Jump to ratings and reviews
Rate this book

غروب جلال

Rate this book
غروب جلال اثر غیرداستانی سیمین دانشور است. در کتاب «غروب جلال» سیمین دانشور به اختصار از اخلاق و خصوصیات جلال آل‌احمد می‌گوید. از رفتار او و آخرین روز زندگی مشترکشان.

سیمین دانشور در قسمتی از مقدمه و مطلع کتاب «غروب جلال» می‌نویسد: «... معمولاً زن‌های هنرمندان کم‌کم نسبت به آثار هنری شوهرانشان بی‌علاقه می‌شوند و بعد نسبت به این آثار کینه می‌ورزند، چرا که شاهد آفرینش این آثار و دردسرهای مقدمات و نتایجش بوده‌اند. اما من که زن جلال آل‌احمد هستم او را از نوشته‌هایش جدا نمی‌کنم و نه تنها به عنوان یک مرد بلکه او را به عنوان مردی که نویسنده است می‌شناسم. این گونه شناسایی بیشتر به این علت است که جلال خیلی شبیه نوشته‌هایش است. یعنی سبک جلال خود اوست با این تفاوت که من با چرکنویسش سر و کار دارم و دیگران با پاکنویسش…»

48 pages, Paperback

First published January 1, 1981

2 people are currently reading
193 people want to read

About the author

سیمین دانشور نویسنده و مترجم ایرانی، نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای به زبان فارسی داستان و رمان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون، به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی ایران محسوب می‌شود‏.‏
سیمین دانشور در هشتم ارديبهشت ماه سال ۱۳۰۰ در شیراز به دنیا آمد و
تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه‌ انگلیسی «مهر آیین» به پایان برد. سپس برای تحصیل در رشته‌ زبان و ادبیات فارسی وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۹ با دفاع از رساله خود در مورد زیبایی‌شناسی موفق به كسب درجه دكترا از این دانشگاه شد.‏ او در همین سال با جلال آل احمد ازدواج کرد.‏
سیمین دانشور دو سال بعد برای تحصیل در رشته زیبایی‌شناسی به دانشگاه استنفورد رفت و در بازگشت در هنرستان هنرهای زیبا و دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
42 (24%)
4 stars
60 (34%)
3 stars
52 (30%)
2 stars
17 (9%)
1 star
2 (1%)
Displaying 1 - 30 of 35 reviews
Profile Image for Fatemeh sherafati.
91 reviews115 followers
August 24, 2016
+ گاه دیده ام که شاد و شنگول هم هست. مخصوصا اگر پیشرفت کار به دلخواهش باشد و تصور می کنم که این طبیعت هر آدمی است. لذت یعنی همین که در متن کاری باشی که آنرا دوست داری.

+ دکتر خبر زاده همه را متاعد کرد که بگذارند برای آخرین بار با جلال وداع کنم. نه شیون کشیدم و نه زاری کردم. قول داده بودم. بوسیدمش و بوسیدمش. در این دنیا کمتر زنی اقبال مرا داشته که جفت مناسب خودش را پیدا کند.. مثل دو مرغ مهاجر که همدیگر را یافته باشند و در یک قفس با همدیگر همنوا شده باشند و این قفس را برای هم تحمل پذیر کرده باشند.

به جلال در پاراگراف اول حسادت کردم، به سیمین در پاراگراف دوم.
Profile Image for Mehrdad Mozafari.
Author 1 book34 followers
July 25, 2018
چقدر حیف
چقدر حیف
چقدر حیف
اگر چند سالی بیشتر زنده می‌موند.....
Profile Image for Negin Cheraghi.
42 reviews1 follower
September 24, 2023
بعد از خوندن کتاب استاد عشق، ترغیب شدم که زندگی‌نامه‌های بیشتری بخونم
همین طور کتاب‌های بیشتری از نویسنده‌های ایرانی بخونم
کتاب «غروب جلال» هر دو تای این ویژگی‌‌ها رو داشت و کتاب کوتاهی هم بود برای همین تصمیم گرفتم بخونمش
سیمین دانشور در این کتاب از آخرین روزهای زندگی همسرش، جلال آل احمد نوشته و چه زیبا هم نوشته
Profile Image for Bita.
30 reviews9 followers
April 11, 2016

به جلال نگاه کردم. دیدم چشم به پنجره دوخته. چشم هایش به پنجره خیره شده، انگار باران و تاریکی چیره بر توسکاهارا می کاود تا نگاهش به دریا برسد. تبسمی بر لبش بود. آرام و آسوده. انگار از راز همه چیز سر درآورده. انگار پرده را از دو سو کشیده اند و اسرار را نشانش داده اند و حالا تبسم می کند. تبسم می کند و می گوید: کلا ه سر همه تان گذاشتم و رفتم. بدترین کاری که به عمرش با من کرده بود، همين بود

در این دنیا کمتر زنی اقبال مرا داشته که جفت مناسب خودش را پیدا کند... مثل دو مرغ مهاجر که همدیگر را یافته باشند و در یک قفس با همدیگر همنوا شده باشند و این قفس را هم برای هم تحمل پذیر کرده باشند.



