفتگی تصاویر در اشعارش باشد و اینکه یا شاید بیشتر اخوان و نیما رو می پسندم نظرم چنین است...ولی به هر حال تجربه ای بود...فریدون مشیری در اکثر اوقات شاعری رمانتیک است و گاهی رو به رمانتیسم اجتماعی می آورد
Profile Image for Azar.
168 reviews50 followers
January 6, 2013

"دوستت دارم" را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام !

این گل سرخ من است!
دامنی پر کن ازین گل که دهی هدیه به خلق،
که بری خانه دشمن!
که فشانی بر دوست!
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم به خدا
نور خواهد پاشید روح خواهد بخشید"

تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگو!
این دلاویزترین شهر جهان را، همه وقت،
نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!
"دوستم داری؟" را از من بسیار بپرس!
"دوستت دارم" را با من بسیار بگو!
Profile Image for Like a fairy  a.
43 reviews36 followers
November 13, 2024
"دوستت دارم" را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام.
Profile Image for ناصر سليم.
553 reviews27 followers
May 17, 2018
می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بود

می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود، که این شعله بیدار

روشنگر شب‌های بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی‌ آمد و بگذشت

غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر

تنها نفسی‌ با تو نشستن هوسم بود

بالله، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست

حاشا، که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحایی‌ اندوه تو، ای عشق

در غربت این مهلکه فریاد رسم بود

لب بسته و پر سوخته، از کوی تو رفتم

رفتم، به خدا گر هوسم بود، بسم بود

(اگر شعری از زنده یاد مشیری در خاطرتون هست لطفا کامنت کنید )
Profile Image for Kamand.
40 reviews21 followers
July 13, 2007
hameye ashAre moshiri ro doost daram be khosoos GANJINEH va KOOCHE
Profile Image for Hadi.
3 reviews2 followers
September 30, 2007
اشعار فریدون مشیری یکی از نمونه های تبلور عشق و نوع دوستی در شعر و ادب فارسی است. شاعری که به دلیل شرایط خاص اجتماعی در دوره حیاتش آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت. من مطالعه همه اشعارش را به خصوص این کتاب که شامل گزیده اشعار این شاعر گرانقدر می باشد را به همگان توصیه می کنم.
Profile Image for Maria.
5 reviews1 follower
August 11, 2007
sheraye mishiri ye jooraii aramesh bakhshan
Profile Image for hima saki.
100 reviews51 followers
February 14, 2008
دوستت دارم را من دلاويز ترين شعر جهان يافتم;)
699 reviews29 followers
November 27, 2020
دوستت دارم را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن
که فشانی بر دوست،
راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم به خدا
نور خواهد پاشید
روح خواهد بخشید.

تو هم‌ ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو
دوستم داری را از من بسیار بپرس
دوستت دارم را با من بسیار بگو
37 reviews
January 24, 2019
بهتر است که زمان آغاز خواندن این کتاب را، برای خودم، بزنم از آن عید ۱۳ سالگی که از مادر عیدی گرفتمش تا ...
1 review
Want to read
October 1, 2021
دلاویزترین شعر جهان به انگلیسی
This entire review has been hidden because of spoilers.
1 review
Read
May 28, 2007
man asheghe sheraye freidunam
moshiri be man hes dad vaghti avalin bar sherasho khundam ye hasse daruni be man goft ke halgheye mafghud shodei ke hamishe donbalesh migashtam negahe moshiri va darke hesesh bud fahmidam man asheghe sher va shaer ha hastam

bas konam siyah kari bas
gar che del nale mikonad bas nist
barg haye sepide daftare man
az shoma ru siyah tar kas nist
Profile Image for Amirabbas Baharfar.
62 reviews44 followers
June 10, 2016
شعر مشیری لبریز از احساس است و بی شک در تصویر سازی عاشقانه کم نظیر است.اما چیزی که در اشعار او جای خالی اش حس میشود پرداخت به مسائل اساسی و چالش های انسان است.هرچند گاهی نیز شعرهایی در این حدود دارد با این حال برخورد مشیری با مسائل اجتماعی در همان اندک شعرها هم سطحی و ساده انگار است و دید ریشه ای مانند شاملو ندارد.
Profile Image for Maryam.
22 reviews
January 4, 2015
عالی‌تر از عالی حتی!
بهترین شعرهای خونده شده توی عمرم توی این کتاب و از زبان این شاعر بوده.
10 بار خوندنش باز هم کمه.
Displaying 1 - 21 of 21 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.