يادداشت نويسنده بر چاپ نهم : من اين كتاب را در آغاز به عنوان راهنماي ساده و فهرست وار براي آشنائي با «ايسم» هاي گوناگون ادبي نوشته بودم به اميد اينكه در آينده، اساتيد متخصص و نويسندگان و محققان آثار كاملتري در اين مورد ارائه كنند، اما چنين نشد و كتاب به عنوان يگانه منبع و حتي كتاب درسي درباره مكتب ها باقي ماند.
هر چند كه اكنون دست اندر كار نوشتن كتاب ديگري با عنوان ، فلسفه هنر و ادبيات هستم كه بيشتر وقت آزاد مرا مي گيرد، ولي در مورد اين كتاب نيز احساس مسئوليت مي كنم و وظيفه خود مي دانم سهمي از آنچه را كه در طول اين ساليان دراز خوانده و ديده ام به اين اثر اضافه كنم.
اينك آن متن نهايي كه در چاپ پيش وعده اش را داده بودم كه گفتن آنها ضروري به نظر مي رسيد به مقاله هاي اصلي افزوده شده و در بخش نمونه هاي هر مقاله،گذشته از آنكه نمونه هاي اساسي تري آورده شده است ،اصرار داشته ام كه در مورد هر مكتب قسمت هايي از آثار نظريه پردازان آن مكتب را هم ترجمه و نقل كنم تا فهم آن جريان فكري را كه به ظهور مكتب انجاميده است تسهيل كند.
به عنوان نمونه مي توان به صفحاتي از مقدمه كرامول اثر ويكتور هوگو و مقاله هاي تئوريك از پيشوايان رومانتيسم آلمان و نيز مانيفست هاي سوررئاليسم اشاره كرد. و ديگر اضافات...ـ
رضا سیدحسینی (زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۵ در اردبیل) نویسنده و مترجم ایرانی است.ـ سیدحسینی همچنین سرپرست و عضو اصلی تألیف و ترجمهٔ مجموعهٔ شش جلدی «فرهنگ آثار» بوده است بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی به مدرسه پست و تلگراف تهران رفته ومشغول تحصیل در رشته ارتباطات دور شد. سپس برای تکمیل مطالعات خود به پاریس رفت. مدتی نیز در دانشگاه یو.اس.سی امریکا به تحصیل فیلمسازی پرداخت. بعد به ایران بازگشت و مشغول فراگیری عمیقتر زبان فرانسه و فارسی نزد اساتیدی همچون عبدالله توکل، پژمان بختیاری و ناتل خانلری شد. در ضمن مبانی نقد فلسفه هنر و ادبیات را نیز در آموزشکدهٔ تئاتر تدریس میکرد. طی دورههای متمادی سردبیری مجله سخن را به عهده داشتهاست. همچنین در اداره مخابرات و رادیو و تلویزیون هم کار میکرد. از همان دوران بود که به صورت جدی به کار ترجمه پرداخت. در دوران جوانی کتابی در زمینه روانشناسی ترجمه کرده با عنوان پیروزی فکر که بسیار مورد توجه قرار گرفت به طوری که حدود بیست یا سی بار تجدید چاپ شد و هنوز هم میشود. در حالی که دیگر ترجمههایش مثل ترجمه «شاهکارهای دنیا» یا«طاعون» آلبر کامو این قدر علاقهمند نداشت. این کتاب (پبروزی فکر) که مربوط به روانشناسی قبل از فروید است شامل پندهایی است که انسان را به تعمق و تفکر وا میدارد.ـ
رضا سیدحسینی مترجم پیشکسوت در سال ۸۱ عنوان چهره ماندگار را به خود اختصاص داد
نشان شوالیه از پالم آکادمیک فرانسه در سال ۲۰۰۰ نیز از جوایز جهانی این مترجم در حوزه ادبیات می باشد. از سیدحسینی تاکنون ۳۴ جلد کتاب منتشر شده است که میتوان به ترجمههایی از آندره مالرو، مارگریت دوراس، یاشار کمال، ناظم حکمت، ژان پل سارتر، آندره ژید، آلبرکامو، توماس مان، ماکسیم گورکی، بالزاک، جک لندن، چارلی چاپلین و... اشاره کرد. «رؤیای عشق» از ماکسیم گورکی، «لایم لایت» اثر چارلی چاپلین، «طاعون» آلبر کامو، «آخرین اشعار ناظم حکمت»، «ضد خاطرات» و «امید» آندره مالرو، «در دفاع از روشنفکران» ژان پل سارتر و «آبروباخته»ی جک لندن، از جمله آثار این مترجم هستند.