Profile Image for Zahra Labbafan.
673 reviews28 followers
January 13, 2023
یک کتاب کم حجم از روزهای پایانی زندگی‌جلال آل احمد به قلم همسرش
کتاب حس رابطه قشنگ جلال و سیمین رو به خوبی نشون میداد
کتاب رو در موزه خانه جلال در تجریش تهران خوندم
وقتی برای بازدید از خونه رفته بودم و در سکوت اونجا نیم ساعتی مشغول این کتاب بودم
Profile Image for Schin.
163 reviews13 followers
July 25, 2018
چه قدر من يوسف سووشون رو توي اين كتاب ديدم.
" آيا همه ي مرد ها معجون تضاد هستند يا فقط جلال اين طور است؟"
" باز آن درد آمد. هر چه صدا زدم؛ صدايم را نشنيدي."
بميرم :(
Profile Image for sæm.
133 reviews100 followers
January 13, 2010
وسيمين تنها ماند....
دلم نميخواد كتابو نقدش كنم چون احساس مي كنم خانم دانشور اين كتابو به خاطر ادبيات يا نقد شدن و يا هرچيز ديگه اي ننوشتن بلكه فقط وفقط به خاطر جلال,زندگي مشتركشون و روزهاي خوب و بدي كه با هم داشتن نوشته انديعني نوشتن تا سبك بشن پس اگه به قول معروف دلي بخونينش لذت مي برين و شايد اشكي هم بريزين به هر حال قصه جداييه
Profile Image for Mohammad Roufarshbaf.
228 reviews30 followers
March 19, 2022
از کتاب سنگین دیگری که می خوانم خسته شده بودم و این کتاب را در میان خوانش آن کتاب دیگر گنجاندم.
خدا هر دو، هم جلال و هم سیمین دانشور، را رحمت کند.
Profile Image for esmat zarei.
58 reviews5 followers
March 27, 2020
کشف تازه: می شود برای کتابهای نخوانده و امتیاز نداده هم ریویو نوشت
چه خوب


این کتاب را بچه بودم دیدم دست خواهرم. گمانم ابتدایی بودم. خیلی با آن کلنجار می رفتم ولی برایم سنگین بود و کنارش می گذاشتم. ولی آنقدر طرح
جلدش جذاب بود که خیلی دوست داشتم بزرگ شوم و بخوانم. جلال با آن چهره بر رمز و راز و نگاه عمیق و دست باندپیچی شده ایستاده بود بر فراز آن خانه و این تصویر همیشه در ذهنم نقش بسته بود.
یک جاهایی را ولی هنوز یادم است
بی شک آنقدر جذاب بوده که کودک ابتدایی هم چیزهایی از آن را یادش مانده، جدا از اینکه نفس خاطره بودن آن، آن هم با قلم سیمین، ناخوانده این را تایید می کند.

