این چخوف عجب ذهنِ خلاقی داشته... بعضی اوقات با خودم میگم نکنه بیکار بوده و میرفته تو بازار از صبح تا شب مینشته و رویداد ها و اتفاقاتِ پیش آمده رو مینوشته!! وقتی هر کدوم از داستان ها رو شروع میکنیم، احتمالش ضعیفِ که بشه آخرِ داستان رو حدس زد و برخی اوقات هم راست و دروغ در داستان مشخص نیست
در این داستان آیا حق با « خریوکین» بود؟ یا خواسته پوزۀ سگ رو با سیگار بسوزونه! .... اگر صاحبِ سگ، برادرِ ژنرال نبود، نوعِ برخوردِ « اچوملف» تغییر نمیکرد؟ ... دوستانِ گرانقدر، به نظرتون بوقلمون صفت کی بود؟ « خریوکین» که خودش رو به نفهمی میزد که انگار کارِ خطایی انجام نداده و هیچ کاری با سگ نداشته و سگ همینجوری گازش گرفته؟! یا « اچوملف» که مدام حرفش عوض میشد و به قولِ معروف حزب باد بود! کدومشون بوقلمون صفت بودن؟ شایدم هردو
پیروز باشید و ایرانی