این کتاب یک نمایشنامه کمدی است در سه پرده اصلی، یک مقدمه، یک تکمله و یک مکمل تکمله به قلم ایرج پزشکزاد که برای اولین بار در سال ۱۳۵۲ منتشر و در سال ۱۳۸۰ برای بار پنجم تجدید چاپ شد. ماجرای نمایشنامه درباره یک کارمند ساده و عیالوار، ولی با وجدان است که حاضر نشدهاست رشوهای ده هزار برابر حقوقش را در ازای یک کار ساده دریافت کند. به ناچار و برای گول زدن این انسان ساده که به مرض پارسایی از درجه پنج مبتلاست، شیطان، شخصاً وارد زندگی وی میشود.
Iraj Pezeshkzad (1928 in Tehran - 12 January 2022 in Los Angeles) was an Iranian writer and author of the famous Persian novel "Dā'i Jān Napoleon" (دایی جان ناپلئون) (Uncle Napoleon, translated as "My Uncle Napoleon") published in the early 1970s.
Iraj Pezeshkzad was educated in Iran and France where he received his degree in Law. He served as a judge in the Iranian Judiciary for five years prior to joining the Iranian Foreign Service. He began writing in the early 1950s by translating the works of Voltaire and Molière into Persian and by writing short stories for magazines. His novels include "Haji Mam-ja'far in Paris", and "Mashalah Khan in the Court of Haroun al-Rashid". He has also written several plays and various articles on the Iranian Constitutional Revolution of 1905-1911, the French Revolution, and the Russian Revolution. He is currently living in Paris where he works as a journalist. (from Wikipedia)
دوستانِ گرانقدر، این نمایشنامه از 175 صفحه تشکیل شده است و موضوع آن در موردِ شیطان و وسوسه های اوست... مردی به نامِ «مهدی پور علیزاده» که در نمایش او را با نامِ «پورعلیزاده» میشناسیم، کارمندی ساده است که معاون شیطان یعنی «استفساری» به شیطان گزارش میدهد که این کارمند با وجود حقوق پایینی که دارد، امّا رشوهٔ بسیار زیادی که از سوی مدیر یک شرکت بزرگ به او داده شده است را قبول نکرده و آن را پس زده است شیطان تصمیم میگیرد تا در شکل و شمایل «پرنگ» مدیر عامل آن شرکت بزرگ ظاهر شده و به زندگی «پور علیزاده» وارد شود و او را از راه بدر کند پور علیزاده، دو پسر دارد و زنی به نامِ «ملیحه» که از دید من بسیار چندش آور و غرغرو است و مدام بهانه گیری میکند و زندگی فلاکت بار را بر سر شوهرش میزند البته عمهٔ او هم با آنها در یک خانه زندگی میکند داستان زمانی جالب میشود که شیطان به «کبری خانم» دختر جذاب ِهمسایه دل میبندد... ولی از طرفی خودِ «علیزاده» هم از «کبری خانم» خوشش می آید بهتر است داستان را خودتان بخوانید و از سرانجامِ آن آگاه شوید... آیا شیطان میتواند از حالت همیشگی خارج شده و انسان شود، هر هزار سال یکبار میتواند قرارداد اختیارش را تمدید کرده و یا تمدید نکند. اگر تمدید نکند، انسان میشود... آیا میتواند با عشقش «کبری خانم» ازدواج کند؟ آیا شیطان میتواند «علیزاده» را وسوسه کند! و یا همه چیز را بیخیال شده و تنها به عشقش توجه میکند!! این وسط تکلیفِ «ملیحه» چه میشود؟ «ملیحه» آرزویِ ازدواج با شیطان و یا همان «پرنگ» پولدار را دارد... آیا از شوهرش طلاق میگیرد؟ شما عزیزان با خواندنِ نمایشنامه به پاسخِ سؤالها و سرنوشتِ «علیزاده» خواهید رسید ----------------------------------------------- امیدوارم این ریویو جهتِ معرفی این کتاب، مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»
نمایشنامه “ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد” در مورد شیطان هست که در ظاهرِ آدم وارد داستان میشه و قصد داره کارمندیرو به رشوهگیری اغفال کنه. شخصیت چشمچرون و هول انگار جز جدانشدنی آثار آقای پزشکزاد هست که اینجا هم در قالب پورعلیزاده شاهدش هستیم. کتاب لحظههای بامزه و خندهدار هم داره که باهاشون میشه از ته دل خندید. بعضی جاها هم واقعاً راست میگفت و به حقیقت نزدیک بود. در مجموع اما به نظرم اونقدر که باید و شاید انسجام نداشت و خیلی روال مکالمات و داستان جذبم نکرد.
بدون هیچ شکی «داییجان ناپلئون» در چنان نقطهی رفیعی از آثار پزشکزاد (و حتی ادبیات فارسی) قرار گرفته که بر هر اثر دیگری از او سایهاش سنگینی میکند و این نمایشنامه هم از این مسئله مستثنی نیست، اما نکتهای که وجود دارد این است که ایرج پزشکزاد اصلاً و اساساً موجود بانمک و باحالیست :) و هر اثری از او شانسی تازه برای خندیدن و کیفکردن از معاشرت با مردیست که حتی از پس کلمات روی کاغذ هم واضح است وجودش لبریز از طنازی و حاضرجوابی و شیطنت است!
