Jump to ratings and reviews
Rate this book

تاریخ سیستان

Rate this book
تاریخ سیستان داستان یک سرزمین است – از زمان ساختنش به دست بانیان خودی تا خراب شدنش به دست مهاجمان بیگانه. نویسندهٔ بی‌نام و نشان این متن متعلق به نیمهٔ قرن پنجم هجری، اساس کار خود را بر مختصرگویی و پرهیز از خودنمایی و تکلف در بیان نهاده است. این متن فقط تاریخ نیست، داستانی‌ست نوشتهٔ ناظر هوشیاری که هیچ جانبداری و تعصبی در کارش نیست. مرکزیت سیستان فقط محوری‌ست برای صورت‌بندی متن.

مجموعهٔ بازخوانی متون دربردارندهٔ ویرایش‌های جدید از برجسته‌ترین متن‌هایی ست که در ادبیّات فارسی اهمیت دارند. کوشش بر آن بوده است که این متون بدون آن‌که در اساس آنها تصرّفی صورت پذیرد، عرضه شوند. از این رو تمامیّت اثر و سبک متن دست‌نخورده باقی می‌ماند و تنها با پیراستن برخی فرعیات و فصل‌بندی و تدوین مجدد و پاراگراف‌بندی و نقطه‌گذاری و به کار بردن یک رسم‌الخط یکدست، متن به هیئتی تازه درمی‌آید تا نه فقط نه برای پژوهندگان و کارشناسان، بل که برای همهٔ ادب‌دوستان مفید و خواندنی باشد.

253 pages, Hardcover

First published January 1, 1935

4 people are currently reading
51 people want to read

About the author

جعفر مدرس صادقی

50 books176 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (21%)
4 stars
10 (35%)
3 stars
9 (32%)
2 stars
3 (10%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
September 30, 2008
تاريخ سيستان، داستان يك سرزمين است، از زمان ساخته شدنش توسط بانيان خودي تا خراب شدنش به دست مهاجمان بيگانه. نويسنده‌ي بي‌نام و نشان اين كتاب، متعلق به نيمه‌ي قرن پنجم هجري، اساس كار خود را بر مختصر گويي و پرهيز از خودنمايي و تكلف در بيان نهاده. اين متن فقط تاريخ نيست، داستاني‌ست نوشته‌ي ناظر هوشياري كه هيچ جانبداري و تعصبي در كارش نيست و مركزين سيستان فقط محوري‌ست براي صورت‌بندي متن
Profile Image for مسعود.
Author 5 books341 followers
September 23, 2020
از این کتاب تنها یک نسخه خطی باقی مانده که همین سرگذشت آن را خیال‌انگیز می‌کند...

کتاب جدای از همه جنبه‌های مهم، سرشار است از تکه‌های تکان دهنده و حسرت برانگیز:

‏[سلیمان] باد را گفت «مرا به جایگاهی فرود آر که معتدل‌تر باشد و هوای سبک»
او را به ‎#سیستان فرود آورد
...

و به هیچ جای، مردم نباشد فراخ‌معیشت چون مردم سیستان

....
‏خسروان را در سالی یک روز بودی که داوری یکساله را مظالم کردی. آنِ همه‌ی جهان به نیم روز راست‌ گشتی و مظلومانِ ‎#سیستان را جداگانه نیم روز بایستی. به این سبب [سیستان را] «نیمروز» نام کردند.

...

