عزتالله فولادوند در سال ۱۳۱۴ ش در اصفهان به دنیا آمد. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در آمریکا پی گرفت و موفق شد کارشناسی و کارشناسی ارشد فسفله را از دانشگاه کلمبیای نیویورک دریافت کند. او در کنار فعالیت در شرکت ملی نفت ایران و وزارت امور اقتصادی و دارایی به فعالیتهای فرهنگی نیز میپردازد. از فولادوند چندین ترجمه به یادگار است. ترجمه کتابهای «فلسفه کانت» و «آگاهی و جامعه» عزت الله فولادوند، به ترتیب در دوره هشتم و نهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شده است. عزت الله فولادوند بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی جهت ادامه تحصیل عازم کشور امریکا شد و از دانشگاه کلمبیای نیویورک در رشتۀ فلسفه موفق به دریافت لیسانس و فوق لیسانس گردید. از اساتید برجسته عزت الله فولادوند میتوان به آرتور دانتو، رابرت کامینگ و سیدنی مورگن بسر اشاره کرد. عزت الله فولادوند از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۹ در سمتهای مختلف در شرکت ملی نفت ایران و وزارت امور اقتصادی و دارایی مشغول به کار بوده است.
یه سری اسامی روی جلد کتابها ضامن محتوای کتاب هستن! #عزت_الله_فولادوند برای من یکی از اونهاست هم انتخاب های خوبی داره و هم ترجمه ی فوق العاده ای! این مدت با این کتاب همراه بودم و خیلی لذت بردم! این کتاب در واقع یه سری مجموعه مقالات از نویسنده های مختلف در موضوع های فلسفه، سیاست و جامعه هستش! با یه سری اسامی آشنا شدم که دوس دارم ازشون بیشتر بخونم مثل#ژان_فرانسوا_رول و #آیزایا_برلین ! خلاصه اینکه حتی اگه در مطالعه کتابهایی با موضوع سیاست یا جامعه شناسی مبتدی هستین میتونه گزینه خوبی برای شروع باشه
به نظر مي رسد از هر دري وارد دنياي فلسفه شوي، راه در نهايت به فلسفه ي سياسي مي رسد. آدمي چه ماهيت اجتماعي داشته باشد و چه نه، تا ابتدايي ترين نقطه هايي كه تاريخ آن ها را ثبت كرده است مجبور به زيستن در جمع بوده، و اين لاجرم مي كند وضع اصول و قوانيني را، چراكه خوشبختي همگان برتري دارد بر خوشبختي فرد. و فلسفه ي سياسي شايد ساده ترين تعريفش كاوشي باشد در چگونگي وضع اين اصول و قوانين. كتاب حاضر مجموعه اي زيبا از مقالاتي كوتاه، پايه اي، و گاهي درخشان، مانند مقالات برنارد لوئيس، است. تنوع مباحث مطرح شده خواندن را دلچسب كرده، و پرهيز از بيش از حد تئوريك و تخصصي بودن ويژگي ممتاز كتاب براي خواننده اي است كه آشنايي چنداني با فلسفه ي سياسي ندارد. و اين البته به هيچ وجه به معناي سطحي بودن مسائل مطرح شده نيست. به نظرم مقالات "بازآفريني نيچه" و "قرن عظمت ادبيات روس" جايي در اين مجموعه ندارند. پاسخ رابرت نازيك به سوال "چرا روشنفكران با سرمايه داري مخالف اند؟" پاسخي جالب و نو است، هرچند شايد به دور از پاسخ حقيقي به مسئله باشد.
تكه اي از مقاله ي توتاليتاريسم: "نهضت هاي توتاليتر جاي خداوند و نهادهاي ديني را مي گيرند؛ رهبرانشان به مرتبه ي خدايي رسانده مي شوند؛ تظاهرات توده گيري كه تشكيل مي دهند آيين هاي خدايي به شمار مي روند؛ تاريخ نهضت به تاريخ قدسي رستگاري بدل مي گردد؛ و تبليغ مي شود كه دشمنان و خائنان همان گونه كه شيطان مي كوشد خاندان مدينه ي الاهي را نابود كند، هيچ گاه از مانع تراشي در راه رسيدن به هدف موعود باز نمي ايستند."
در «کلمه» رازی بزرگ نهفته است؛ مسؤولیت در قبال پاکی آن، مسؤولیتی نمادین و معنوی است؛ «کلمه» دارای معنا و اهمیتی است نه تنها هنری، بلکه اخلاقی؛ «کلمه» مسؤولیت است، مسؤولیتی انسانی، و همچنین مسؤولیت در برابر قوم و ملت خویش؛ ما موظفیم «کلمه» را در چشم بشریت پاک نگه داریم. در «کلمه» وحدت بشر و کلیت مشکل انسانیت سرشته است، و از اینرو هیچکس مجاز نیست که امر روشنفکری و هنری را از امر سیاسی و اجتماعی مجزا کند و خویشتن را در برج عاج «فرهنگ» منزوی سازد. این کلیت راستین مساوی با کل بشریت است، و هر کس در هر مقامی که باشد دست به جنایت علیه بشریت زده است اگر بخواهد بخشی از حیات انسان یعنی سیاست، یعنی دولت را عرصهی یکهتازی خویش قرار دهد.
87 بین یک تصور فلسفی و موضع و نگرش سیاسی ملموس کسی که به آن استناد می کند، رابطه تحلیلی بسیار ناچیزی وجود دارد. حتی بهترین نظریه ها هم شخص را از انتخاب راههای سیاسی فاجعه بار مصون و محفوظ نگه نمی دارند. از بعضی موضوعات گرانقدر مانند انسان گرایی ممکن است در راه رسیدن به هر هدفی استفاده کرد... می خواهم نتیجه بگیرم که وجود نگرشی سختگیرانه و احتیاط آمیز و آزمایشی تا حدی ضروری است. درهر لحظه، قدم به قدم، باید آنچه را می اندیشیم و می گوییم کنار بگذاریم در مقابل آنچه می کنیم و آنچه هستیم