به گمانم خواندن خود تاریخبیهقی حق مطلب را به تنهایی نسبت به ماجرای حسنک وزیر ادا میکند! بیهقی مورخی است که در همه حال در تلاش است تا قلمش نلغزد و حکمی به ناحق راجع به شخصیتهای تاریخش ارائه ندهد تا آیندگان دچار قضاوتی نادرست گردند و قطعاً رمز ماندگاری بیهقی تا این لحظه و تا این سال بعد از گذشت سالیان همین مساله باشد...! و داستان حسنک یکی از زیباترین و به یادماندنیترین قسمتهای این تاریخ سترگ است!
وقتی دنبال کتاب برای خرید میگشتم جایی خوندم این کتاب بک اثر تمام سبزواری است. کتابی از یک سبزواری دربارهی کتاب عظیم یک سبزواری در یک انتشارات سبزواری. خسته نباشید سبزواریها. کتاب سه بخش داره(غیررسمی، یعنی در فهرست نیومده بخش اول، بخش دوم، بخش سوم!). بخش اول روایت بیهقی از بر دار کردن حسنک وزیره. بخش دوم روخوانی این روایته با صدای دولت آبادی. بخش سوم شرح دولتآبادی بر داستان حسنک وزیر، بیهقی، دوران تاریخی که این دو در آن میزیستند، وزارت و صدارت به طور کلی و خلاصه بسیار چیزهاست. در این بخش دولتآبادی سعی کرده لحن و زبان بیهقی رو به خودش بگیره. من بخش اول و دومش رو بسیار دوست داشتم. بیهقی با ازین شاخه به آن شاخه پریدنهای بسیار تراژدی مرگ حسنک وزیر رو بسیار زیبا حکایت میکنه. و دولتآبادی با صدای گرمش به این روایت جان میده. تا الان چندین بار روایت صوتی رو گوش دادهام، و فکر کنم این روند ادامه خواهد داشت. خوندن بخش سوم خالی از لطف نیست البته، ولی در مقام مقایسه با این دو بخش برای من جذابیت کمی داشت.
محمود دولت آبادی نویسنده ی توانایی ـست، اما نوشتنِ کتابی که قبلن کسی نوشته، آنهم کسی مثلِ ابوالفضل بیهقی، - هرچند زیبا و ارزنده و متین - در بهترین حالت، سه ستاره بیشتر نخواهد گرفت.
کتاب هفتم #سالخوانی را هم خواندیم. قصه حسنک وزیر از بهترین بخشهای تاریخ بیهقی است که با روایتی بسیار دلنشین نقل شده و نیازی به توضیح زیادی ندارد، فقط چکیده داستانی آنرا برای یادآوری مینویسم: حسنك، اهل نیشابور است، از خانواده معتبر میكاییلی، به دوران سلطان محمود وزیر است، در دوران وزارت پیشرفتش مورد حسادت دیگرانی قرار میگیرد، چون میدانند محمود به حسنك علاقه دارد و دسایس فتنهگران و حسودان را به جد نمیگیرد، مستقیما نزد خلیفه تفتین میكنند كه حسنك قرمطی است. خلیفه نامهیی به محمود مینویسد كه شنیدهایم وزیرت قرمطی است و... اما محمود خوفی از خلیفه ندارد، پس به كاتب میگوید: باید به این خلیفه خرفت شده نوشت كه من خود انگشت كردهام در عالم و قرمطی میجویم و بر دار میكنم ، چگونه ممكن است وزیرم قرمطی باشد؟ (البته حسنك در سفری به مصر نزد خلیفه فاطمی مصر رفته و گویا از خلیفه مصری خلعتی هم گرفته است) قضیه با قلدری محمود فیصله مییابد؛ اما آتشی میشود و زیر خاكستر فتنهاندوزان میماند. بعد از محمود، میان دو پسرش مسعود و محمد جنگ درمیگیرد و حسنك طرف محمد را میگیرد، حتی مسعود برایش پیغام میفرستد كه محمد را رها كن و با ما باش تا قدر بینی و در وزارتت ابقا گردی. اما حسنك اهل دودوزه بازی سیاسی نیست، حسنك آدمی است كه نمیتواند هر سمت كه باد میآید به همان سمت خرمن به باد بدهد، چون حقیقت و راستی را باور دارد، جواب پیغام مسعود را قدری درشت میدهد: كه من با محمد بیعت كردهام و به بیعتم احترام میگذارم، اگر تو سلطان شدی، حسنك را بر دار كن! (كه تو را لبیك نگفته است) در این جدال مسعود پیروز میشود. حالا میتواند بدون دوز و كلك حسنك را بكشد، اما حاكمان ستمكار هیچگاه روراست نیستند، بهجای این كه بیدروغ و فریبكار كنند، ریا میورزند و دروغ را راست وانمود میكنند. حسنك را میكشد، اما پیش از كشتن برایش پیغام میفرستد كه: تو گفتی اگر شاه بشوم، تو را به دار بزنم، اما من طالب مرگ تو نیستم، ولی خلیفه از بغداد پیك فرستاده است كه حسنك قرمطی را باید بردار كنی تا من بعد كسی جرات نكند از خلیفه مصر خلعت بگیرد! «...او رفت و این قوم كه این مكر ساخته بودند، نیز برفتند. رحمه الله علیهم. و این افسانهای است بسیار باعبرت… احمق مردا كه دل در این جهان بندد، كه نعمتی بدهد و زشت باز ستاند»
بخش هایی که مستقیما از تاریخ بیهقی آورده شده بود قابل فهم تر بود تا جاهایی که آقای دولت آبادی خواسته بودند به زبان امروزی تعریف کنند. ارتباط برقرار کردن با جملات و داستان راحت نبود. منسجم نبود. داستانی گفته میشد و بعد شخصیتها رو توصیف کرده بودند که کی بودند و چه منصبی داشتند. به نظرم میتونست خیلی بهتر باشه.
شروع روایت جناب دولتآبادی از تاریخچهی روابط دربار غزنوی خوب بود. اما یه جاهایی توصیفات تکراری از اینکه فلانی به فلان دلیل با فلانی مشکل داشت، زیاده از حد بود.
همین حجم از توصیفات تکراری برای یه داستان مثل «کلیدر» من رو خسته نکرد ۷-۸ سال پیش، اما اینبار در توصیف داستان حسنک وزیر، جذبم نکرد و بلکه هم خستهم میکرد بعضی مواقع.
شاید هم کلا انتظارم از کتاب (هر کتابی) عوض شده. ترجیح میدم مختصر و مفید باشه و زیاد حاشیهروی نداشته باشه
بيهقي با قلمي توانمند تصويري زيبا از جامعه ،زمان و محل وقوع داستان و حادثه بر دار شدن امير حسنك در اختيار خواننده مي گذارد و بعد از اون قلم محمود دولت آبادي به زيبايي به باز كردن زواياي پنهان و توضيحات لازم ،براي خواننده اي كه آشنايي كافي با تاريخ بيهقي ندار د،مي پردازد و نوري روشن كننده به سلطنت و رذيلت ها و فضايل اخلاقي غزنويان در اختيار مي گذارد.
کتاب خوبی با روایت محمود دولت آبادی و نثر شگفت و شگرف او درباره حسنک وزیر که به دست امیر مسعود و شرارت بوسهل زوزنی کشته شد. لینک خرید کتاب در طاقچه https://taaghche.com/book/36818