به نام ترین اثر ادبی ایرج پزشک زاد رمان دایی جان ناپلئون است که به حق یکی از زیباترین رمان های طنز تاریخی و اجتماعی ایران است که با اقتباسی که از آن در ساخت سریالی به همین نام شد شهره ی عوام گردید. اما دیگر آثار وی نیز به لحاظ ادبی و طنز اجتماعی دست کمی از آن رمان ندارند. به خصوص این اثر که در قالب یک نمایشنامه تحریر شده است و اتفاقا پتانسیل بسیار خوبی برای اقتباس سینمایی نیز دارد. ولی بدلیل اینکه بر خلاف رمان پیش گفته بر بستری از تخیل پایه گرفته است شاید در نظر سینماگران ما که بیشتر به فیلم های واقع گرا تمایل دارند مناسب اقتباس نبوده است. شخصیت ساده و درست کار اثر و کاراکتر های بسیار رنگ و آب دار دیگر آن من را به یاد آثار عزیز نسین انداخت که در بستری از طنز تلخ اجتماعی و در برشی از زمان و مکان نسبتا خیالی به سر می برند و سعی در بیان نصیحتی عبرت آموز و سرگرم کننده دارند. نمایشنامه شسته، رفته، تمیز و سرکیفی است. پیشنهاد می شود بخوانیدش. http://bobot91977.blogspot.com/2015/0...
متأسفانه در ادبيات ايران انبوه عظيمي از نويسندگان " تك كتابي " هستند. به اين شرح كه در كارنامهي كاري خود تنها يك كتاب شاخص و جاندار دارند و بقيهي آثارشان يا تكرار همان كتاب است و يا به مراتب نازلتر از كتابي كه با آن به شهرت و اعتبار رسيدند آقاي پزشكزاد جزو اين دسته از نويسندگان هستند. بعد از كتاب "دايي جان ناپلئون" ديگر كتابي از ايشان ديده نشد كه بتواند حرفي براي گفتن داشته باشد
اطلاق نشیمن منزل آقای پورعلیزاده در یک آپارتمان از نوع بالاخانه های محقر دو سه اطلاقی خیابانهای پائین شهر. از پنجره رو به رو منظر خانه مقابل که از نوع همین ساختمان است دیده میشود. چند قاب ساده خط نوشته نستعلیق به دیوار آویخته است از جمله: «ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد» و «دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست».
یک نمایشنامه کمدی در سه قسمت. تاریخ خوانش کتاب در اصل تاریخ خوندن مجدد اونه. وگرنه که در ده سالگی این نمایشنامه رو برای بار اول کش رفتم و خوندم. حقیقتا با یک برش هایی ازش کلی میخندیدم و کیف میکردم. ساده٫ جمع و جور٫ جز اولین تجربه های خوندن نمایشنامه^~^ منتظر چیز خاصی نباشید یک خانواده ساده و بیآریه از قشر ضعیف اما متمدن و پایبند به شرافت. الان در حین نوشتن این صحبت ها به نظرم رسید ورژن تصویری کتاب چیزی تو مایه های «هیولا»ی مهران مدیریه پورعلیزاده الکی بشاش با همسری غرغرو!
دومین اثری که از استاد پزشک زاد خواندم بعد از انترناسیونال بچه پر رو ها. کتابی بسیار مفرح بود ، به خصوص شوخی های مخصوص استاد پزشکزاد بسیار لذت بخش بود. روند داستانی کتاب کاملا جذاب و گیرا بود به نحوی که وقتی فهمیدم کبرا عاشق پلنگ بوده ! غافلگیر شدم. شوخی با تیپ های شخصیتی مختلف از جمله خانومی که در اداره ماشین نویس بود و تازه لیسانس قبول شده بود بسیار برایم جالب بود چه این که این شخصیت ها را هر روز در محیط کار و تحصیل دیدیم و چه حرص ها خورده ایم از رفتار آن ها و باز طنز استاد پزشکزاد آیینه ایست از این شخصیت ها.
اگر به خاطر دوستی علاقه مند به کارهای استاد پزشک زاد نبود هیچ وقت با این نویسنده آشنا نمیشدم و از آن دوست گرامی تشکر میکنم. امیدوارم به زودی دایی جان ناپلیون و ماشا الله خان را بخوانم.
اضافه شده : دوستان طرفدار دایی جان ناپلیون کم لطفی میکنند. اولا شما قطر این کتاب را اگر دقت نکرده اید مقایسه کنید با آن کتاب ثانیا انتظاری که از یک داستان نسبتا کوتاه طنز میرود همین است. بحث تعصب نسبت به دایی جان ناپلیون یک چیز است و بحث نقد اثر ادبی چیز دیگری است. ماشا الله ما هم که ید طولایی در خلط مباحث مختلف با هم داریم. به هر روی نام استاد پزشکزاد آن قدر بزرگ هست که نیاز به دفاع بنده حقیر ندارد ثانیا این که یک نویسنده را فقط با یک اثر بشناسیم بی عدالتی است بر بقیه اثار او. طنز فاخر سعدی ، حافظ ناشنیده پند و انترناسیونال کارهای دیگر استاد است که دوستان یا نخوانده اند یا صرفا اسم آن را شنیده اند.
