بررسی ده کتابِ اصلیِ فوکو.
امثال این کتاب یک ویژگی مشترک دارند. مضامین اصلی کتابها را بیان میکنند و با تکرار آنها را جا میاندازند. در نتیجه برای من، هم چند کتابی که پیشتر از فوکو خوانده بودم واضحتر شدند و هم بهتر میدانم کتابهایی از فوکو که در آینده سراغشان میروم، دربارهی چه هستند.
اما این کتابها، مانند یک ریویوی واقعا خوب، هرگز تفکر ایجاد نمیکنند. یعنی نمیتوان با کمک آنها (و بدون خواندن کتابهای اصلی) تفکر فوکویی را ربط داد به مسائلی که هماینک خواننده درگیرش است. بنابراین مطالعهی این نوع کتابها (معرفیِ... یا آشنایی با...) بصورت منفرد، متفکر نمیسازد. چه اینکه از خود نویسنده هم نظریهپرداز درنمیآورد، بلکه جزوهنویسی (هرچند شیواگو) تولید میکند برای تدریس «تاریخِ» تفکر به شاگردان.