جلد دوم کتاب «مکتب های ادبی» به قلم رضا سیدحسینی، نیز مانند جلداول خود با یک مرور تقریبا تخصصی که بر پایه ی زمان (این جلد تقریبا دو قرن 19 و 20 میلادی را در بر می گرفت) نوشته شده است به ادبیات و مکتب های آن می پردازد، اگرچه در فصل «تئاتر نو» به مسئله دگردیسی تئاتر تحت تاثیرِ ادبیات نو و مکتب های فلسفی به خصوص «اگزیستانسیالیسم» پرداخته است. چیزی که در خواندن دو جلدِ این کتاب بیشتر به ذهن خواننده خطور می کند، تاثیر« جهان خارج و شرایط اجتماعی آن روزِ مکتب های ادبی» بر روی نوعِ جهت دهی به مکاتب ادبی و نویسندگانشان می باشد، انسانِ اروپاییِ قرن هیجدهمی که دارد «انقلاب های اقتصادی» و تمام مزایا و معایب آن را تجربه می کند روی به مکتب «سمبولیسم» و مکتب های جدا شده از آن «ناتوریسم، اماژیسم، فوتوریسم، اکمه ایسم و ...» می آورد تا جایی که شعرهایشان برای ماشین و قطار نوشته می شود، حال وقتی که همان انسانِ غرق در لذات اقتصادی چشم باز کرد و خود را غرق در نظام های سرمایه داری و کارگری یافت روی به «اکسپرسیونیسم» و «کوبیسم» آورد و هنگامی که جنگ اول جهانی را با پوست و گوشت احساس کردو از هرچه که تا آن روز خوانده و نوشته بود ناامید شد دل به «دادائیسم» داد، ولی باز این انسانِ «مجبور به زندگی» تنها راه چاره را فرار از واقعیت به ورای آن می دید و «سوررئالیسم» پدید آمد و پس از آن نیز دل به «سارتری» داد که با پرچم «اگزیستانسیالیسم» می خواست دوباره انسان را مرکزِ مدار دنیا قرار دهد و هنوز هم که هنوز است این قصه ادامه دارد. اگرچه در فصل پایانیِ کتاب به رمانِ قرن حاضر کمی پرداخته شده است ولی کار برای شناخت «رمان معاصر» خیلی پیچیده تر و گسترده تر از یک فصل از کتاب می باشد، به هر حال با همه ی اینها همانطور که روزی در آغوش مادرانمان گوش به قصه می دادیم تا امروز که در هر سبکی و ژانری بیشمار رمان نوشته شده است، در همه ی این حالات تنها خواسته هر شخصی از ادبیات، ایجاد «آگاهیِ همراه با لذت» بوده است، (البته نظری است شخصی.).