‏ایران ابن رستم رسول فرستاد که به حرب عاجز نیستیم اما صواب صلح باشد
ربیع گفت خرد چنین واجب کند که دهقان می‌گوید و امان داد
پس بفرمود تا صدری بساختند از کشتگان و بر شد و برآن بنشست
ایران ابن رستم صدر او ازکشتگان بازنگرید و یاران را گفت می‌گویند اهرمن به روز فرادید نیاید، اینک اهرمن
Profile Image for Ali Mazari.
63 reviews2 followers
July 11, 2023
کتابی فوق‌العاده خواندنی است و از جهت نکات تاریخی در شناخت سیستان و مسائل زبان فارسی و گویش سیستانی متقدم حائز اهمیت بسیار است. دقت ادبی و تاریخی مصحح، آن هم با امکانات زمان خود، واقعاً حیرت‌انگیز است، لیکن نیاز است که این کتاب دوباره تصحیح بشود تا اشکالات موجود آن مرتفع و مسائل جدید و مهمش روشن شود. لازم به ذکر است که چاپ انتشارات معین از این کتاب با حروف‌چینی جدید و تایپی است، اما بعضاً اغلاط تایپی دارد و بهتر است برای ارجاع در آثار علمی استفاده نشود. جهت ارجاع باید از چاپ اصلی کتاب در انتشارات کلالۀ خاور (1314 ش.) یا افست آن در انتشارات‌های پدیدۀ خاور یا اساطیر استفاده کرد.

بخشی از کتاب که شرح اولین شعر به زبان فارسی، به قول مؤلف، است را بخوانید و لذت ببرید:
(پس از فتح سیستان و شکست خوارج توسط یعقوب لیث صفاری در سال 253 هجری قمری)
شعرا او را شعر گفتندی به تازی ... چون این شعر برخواندند، عالم نبود، درنیافت. محمد بن وصیف حاضر بود و دبیر رسایل او بود و ادب نیکو دانست و بدان روزگار نامۀ پارسی نبود. پس یعقوب گفت: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟» محمد وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت. اول شعر پارسی اندر عجم او گفت و پیش از او کسی نگفته بود که تا پارسیان بودند سخن پیش ایشان به رود بازگفتندی به طریق خسروانی و چون عجم برکنده شدند و عرب آمدند شعر میان ایشان به تازی بود و همگنان را علم و معرفت شعر تازه بود و اندر عجم کسی برنیامد که او را بزرگی آن بود پیش از یعقوب که اندر او شعر گفتندی ...
محمد بن وصیف این شعر گفت:
ای امیری که امیران جهان خاصه و عام / بنده و چاکر و مولای و سگ‌بند وغلام
ازلی خطی وَر لوح که ملکی بدهید / بی ابی یوسف یعقوب بن اللیث همام
به لتام آمد رَتبیل و لَتی خورد به لنگ / لَتره شد لشکرِ رتبیل و هَبا گشت کُنام
لمن الملک بخواندی تو امیرا به یقین / با قلیل‌الفئه کِت زاد در آن لشکر کام
عمرِ عمّار تو را خواست و زو گشت بری / تیغِ تو کرد میانجی به میانِ دد و دام
عمرِ او نزد تو آمد که تو چون نوح بزی / درِ آکار تن او، سرِ او بابِ طعام
(تاریخ سیستان، صص 209 تا 211)
Profile Image for Amin.
124 reviews3 followers
April 11, 2024
نکته جالب کتاب برا من این بود که سیستان تا سال‌ها بعد از فتح اعراب و تا زمان یعقوب لیث پر آشوب بوده و هر چند سال "خوارج" به گفته کتاب علیه حاکم وقت و خلیفه خروج می‌کردن. حالا این خوارج چه کسانی بودند و چه عقایدی داشتند و چه چیزی می‌خواستند کتاب در موردش سکوت کرده. این آشوب اونقدر شدید بوده که سیستان تا مدت‌ها و حتی در زمان هارون الرشید و مامون خراج نمی‌پرداخته و عملا فقط اسمی تحت حکومت خلفای عباسی بوده.

نکته مهم کتاب این هست که از امیران و حکومت‌هایی در منطقه سیستان و اطرافش صحبت می‌کنه که ما در تواریخ رسمی امروزی اسمی ازشون نشنیدیم. و این خیلی نکته مهمی هستش چون نشون می‌ده چقدر حاکم مناطق مختلف مستقل بودند و ملوک الطوایفی رو تا حد زیادی تایید می‌کنه. میزان استقلال حاکم اونقدر بوده که بعد از عزلش از حکومت منطقه توسط خلیفه یا سلطان یا شاه، باز هم به سادگی قبول نمی‌کرده که عزل شده و معمولا کار به جنگ بین حاکم قبلی و بعدی می‌انجامیده.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.