***
یک داستان واقعی
Profile Image for tulip pegasus.
18 reviews16 followers
July 16, 2009
برای کسی که جلال زندگی ام بود و در سوگش به سو وشون نشستم.
از مقدمه کتاب
Profile Image for Zeinab.
9 reviews9 followers
Read
August 15, 2010
آخر داستان جلال وسیمین
من هردوشونو دوست دارم
Profile Image for Sarvenaz Taridashti.
155 reviews155 followers
March 24, 2020
پس از یک بحرانِ خشم چمدانش را بست و از خانه گریخت، در حالی‌که می‌دانست زندان خانه نیست و از خانه خیلی بزرگ‌تر است.
Profile Image for Nazli_maza.
76 reviews14 followers
Read
August 15, 2022
خیلی قبل خواندمش
چیزی که از یادم مونده یک حس که چرا اصلا رفتم سراغ همچنین کتابی
زندگی شما بزرگان هنر و ادب رو واردش نشم بهتره همین
Profile Image for Ali.
Author 17 books679 followers
February 17, 2013
در مورد "بانوان نویسنده" در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به "ریویو"ی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
Profile Image for Farhad.
8 reviews2 followers
September 18, 2013
کتاب بسیار جالبی بود. بعد از اینکه بیشتر آثار جلال رو خوندم با خوندن این کتاب معنا و دلایل زیادی برای نوشته شدن کتاب ها پیدا کردم.
Profile Image for Golakoo.
77 reviews65 followers
March 9, 2018
شیرینی روایتِ سیمین دانشور عزیز. اما در تمام مدت خواندنش جلال را با آن اخلاق درک نمی‌کردم.
Profile Image for Marzieh.
27 reviews1 follower
November 12, 2019
نثر روان و توصیفات واضح از حال و احوال آن دوران و رابطه شان
Profile Image for A. Gh..
7 reviews1 follower
May 20, 2012
کتاب دو بخش اصلی داره که کاملاً مشخصه است نویسنده در دو فضای متفاوت آنها را نوشته. فضای اول فضای یک همسر مهربان که مرد زندگی خودش، یعنی جلال آل احمد را ترسیم میکنه و لایه های پنهان وی را برای خواننده هویدا میکنه. بسیار خوشحالم که این کتاب را خوندم چون مطمئن شدم آل احمد داستان های خودش را زندگی کرده. فضای دوم فضای همسری عاشقه که سوگواره. درد و رنج را در نوشته ها میشه درک کرد. اصلاً نوشته ها دردناکند. انگار همه دنیا همراه وی سوگوارند.

این کتاب از اون کتابهایی بود که دستم گرفتم دیگه زمین نذاشتم تا تموم شد، نفهمیدم کی تموم شد.
Profile Image for Faeze Taheri.
188 reviews54 followers
February 17, 2014
به همه شايعه‌پراكن‌ها توصيه ميكنم اين بيت شعر مولانا را بنويسند‌ و بالاي تخت‌‌خوابشان آويزان كنند و هر صبح و شب بخوانند. نسخه‌ي مجربي است:
رو سينه را چون سينه‌ها، صد آب شوي از كينه‌ها
آن‌گه شرابِ عشق را، پيمانه شو پيمانه شو

بخش غروب جلال كه در مورد مرگ جلال آل احمد بود، خيلي غمي بود:( اين بخشو بيشتر دوست داشتم

Profile Image for Shima Ghaheri.
86 reviews6 followers
September 14, 2019
"در این دنیا کمتر زنی اقبال مرا داشته که جفت مناسب خودش را پیدا کند... مثل دو مرغ مهاجر که همدیگر را یافته باشند و در یک قفس با همدیگر همنوا شده باشند و این قفس را هم برای هم تحمل پذیر کرده باشند."

روایتی ساده از رابطه عاشقانه سیمین و جلال، و غروب غم انگیز و ناگهانی جلال در سن ۴۶ سالگی
Profile Image for Shiva nikseresht.
119 reviews1 follower
May 19, 2021
همیشه قلمِ سیمینِ جلال جذاب و گیرا بود بخصوص وقتی از عشق می‌نویسد. کتاب دو بخش دارد و نام کتاب از بخش دوم آن گرفته شده است و شرحی است از روز‌های پایانی زندگی جلال آل احمد.
Profile Image for Bookworm.
181 reviews1 follower
September 2, 2021
“بت سازی که یکی از ویژگیهای مردم ماست و این خود نه به صلاح بُتی است که می سازند و ضمنا در آخرین تحلیل به زیان خوشان هم تمام خواهد شد.” سیمین دانشور
Profile Image for Zahra Kaardaan.
28 reviews12 followers
May 22, 2019
خوب، زنانه! جرم غم روی کلمات لمس شدنی بود
Profile Image for Shakhla.
Author 16 books36 followers
October 31, 2019
کتاب جالبی است، مخصوصا برای آنها که هم سیمین دانشور و هم جلال آل احمد نویسنده مورد علاقه شون باشند
Profile Image for Kowsar Bagheri.
453 reviews241 followers
Read
January 4, 2021
اونایی که «از چشم برادر» شمس رو خوندن بیان اعلام آمادگی کنن! سؤال دارم. :))
و اینکه اساساً چطور می‌شه به کتاب‌هایی از این دست ریت داد؟ 🤔
Profile Image for Mohamadreza imani.
263 reviews2 followers
June 30, 2021
فراتر از یه گزارش مرگه. در واقع یه داستان عاشقانه‌ست.
Profile Image for Rosy.
73 reviews3 followers
April 19, 2022
مشکل جلال در دوگانگی شدید میان زندگی روحی و جسمی اوست و شک نیست که ریشه های عمیق خانوادگی دارد، شاید این دوگانگی او را به حادثه جویی کشانده است.
Displaying 1 - 30 of 35 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.