این کتاب هم مثلِ دیگر کتبِ عرب پرستانه، سرشار از سخنانِ بی پایه و اساس و خزعبلات بود، تنها نوشته ای که به عقل جور در میومد این بود که دربارۀ « ناسخ» و « منسوخ» نوشته بود: نسخ هم در قرآن و هم در سنّت امکان پذیر است، در قرآن میتوان یک آیه را با آیۀ دیگر، آیۀ قرآن را با حدیث و سنّت را با قرآن، نسخ کرد
دوستانِ خردمند، طبقِ گفتۀ میبدیِ عرب پرست که به اصطلاح استادِ فقه بوده، با اینکه بارها گفتن و نوشتن که قرآن و احکامش که مثلاً اصلش در آسمانِ هفتم پیشِ الله بوده و قطعه قطعه توسطِ جبرئیل بر پیامبر وحی شده و باید غیرقابلِ تغییر باشه، یهویی یه دینکار و عرب پرستِ نادان میتونه با استناد به یک حرفِ پیامبرشون و یا یک عملِ اون، اون رو نسخ کنه و از بین ببره... چه شیر تو شیری میشه. نه؟ همینجوریش دین به خودیِ خود، موهوم و غیرعقلانی هستش.. اینجوری وحشتناکتر و غیر انسانیتر هم شده
پیروز باشید و ایرانی