یک جور تختهحوضی دههی پنجاه خورشیدیست. برای همین هم هست که شاید قدری قدیمی به نظر میرسد. گرچه نمایشنامهی بینمکی نیست اما چندان کار ظریفی هم به نظر نمیرسد. یک مقداری هم طولانیست. به هر حال اگر یک جایی اجرا بشود و خوب اجرا بشود، بدم نمیآید بروم در یک بعدازظهر به شوخیهایش بخندم اما راستش خواندنش را به کسی پیشنهاد نمیکنم
به نظرم زیاد جذاب نبود تم طنز داشت و داستان در مورد این بود که شیطان سعی داشت یه نفرو گول بزنه و وادار به گرفتن رشوه کندش اما آخر سر خودش عاشق یه دختر زمینی خوب میشه و اون یارو هم گول نمیخوره در مقایسه با دایی جان ناپلئون و ماشااله خان خیلی ضعیف بود البته این یه نمایشنامه بود
شنیده بودم خود آقای پزشکزاد این کتاب رو بیشتر از دایی جان ناپلئون دوست دارن. شاید به همین خاطر انتظارم ازش خیلی زیاد بود. در کل بجز قسمت دوم که تو اداره میگذشت بقیه داستان رو دوست داشتم. منتها همچنان به نظرم بهترین اثر آقای پزشکزاد همون دایی جان ناپلئونه
This entire review has been hidden because of spoilers.
پزشکزاد، استاد مسلم طنزنویسی و به قول خیلیها «پدر طنز ایران نوین» نمایشنامهای داره به اسم «ادب مرد به ز دولت اوست، تحریر شد» که خودش از باقی آثارش بیشتر دوستش داره و فکر میکنه که این نمایشنامه چیز بخصوصیه و زیرسایهی «دایی جان ناپلئون» قرار گرفته. واقعاً تاسفباره که، چنانکه افتد و دانی، این نمایشنامه هیچوقت در ایران روی صحنه نرفته...
«ادب مرد به ز دولت اوست، تحریر شد» نمایشنامهای کم حجمه با نثر پاکیزه پزشکزاد و طنز اجتماعی صمیمی و شیرینش که نه زخم میزنه و نه کام خواننده رو تلخ میکنه بلکه فقط میخندونه. البته که رفتارهای آدمیزاد، فرهنگ ایرانی، بروکراسی و نظام اداری، روابط خانوادگی و هر چیزی که دم دستش باشه رو نقد میکنه ولی نقدش روشنفکرانه و نگاهش از بالا به پائین نیست. پزشکزاد، نویسندهی آشنا به ریزهکاریهای کلامی و رفتارهای اجتماعی با ایجاد لحن مناسب برای شخصیتهایی زنده، اثری خلق کرده که ورای هر ارزشگذاری ادبیای، هنوزهم خواندنی و سرگرمکننده است و امیدوارم روزی برسه که استاد بتونه اون رو در ایران روی صحنه ببینه.
طنز است و زیباست، اما برای آنها که پزشکزاد را با "دایی جان ناپلئون" می شناسند، باید گفت که با چنان انتظاری به سراغ آثار دیگر او نروند. یکی هم به این دلیل که شخصیت های دایی جان ناپلئون در زندگی پزشکزاد، حضور عینی داشته اند، و او بسیاری از آنان را زنده تجربه کرده است، اما آنچه در "ادب مرد به ز دولت اوست" و "ماشاء الله خان ... " و کارهای دیگر پزشک زاد آمده، بیشتر خیالی ست و ما معمولن در خلق شخصیت ها و فضاهای خیالی، کم می آوریم، چرا که روحیه و اخلاق ما از "کثرت گرایی" به دور است و معمولن سیاه و سفید خلق می کنیم، حال آن که آنچه دیده ایم، و تجربه کرده ایم، به خودی خود دارای ابعاد متفاوت است .. ...
با این کتاب باردیگر ایمان پیدا کردم پزشکزاد طنز نویس محشری بوده... کارمند ساده ای که شیطان در لباس مبدل میخاد راضیش کنه که در قبال اطلاعاتی پول دریافت کنه .. کشمکش بین این دوتا... فضای مسموم اداری... شخصیت اصلی داستان که در جواب شیطان مرتب یک جمله رو تکرار میکنه.. ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد... به فرم نمایشنامه س خیلی کوتاهه ولی تجربه بینظیری خواهد بود..❤️❤️❤️ بیصبرانه منتظر فرصتم الباقی شاهکاراش مخصوصا ماشالله خان رو بخونم
نویسندهاش (آقای پزشکزاد) اخیرا از دنیا رفته. بعدش یه گفتوگو باهاش رو دیدم میگفت بین آثارش این کتاب رو خیلی دوست داره https://www.youtube.com/watch?v=dy3uy...