Jump to ratings and reviews
Rate this book

سیاهی چسبناک شب

Rate this book
"سیاهی چسبناک شب، یک مجموعه داستان است که چه با راوی اول شخص و چه با راوی سوم شخص، ذهنیات شخصیت های داستان را نمایش می دهد و به این طریق شیرینی یا تلخی هر واقعه تاثیر مستقیم روی ذهن خواننده می گذارد. این کتاب از این لحظه ها و حسرت ها می گوید: - آشنایی با جوانی کتاب فروش و خوش برخورد، نسیمی است در زندگی مردی پا به سن گذاشته و تنها مانده. نسیم که به طوفان تبدیل می شود، مرد می ماند که چه تصمیمی باید بگیرد. - دو نفر سال های سال به هم نگفته اند که «دوستت دارم»، چون برای هر دویشان آن رابطه «دوستت دارم» بوده است. حالا که دیر شده، چه؟ - دختری تمام آینده اش را بر دوستی و عشق با مرد جوانی بنا می کند، با وجود این عشق، نمی تواند از خطای کوچک مرد بگذرد. بار حسرت، بار ویرانگری است. - پسرکی به قصد کشت کتک خورده و تحقیر شده، مردی که نپرسیده می داند چه بر سر پسرک آمده است. هر دو باید جایی، چیزی می گفتند. - مردی ظاهرا در بهترین موقعیت اجتماعی، گاه اتومبیل را کنار جاده نگه می دارد تا یادی از گذشته را حال کند و بگرید. - مردی در باران، نقابل پنجره ای تاریک ایستاده و آرزو می کند که برق رفته باشد، نه زن."

90 pages, Paperback

First published January 1, 2005

35 people want to read

About the author

محمود حسینی‌زاد

35 books78 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (12%)
4 stars
19 (32%)
3 stars
17 (29%)
2 stars
9 (15%)
1 star
6 (10%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for میعاد.
Author 13 books366 followers
July 5, 2017
زياد دوستش نداشتم، بر خلاف تعريفايى كه شده بود!! به خصوص داستان اصلى كتاب... چقدر شخصيتا رو هوا بودن و بد!
Profile Image for Pegah Khashayar.
1 review1 follower
Read
March 20, 2013
این کتاب کلمات سنگین ندارد..کلمات پیچیده ندارد..سراسرش دیالوگ است..دیالوگ های من با من..من با او..من با دیگری....اما ساده است..و رسوخ می کند در عمق ذهن و دل.. بخشی از کتاب :فردای آن روز تلفن کرد از این ور و آن ور گفتیم.در تمام طول آن سالها لحظه ای پیش نیامده بود که به یکدیگر بگوییم دوستت دارم.تمام آن رابطه دوتت دارم بود.آن روز اما،بعد از آن همه سال،منتظر بودم.منتظر بودم که بگوید.می دانستم که نمی گوید.دلم می خواست بگوید.نگفت...گوشی را گذاشتم،دیگر تمام بود.ته قلبم گودالی باز شد و تمام آن چندین و چند سال به گودال فرو رفت،تمام ان میلیون ها ثانیه رسوب شد در تک تک سلول هایم
Profile Image for Maryam.
53 reviews11 followers
July 28, 2021
و محمود حسینی‌زاد که هیچ‌وقت ناامید نمی‌کنه!
داستانا رو خیلی دوست داشتم. کلا قلم این نویسنده رو دوست دارم.
داستان‌های 《سیاهی چسبناک شب》 و 《هُرم یادها》رو از همه بیشتر دوست داشتم، مخصوصااااا 《سیاهی چسبناک شب》 رو.

شروع: دوشنبه 1400.5.4 - 12:00 ظهر
پایان: چهارشنبه 1400.5.6 - 12:30 ظهر
امتیاز: 4 ستاره
Profile Image for Masoud.
44 reviews12 followers
August 24, 2020
داستان اول مجموعه با همین نام سیاهی چسبناک شب معرکه بود
Profile Image for Mohadese.
27 reviews7 followers
March 5, 2019
رفتیم سینما.برای چند هزارمین بار می رفتیم.
صد ها و صدها بار کنار هم در آن تالار های تاریک نشسته بودیم. نه به خاطر تصویر های گریزان بر پرده سفید. غرق شدن در تاریکی بود و کنار هم نشستن.حس غریب تعلق محض در برهوت تاریکی.رها از همه چیز و همه کس.
بی هیچ نیازی

روز هایم خوش نیست، شب هایم که باید واقعا بگم شب است و فعلا که امیدی هم به روشن شدنش نیست.چقدر بد است که آدم نمیتواند ذاتا به بیش از یک نفر دلبسته باشد.اگر اینطور است ،باید لااقل کمی درباره اش مطالعه کرد، کسی را یافت و به او دل بست که ازش دور نشود....

مرا بوسید و بوسیدمش
برای چند هزارمین بار و انگار برای اولین بار.....

با نویسندشم حرف زدم که خیلی آدم مشتی ای بود .
داستان اصلی که اسم کتاب هم همونه، بهترین داستانش بود چقد عشق کردم با داستانش!
Profile Image for Samineh.
15 reviews3 followers
November 9, 2007
سیاهی چسبناک شب، حکایت لحظه های رازآلود زندگی ماست..گاهی یک لحظه، گاهی یک کلمه می تواند زندگی ات را زیر و رو کند..
کلمه ای که باید گفته می شد و ناگفته ماند..لحظه ای که راز شد...باید بپذیری زیبایی راز را یا..حسرت ازدست رفتن لحظه ای، محض کلمه ای که ناگفته ماند!
Profile Image for Masih Reyhani.
282 reviews12 followers
August 20, 2021
محمود حسینی‌زاد رو با «بیست زخم کاری» شناختم. از مطالعه‌ی اون کتاب حقیقتا لذت بردم. این کتاب را هم دوست داشتم. داستان‌هایی کوتاه. در فضایی خاکستاری.
Profile Image for علی‌رضا.
64 reviews4 followers
December 14, 2024
یازدهم آذرماه هزاروچهارصدوسه | نُه‌و‌بیست‌دقیقه‌ی‌شب

کتاب را که باز کردم و یکی از داستان‌هارا همین‌طوری برای امیر خواندم زیاد برایم خوشایند نبود. برای او هم.
اما شب که در خانه و سکوت کتاب را از ابتدا خواندم و یک‌نفس هم خواندم، متوجه شدم چه شاهکاری‌ست.
از فضاسازیِ غریب و توصیف‌های دستِ‌اول و کاراکترهای تنها و غم‌زده‌ی هرکدام از داستان‌ها گرفته تا شبی که چسبیده به آستینِ کاراکترها، همه یقه‌ی مخاطب را می‌گیرد و می‌کشاند به متن و الخ.
داستانِ محبوبم همان «سیاهیِ چسبناکِ شب» است در مرتبه‌ی اول و بعدش «ردی سربی» که هنوز پنجره‌ی بی‌نورِ طبقه‌ی سوم روی همکف جلوی چشم‌م نشسته و فکر کنم هیچ‌وقت کنار نرود.
Profile Image for Ali Karami.
22 reviews
Read
August 10, 2009
کتاب قشنگیه و بعضی از داستان هاش هم معرکه است
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.