کتاب یک دایره المعارف است. سبک های ادبی انتخاب شده، در مورد آن ها بر اساس برخی مقالات توضیحاتی داده شده و در انتهای هر فصل تکه هایی از آثار معروف آورده شده اند. اظهار نظر درباره کیفیت کتاب نیاز به دانش بسیار وسیعی دارد، مقاله ها و شعرها و داستان های انتخاب شده، با توجه به اینکه قرار است در 1200 صفحه کل موضوع جمع شود، ممکن است بهترین نمایندگان سبکشان باشند و یا برخی از معروف ترین هایشان. ادبیات مثل تمام دیگر امور انسانی بسیار سلیقه ایست و داوری حتی برای خبرگان هم کاری دشوار خواهد بود. من سه نویسنده را خوانده ام، سلین، بورخس و کافکا. از دو تای اول که به نظرم حتی اگر در جریان های به خصوص هم نه، در ادبیات چهره های بسیار مهمی هستند تنها اسم برده شده که لزوما ایرادی ندارد قرار نبوده مجموعه از بریتانیکا طولانی تر شود، از کافکا هم «هنرمند گرسنگی» انتخاب شده، داستانی که در کنار «مسخ» بخش مهمی از کافکاست، اما بخش زیادتری از کافکا در داستان کوتاه هایی که در فضای محاکمه و قصرند هستند، انتخاب هنرمند گرسنگی به نظرم همراه با خوش سلیقگی نبوده. اگر به دانستن درباره سبک های ادبی علاقه دارید، این کتاب سنگی خواهد بود که در کنارش سنگ های دیگری بگذارید، فرصتی برای اینکه به سرعت نویسندگان کلیدی را پیدا کنید، در مورد سرنوشت و انگیزه هایشان اطلاعاتی جزئی کسب کنید و اینکه برای چه می نوشتند و علیه چه. برای تعمیق بیشتر در هر بخش کتاب ها و مقالات مرتبط را بخوانید. مورد آخر، در یکی از فصل ها که یادم نمی آید، ویکتور هوگو و نویسنده ای دیگر، هر دو در یک سبک درباره یکی از جنگ های ناپلوئن می نویسند، اولی به شدت برای من کسالت آور بود و دیگری بسیار جالب، پس خود نویسنده و اینکه تا به حال چه چیزهایی خوانده اید برای اینکه از نوشته ای خوشتان بیاید مهمترین عواملند.
کسی که در بین قفسههای کتاب راه میرود و این کتاب را انتخاب میکند، انگیزهاش لابد نام کتاب بوده. " مکتبهای ادبی ". که اینطور القا میکند که قرار است این ایسمهای جذابک دنیای ادبیات را وارد بحثهای کمی تخصصیتر کند، کمی هم مخاطب عام را آگاه کند و امثالهم. آن فرد قاعدتاً میخواهد چیزکی بداند دربارهی " مکاتب ". شیوهشان، نحوشان، رویکردشان همهچیزشان. و نه تاریخِ صرف! بُعد تاریخی کتاب بسیار برجستهتر از آن اطلاعات ادبی مفیدیست که آدمِ علاقهمند دنبالش است. برایم سوال است؛ که چرا مؤلف چنین اسمی انتخاب کرده؟ بیشک آگاه بوده به محتوا. میدانسته چه چیزهایی نوشته، چه اطلاعاتی را وارد کرده و کتاب را بر حول محور کدام بخش از ادبیات قرار داده. پس چرا نام کتاب نشده " تاریخِ مکتبهای ادبی " ؟ راضیام نکرد متأسفانه. حالا که کتاب تمام شده احساس نمیکنم که برای مثال از دادائیسم چیزی یاد گرفتهام بیشتر از آنچه که میدانستم - به جز دادههای تاریخی البته! - نثر کتاب هم مشکلات زیادی داشت. معالاسف نه حضور ذهنی دارم و نه کتابی در دست، که مثال بزنم از بدقلقیهای بعضی جملات، اما گنگ میشد گاهی. انگار متن میخواست خودش را گره بزند به خودش. که جلو نرود، و باز هم تاریخ تزریق کند به خودش. ( البته من چاپ ۲۰ سال پیش را خواندم. شاید الان بهتر شده باشد ) البته، ضعف اشاره نکردن به خود ماهیت و ساختار مکاتب، در فصل مربوط به سوررئالیسم درحال بهبود بود؛ که بعید میدانم برای کتابی با چنین حجمی، صرفاً یک فصلِ رضایتبخش، کافی و قانعکننده باشد. هر دو ستارهای که دادم برای همین فصل است در هرصورت.
من این کتاب رو به همهی کسانی که میخوان با دنیای ادبیات آشنا بشن پیشنهاد میکنم. توضیحات خیلی خوبی داره و درک بهتری از نویسندهها بهتون میده. برای من خوندن دو جلدش حدودا ۵ ماه طول کشید. اولش به تنهایی کتاب رو میخوندم اما بعد با دو تا از دوستام که خوندن این کتاب تو برنامههاشون بود همراه شدیم. هر فصل رو بسته به حجمش تو یه مدت زمان مشخص میخوندیم و بعد یه جلسه میذاشتیم و در موردش حرف میزدیم اینجوری بنظرم خیلی بهتر کتاب رو فهمیدم. اصلا از حجم کتاب نترسید و بخونیدش حتما بعدش احساس خیلی خوبی خواهید داشت. امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.